بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

ديباچه عشق

... سلام بر كوثر ولايت و بر صدرنشين بزمِ عزّت، بر فاطمه عليهاالسلام، فخرِ عالمِ هستي و محبوبه پاكِ كبريايي. سلام بر سرچشمه زمزم و صفا، بر آينه تمام نماي خدا؛ بر او كه محبوب‏ترين زنِ دو عالم بود و مادرِ پدر، روح شرف و گلِ حيا، شايسته هر مدح و ثنا، گوهرِ تاجِ «اِنَّما». خورشيد كجا و زهرا كجا؟!
اي تجلّي شمس و ضحي! اي زهرا عليهاالسلام! تو را چه بناميم نورِ دل و ديده مرتضي عليه‏السلام! جوهرِ جانِ مصطفي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله! گلِ سر سبد آلِ طه و محور كساء! اي هستي و معناي بقا!
اي زهرا عليهاالسلام! اي بر هر دل و ديده، آشنا و اي اسوه صبر و تقوا! اي «بضعه» احمد عليهاالسلام و اي جان محمّد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله! چه زود كوثر جوشان تو خاموش شد و دستِ ستم، خانه‏ات را ويران كرد و كودكِ شش ماهه‏ات، قرباني مسمار در شد. چه زود، بند به دستانِ مولا بستند و بال و پر مُرغِ چمن را از تير جفا خستند.
اُف بر آنان كه نامِ ننگينشان تا ابد، صفحه روزگار را سياه كرد.

حکايت هجران

در شيار پلکهاي باران، که هميشه مي بارد؛ و در دستان کوه، که هميشه استوار است؛ امروز، تنها صداي قدمهاي اشک است و باريدن آه.

ماه، در محاق اندوه فرو رفته و زمين، سر بر آستان آسمان مي سايد و مي گريد. امروز، غروب نخلها، سرخي ديگري دارد؛ و «خاک»، همه «مرثيه» است.

و تو، فاطمه، حديث غير قابل تفسير حضرت حقي. شب، تنها شاهد توست، که در کجاي خاک، آهسته آرميده اي. تو، «نه انساني، که حوري بهشتي خدايي و «امانت» بزرگ رسول خدا (ص).از آن شب که رفتي؛ شب، پيراهن سياه به تن آشفته کرد و خورشيد، به اجبار سر از شانه کوه برگرفت.تو اي «محدثه آسماني»، بر تارک انديشه هامان پايداري. حکايت تو، بعد از پدر؛ نام «غريبي» را از عالم برداشت. تو، «علي» را چه آرام مي پاييدي، و او، در ارتحال تو، چه بي صدا، با قلبي سرريز از حزن، خون گريست. حالا براي کودکان دلبندت، قصه مي گويي، قصه «عشق و وداع». بعد از تو، در حنجره کودکانت، طنين افکن، ناله بود. و بغض که به دلهاي معصومانه شان تکيده.

تو، اوج بلنداي يک زن و نهايت افتخار زناني.

در نبودت، باران اشکيم و در شاديِ بودنت، غرق سپاس. سپاس از حضرت دوست، که چون تو را، براي زمين و زمان خلق کرد. تا ما، در زندگي امروزي مان؛ هر روز و هر سحر، با ذکر تو، و با نام تو، تمام خانه هاي دلمان را چراغاني کنيم؛ و قلبهامان را بر آستان نگاهمان، در انتظارِ آمدنِ حضرت منتظر(عج)،منتظر بگذاريم. به اميد ظهورش و به اميد آن روز که بتوانيم شعر شيواي بودنت را بر نور هميشه آذر خورشيد به امانت بگذاريم.و باشد که نامت هميشه بر دلهامان بماند.

کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟

برخیز بانوی قامت خمیده مولا ،خفتن برای تو زود است هنوز، هنوز هستند دل‏هایی که دردهایت را به جان می‏خرند تا تسلّی دهند قلب آزرده ‏ات را.

برخیزبانو ، خانه خالی است از تو، گلدان‏های پنجره‏مان خشک شده اند ،آیینه تو را نمی‏بیند دیگر ، و مَشکی که روزانه بندهای زمخت‏اش را به دوش می‏کشیدی،چشم انتظارت نشسته است زجر کشیده مادر!

برخیز بانو ، برخیز که کودکانِ دل شکسته ‏ات بی مادری را تاب نخواهند آورد ،تو مادر حسینی و حسین از دامن تو به معراج کربلا می‏رود ،زود است هنوز که زینب علیهاالسلام تنها بماند زود است که حسن علیه‏ السلام طعم زیستن با مادر نچشیده طعمِ زیستن با همسری را تلخ بچشد

برخیزبانو ، سنگ صبور علی علیه‏ السلام ! برخیز که شانه های استوارعلی علیه السلام به لرزه در آمده ‏اند و چین نشسته به پیشانی‏ اش، آیا به یادت بیاورم آن شب‏هایی را که ظلم سایه گسترانده بود و تو تنها فانوس امید علی علیه ‏السلام بودی که هم چنان می‏درخشید؟

به یادت بیاورم یا می‏دانی که کشتی آرام و قرارعلی علیه السلام به گل نشسته است ؟یا می‏دانی که دیگر سر به سکوت چاه فرو می‏برد تا نفسی به یادِ هم نفسی‏هایت آرام شود.

در سوگ بانوي عفاف و عصمت

گل باغ علي (ع) پژمرده گشته و ماه از خانه مرتضي هجرت کرده و ستارگان، عزادارند. کهکشان ولايت، غرق در ماتم است و در سکوت شب، صدايي جز نوحه علي و فرزندانش شنيده نمي شود. حراميان در انديشه ظلمي ديگر، به خواب رفته اند و غرق در دنياي آلوده خويشند.

در اين دنياي اسرارآميز، زميني است که همه ارزش آن به يک شهر است و همه بهاي آن شهر، به يک خانه است. کلبه اي که باب شهر علم و خيرة النساء العالمين به آن شرف حضور بخشيده اند. هر روز صبح، پيامبر اسلام (ص) بر خانه اي در مدينه وارد مي شدند و دسته گلهاي سلام را تقديم اهل آن مي نمودند.

اهل آن خانه چه کساني بودند و چه رازي در آن خانه نهفته بود، که ارزشمندترين انسانهاي دنيا، براي آن، اين همه عظمت قائل بودند؟

علي (ع) او که بايد از درب ولايتش وارد شهر علم نبي شد. فاطمه (س) هم او که دلدادگان کويش از آتش گمراهي، رهايي يافته اند. حسنين عليهما السلام، همانها که آقا و سيد دلهاي بهشتي مؤمنانند. و زينبين عليهما السلام، همان ستارگان پر فروغ دامان زهرا (س) و ماجرا از اينجا شروع شد که:

قبرت کجاست مادر...?!

قبرت کجاست مادر ، اين را هزار سال است ، هزار و چهارصد سال است ، و چند سالي هم بيشتر ، که مي پرسيم ، به چشم ، به دل ، به زبان ، آخرکجا سر بر سنگ بگذارم ، وقتي نمي دانم ، کدام زمين ، ياس نبي را در آغوش گرفته است ، مادر! ، واژه ها هم دست به پهلو راه مي روند ، وقتي هيچ شاعري نمي تواند ، مزارت را شعر کند ، و هيچ کس نمي تواند ، به فرزندانت ، آدرس خانه مادر را بدهد ، مادر! ، اين را هزار سال است ، هزار و چهارصد و اندي سال است ، که پرسيده ايم ، مزار مادر کجاست ، و هنوز به جواب نرسيده ايم ، و باز مي پرسيم ، و باز خواهيم پرسيد ، تا دنيا بداند ، معناي مظلوميت را ، تا بدانند ، حتي در چند قدمي حرم رسول ا... ، کسي نشاني دردانه اش را نمي داند ، تا بدانند، فاطمه(س) مظلوم است ، علي مظلوم است ، حق مظلوم است ، عشق مظلوم است ، مادر! ، اي بانوي کرامت و فرياد ، اين سکوت ، سکوت بقيه مي کشد مرا ، مي کشد ما را ، پس کي به فرياد ، يک نفر خواهد خواند ، قبر مادرم اين جاست ، بي بي! ، هزار در هزار هم که کسي پاسخ ندهد ، باز خواهيم پرسيد ، قبر دختر رسول ا... کجاست ، و يقين داريم ، فردايي ، - که خدا کند به زودي طلوع کند - ، يک نفر ، به پاسخ ما را ، به زيارت خواهد آورد ، و ما که هزار و چهارصد و اندي سال ، دل مزار شما کرده بوديم ، به مزار شما دل خواهيم داد ، و به مشبک هاي ضريحي که خواهيم ساخت ، دخيل خواهيم بست ، و به جهان خواهيم گفت ، تنها در خانه فاطمه به مسجد رسول ا... باز است ، و راه مزار فاطمه به مزار رسول ا... هموار... ، بي بي جان ، مطمئنم فردا خواهد آمد ، و صاحب امروز و فردا نيز هم ، و ما زيارتنامه شما را ، آشکار در کنار مزارتان خواهيم خواند ... و اليس الصبح بقريب؟!

کمکم کن تا حجابم فاطمی باشد

مگر ما از فاطمه و علی چه می خواهیم؛ مگر جز این است که باید زهرا (س) را الگوی زندگیمان قرار دهیم،
مگر جز این است که باید دردمان درد فاطمه (س) باشد، مگر جز این است که باید زهرا (س) را یاری کنیم، مگر جز این است که باید فرزندش مهدی (عج) را یاور باشیم، مگر جز این است که باید با فرهنگ فاطمی زندگی کنیم، مگر جز این است که باید مواظب اعمالمان باشیم، مگر جز این است که باید گناه نکنیم... جز این است؟
مگر جز این است که زمانی نفاق گروهی باعث مخفی ماندن قبر مادرمان شد و اکنون گناه ما بانی غیبت فرزندش...!
امروز، الان، اینجا، غروب فاطمیه و غروب فاطمه، غروب زندگی اش...
اما فردا، آنجا، طلوع، زندگی و ما و من و تو خواهرم و ...
چقدر نامردم اگر فردا، چقدر نامردم اگر فردا، تار مویم را ببینند کسانی که نباید ببینند...
چقدر نامردم اگر فردا، نه تنها فردا، پس فردا و هر روز و هر زمان... چادرم را برای حتی لحظه ای از خودم جدا کنم...
چقدر نامردم اگر فردا، نگاه هوس آلوده ی بینندگانم را پاسخ دهم...
چقدر نامردم اگر، حیای فاطمه (س) را به ارث نبرم... چقدر نامردم اگر، حجابم فاطمی نباشد...
یا زهرا؛ مادرجان، تا حداقل کاری که می توانم – که همان حفظ حجابم است – با افتخار انجام دهم...
مادر جان؛ روزگار ما با روزگار شما فرقی ندارد، مرا هم به خاطر چادرم سرزنش می کنند... مرا هم از خود می رانند، فقط به خاطر چادرم....
مادرم کمکم کن تا چادرم را محکم بگیرم و از چادرم محکمتر اعتقاداتم را...
زهرا جان؛ مادر جان؛ کمکم کن تا تحمل گرمای هوا و سرمای سرزنش های اطرافیانم را داشته باشم.
کمکم کن تا حجابم فاطمی باشد، کمکم کن تا حیا و عفتم فاطمی باشد، کمکم کن تا فاطمه (س) الگویم باشد...
کمکم کن تا حجابم فاطمی باشد؛ همین مرا بس است اگر حجابم فاطمی باشد...

گزيده‌اي از بيانات مقام معظم رهبري پيرامون حضرت فاطمه زهرا (س)

با توجه به فرا رسيدن شهادت حضرت زهراي مرضيه (س) به برگزيده‌اي از بيانات امام خامنه‌اي كه در سال‌هاي گذشته پيرامون حضرت فاطمه زهرا (س) بيان فرموده‌اند توجه فرماييد:
اين خود يك معجزه اسلام است، يعني فاطمه زهرا (س) در عمر كوتاه خود به مقامي مي‌رسد كه سيده نساء عالمين است؛ يعني از همه زنان بزرگ و قديس طول تاريخ برتر است. اين چه عاملي است، اين چه نيرويي است، اين چه قدرت متحول‌كننده‌ عميق دروني است كه از يك انسان در اين مدت كوتاه مي‌تواند يك چنين اقيانوس معرفت و عبوديت و قداست و عروج معنوي بسازد؟ خود اين، معجزه اسلام است.
(بيانات در ديدار مداحان اهل بيت (ع) 14/4/1386)
قله بشريت:
فاطمه زهرا (س) در قله بشريت قرار دارد و كسي از او بالاتر نيست و مي‌بينيم كه آن بزرگوار به عنوان يك بانوي مسلمان اين فرصت و قدرت را يافت كه خودش را به اين اوج برساند. پس فرقي بين زن و مرد نيست و بخصوص شايد از همين جهت است كه خداي متعال در قرآن كريم،‌آن وقتي كه راجع به نمونه انسان‌هاي خوب و نمونه انسان‌هاي بد مثال مي‌زند مثال را در هر دو مورد از زن انتخاب مي‌كند. يك مورد زن فرعون و در مورد ديگر، همسر نوح و لوط را مثال مي‌زند: «و ضرب الله مثلاللذين آمنو امرات فرعون». در مقابل هم در مورد انسان بد و نگونسار و كج‌رفتار و انساني كه در جهت غلط حركت مي‌كند، به زن نوح و لوط مثال مي‌زند.
(بيانات در ديدار جمعي از بانوان پزشك سراسر كشور 26/10/1368)
مصداق كوثر:
مصداق كوثر براي نبي اكرم، چيزهاي گوناگون است. يكي از برجسته‌ترين مصاديق كوثر، وجود مقدس فاطمه زهراست كه خداوند متعال در اين وجود مبارك، دنباله معنوي و مادي پيامبر را قرار داد. برخلاف تصور دشمنان ملامتگر، اين دختر با بركت، اين وجود ذي جود، آنچنان مايه بقاي نام و ياد و مكتب و معارف پيامبر شد كه از هيچ فرزند برجسته و با عظمتي، چنين چيزي مشاهده نشده است.
(بيانات امام خامنه‌اي در خطبه‌هاي نماز جمعه 9/7/78)
يازده امام از نسل حضرت فاطمه زهرا (س):
اولا از نسل او يازده امام و يازده خورشيد فروزان، معارف اسلامي را بر دل‌هاي آحاد بشر تابانيدند، اسلام را زنده كردند؛ قرآن را تبيين كردند؛ معارف را گسترانيدند؛ تحريف‌ها را از دامن اسلام زدودند و راه سوءاستفاده‌ها را بستند. يكي از اين يازده امام، حسين بن علي (ع) است كه پيامبر طبق روايت فرمود: «انا من حسين و حسين سفينه النجاه و مصباح الهدي» با آن همه آثار و بركاتي كه در آن شخصيت، در آن شهادت و بر آن قيام در تاريخ اسلام مترتب شده است او يكي از ذراره‌هاي فاطمه زهراست. يكي از اين خورشيدهاي فروزان، امام باقر(ع) و يكي ديگر امام صادق (ع) است كه معارف اسلامي، مرهون زحمات آنهاست. نه فقط معارف شيعي كه ائمه معروف اهل سنت، يا بي‌واسطه،‌يا با واسطه، بهره‌مندان از فيض دانش آنها هستند.
(بيانات امام خامنه‌اي در خطبه‌هاي نماز جمعه 9/7/78)
جهاد نمونه:
جهاد آن بزرگوار در ميدان‌هاي مختلف يك جهاد نمونه است. در دفاع از اسلام؛ در دفاع از امامت و ولايت؛ در حمايت از پيغمبر؛ در نگهداري بزرگترين سردار اسلام، يعني اميرالمومنين كه شوهر او بود. اميرالمومنين درباره فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود: «ما اغضبني و لا خرج من امري.» يك بار اين زن در طول دوران زناشويي مرا به خشم نياورد و يك بار از دستور من سرپيچي نكرد. فاطمه زهرا سلام الله عليها با آن عظمت و جلالت در محيط خانه،‌يك همسر و يك زن است، آن‌گونه كه اسلام مي‌گويد.
(بيانات مقام معظم رهبري 25/9/1371)
علم و دانش حضرت زهرا (س):
در محيط علم هم يك دانشمند والاست. آن خطبه‌اي كه فاطمه زهرا سلام الله عليها در مسجد مدينه، بعد از رحلت پيغمبر ايراد كرده است، خطبه‌‌اي است كه به گفته علامه مجلسي، «بزرگان فصحا و بلغا و دانشمندان بايد بنشينند كلمات و عبارات آن را معنا كنند!» اين قدر پرمغز است! از لحاظ زيبايي هنري، مثل زيباترين و بلندترين كلمات نهج‌البلاغه است. فاطمه زهرا سلام الله عليها مي‌رود در مسجد مدينه، در مقابل مردم مي‌ايستد و ارتجالا حرف مي‌زند! شايد يك ساعت با بهترين و زيباترين عبارات و زبده‌ترين و گزيده‌ترين معاني صحبت كرده است.
(بيانات مقام معظم رهبري 25/9/1371)
مصحف فاطمه را چه كسي نوشت؟
در روايتي از اميرالمومنين عليه الصلاه و السلام، نقل شده است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها به ايشان مي‌گويد: «ملائكه مي‌آيند و مطالبي را به من مي‌گويند.» اميرالمومنين به ايشان مي‌گويد: «وقتي صداي ملك را شنيدي، به من بگو تا آنچه را مي‌شنوي بنويسم.» و اميرالمومنين آنچه را كه ملائكه به فاطمه زهرا سلام الله عليها املا مي‌كردند نوشت و اين كتابي شد كه در نزد ائمه ما عليهم السلام بود و هست و «مصحف فاطمه» يا «صحيفه فاطمه» ناميده مي‌شود.
(بيانات مقام معظم رهبري 25/9/1371)
گرماي خورشيد:
آنهايي كه در طول تاريخ- چه در جاهليت قديم و چه در جاهليت قرن بيستم- سعي كرده‌اند كه زن را تحقير و كوچك كنند و او را دلبسته به همين زخارف و زينت‌هاي ظاهري معرفي نمايند و پايبند مد و لباس و آرايش و طلا و زيور‌آلات كنند و وسيله و دستمايه‌اي براي خوشگذراني‌هاي زندگي وانمود نمايند و عملا دراين راه قدم بردارند، منطق آنها منطقي است كه مثل برف و يخ، در مقابل گرماي خورشيد مقام معنوي فاطمه زهرا (س) ذوب مي‌شود و از بين مي‌رود.
(بيانات در ديدار با جمع كثيري از بانوان سراسر كشور 26/10/1368)

مادر آب...

 
به دلش مانده بود

روزی دست مادر آب دهد

مادر می گفت"آب"

حسن و زینب از جا می پریدند

تا مبادا حسین...

آخرین بار که برای مادر آب برده بود

نفس زهرا بالا نیامده بود از گریه...

فاطمیه،فاطمی تر می شویم

تقدیم به مادر سادات، که فاطمیه اش فریاد ولایت پذیری بود و نه بیشتر …

زهرا در جلوه گاه وارستگي


فاطمه، پرورش يافته ى رسول بود و درس ساده زيستى و وارستگى از مظاهر دنيا را از آن اسوه ى حسنه فراگرفته بود. گزارش تاريخى ذيل گواه اين مدعاست:


عادت پيامبر چنين بود كه سفرهايش را با ديدار فاطمه شروع و ختم مى كرد. در يكى از اين سفرها، فاطمه به يُمن قُدوم پدر و همسر، براى خود دستبندى از نقره،دو گوشواره و يك گردن بند فراهم آورد و پرده اى رنگين بر خانه آويخت. پيامبر طبق عادت هميشگى ابتدا به خانه ى فاطمه وارد شد؛ اما پس از توقف كوتاهى در حالى كه آثار گرفتگى و ناراحتى در چهره اش هويدا بود از منزل فاطمه خارج و روانه ى مسجد شد. فاطمه كه با كياست خويش، علت ناراحتى پدر را دريافته بود، بلافاصله پرده را باز كرد و به همراه زيور آلات نزد پيامبر فرستاد و پيغام داد كه: دخترت، سلام مى رساند و مى گويد: اينها را در راه خداوند به مصرف برسان. پيامبر، آنها را تحويل گرفت و فرمود: پدرش به فدايش باد! پدرش به فدايش باد! پدرش به فدايش باد! آل محمد را با دنيا چه كار؟! ايشان نه براى دنيا، كه براى آخرت آفريده شده اند؛ هرچند تمام دنيا به خاطر ايشان آفريده شده است. اگر دنيا به اندازه ى بال پشه اى نزد خداوند ارزش مى داشت، جرعه اى از آب آن را به هيچ كافرى نمى نوشانيد و آن گاه برخاست و به سوى فاطمه شتافت.


ازدواج خجسته ى فاطمه ى زهرا با على مرتضى عليه السلام، به گواهى تمام تاريخ نگاران اسلامى، در اوج سادگى و بى پيرايگى برگزار گرديد؛ با جهيزيه اى اندك، با ميهمانى و اطعامى عمومى، در خانه اى اجاره اى و بعدها در خانه اى كوچك و بى پيرايه در جوار مسجد پيامبر.

فاطمه به همراهى على، زندگانى خويش را وقف خداوند و رضايت او كرده بود و از اين روى هر آنچه به دست مى آورد- حتى جهيزيه ى خويش را- در راه خدا انفاق مى كرد.


روزى سلمان فارسى فاطمه را با چادرى ساده و پُروصله از ليف خرما مى بيند كه به ديدار پدر مى رفت. تعجب مى كند و گريه كنان مى گويد: غم و اندوه بر ما باد! دختران پادشاهان ايران و روم بر تخت هاى طلا مى نشينند و پارچه هاى زربفت و حرير به تن مى كنند و اين دختر محمد است كه چادرى ساده با دوازده وصله بر سر دارد.
وقتى فاطمه خدمت پدر مى رسد، شگفتى سلمان را مطرح مى كند: اى رسول خدا! سلمان از سادگى لباس من تعجب مى كند. سوگند به خدايى كه تو را مبعوث فرمود، مدت پنج سال است كه فرش خانه ى ما پوست گوسفندى است كه روزها شترمان بر روى آن علف مى خورد و شب ها روى آن مى خوابيم و بالش ما پوستى است پر شده از ليف خرما.آن گاه رسول خدا به سلمان فرمود: همانا دخترم در زمره ى سبقت گيرندگان به سوى خداست.


در زمين ،فرش و سر کنگره عرش بساط خانه در خاک و سر طارم قدوس ، حرم

پوست در بستر و بيت الشرفت خلد برين خشت زير سر و بر فرقه مه و مهر قدم

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532