بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

روسپیگری مجازی در ایران

روسپیگری که عبارت است از برقراری رابطه جنسی با هدف کسب درآمد مادی، دارای قدمتی چندهزارساله در تاریخ است. اما آنچه امروزه وجود آن را نگران کننده تر از قبل می کند، رواج اشکال مختلف روسپیگری به صورت یک صنعت گسترده در کل جهان است.

در کنار روسپیگری حضوری و خیابانی که مدل سنتی روسپیگری است، امروزه به طور گسترده ای با روسپیگری مجازی در محیط اینترنتی رو به رو هستیم.

شارژ تلفنی، درخواست اصلی روسپیان اینترنتی

ظاهراً اصلی ترین شکل پرداخت در میان مشتریان روسپیگری، ارسال شارژ تلفنی برای فرد روسپی است. ورود به این فضا خیلی ساده است. آنها با ساختن یک «آی دی» به دنیای چت وارد می  شوند؛ نام و نشانی که می  تواند هیچ بویی از واقعیت نبرده باشد؛ نام و نشانی مجازی در دنیایی مجازی. دنیایی که آمارها نشان می  دهد، 70 درصد حاضرانش را جوانان تشکیل می دهند؛ 55 درصدشان بین 16 تا 25 سال و 45 درصد هم بالاتر از 25 سال. برای پیدا شدنشان تنها چند دقیقه حضور در اتاق  های چت کافی است. اغلب روسپیان اینترنتی، کارشان را فقط در دنیای مجازی انجام می دهند. اما بعضی  هاشان صورت حضوری هم تن  فروشی می  کنند. وقتی با آنها چت خصوصی را آغاز می  کنی، حرفی ندارند جز اینکه اول شارژ می  خواهند. بعد از چانه  زنی  های معمول، رقم می  شود 10 دقیقه وب، یک شارژ 2 هزار تومانی. نیم ساعت، یک شارژ 5 هزار تومانی. آنها تن فروشی می  کنند، بدن خود را به نمایش می  گذارند، حرف می  زنند و ....

وضعیت حجاب در صدا و سیما

صدا و سیما در طول سالیان فعالیت خود گاها تصمیمات و اقداماتی دارد که تعجب همگان را بر می انگیزد و خلاف جریان معقول شنا می کند!

رسانه ملی همانطور که آن را می نامند و از آن توقع می رود، رسانه ای است برای همه مردم. رسانه ای که اکنون با بیش از 18 شبکه همه عزم خود را جذب کرده است تا نیازهای اطلاعاتی آموزشی، تبلیغاتی، تفریحی و سرگرمی مردم را برآورده کند. اما چرا آمارها از عادت 50 درصدی مردم از دیدن شبکه های ماهواره ای حکایت دارند؟ یقینا این مهم می تواند دلایلی گوناگون داشته باشد اما آنچه در این مقال به دنبال آن هستیم یک دلیل است و آن هم مبحث اعتماد عمومی است.  مردم باید رسانه ملی را از خود و برای خود بدانند اما  آیا این رسانه توانسته است در همه موارد اعتماد مخاطبان را جلب کند. در عملکرد رسانه ملی گاهی مواردی دیده  می شود که مخل شکل گیری بدنه این اعتماد است از جمله ترجمه خاص سخنان مرسی در اجلاس عدم تعهدها، عدم جامعیت خبری، سلیقه گرایی های یکطرفه در عملکرد رسانه ای و... . اما یکی از مهمترین مواقعی که رسانه در ورطه اعتماد مردم آزمایش سخت می شود انتخابات است.  رسانه ملی در هر دوره انتخابات و به ویژه از سال 88 که تریبون جدی برای معرفی و تبلیغ کاندیدا شده است نگاه های بسیاری را به سمت خود دارد. چشم هایی که نه تنها اطلاعات کسب می کنند بلکه مراقب رعایت عدالت در مورد کاندیداها در رسانه ملی هستند. اگر رسانه ملی در این حیطه پای خود را از دایره بی طرفی بیرون بگذارد ضربه محکمی به بدنه اعتماد مخاطبان خود می زند.

بدحجابی بازیگران در خارج از کشورجرم است؟

در خبرها خواندم سردار منتظرالمهدی معاون اجتماعی نیروی انتظامی در مورد بی‌حجابی زنان بازیگر در خارج از کشور،‌ گفت: بدحجابی بازیگران در خارج از کشور از طریق اینترپل پیگیری می‌شود.

هر چند زنان و مردان ایرانی از دیرپا به پوشش معروفند ودر صنعت پوشاک و بهره از حجاب زبانزد هستند اما اظهار نظر معاون اجتماعی ناجا به دلایل زیر خلاف قوانین جاری کشور است:

یکم: لازمه پیگیری امور از راه اینترپل، انجام عملی مجرمانه است.

دوم: بدحجابی جرم نیست، حتی در ایران!

طبق معمول در تعریف جرم، باید از ماده 2 قانون مجازات اسلامی بهره بگیریم که طی آن عنوان شده هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود.

نظر معاون اجتماعی ناجا درباره پیگیری بدحجابی درست نیست زیرا در قوانین کشور عملی با عنوان بدحجابی جرم شناخته نشده و آنچه که عمل مجرمانه طبق تبصره ذیل ماده 638 تلقی می گردد "بی حجابی" است و نه بدحجابی.

تبصره ماده638 قانون مجازات اسلامی: زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.

مبارزه با غیرت زدایی و برچیدن بساط اعتقادات در «کلاه پهلوی»

همانطور که پیش بینی می‌شد در قسمت‌های اخیر کلاه پهلوی، با بازگشایی دروازه تاریخ دوران کشف حجاب رضاخان، این مجموعه به اوج هیجان و حساسیت خود رسیده است و شاید یکی از حساسترین رخداد‌های تاریخی ایران در این هفته‌ها از کلاه پهلوی بازگو می‌شود.
 حساسیت و اهمیت تاریخی و سیاسی ماجرای «کشف حجاب» کافی بود تا خیل عظیم بینندگان تلویزیونی، حتی آن‌هایی که تا کنون بینندگان ثابت این برنامه هم نبوده‌اند این هفته‌ها تماشاچی کلاه پهلوی باشند تا برگی از تاریخ در این مملکت را شاهد باشند.
بی‌شک تاثیری که سکانس‌های این هفته‌های کلاه پهلوی روی مخاطبین دارد بسیار فرا‌تر از هر کار فرهنگی دیگر است. جوان ایرانی با دیدن رنج و مصیبت و محنت‌های زنان ایرانی در چند دهه قبل و نیز جنایات پهلوی‌ها و غرب زده‌های دین فروش و بی‌غیرت، اولین چیزی که با خود می‌گوید اینست که این میراث، یعنی حجاب، میراث گرانب‌ها و ارزشمندی‌ست. باید پاسداری شود و باید دین زنان غیور و عفیفه ایرانی که در مقابل این حکم تاریخی محکم ایستادند و شهید شدند و مورد سنگین‌ترین ظلم و ستم‌ها قرار گرفتند ادا شود.

خانواده و حیا در کجای صدا و سیما جای دارد؟

هوس بازی مردان متأهل، نزول خواری زنان چادری، عشق‌های پنهان پدر و مادر و این روزها هم خواستگاری دختر جوان شهرستانی از یک پیرمرد، این است وصف سوژه‌های ناب سریال‌های تلویزیونی برای کورس با برنامه‌های فارسی زبان ماهواره.
روزهایی که در سیمای جمهوری اسلامی ایران، زنان چادری در نقش های کلفت و نوکر به تصویر کشیده می‌شدند اگر همتی بر شکستن سکوت مسئولان درباره این حرمت‌شکنی وجود داشت امروز شاهد رسوخ سوژه های بیمار سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان به عنوان سوژه ناب شبکه‌های داخلی در کشورمان نبودیم.
خانواده اسلامی و ایرانی همان چیزی است که سال‌ها به داشتن آن در دنیا فخر فروختیم و حرمتش را والا نگاه داشتیم. اسنادی از آن در تمدنمان گرد آوردیم و اسلام را الگو برای حفظ حریم آن قرار دادیم. هر کسی از آن سوی مرزها برایمان گفت از آنچه آنها ندارند پاسخ گفتیم و «خانواده» را در عمق جان و  شریعتمان، مقدس خواندیم.

کشف حجاب در هزارتوی پیام های متناقض رسانه ها

عرصه فرهنگی امروز ایران، مرکز برخورد و رویارویی انواع پیام ها و معانی است. تردیدی نیست که در هیچ مقطعی از تاریخ کشورمان تا این حد شاهد تکثر و تنوع- و حتی تناقض- در این پهنه نبوده ایم. این «مسئله» در نحوه عملکرد اغلب توزیع کنندگان فرهنگ در سطح جامعه قابل مشاهده است؛ انتشار پیام های متناقض هم از سوی خود آن ها رواج دارد و هم در بین این توزیع کنندگان در حال وقوع است. به طوری که گاه از سوی یک منبع، پیامی به جامعه صادر می شود، اما خودش و یا منبع متفاوتی، آن پیام را به شکل دیگری نقض می کند.
به عنوان مثال، در یک آگهی تلویزیونی به مخاطب گفته می شود که استفاده زیاد از تلفن همراه، عواقب فرهنگی و اجتماعی ناخوشایندی را در پی دارد، اما بلافاصله، آگهی دیگری به نمایش درمی آید که می گوید با مکالمه یا ارسال پیامک بیشتر به وسیله سیم کارت های فلان شرکت، هدیه دریافت می کنید! یا در یک برنامه تلویزیونی، مخاطب به معنویت و پرهیز از زخارف دنیوی فراخوانده می شود، اما بعد از این برنامه در پیام های بازرگانی، مخاطب را به پس انداز بیشتر ثروت و چشم دوختن به جوایز فلان بانک می خوانند.
این ها نمونه هایی از تناقض در عملکرد درونی یک دستگاه توزیع کننده پیام های فرهنگی است.
اما این تناقض در مقایسه میان پیام های انواع دستگاه های مشغول در امر بازتولید و انتشار فرهنگ، شدت بیشتری دارد و گاه حالت تخاصم به خود می گیرد. این اتفاق برای الگوهای رفتاری و شخصیتی و به خصوص نحوه پوشش، بیش از سایر شاخص ها خودنمایی می کند. به این ترتیب که درست در شرایطی که پوشش متعالی- که تجلی حقیقی آن در حجاب اسلامی پدیدار است- از سوی خیلی از دستگاه های تبلیغاتی به عنوان یک ارزش مطلوب معرفی می شود، بخش دیگری همچون سینما که اتفاقا در امر توزیع فرهنگ تأثیر بالایی دارد در حال اثرگذاری معکوس است.

اصلاح عملکرد رسانه‏ها و ارتقا سطح حجاب در جامعه

بی‏ترديد رسانه‏های تصويری در تغيير هنجارها و ارزش‏ها نقش مؤثری دارند به‏ويژه برنامه‏هايی که با مخاطب ارتباط بيش‏تری برقرار نمايند.

گاهی برنامه‏های تبليغی و فرهنگی، زمينه تحقير زنان و تضعيف موقعيت آنان را فراهم نموده است. از اين رو، مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه‏هايی که زنان را به سوی جلوه‏گری سوق می‏دهد هم چنين با پرهيز از نمايش زنان در فيلم‏ها و سريال‏ها و... به عنوان انسان‏هايی کم بهره از معرفت، احساسی و فاقد هويت، بر جايگاه و هويت واقعی آنان تأکيد نموده و زمينه‏های تعالی آن‏ها را فراهم سازند.

رعايت وقار و متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونيت اخلاقی و روانی زن به هنگام حضور در عرصه‏های مختلف اجتماعی است، بعضاً در ميان هنرپيشگان مورد بی مهری قرار گرفته و حجاب سنتی و اصيل تحقير شده است. ريشه چنين نگرش را بايد در عدم آگاهی و يا ضعف اعتقادی برخی دست اندرکاران رسانه‏ای دانست.

به نظر می‏رسد نهادهای فرهنگی بايد بيش از پيش به تربيت هنرمندان و هنرپيشگان متعهد به مبانی اعتقادی بپردازند تا حفظ ارزش‏های دينی نه به عنوان تحميل قانونی، بلکه به عنوان باورهای قلبی و تمايلاتی خود جوش متجلی شود.

زن به عنوان موجودی خلاق، برخوردار از ظرافت‏های شخصيتی و دارنده بسياری از کمالات و استعدادها در رسانه بايد خصوصيات مثبت او به عنوان يک مادر، همسر و کسی که نقش‏های برجسته را عهده‏دار است، معرفی شود و از شخصيت‏پردازی‏های ناصحيح که زن را ظلم‏پذير و ضعيف و يا در نقشی تصنعی و دور از واقعيت نمايش می‏دهد، پرهيز کند.

شبکه هاي اجتماعي و تاثير آن بر پوشش جامعه‏

يکي از معضل‌هاي اساسي و بسيار مهم که خطري جدي براي فرهنگ و اعتقادات کشور ماست و در قالب يک جنگ نرم و بسيار هوشمندانه طراحي شده، تغيير در سبک زندگي ايراني-اسلامي است. تکرار برنامه‌هايي که در آن، اين نوع از سبک زندگي به تصوير کشيده مي‌شود، در بلندمدت مي‌تواند قبح بعضي از اعمال زشت و ناپسند از ديد فرهنگ ايراني را از بين ببرد و حرمت بسياري از رابطه‌ها را بشکند؛ حربه‌اي که با کارگر افتادنِ آن، در آينده ديگر چيزي از سبک زندگي ايراني-اسلامي نخواهيم ديد و به گرفتاري‌هاي امروز جوامع غرب که انحطاط خانواده در آن امري طبيعي است، دچار خواهيم شد.‏

حرکت‌هاي فرهنگي بيگانگان در فضاهاي سايبري و ماهواره‌اي به نوعي اقدامات تخريبي به شمار مي‌رود.اين امکانات تبليغي يکي از بسترهاي آسيب‌رسان به جامعه است.خانواده‌هايي که از اين امکانات بهره مي‌برند از فرزندان خود در برابر اين تهديدها مراقبت نمي‌کنند و بيشترين چالش‌هاي فرهنگي در درون اين خانواده‌ها است. تحقيقي توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در سال هاي گذشته انجام شده است که بيانگر ارتباط ميان عضويت در شبکه هاي اجتماعي اينترنتي و سبک زندگي نوجوانان و جوانان است.

عوامل اجتماعي گرايش به بي حجابي

حجاب و حياي عمومي، رسانه‏هاي جمعي همچون سينما، راديو و تلويزيون، مطبوعات، کتاب‌ها و... مي‏باشند و از ميان اين رسانه‏ها سهم راديو و تلويزيون و سينما از جهت کمّي بسيار بيشتر است. امروزه بخش وسيعي از افراد جامعه بخصوص کودکان، نوجوانان و جوانان، همه روزه ساعاتي از وقت خود را به تماشاي تلويزيون و يا گوش دادن به راديو اختصاص مي‏دهند.‏

متأسفانه بايد اعتراف کرد که سينما و بخش مهمي از مطبوعات کشور، امروزه نه تنها حجاب و حريم را افزايش نمي‏دهند بلکه به نام آزادي و دفاع از حقوق زنان به شکستن حريم‌هاي عفاف و ترويج ابتذال جنسي مي‏پردازند. بسياري از شخصيت‌هاي مثبت و اصلي فيلم‌هاي سينمايي کشور چهره‏هاي بد حجاب و نامناسب‏اند و با توجه به جمعيت کثير بينندگان فيلم‌هاي سينمايي، اين فيلم‌ها آثار بسيار ويرانگري در ترويج بد حجابي خواهد داشت.‏

تأثير اينترنت بر روابط اجتماعي نوجوانان

با شروع فصل تابستان وتعطيلي مدارس، اغلب دانش‌آموزان براي پرکردن اوقات فراغت خود از رايانه استفاده مي‌کنند.
رايانه، يکي از وسايلي است که امروزه در اغلب منازل جايي براي خود باز کرده است وکاربران آن اغلب کودکان، نوجوانان و جوانان هستند و چه بسا برخي ازوالدين، شيوه کارکردن با آن را نمي‌دانند و حتي کششي براي آموزش آن ندارند. حتي برخي نمي‌دانند فرزندان‌شان ساعت‌ها پاي رايانه چه مي‌کنند.‏
دليل اصلي خانواده‌ها از خريد رايانه و ارتباط با شبکه اينترنت در منزل، آموزش است.
والدين اعتقاد دارند که اين ابزار، نگرش کودک را به مدرسه بهبود مي‌بخشد و وسيله‌اي براي ارتقاي دانش آنها است، اما با گسترش سريع استفاده از اين فناوري، پرسش مهمي که ايجاد مي‌شود، تأثير آن بر ارتباطات بين اعضاي خانواده است.
امروزه اينترنت، جايگاه ويژه‌اي در ساختار زندگي خانواده‌ها پيدا کرده است و رايانه به عنوان يک وسيله اما با کاربردي متفاوت تر، متنوع‌تر و شخصي‌تر وارد خانه‌ها شده و عرصه زندگي اجتماعي را دچار تغيير و تحول کرده و روابط اجتماعي جديدي با ويژگي‌هاي نوين در جامعه حاکم كرده است.‏
تأثيرات اينترنت
استفاده از اينترنت به چند دليل بر روابط اجتماعي وخانوادگي تأثير مي‌گذارد:
‏ - استفاده از اينترنت يک فعاليت زمانگير است. پس مي‌تواند مدت تعامل کودک با خانواده‌اش را کاهش دهد. زمان اختصاص داده شده براي تعامل با يکديگر پيش شرط ارتباط با کيفيت است.‏

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532