توپ ها و مسلسل ها به ميدان آمدند تا در ذهن بيدارِ مردمان حك كنند كه حجاب، مساوي با عقب ماندگي است.
دين و مذهب، خرافه اي است كه سوغات آن، جمود و پس ماندگي ملت هاست؛ هويت و فرهنگ بومي جز تخيلات عوامانه نيست!
سنگفرش گوهرشاد، بايد از خون مردماني رنگين مي شد كه در برابر دروازه تمدن غرب، تا كمر خم نمي شدند و كوتاه نمي آمدند.
گناهِ زناني كه شيون و ناله شان، هنوز در لابه لاي گلدسته هاي گوهرشاد پرپر مي زند، آن بود كه نخواستند نجابتِ چادرهاي سياه و معصوميت روبندهاي سفيدشان را با فرهنگ برهنگي و ولنگاري غربي عوض كنند.
وقتي آزادي و برابريِ حقوق زن و مرد، به رسم اربابان متمدن بيگانه اهدا مي شود، وقتي هياهوي پررنگ و لعاب كالاهاي فريبنده شان، بر سر كشورهاي جهان سومي آوار مي شود، وقتي ايدئولوژي حقير غربي، دين را افيون حكومت ها و ملت ها معرفي مي كند، بايد آزاديِ پوشالي را به زور سر نيزه، به مردمان هديه كرد و فرهنگِ شرم آور عرياني را با داغي سرب بر پيكر ملت ها نشاند.
تازهترین مطالب
نوشتههای وبلاگباور سبز؛ سرانجام سرخ
بيست و دومين روز تيرماه است و تقويم، سال 1314 هجري شمسي را گواهي مي دهد. اسلام زدايي، سياست مكدري است كه محيط وحشت و اختناق پوشش را براي زن مسلمان به ارمغان آورده است. هرچند با برخورد مردم و رهبري چون آية اللّه بافقي، هشت سال، طرح شيطاني حجاب زدايي معطل ماند، اما سرانجام هواي ايران را غبار گرفت؛ غباري از جنس استعمار فرهنگي.
فريادهاي شيخ بهلول، خشم مردم، خاصه زنان مسلمان را شعله ور كرده است. سحرگاه 22 تير است و توپ هاي سنگين، روبه روي مسجد گوهرشاد. آيا عجيب نيست كه مزار امامي غريب را به توپ ببندند تا مردم سكوت كنند؟! مردم پناهنده به آستان ضامن آهو، در خون خويش مي غلتند تا فرياد باور ديني شان، به گوش همه برسد.
... اما آن سو، دستان نوازش گر و رئوف امام غريبان، بر سر ايران مظلوم، آرامش را بشارت مي دهد و ايران به اين حمايت، دل مي سپارد.
فرياد براي عفت
فرياد سرخ شرافت و حميت، بال در بال كبوترانِ سپيدِ آستان رضا عليه السلام، پر مي گشايد؛ تا آسمانِ روشنِ گوهرشاد.
انگار شور حسيني، در قلب هاي مردمان مي جوشد و چارقدها و چادرها، به حرمتِ معصومانه ياس، به جنگِ چنگال هاي پليد شيطان مي روند!
ديگر در دل ها هراسي از صفير گلوله ها و سايه اي از اضطراب مرگ نيست.
گام ها از مرزِ هبوط و زميني ماندن مي گذرند و پا در حريم امنِ آسمان مي گذارند.
ساقه دست ها، به غنچه اعتراض، شكوفا مي شوند، تا يكرنگي و همدلي قلب ها را اظهار كنند؛ تا حجاب، نشانِ هميشگي حيا و پاكدامني زن ايراني بماند و فرهنگ ديني و ملي، در بازار منفعت طلبي اربابان خارجي، به تاراج نرود.
حجاب، نور زن است
لباس ها فرق كرده است. دشمن، همان دشمن است و حق، همان.
همان ها كه روزگاري، مردم را از خاندان هدايت، محروم داشته اند، اينك مي كوشند تا جامعه را از ذات خويش و از طبيعت الهي خود، دور كنند. دشمن اين بار مي خواهد نور زن را از او بگيرد و در پي آن، از اسلام و آيين ارزشي وحي.
اما نظام شيطاني رضاخاني، چه عبث پنداشته و چه موهوم به طراحي فتنه ها دل سپرده!
عفاف فاطمه(س)
زنان در صدر اسلام، در فعاليت هاي اجتماعي حضوري فعال داشتند و در مكتب اسلام از زناني به نيكي ياد مي شود كه اجتماعي هستند و در صحنه هاي سياست و اجتماع حضوري فعال دارند. دين اسلام با معرفي الگويي چون فاطمه(س) به همگان آموخت كه زن بايد در جامعه مشاركت فعال و همه جانبه داشته باشد و در تربيت اجتماع و سوق دادن به فضيلت هاي اخلاقي و انساني بكوشد.
آنچه در زندگي حضرت زهرا فاطمه(س) به عنوان يكي از ملاك هاي حضور اجتماعي زن اهميت دارد، حفظ عفاف، حجاب و متانت است كه حافظ كرامت و جايگاه حقيقي و والاي زن است. بنابراين، از جلوه هاي درخشان زندگي حضرت كه براي الگو قرار دادن، التزام به عفاف است. عفاف و حجاب فرماني الهي است و برخلاف تصور برخي، عامل مصونيت اجتماعي و پيشگيري از تخريب شخصيت زن است.
حضرت فاطمه زهرا(س)، نمونه كامل زن مسلمان در تمام اوصاف و كمالات اسلامي به ويژه در حجاب و عفاف بود. تا ضرورتي نمي ديد از هم كلامي با مردان ـ آن هم با شرايطي ويژه ـ خودداري مي كرد و از اينكه پدر بزرگوارشان كارهاي داخل خانه را به او واگذار كرده و از فعاليت هاي امور بيروني معاف داشته، شادمان بود. هرچند حضرت زهرا(س) در مواقع لزوم به فعاليت هاي سياسي و اجتماعي نيز مي پرداخت، ولي هرگز از پرده حجاب كامل و عفاف لازم بيرون نرفت و حتي در ميدان مبارزه (در دفاع از ولايت اميرالمؤمنان علي(ع) و به يغما رفتن فدك) به حجاب كامل و حياي اجتماعي و اخلاقي بسيار مقيد بود.1
1. علياکبر بابازاده، تحليل سيره فاطمه زهرا(س)، صص 153 و 154.
زن فاطمي
از پگاه روزي كه فاطمه(س) زاده شد، زن دانست كه مي تواند عروسك بي جان و شاهد شعرهاي هرزه جاهلي نباشد.
در غروب روزي كه فاطمه(س) زخمهاي پدر را التيام مي داد و در شام عصري كه زهرا(س) به حمايت از شوي حقّْمدارش، در كوچه هاي مدينه راه افتاد، زن دانست كه در خلقتِ او رازي است و در هستيِ او سرّي.
به كنار آيينه رفت و در صفحه بي زنگار آيينه، خود را ديد كه پيوندگاه امامت و ولايت شده است.
حجاب، پيش از او آييني مُندرس مي نمود و رسمي از ياد رفته.
عفاف، پيش از او، شعاري بي پايه و دستوري بي اساس مي نمود.
اما وقتي كه او آمد، حجاب، رخسار عرشي خود را از پرده جاهليت بيرون كشيد و عفاف، خود را برازنده قامت او يافت.
حجاب، يتيمي خوار و از ياد رفته اي بي مقدار شده بود.
حرمت زن، زير سُمِّ ستوران جاهليت، گرد راه بود و به هر نسيمي از جا بر مي خاست
با ظهور زن فاطمي بود كه عفاف زن را كنار شجاعت مرد، نشاندند و حجاب را با كرامت، همسنگ شمردند.
حجاب
مردها دور هم نشسته بودند. مدرس به ديوار تكيه داد و به سه مرد تازه وارد نگاه كرد. از وقتي آمده بودند درباره درستي كارهاي رضاخان حرف زده بودند؛
ـ ايران نياز به تجدد دارد.
ـ تا كي زن ها را از مسائل جامعه دور نگه داريم؟
ـ برداشتن حجاب و چادر از سر زن ها نشانه تمدن است.
چهره مدرس از وقتي استدلال آورده بود و آن سه مرد قبول نكرده بودند و با لجاجت، باز حرف هاي خودشان را تكرار كرده بودند، خسته به نظر مي رسيد. تمام شاگردان هم از اين بحث و جدل كلافه شده بودند. يكي از شاگردان مدرس كنارش نشست. هيكل تنومندش را به سختي در جاي خالي، جابه جا كرد. هميشه دوست داشت نزديك استادش باشد. مدرس لبخندي زد. مرد دستي به صورت سياهش كشيد و ناصافي پوستش را كه آبله سوراخ كرده بود، زير انگشتان دستش حس كرد.
يكي از سه مرد، كراوات بلندش را روي پيراهنش مرتب كرد و پرسيد:
آخر چرا با كشف حجاب مخالفت مي كنيد؟
شاگردان مدرس از سؤال تكراري مرد خسته شده بودند. مدرس به زانوي شاگرد تنومندش زد و به صورت پر آبله او خيره شد. شاگرد خنديد. مي دانست باز مدرس قصد شوخي دارد. با لبخند به استادش نگاه كرد. مدرس دستش را روي شانه او گذاشت و گفت:
اگر خواهر اين آقا به برادر خود شباهت داشته باشد، بي حجاب به كوي و برزن بيايد مردم وحشت مي كنند. بايد التماس كنند كه از خانه بيرون نيايد.
شاگرد از تصور آنچه مدرس گفته بود، خنديد. صداي خنده از بين جمعيت بلند شد.
مدرس به مرد خيره شد و ادامه داد:
نمي دانيد اين كار از كجا عيب دارد و چه نقشه اي را تعقيب مي كند.
همه شاگردان از اين شوخي خنديدند. سه مرد به هم نگاه كردند. مدرس از جايش بلند شد. مي دانست آنها با هيچ استدلالي راضي نمي شوند.1
1. غلامرضا گلي زواره، داستانهاي مدرس، هجرت، ص 221.
سعي دارد متجدد كه شود كشف حجاب
خواهد او مثل اروپا شود اين مُلك خراب
در اروپا همه را مسلك و آيين اين است
كه زن و مرد ز شهوت بِشَوَندي بي تاب
اين جوانان وطن بنگر و اين نسوان را
خود تو انصاف بده هست چنين رأي صواب؟
عقل كل ختم رسل بهر فسادش بودي
امر فرموده كه پوشند زنان رخ به نقاب
متجدد به تجدّد قسم امروزه خطاست
مكن اصرار و مَدَر پرده و منماي شتاب
نظر پخته به خامان طمع خام بود
صرف تقليد نشايد كه شدن فاتح باب
تار محكم كن از اول تو در اين رشته كشف
ورنه از اين نخ پوسيده چنين رشته متاب
در تمدن بنما سعي كه اول قدم است
در معارف بنما كوشش، اين نكته بياب
تا كه از پرتو انوار معارف، ايران
شود از علم و تمدّن چو خورِ عالَم تاب
رشته كشف دراز و من بيچاره عوام
جاهلان متجدّد نپذيرند جواب
اميريِ فيروزكوهي
ضرر، ضرر است
قضيه درست مثل وقتي است كه به آدم بگويند توي غذايش مرگ موش ريخته و او لب به غذا نزند، اما هر چه در گوشش بخوانند كه بابا جان! سيگار مي كشي، سرطان مي گيري و ال مي شوي و بل مي شوي، نيشش را باز كند و هي از دماغش دود بدهد بيرون ... ضرر، ضرر است. اما ضرر مرگِ موش، تابلو و دفعي است؛ ضرر سيگار تدريجي و كم كم.
استعمار يعني تصرف كردن. جناب استعمارگر مدتي گير داد به زمين هاي مردم را گرفتن (استعمار كهنه). حالا با تصرف انديشه مردم حال مي كند (استعمار نو).
همه آدم هاي همه مناطق دنيا، براي خودشان پوشش خاصي دارند كه ارزش هايشان را تعريف مي كند. پشت هم ارزشي هم يك دنيا تفكر و انديشه خوابيده است. يكي از جاهايي كه جناب استعمارگر خيلي با تصرفش حال مي كند، همين انديشه اي است كه پوشش ما ايراني ها را شكل داده است.
(
اگر يك دفعه بيايي به يك دختر ايراني بگويي: «بيا كلاً حجابت را كنار بگذار»، مثل اين است كه يك قاشق مرگ موش به او تعارف كرده باشي. پس مي زند. عمراً قبول كند. بايد از راهش رفت. اما چه جوري؟
لطفش به همين است كه چكه چكه مركب بريزي توي تابلوي سفيد طرف و به روي خودت هم نياوري. بعد چشم طرف يواش يواش به اين قطره هاي كوچولوي تيره عادت مي كند و عادت مي كند... و وقتي كل تابلوي سفيد و خوشگلش سياه شد، يك دفعه جا مي خورد. ولي نمي فهمد كه چه كسي تابلوي عزيزش را سياه كرده؟ اصلاً از فطرت پاك و سياه شدنش هم كه بگذريم، هر تار مويي كه خود را نمايش مي دهد، تكه اي از آرامش آدم را مي كند و دور مي اندازد.
قضيه اين تار مو مثل همان نخ سيگار است. اين همه سيگاريِ خوش بخت دارند توي دنيا قدم مي زنند و «ظاهراً» به جايي بر نمي خورد. ولي آيا در واقعيت هم به جايي بر نمي خورد؟ اين همه پوشش پوشالي ... سست ... نمايشي ...
ارزش هايي كه رشته رشته پاره مي شوند. نازك مي شوند. و به خيالمان هستند هنوز. اما از اين طناب محكم سايه اي افتاده روي ديواري دور ... خيال مي كنيم كه هست دل خوش مي كنيم كه مانده ... و ته دل مي دانيم كه چقدر لاغر شده. طنابي كه روزي محكم بود و دلمان را محكم مي كرد.
ظاهراً به هيچ جايي بر نمي خورد. روسري هايي براي نصف سر ... آرايش هايي كه از آدم، عروسكي مي سازند براي نگاه كردن و ...
صحبت از بي حجابي نيست. از «بد» حجابي حرف مي زنيم. از بعضي ها كه در جواب مي خندند و مي گويند: «بي خيال!» اين بي خيالي تنها اميد جناب استعمارگر است. كسي كه چاقو در دست گرفته و رشته رشته طناب ارزش هايمان را پاره مي كند و بند آرامش هايمان را به باد مي دهد؛ بي خيال ...
پوشش زن در گستره تاريخ ایران زمین
مادها و هخامنشيان
در زمان مادها با جامه اي دو تكه خود را مي پوشانيدند. به نقل از كتاب تاريخ اجتماعي ايران، زنان عهد هخامنشي چهره شان كاملاً ديده مي شود، گيسوان بلندشان را پشت سر مي آويختند و پيراهنشان مانند مردان پارسي بود، مؤيد اين مطلب اينكه اخيراً در مقبره هاي پازيريك واقع در اتحاد جماهير شوروي سابق قطعه فرشي كوچك مشتمل بر مربع هايي به دست آمده، كه يكي از مستشرقين روسي به نام رودنكه آن را متعلق به عهد هخامنشي مي داند. روي هر متر مربع صحنه اي مشتمل بر چهار زن كه در مقابل آتشدان مشغول انجام دادن مراسم مذهبي هستند، ديده مي شود. در اين نقوش، لباس زنان به رنگ زرد، قرمز و قهوه اي، نشان داده شده است. چنان كه اين فرش نشان مي دهد زنان آن عهد از پارچه شنل مانندي كه روي سر مي انداختند و حالتي شبيه چادر داشته است، استفاده مي كردند.
چراغ راه مبارزه با بی حجابی در اندیشه شهید مطهری
«حيا، عفاف و پوشش، تدبيري است كه خود زن براي بالا بردن ارزش و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار مي برد».1
«بعضي افراد خيال مي كنند كه حجاب براي زن محدويت و حصاري است كه خانواده و وابستگي به شوهر براي او ايجاد نموده است و بنابراين پندار، حجاب نشانه ضعف و محدويت زن است، ليكن راه حل اين شبهه و تبيين حجاب در بينش قرآن كريم به اين است كه زن بايد كاملاً درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بتواند از حق خود صرف نظر كند و نيز حجاب زن مربوط به مرد هم نيست تا با رضايت مرد از حجاب صرف نظر شود، حجاب زن مربوط به خانواده هم نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند بلكه حجاب زن حقي الهي است».2
«در جهان غرب و كشورهايي كه به قانون غربي مبتلايند، اگر زن همسرداري آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام مي كنند، اما در اسلام چنين نيست، حرمت زن، نه به خود زن، نه به شوهر و نه به برادر و فرزندانش اختصاص دارد و همه اينها اگر رضايت بدهند قرآن راضي نخواهد بود؛ چون حرمت زن و حيثيت زن حق الله است و خداي سبحان زن را با سرمايه عاطفه آفريد كه معلم رقت باشد و پيام عاطفه بياورد. اگر جامعه اي اين درس رقت و عاطفه را ترك نمود و به دنبال غريزه و شهوت رفت به همان فساد مبتلا مي شود كه در غرب ظهور كرده است».3
1. شهيد مطهري، مسئله حجاب، ص 62.
2. عبدالله جوادي آملي، زن در آيينه جلال و جمال، قم، نشر اِسراء، 1386، ص 350.
3. همان.
«اگر مردم متحد اللباس شوند متحد مي شوند»
او در بازگشت از سفر به زنان دستور داد كه لباس هايشان غربي باشد كه البته با مخالفت شديد خانواده هاي ايراني برخورد كرد. اما، اين بي قيدي و دور شدن از سنن اصيل ايراني تنها به زنان حرم محدود شد.
البته قبل از تغييرات مدرنيسم رضاشاهي هيچ زني بدون حجاب در ملأعام ظاهر نشد مگر يك زن: قرة العين. استعمار انگليس با پر و بال دادن به فرق مخالف دين اسلام بيش از پيش در بي حجابي زنان ايراني كوشيد. يكي از اين فرقه ها بابيگري بود كه فاطمه زرين تاج معروف به قرة العين با روي كردن به اين گروه اولين نغمه هاي شوم بي حجابي زنان را سر داد و خود را اولين زن بي حجاب تاريخ معاصر مطرح كرد.
پي آمدهاي كشف حجاب
پي آمدهاي اقتصادي كشف حجاب
زمينه استفاده از لباس ها، لوازم آرايش و ساير فرآورده هاي ظاهر فريب سرمايه داري غربي فراهم گرديد؛ زيرا تا وقتي كه مرد و زن ايراني لباس سنتي خود را مي پوشيدند، طبعاً مناسب آن زيورآلات مصرف مي كردند و اكثر قريب به اتفاق لباس ها و زيورآلات نيز داخل كشور توليد مي شد و محتاج محصولات غربي نبودند ... لذا با تغيير لباس مردان و زنان به سبك اروپايي ايرانيان مجبور شدند توليد آنها را وارد كشور كرده، تهيه و مصرف نمايند و بدين ترتيب كم كم صنايع داخلي از قبيل كارگاه هاي نساجي، پارچه و شال و نمدمالي و عبابافي و ... چون نمي توانستد با مُدهاي رنگارنگ پاريس و لندن و نيويورك مقابله و رقابت كنند از بين رفتند و سرمايه هاي داخلي به جاي توليد مجبور به واردات شدند و سرمايه داران استعمار، درآمدهاي سرشار به جيب زدند و كار به جايي رسيد كه حتي مجبور به وارد كردن لباس هاي ته مانده، كهنه و نيمدار غربي از امريكا و اروپا شدند.
عفت زينب
علامه مامقاني مي گويد: «زينب در حجاب و عفت يگانه دوران بود. در زمان پدرش و برادرانش تا روز عاشورا، هيچ كس از مردان، او را نديده بود».1
محمدحسين سابقي گويد:
زينب در حجاب و عفاف به مرحله اي رسيده بود كه هيچ گاه همسايه ها صداي او را نشنيده بودند و شخصي او را نديده بود. آن بانو هرگاه مردم به خواب مي رفتند و شب همه جا را فرا مي گرفت، براي زيارت جدش پيامبر از خانه خارج مي شد.2
يحيي مازني گويد: «من در مدينه مدت بسياري همسايه حضرت علي(ع) بودم، ولي به خدا سوگند هرگز زينب(س) را نديدم و صداي او را هم نشنيدم».3
زن و حجاب
وقتي اسلام در پوشش زن و مرد و صحبت كردن و رفتار آنها سخت گيري مي كند، اين تنگ نظري نيست؛ وسعت نظر است.
زن دلسوز باايمان كه خانه و كاشانه و خانواده را به بهترين صورت اداره مي كند تا مرد بتواند در ميدان هاي ديگر با فراغ بال تلاش كند، مجاهد محسوب مي شود.
اگر مي خواهيم به سوي اسلام اصيل همه جانبه تمام عيار پيش برويم، بايد مسئله پوشش مطلوب با كرامت خواهران را يك مسئله سطحي و كم بها اعلام نكنيم.
وقتي قرار است محتواي يك جامعه، عفت و پاك دامني زن و مرد باشد، آن وقت مسئله پوشش برازنده يك خواهر مسلمان ديگر مسئله فرم و شكل ساده بي بها يا كم بها نيست؛ شكلي عميقاً در رابطه و درخور آن محتواست.
بايد عفت اخلاقي جامعه مسلمان و امنيت اجتماعي اش هر دو تأمين باشد. در اين زمينه، اتفاقاً نقش حكومت خيلي قوي است. بايد طوري باشد كه واقعاً يك زن اگر نيمه شب از خيابان خلوت و تنها عبور مي كند، امنيت داشته باشد.
همان طور كه نظم عبور و مرور محترم است، عفت و پاك دامني در جامعه اسلامي هزار بار از آن محترم تر است.
***از اندیشه های شهید مطهری
بدحجاب های دل پاک!
همیشه شنیدهایم که بدحجابها میگویند ما دلمان پاک است و با خدا بودن و مسلمان بودن به این نیست که چهار تار موی خود را بپوشانیم! اما آیا حفظ حرمت آداب و شئون ماه خدا را هم از دید آنها فقط با دو کلمه «دل پاک» میتوان خط زد و آن را از مُد افتاده تلقی کرد؟

بدحجاب هم آن بدحجابهای نسلهای قبل که برایشان محرم و رمضان، حرمتی داشت که با دیدن رفتارهایشان در این ماهها هیچ گاه نمیتوانستید باور کنید که اینها زمانی در رعایت حجابشان سست بودهاند.اما این روزها که دیگر بدحجابها در جامعه رها شده اند و واژه «بدحجابی» برای بعضی از آنها با «بیحجابی» جایگزین شده، حفظ حرمت ماههای خاص هم رنگ باخته است و باید پای دل خانوادههای مذهبی نشست تا خون دلشان برایتان سرریز شود،
بدحجابگاردگیری برای جوانان ، تواضع برای اختلاس ها
در جامعه ی امروز شیوه برخورد با اختلاس گران و مجرمان دانه درشت آنطور که باید رضایت جامعه را به دنبال نداشته است ؛ در مقابل برای نبستن کمربند ایمنی در خودرو گشت نامحسوس داریم!آیا این انصاف است؟!

مرد مومنی فرزند ناخلفی داشت که از هیچ کار حرامی از می خواری گرفته تا شهوت رانی دریغ نمی کرد اما این موضوعات مهم هرگز به چشم پدرش نمی آمد. در آن ایام تازه بادمجان وارد ایران شده بود و به دلیل اینکه از فرنگ آمده بود قیمت بالایی داشت که برخی روحانیون شهر خرید آن را اسراف می دانستند و به نوعی خوردنش را جایز نمی دانستند در این زمان پسر ناخلف بادمجان خریده و به منزل برد که با برخورد سخت پدرش مواجه شد. پدر که تا کنون مستی و فساد پسر را اصلا نمی دید فرزندش را به باد کتک گرفت که چرا بادمجان می خوری!
بدحجاب های خوش قلب شب قدر
در این شب ها تهران و سایر شهرها بسیار زیباتر میشود و از گوشه و کنار شهر صدای سبحانک یا لا اله الاّ انت الغوث الغوث به گوش میرسد. وقتی به شهر نگاه می کنید با سیل جمعیتی روبرو میشوید که نیمی از آنها را جوانانی تشکیل می دهند که...

ماه رمضان از نیمه گذشت و شب های قدر هم فرارسید.حضور مردم در اولین شب قدر مانندسالهای قبل پرشکوه بود. در این شب رحمت و مغفرت همه ی مردم از پیر و جوان فرصت را غنیمت می شمارند و راه بازگشت به سوی حضرت حق و توبه از گناهان را در پیش می گیرند. این شب ها فرصتی است برای پاک کردن ظاهر و باطن از هر گناه و آلودگی .
بدحجاب ، شب قدرزنان بد حجاب را مجازات کنید!
همانطور که می دانید حجاب در تمام ادیان، اعتقادات ، ملل و سرزمین های مختلف از دیرباز برقرار بوده و هست، و تنها تفاوت آنها با همدیگر، تفاوت در مقدار و کمیت آن است، حجاب به معنای «پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم» از دستورات بزرگان دین و رهبران جامعه می باشد، چرا که پوشش و عفاف از آن جهت که امری فطری و برای حیات اجتماعی انسان، ضروری است، در ادیان و مذاهب الهی دارای جایگاه خاصی است. همه ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمردهاند و جامعه بشری را به سوی آن فراخواندهاند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احکام و دستورهای ادیان الاهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است.واقعاً خوشگل تر و خانم تر شدی!

در دوره ی دانشجویی ام، چند سالی تهران بودم، دو سال اول را در یک خوابگاه خصوصی اسکان داشتم، محیطِ جالبی نداشت، ولی نسبت به خوابگاه های خصوصی دیگر بهتر بود. با اینکه دختر ساده ای بودم و آرایش نمی کردم، به مرور جو آنجا روی من هم تأثیر گذاشت. در مقابل آن همه دخترهای رنگارنگ و ظاهراً خوشگل، احساس کمبود می کردم. وقتی از خوابگاه بیرون می آمدم، بدون روژلب احساس می کردم یک چیزی روی صورتم کم است، ابتدا کم رنگ می زدم، اما بعدها پر رنگ شد! مانتوهایم ، از زیر زانو تبدیل به روی زانو شدن و به مرور زمان، کمی تنگ تر شدند.تا اینکه به طور ناگهانی پدرم فوت کرد و به خاطر هزینه های سنگین خوابگاه فعلی ام، به دنبال مکان ارزان تری بودم، خوابگاه دانشگاه های سراسری را سر زدم، ولی جای خالی برای من نبود. واقعاً از دادن کرایه آخر ماه وحشت داشتم. چند هفته از مرگ پدرم می گذشت تا اینکه یک شب دوست یکی از هم اتاقی هایم، مهمانمان شد. از لابه لای صحبت هایش متوجه شدم که خوابگاهشان هم جا دارد و هم کرایه اش خیلی پایین ترست. دانشگاه و خوابگاه، داخل حرم حضرت عبدالعظیم حسنی بود!
عشقهای ممنوع متاهلین

همین میل های نابجا و محبت های هوس آلود در بسیاری از خانواده ها عامل طلاق و جدائی لااقل عاطفی زن و شوهر ها شده است و گاه مادری را از خانواده و فرزندان خود جدا کرده تا وارد زندگی دیگری کند که برای او نیست و چه داستانها و ماجراهای اسف باری که در این راستاها پدید آمده است!
رسوایی های جنسی داعش
شرایط اسف بار در عراق و سوریه تنها مربوط به قتل و غارت ها نمی شود بلکه تکفیری ها جنایت های فجیع و شنیع جنسی بسیاری را مرتکب می شود

گروهک تروریستی که خود را دولت اسلامی می خواند تا به حال با فجیع ترین صورت ممکن افراد بسیاری را قتل عام کرده و خون هزاران نفر اعم از زن و مرد و کودک را به زمین ریخته است همچنین هزاران نفر در پی جنایت های این گروهک از خانه های خود آواره شده اند. تکفیری ها با ادعای مسلمانی خود نه تنها در کشتار و جنگ ماه حرام نمی شناسند بلکه حتی به مرقد و قبور پیامبران نیز جسارت کرده اند. آنها بیش از آنکه با صهیونیست ها و هم پیمانان غربی آنان مشکل داشته باشند از آنها در راه قتل عام مسلمانان کمک های مالی و تسلیحاتی می گیرند اما این تنها یک بعد از رسوایی های این گروهک 72 ملت است! رسوایی های جنسی بسیاری نیز علاوه بر این دامن گیر این دولت اسلامی! می باشد.
از پوشش غربی تا معماری غیر اسلامی

در تهران که قدم میزنیم شاهد چیزهای عجیب و غریب زیادی هستیم مثل بدحجابی، مانتوهای جلو باز، موهای فشن کرده و ابروهای برداشته ی پسران و... که خیلی از اینها آشکار است و حتما تاکنون با آنها مواجهه شده اید اما بعضی چیزها نیاز به دقت دارد تا متوجه شویم به کدام سمت میرویم!
مد ایرانی با لباس عریانی!
عاشق لباس های مد روز است!،برایش فرقی نمی کند مانتویی بپوشد که جلویش باز باشد یا بدن نما و یا دارای مارکها و کلمات بیگانه و مستهجنی که معنی آن را هم نمی داند! خب جوان است دیگر! عاشق مد و مدگرایی اما...

جوانی دوران شیرین و پر شوری است که تمایلاتی را هم با خود به همراه دارد و غرایز طبیعی در شکل دهی آن نقش اصلی را برعهده دارد.جوانی دورانی است که شور و هیجانات خاص خود را دارد از استقلال طلبی و تنوع طلبی تا نوگرایی و مدگرایی .تا جایی که تمایل به نوگرایی در حدی بین جوانان امروزی شیوع پیدا کرده است که برای امروزی شدن دست به انجام مدهای فشن غیر مجاز و لباس های مستهجن و تقلید از الگوهای بیگانه و غیر خودی میزنند تا آنجا که اگر گذری در خیابان داشته باشید با مانور چیزهای عجیبی روبرو میشوید؛ به طوری که از نوک پا تا فرق سر برخی از جوانان امروز را غربی می بینید که هیچ ارتباطی با زندگی شخصی و سبک زندگی اسلامی ندارد البته لازم به ذکر است که بگوییم مدگرایی عمدتا درپوشش و لباس جوانان و نوجوانان نمود عینی پیدا می کند.
عکس پروفایل من و غیرت همسرم!

من و همسرم نزدیک پنج سال است که باهم زندگی می کنیم ، مشکل خاصی نداریم اما از وقتی که هر دو تلفن هوشمند خریدیم و در چند شبکه اجتماعی موبایل عضو شدیم ، اختلافات جدیدی وارد زندگی ما شده است. همسرم لایک ها و کامنت های مرا در همه جا چک می کند و من هم به اینکه ساعت های زیادی در این شبکه هاست و در حال خواندن پیام ها و حرف زدن با آدم های مختلف است ، شکایت دارم. البته هر دوی ما به اصولی پایبند هستیم و همدیگر را دوست داریم اما اینکه وقتی به خانه می آید مدام در حال چک کردن وایبر و تلگرام و غیره هست ، ناراحتم .
او هم به من می گوید حق ندارم عکس بگذارم حتی با حجاب کامل! من این حرفش را قبول ندارم. از طرفی چون مدام صفحات مرا چک می کند ، نمی توانم کاری که خودم دوست دارم را انجام دهم. حس می کنم این تلفن همراه و این صفحات زندگی ما را خراب خواهد کرد. چگونه این موضوع را حل کنم. لطفا کمکم کنید.
مقصر اصلی تجرد گرایی دختران
آمارها از افزایش زندگی مجردی، مخصوصا بین دختران حکایت می کند. افزایش زندگی مجردی در دختران به عنوان یک آسیب نوظهور تلقی شده است. اما چه چیزی عامل این اتفاق است؟

در سه قفله شده و کلید آویزان پشت در، خانه پر از نور، ترس و واهمه از سرو صداهای وهم انگیز و کراهت در و همسایه از مجاورت با یک آدم تنها، رصد کنجکاو گونه همسایهها از ترددهای گاه و بیگاه اقوام و دوستان؛ صحنه آشنای سه دهه گذشته این روزها بیشتر به تصویری سیاه و سفید از فیلم های فارسی دهه 50 می ماند.