-
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴
-
پي آمدهاي اقتصادي كشف حجاب
زمينه استفاده از لباس ها، لوازم آرايش و ساير فرآورده هاي ظاهر فريب سرمايه داري غربي فراهم گرديد؛ زيرا تا وقتي كه مرد و زن ايراني لباس سنتي خود را مي پوشيدند، طبعاً مناسب آن زيورآلات مصرف مي كردند و اكثر قريب به اتفاق لباس ها و زيورآلات نيز داخل كشور توليد مي شد و محتاج محصولات غربي نبودند ... لذا با تغيير لباس مردان و زنان به سبك اروپايي ايرانيان مجبور شدند توليد آنها را وارد كشور كرده، تهيه و مصرف نمايند و بدين ترتيب كم كم صنايع داخلي از قبيل كارگاه هاي نساجي، پارچه و شال و نمدمالي و عبابافي و ... چون نمي توانستد با مُدهاي رنگارنگ پاريس و لندن و نيويورك مقابله و رقابت كنند از بين رفتند و سرمايه هاي داخلي به جاي توليد مجبور به واردات شدند و سرمايه داران استعمار، درآمدهاي سرشار به جيب زدند و كار به جايي رسيد كه حتي مجبور به وارد كردن لباس هاي ته مانده، كهنه و نيمدار غربي از امريكا و اروپا شدند.
پي امدهاي اجتماعي كشف حجاب
ايجاد و افزايش فاصله ميان نسل و طبقه غرب گرا، با كل جامعه بود. مرداني كه تغيير لباس دادند و زناني كه روسري و چادر را از سر برداشتند در واقع ديواري بين خود و جامعه سنتي كشيدند و مقدمات جدايي كامل از نسل پيشين يعني مادر، پدر، مادر و پدربزرگ را فراهم مي آوردند. از يك سو نسل پيشين، اين مردان و دختران و زنان را منحرف و بي دين مي نامند و از سوي ديگر اين افراد بزرگان خود را مرتجع، عقب مانده، جاهل و خرافاتي مي پندارند و در نتيجه فاصله ميان نسل ها بيشتر مي گردد. اين جو بدبيني موجب شد اين نسل به كل ارزش ها، طرز تفكر، روش تربيت و روش زندگي بزرگان خود عقده دار شوند و زمينه فرار آنان از خانواده و سنت ها و ارزش هاي خانوادگي نيز فراهم گردد.
از سوي ديگر خواسته استعمار اين بود: «بايد بين فرزندان و پدران از نظر عقيده و فكر و سليقه جدايي انداخت تا بدين ترتيب به دامن تربيت ما بيايند تا آنان را از افكار اسلامي و علماي اسلام جدا كنيم» [اشاره به خاطرات مستر همفر (جاسوس انگليس در ممالك اسلامي) كه فصلي از كتاب قابل استفاده در مأموريتش، طرح هايي داشت براي از بين بردن نقاط قوت مسلمانان] و با اين عمل به ظاهر ساده، زنان و مردانِ تغيير لباس داده در برابر كل جامعه و خانواده سنتي خود كه متدين نيز هستند، قرار داده شدند ... جامعه، اينان را از خود بيگانه مي داند و اينها نيز به طور واكنشي مجبور مي شوند در مقابل دين، مذهب، فرهنگ و نظام ارزش هاي جامعه خود موضع گيري كنند چرا كه نمي توانند كلاه غربي گذاشته، چادر و روبند و روسري را بردارند و پاي بند دين و اخلاق هم باشند. اين افراد به مرور متوجه مي شوند كه تاريخ گذشته ملت آنان نيز متأثر از همان دين و نظام ارزش هاست كه حجاب را براي آنان لازم مي داند. ازاين رو عقده اي شديد نسبت به تاريخ ملت هايشان در آنها پديد آمده، سعي مي كنند تاريخ ملت خود را تحقير نمايند، دين آن را بي ارزش بشمارند و خود را از قيد هر دو برهانند و بالطبع به آيين و تاريخ ديگري چون سرمايه داري، ليبراليسم، فاشيسم و ... بگرايند و يا هزار و چهارصد سال تاريخ اسلامي خود را محو ساخته، به دوره جاهليت باستاني خود برگردند.
پي آمدهاي سياسي كشف حجاب
پس از ايجاد عقده نسبت به تاريخ، فرهنگ، دين، مذهب، پدر و مادر و جامعه چيزي كه اتفاق مي افتد اين است كه نسل يا تغيير مي پذيرد و يا پشتيبان تداوم سلطه استعماري دولت هاي وابسته به بيگانگان مي شود و در مقابل مبارزات ملت و رهبران آنها از دولت ها طرفداري مي كند ... و يا اينكه جذب احزاب، سازمان هاي ضد مذهبي و ضد سنتي وابسته به بيگانه مي شود و هر كدام كه اتفاق افتد ... نقطه پيروزي استعمار محسوب مي شود. در واقع استعمار با برداشتن روسري و گذاشتن كلاه، تمام موضع گيري هاي سياسي آنان را تعيين مي كند ... و در واقع اين نسل به ستون پنجمي براي استعمار در قلب جامعه اسلامي بدل خواهند شد.
پي امدهاي فرهنگي و عقيدتي
تغيير لباس در مردان و زنان ناشي از پذيرش آن و تغيير فرهنگ و عقيده شخصي است. گرچه در ابتداي سيطره رضاخان اين مورد با زور سرنيزه و ديكتاتوري تا حدودي و بيشتر در سطح طبقه مرفه جامعه اجرا شد اما به هر حال، خو دادن مردم به آن و پذيرفتن تدريجي آن از طرف مردم موجب ايجاد نوعي تفكر و بينش خاص در خصوص فرهنگ و عقيده گرديد.1
1. نك: تغيير لباس و كشف حجاب، مركز بررسي اسناد تاريخي، صص 85 ـ 88 .






