بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

آیا ایمان تنها به حجاب است؟

در مسیری که با جوانی همراه بودم، سر صحبت بر روی موضوع ایمان و چیستی و لوازم و اثرات آن باز شد که چکیده اید را خدمتتان عرض می کنیم... صحبت دوستمان این بود که ایمان تنها به داشتن حجاب و و نماز و امثال این عمل های ظاهری نیست... همین که من در دل ایمان به خدا دارم کافی است...
و من هم برای یادآوری اول برای خودم این نکات را از لسان قرآن و روایات با او مرور کردم.

حجاب

«ایمان»، تنها یك «كلمه» نیست، بلكه یك «باور قلبی» است. باوری كه به زندگی انسان «جهت» می  دهد و در «چگونه زیستن» او نقشی مهمّ دارد و محور ارزش  گذاری برای اندیشه  ها و عملكردهای مردم است.

حجاب یعنی دقت در برخورد!

از مجموع سخنان مفسران قرآن و عالمان لغت بر می آید که حجاب به معنای پرده و یا پارچه و مانند آن است که بدن انسان و یا حقیقتی را بپوشاند تا آن را از صدمات احتمالی مصون دارد و یا از اثر چیزی ممانعت شود.

کلمه «حجاب» مصدر از ریشه (ح ج ب) است معنای حجاب از نظر لغت:

1- پرده 2- رادع 3- مانع 4- سد 5- حائل بین دو چیز می‌باشد که این چند معنا همه برگشت به حائل حسی میان دو جزء می‌کند و یا می‌توان گفت به معنای هر حائلی و اعم از حسی و غیر حسی می‌باشد یعنی، "کل ستر مطلوبک عن عینک فهو حجاب" هر چیزی که بین تو و بین آنچه دوست داری حائل شود، آن حجاب است، چه مادی و حسی باشد و چه نادیدنی و معنوی. (لغت نامه دهخدا، لغت حجاب)

اثبات فطری بودن حجاب در داستان آدم و حوا

/>توجه به داستان حضرت آدم و حوا نيز فطري بودن پوشش را اثبات مي كند. در قرآن كريم در مورد داستان حضرت آدم و حوا چنين آمده است: فلمّا ذاقا الشَّجرة بَدَتْ لهما سَوْآتَهما و طفِقا يخصِفان عليهما من وَرَق الجنّه.1
و آنگاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوعه چشيدند پوشش خود را از دست داده آنگاه به سرعت با برگ درختان بهشتي خود را پوشاندند.
طبق آيات شريفه قرآن كريم، حضرت آدم و حوا قبل از چشيدن درخت ممنوعه داراي لباس بوده اند اما با خوردن از آن درخت ممنوعه (بر اثر اغواي شيطان) لباس خود را از دست دادند كه بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند. اين احساس شرم از برهنگي حتي بدون حضور ناظر بيگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسيله برگها (ولو بطور موقت) از آن جهت كه تحت هيچ آموزش يا فرماني از جانب خداوند يا فرشته وحي و يا تذكر هر يك به ديگري، صورت نگرفته است بيانگر فطري بودن پوشش در انسان است و ثابت مي كند لباس و پوشش به تدريج و بر اثر تمدن ايجاد نشده است، بلكه انسانهاي نخستين يا به تعبير بهتر نخستين انسانها به طور فطري بدان گرايش داشته اند.


1ـ اعراف / آيه 22.

 

پوشاندن برخى از اعضاى بدن

اى پیغمبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار براى این که آن ها به عفت و آزادگى شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوس رانان آزار نکشند، بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.
از آخر آیه دوم، رابطه بین حجاب و پوشش و مصونیت بیشتر و عدم آزار از سوى افراد لا ابالى به خوبى فهمیده مى شود. در شأن نزول آیه 59 سوره احزاب این گونه نقل شده است.
فانّه کان سَبُب نُزولِها أن النِّساءَ کُنَّ یَخُرجْنَ إلى الْمسجدِ و یُصلینَ خَلْفَ رسولِ اللّه صلى الله علیه و آله و إذا کانَ بِاللَّیلِ خَرَجْنَ إلى صَلاةِ الْمغربِ وَ الْعشاءِ الآخِرة و الغَداةِ یَقعُدُ الشُّبانُ لَهنَّ فى طریقِهن فَیُوذونَهُنَّ و یَتعَّرضُون لَهُنَّ فَأنزل اللّهُ.

سبب نزول آیه شریفه این بوده که زنان براى رفتن به مسجد از منزل خارج مى شدند و پشت سر رسول خدا صلى الله علیه و آلهنماز جماعت مى خواندند. هنگامى که زنان براى نماز مغرب، و عشا و صبح براى رفتن به مسجد از منزل خارج مى شدند، جوانان لا ابالى سر راه آن ها مى نشستند و متعرض آن ها مى شدند. آن ها را اذیت مى کردند. پس خدا این آیه را در همین رابطه نازل کرد.
بر اساس تحقیق انجام گرفته خمار به معناى مقنعه و پوشش مخصوص سر، و جلباب به معناى چادر پوشش گسترده اى که روى لباس هاى دیگر مى پوشند و تمام بدن را مى پوشاند.
6 فاطمه زهرا علیهاالسلام هنگام رفتن به مسجد براى دفاع از قضیه فدک نیز از همین پوشش هاى قرآنى خمار و جلباب استفاده کرده اند.

حکم وجوب پوشش در قرآن

وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التّابِعینَ غَیْرِ أُولِی اْلإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ. (نور: 31).
و (زنان) زینت و آرایش خود را جز آن چه قهرا ظاهر مى شود، بر بیگانه آشکار نسازند و باید سینه و برودوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند، جز براى شوهران خود و پدران و پدران شوهر و پسران خود و پسران شوهر و برادران خود و پسران برادر و خواهران خود و زنان خود (یعنى زنان مسلمان) و کنیزان ملکى خویش و اتباع (خانواده که رغبت به زنان ندارند) از زن و مرد یا طفلى که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند.

همان گونه که از آیه استفاده مى شود، زنان از آشکار کردن زینت ها و زیبایى هاى خود منع شده اند، به استثناى برخى اشخاص که در دوازده دسته کلى قرار مى گیرند و زنان نسبت به آن ها وظیفه وجوب پوشش را ندارند. به نظر مى رسد برداشته شدن حکم وجوب پوشش دست کم دو وجه دارد:
وجه اول: این که انگیزه هاى شهوانى و جنسى معمولا در این دوازده گروه، یا وجود ندارد یا کم تر وجود دارد؛

بررسی جلوه هاى پوشش معنوى  عفت

از جلوه هاى برجسته پوشش معنوى و باطنى عفت است.1 یکى از علت هاى پیدایش عفت، التزام به حجاب و پوشش ظاهرى بیش تر است. این مطلب با دقت در ابتدا و انتهاى این آیه شریفه فهمیده مى شود:
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ. (نور: 60)
و بر زنان از کار افتاده اى که [دیگر] امید زناشویى ندارند، گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطى که ]زینتى را آشکار نکنند؛ و عفت ورزیدن براى آنها بهتر است.
خداوند در این آیه، نخست به پیر زنان مى فرماید که بدون قصد خودنمایى، مجازند از برخى پوشش هاى رویى بدن مثل جلباب و چادر استفاده نکنند، ولى در ادامه مى گوید: حتى اگر همین زنان سال مند نیز از این گونه حجاب ها استفاده کنند و عفت بورزند، براى ایشان بهتر است.
در روایت معروف جنود عقل و جهل، عفت متضاد با تهتک ذکر شده است. «العفة و ضدها التهتک»
2 و تهتک در لغت به معناى پرده درى آمده است.3 بنابراین، به قرینه تقابل و تضاد، مى توان گفت عفّت به معناى پرده پوشى است.

حجاب و پوشش اسلامی و مصادیق آن

در فرهنگ اسلامى درباره پوشش مادّى و معنوى، واژه هایى مانند لباس،1 ستر،2 حجاب،3 ثوب،4 کساء،5 موارات6 و غیره به کار رفته است.
افزون بر این واژه هاى عام، از واژه هاى خاصى که بیان کننده نوع ویژه اى از پوشش هستند، در متون دینى اسلام استفاده شده است. براى مثال،
خمار
7 و جلباب8 از جمله پوشش هاى بانوان هستند که در قرآن و احادیث، زنان به استفاده از آن ها توصیه شده اند.
البته در فرهنگ اسلامى، گاهى نیز بدون این که از واژه هاى عام و خاص بالا استفاده گردد، به حجاب و پوشش اعضا و جوارح ظاهرى بدن توصیه شده است. براى مثال، زنان از خودنمایى بر حذر داشته شده اند:
«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ اْلأُولى؛ و مانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خودنمایى مکنید». (احزاب: 33)
همچنین زنان از نمایش زینت به افراد نامحرم نهى شده اند: «وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ؛ و زینت و جمال خود را جز براى شوهران آشکار نسازند». (نور: 31)، «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ؛ (نور: 31) و آن گونه پاى به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهاى شان معلوم شود».
افزون بر حجاب و پوشش یاد شده که مى توان آن را حجاب و پوشش رفتارى، یعنى حجاب در رفت و آمد نامید، نوع دیگرى از حجاب و پوشش که مى توان آن را حجاب و پوشش گفتارى زنان نامید، در قرآن سفارش شده است:

مراد و منظور زینت در آیات قرآن کدام است؟

زنان قبل از نزول آیه، دامنه روسرى خود را به شانه‏ها یا پشت سر مى‏افكندند، به طورى كه گردن و كمى از سینه آن‌ها نمایان می‌شده، قرآن دستور مى‏دهد روسرى خود را بر گریبان خود بیفكنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه كه بیرون است مستور گردد.

قُل لِّلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ

وَقُل لِّلْمُۆْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (سوره نور/ آیات 30 و 31)

30- به مردان باایمان بگو كه چشمان خود را (از آنچه دیدنش حرام است مانند عورت دیگران و بدن زن اجنبى) فرو بندند، و عورت‏هاى خود را (از اینكه در معرض دید قرار گیرد) حفظ كنند، این براى آنها پاكیزه‏تر است. همانا خداوند از آنچه انجام مى‏دهند آگاه است.

31- و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمى‏] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همكیش‏] خود یا كنیزانشان یا خدمتكاران مرد كه [از زن‏] بى‏نیازند یا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند، آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین‏] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. اى مۆمنان، همگى [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه كنید، امید كه رستگار شوید.

سزای تهمت به زنان عفیف

آیا کسانی که به زنان تهمت ناپاکی می‌‌زنند بخشیده می‌‌شوند؟ در (سوره 24 آیه 5) جواب، آری است، اما در (سوره 24 آیه 23) جواب، خیر است، این تناقض نیست؟!

پاسخ اجمالی

انتساب زنا به دیگران بدون وجود دلیل کافی، تهمت بوده و گناه بزرگی است؛ لذا عذاب دنیایی و اخروی را به همراه خواهد داشت. قرآن در آیه‌ای پیرامون داستان افک، که افرادی به زنان پیامبر تهمت زنا زده بودند، حکم این‌گونه افراد را بیان می‌‌کند، البته مانند بسیاری از دیگر آیاتی که در مورد خاص نازل شده‌‌‌اند، این آیه نیز عمومیت داشته و تمام موارد تهمت به زنا را در بر می‌گیرد: «وَالَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ * إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ».[1]

زنان عفیف این گونه اند

شايد در مقام ادّعا همه انسانها خود را مؤمن، خوش اخلاق، متعهّد و عفيف و... بدانند اما آنچه كه مي تواند شاهد صدق گفتار و ادّعاي انسان باشد، رفتار و عملكرد اوست. عفت را همه زنان دوست دارند اما كسي اين ارزش و مقام عالي انساني را داراست كه ويژگيهاي زير را داشته باشد:
۱ـ سنگيني و وقار: زنان عفيف از هر كار سبك و نامناسبي كه موجب جلب توجه ديگران شود، پرهيز مي كنند. طرز راه رفتن، لباس پوشيدن و رفتارشان به گونه اي نيست كه نامحرمان را به سوي خود جذب نمايند.
۲ـ عفت در سخن: كم سخن مي گويند، ساده و آرام و بي وسوسه حرف مي زنند و از سخنان غيرضروري خصوصا با نامحرمان دوري مي كنند.
۳ـ پرهيز از خودنمايي: از مظاهر خودنمايي همچون نشان دادن زينتهاي خود، بيرون گذاشتن قسمتي از موي سر يا آرايش چهره براي نامحرمان پرهيز مي نمايند. خداوند در قرآن مي فرمايد: «زنان عفيف، زينت خود را در برابر نامحرمان آشكار نمي سازند.»1
۴ـ پوشش مناسب: زنان عفيف از انتخاب لباس هاي نازك و چسبان و رنگهاي تند و زننده كه موجب جذب نامحرمان به سوي آنها مي شود، اجتناب مي ورزند.
۵ـ كنترل در رفت و آمدها: زنان عفيف از رفتن به مراكز و مكانهاي آلوده و نامناسب، چون مجالس گناه، لهو و لعب و... خودداري مي كنند.

حيا
از زمينه ها و در عين حال از ثمرات عفاف، احساس حيا و شرم از انجام كارهاي زشت است. امام اميرالمؤمنين(ع) حيا را سبب عفت مي نامند:«سَبَبُ العِفَّةِ الحَياءُ»2
و در جاي ديگر حيا را ميوه و ثمره عفت معرفي مي كند:«اَلحَياءُ ثَمرَةُ العِفَّة»3
هرقدر اين احساس شرم از زشتي ها در انسان بيشتر باشد، عفت او نيز بيشتر خواهد بود: با عفت ترين شما با حياترين شماست: «اَعَفُّكُم اَحْياكُمْ»4

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532