بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

پوشش زن در گستره تاريخ ایران زمین

مادها و هخامنشيان

در زمان مادها با جامه اي دو تكه خود را مي پوشانيدند. به نقل از كتاب تاريخ اجتماعي ايران، زنان عهد هخامنشي چهره شان كاملاً ديده مي شود، گيسوان بلندشان را پشت سر مي آويختند و پيراهنشان مانند مردان پارسي بود، مؤيد اين مطلب اينكه اخيراً در مقبره هاي پازيريك واقع در اتحاد جماهير شوروي سابق قطعه فرشي كوچك مشتمل بر مربع هايي به دست آمده، كه يكي از مستشرقين روسي به نام رودنكه آن را متعلق به عهد هخامنشي مي داند. روي هر متر مربع صحنه اي مشتمل بر چهار زن كه در مقابل آتشدان مشغول انجام دادن مراسم مذهبي هستند، ديده مي شود. در اين نقوش، لباس زنان به رنگ زرد، قرمز و قهوه اي، نشان داده شده است. چنان كه اين فرش نشان مي دهد زنان آن عهد از پارچه شنل مانندي كه روي سر مي انداختند و حالتي شبيه چادر داشته است، استفاده مي كردند.

عهد اشكاني

زنان در عهد اشكاني چنان كه از نقوش و آثار به دست مي آيد داراي حجاب بوده اند، به طوري كه علاوه بر اينكه پيراهن هاي بلند مي پوشيده اند، بر روي آنها چادر هم سر مي كرده اند، حتي بعضي از آنان در زير چادرهاي خود بر سر تاج هاي مخصوص مي گذاشتند. زنان عهد اشكاني قبايي تا زانو بر تن مي كردند، با شنلي كه بر سر افكنده مي شد و نيز نقابي داشتند كه معمولاً به سر مي آويختند. از ديگر لباس هاي زنان اشكاني، پيراهن بلند تا به روي زمين و گشاد، پرچين آستين دار يا بدون آستين و يقه باز بود. آنان پيراهن ديگري داشتند كه روي اولي مي پوشيدند. قد اين پيراهن دوم نسبت به اولي كوتاه و ضمناً يقه باز بوده است. روي اين دو پيراهن چادري به سر مي كرده اند، چادر زنان اشكاني به رنگ هاي شاد و ارغواني يا سفيد بوده است. گوشه چادر در زير يك تخته فلز بيضي منقوش يا دكمه كه به وسيله زنجيري به گردن افكنده شده بود بند است. اين چادر به نحوي روي سر مي افتاد، كه تاج را در قسمت عقب و پهلوها مي پوشاند.

عهد ساساني

بانوان ساساني، پيراهن بلند بسيار پرچين و گشاد مي پوشيده اند و آن را با نواري در زير سينه ها جمع مي كردند و مي بستند. زنان عهد ساساني گاهي چادري گشاد و پرچين بر سر مي كردند كه تا وسط ساق پا مي رسيده است. نقوشي كه از بانوان ساساني در بشقاب هاي نقره اي ساخته شده، مي نمايد كه هر يك از بانوان چادري به خود پيچيده دارند. در طرح بشقابي كه شاهزاده اي را در بزم نشان مي دهد دو زن را ساخته اند كه هر يك دستمالي روي دهان خود به پشت سر بسته اند و هر يك شلواري چون شلوار مردان به پا دارند. قبايي پوشيده اند كه تا به وسط ساق پا مي رسد قبا در جلو دامن سه چاك و در پشت نيز سه چاك دارد. بر سر هر دامن و چاك ها حاشيه بسته اند.
شاهنامه نيز پوشش زنان ايران باستان را چنين وصف كرده است، شيرين در بارگاه شيرويه مي گويد:

طراز هنر بوي بد در نهان
كه او را نديدي كس اندر جهان
نمودم همين است آن جادويي
نه از تنبل و مكر و از بدخويي
بگفت اين و بگشاد چادر ز روي
همه روي ماه و همه مشك موي
نه كس موي او پيش از اين ديده بود
نه از مهتران نيز بشنيده بود

عصر مغول

ولكاينو در سفرنامه خود در مورد زنان در عهد مغول مي نويسد: لباس زنان عبارت بود از نيم تنه بلندي كه در طرف چپ با يك دكمه و طرف راست با سه دكمه بسته مي شده، و در روي سينه آستر داشته است. همه زنان شلوار مي پوشيدند و داراي پوشش هاي يك شكل بودند، كه تمايز بيشتر در داشتن يا نداشتن كلاه بود و زنان نمي توانستند بدون بر سر گذاشتن كلاه در ملاءعام ظاهر شوند. زنان شوهردار در روي پيراهن خود چيزي شبيه (كيمونوي چيني) كه بسيار گشاد بود و جلوي آن تا پايين باز و آستين ها نيز بسيار گشاد بود و تا نوك پاها مي رسيد مي پوشيدند. كلاهي كه بر سر داشتند از جنس حصير يا پوست درخت بود كه انتهاي آن در قسمت گوش ها مربع شكل مي شد و هر چه پايين تر مي آمد گشادتر مي گشت به دور اين سرپوش پارچه اي چين دار دوخته شده بود كه تا شانه مي رسيد.

عهد اوزون حسن

كاتوينوزنو، كه در عهد اوزون حسن به ايران آمده است در مورد پوشش زنان در اين عهد مي نويسد: «در ميان آنان رسم و عادت بر اين است كه بانوان را كس نبيند، و اگر ديده شوند اين بدان ماند كه زنا كرده باشد. ازاين رو هنگامي كه زنان ايراني در شهر گردش مي كنند بر اسب سوار مي شوند و روي خود را با توري كه از موي اسب بافته اند مي پوشانند و اين توري چنان ضخيم است كه از ميان آن به آساني مي توانند ديگران را ببينند، اما رويشان را كسي نمي بيند».

عهد صفويه

در عهد صفويه بر اثر رواج تعصب و دخالت روحانيون، زنان ايران بسيار محجوب بودند. استاد فلسفي مي نويسد: «در زمان شاه طهماسب اول، كه مردي متدين و در امر به معروف و نهي از منكر، سخت متعصب بود، زنان ايران از خانه مگر به حكم ضرورت بيرون نمي آمدند و در كوي و برزن پياده نمي گشتند، حتي در سواري نيز به فرمان شاه آزاد نبودند. در عهد صفويه روبند بر روي انداختن و چادر به سر كردن، كه از دوران پادشاهي شاه طهماسب رواج گرفته بود، در عهد ديگر سلاطين صفويه ادامه يافت».

عهد قاجاريه

در دوره قاجاريه تا حدي از تعصبات و حدود و قيود كاسته مي شود. از دوره فتحعلي شاه به بعد بر اثر رفت و آمد اروپاييان و مسافرت بعضي از افراد طبقه ممتاز به اروپا به تدريج فكر «آزادي زنان» در ذهن مردم ترقي خواه و به ظاهر روشن بين ايران راه يافت. كنت گبينود در اين زمينه مي گويد: «در عهد ناصرالدين شاه حجاب زنان چندان جدي نبود و اين ملت باهوش و ظريف كه براي هر مشكلي يك راه حل پيدا كرده، خيلي خوب با موضوع حجاب كنار مي آيد و در گردشگاه هاي عمومي و در مجالس روضه و تعزيه، زن و مرد تقريباً خوب يكديگر را مي بينند. از اواخر دوره قاجاريه به بعد زمزمه هايي توسط آزادي خواهان براي آزادي زنان و رفع حجاب آغاز شد. بعد از برقراري مشروطيت، كم كم صحبت رفع حجاب به ميان آمد، مدارس زنانه توسط زنان پيش قدم باز شد و در اين زمان پاي زنان ايراني به فرنگ (اروپا) باز شد و فكر آزادي زن به سبك غربي در رفع حجاب توسط زنان به فرنگ رفته توسعه پيدا كرد».

عهد پهلوي و دوران انقلاب اسلامي

سرانجام در دوران پهلوي و بعد از قاجاريه اقدامات خشونت باري براي رفع حجاب انجام شد و در سال 1314 با اعلام رسمي كشف حجاب زنان از طرف رضاخان، جامعه با دو گروه مواجه شد. دسته اي كه فرهنگ غرب را نپذيرفته بودند و به دنبال آن به خاطر آزادي و تساوي حقوق تغيير لباس را نيز پذيرفتند و گروه دومي اين تغيير لباس را قبول نكردند و در برابر آن همه زور و قلدري مقاومت كردند. لذا از دوران حكومت پهلوي ـ رضاخان و محمدشاه ـ تا قبل از انقلاب اسلامي، قشر زنان جامعه ما در كنار شعار آزادي و تساوي حقوق در بي حجابي به سر مي بردند. البته اين بي حجابي مربوط به آناني بود كه شيفته فرهنگ غرب بودند و آرزويشان غربي شدن بود. ولي عده بسياري از زنان براي حفظ اصالت و حريم خود، زير بار سلطه و فريب كاري و توطئه هاي شوم غرب و غرب زدگان نرفتند و هرگز تن به اين خواري و ذلت ندادند. بعد از چهل وچند سال مقاومت و ماندن در خانه با همان پرچم هاي مسلماني خود قيام كردند و دوش به دوش برادران خود در يك انقلاب خونين با برانداختن دودمان پهلوي به سلطه فرهنگ رضاخاني نيز خاتمه دادند و در پرتو اين انقلاب اسلامي، زنان جامعه ما توانستند «آزادي و حقوق» و «جايگاه و منزلت» اصلي خود را دريابند.1


1. طيبه پارسا، پوشش زن در گستره تاريخ، انتشارات احسن الحديث، قم، 1378؛ مهدي مهريزي، آسيب‌شناسي حجاب، جوانه رشد، تهران، 1379.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532