-
چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲
-
مسئله ارزش ها و ضدّ ارزش ها در هر مكتب، يكي از مسائلي است كه با جهان بيني آن ارتباطي
مستقيم دارد و از جمله اين ارزش ها، ارزش و اهميّت زن است كه در طول تاريخ و در جوامع مختلف بشري، بسته به نوع جهان بيني هر قوم، قبيله و جامعه اي داراي نوسانات مختلفي است و اشاره به گوشه اي از آن خالي از حُسن نيست:
در يونان [باستان]، زن جزو كالاهاي تجاري در بازارها خريد و فروش مي شد، بدون شخصيّت حقوقي و اجتماعي بود و بعد از وفات شوهرش حقّ زندگي نداشت. مرد مي توانست زنِ خود را به هر كه بخواهد قرض دهد يا به دوستانش هديه كند.1
در استراليا زنان به مثابه حيوانات اهلي بودند و در مسافرت ها حمل تمام اثاثيه خانه و بچّه توسط زنان انجام مي گرفته است. همچنين در مواقع قحطي و گرسنگي، زنان را مي كشتند و گوشت آنها را مي خوردند.2
مجامع مسيحي ايتاليا و اسپانيا، پس از مناظرات زياد معتقد شدند كه در ميان زنان جهان فقط حضرت مريم عليهاالسلام انسان بوده و داراي روح جاويد است؛ بقيّه زنان داراي صفت انساني نبوده، علاوه بر آنكه روح جاويد ندارند، برزخ بين انسان و حيوان محسوب مي گردند.3
در آفريقا اهميّت زن و دختر از يك تخم مرغ كمتر بود. چه آنكه اگر سبد تخم مرغ از دست دختر يا زن آفريقايي مي افتاد و تخم مرغ هاي آن مي شكست،










