بوستان حجاب | مطالب فرهنگی و اجتماعی صفحه اصلی ←

بوستان حجاب

بوستان حجاب

نوشته‌هایی برای خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگو
همراهی و همدلی
بوستان حجاب فضایی برای خواندن و آشنایی با مطالب فرهنگی
طبیعت و آرامش
نگاهی تازه به زندگی مطالبی برای تأمل، آگاهی و گفت‌وگو
آسمان و طبیعت
خواندن و آموختن همراه با نوشته‌هایی برای علاقه‌مندان به فرهنگ و اندیشه

به بوستان حجاب خوش آمدید

در این وبلاگ، نوشته‌ها و مطالب فرهنگی و اجتماعی گردآوری می‌شوند. تازه‌ترین نوشته‌ها را بخوانید یا از دسته‌بندی‌ها و آرشیو برای یافتن مطالب موردعلاقه خود استفاده کنید.

تازه‌ترین مطالب

نوشته‌های وبلاگ

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي  - قسمت دوم

در سريال مهمان که در سال 1370 نشان داده شده است، در فضاي آکنده از ثروت و پر خوري که در قيافه نوجوان فربه و عقب افتاده خانواده مشهود است، دو زن اول هنرپيشه که نسبت به دو زن ديگر، در اکثر لحظات اين قسمت از سريال حضور و نقش هاي اول را به عهده دارند، هر دو بيني شان را عمل جراحي کرده و خود را در حد بالايي به زيور آلات آراسته اند. مثلاً در يک صحنه، دختر آقاي ستوده در سه انگشت دست چپش 5 انگشتر طلا دارد.

در مجموع از نظر انتقال ارزش هاي مذهبي نيز به نظر مي رسد، که تهيه کننده اين سريال مي خواسته است يک الگوي جديد ارزشي به بينندگان القا کند، يک «مذهب سرمايه داري» که طي آن داشتن ثروت و تجمل در حد بالايي مجاز و مطلوب است و اما دارندگان اين ثروت و مذهب ثروتمندانه، افرادي - از نظر فرهنگي - عقب افتاده هستند، که فکر و ذکرشان تنها در پي مسائل پيش پا افتاده (سوغاتي، خوردن و...) است.

در قسمت هشتم سريال باغ گيلاس، زيور آلات زنانه معادل 62000 تومان به نمايش در مي آيد که در زمان خودش هم رقم بالايي نبود. نکته اي که در اين قسمت از سريال بيش از حد جلب توجه مي نمود، آن بود که ماجراهاي کم و بيش هيجان انگيز (قتل و قاچاق، تعقيب و فرار) با بازي دو زن نسبتاً زيبا و بسيار آرايش کرده با پوششي عموماً غير معمولي (مثلاً پيراهن مردانه شيک بر روي دامن) که از دلربايي همه جانبه تقريباً در حد توان کوتاهي نمي نمودند، همراه بود. مردان نيز اکثراً با قيافه اي مدرن و منطبق بر ارزش هاي غربي ظاهر مي شدند. اين صحنه ها با موسيقي عموماً خارجي و مدرن براي جوانان از جذابيتي برخوردار است که بتوان به آنها ارزش هاي مستتر را منتقل نمود و با زاويه اي بسيار نامحسوس، ريل رفتاري آنان را تغيير داد. (رفيع پور،50:1378-64)

به طور خلاصه مي توان گفت که سريال سال 65 (سريال سايه همسايه) در جهت ترويج و تثبيت ارزش هاي انقلابي، مذهبي، کاهش نابرابري، وحدت و انسجام بين مردم گام برمي داشت. در حالي که در سريال هاي تحليل شده در سال 1370 به بعد که در عين حال پربيننده ترين نيز بوده اند، ارزش هاي مادي و نابرابري رواج داده شده اند. در سريال مهمان به عناصر مذهبي توجه شده است اما اين عناصر مذهبي با عناصر سرمايه داري پيوند زده شده است، به طوري که ارزش هاي سرمايه داري (مادي گرايي و تجمل گرايي) در پوشش مذهب اشاعه داده مي شوند!

نکته اساسي در برنامه هاي تلويزيوني اين است که به جاي اينکه اين رسانه، ارزش هاي جامعه را کنترل و هدايت کند، هم خود در تغيير ارزش ها موثر بوده است و هم آنکه خود را با ارزش هاي اشاعه يافته در سطح جامعه تطبيق مي دهد. (همان:72)

سير تاريخي سريالهاي ايراني - از سال 65 تا 72 - با تغيير ارزش ها و عمدتاً ارزش هاي ديني همراه بوده است. به منظور دقت بيشتر در مقايسه اين تغييرات ارزشي در مجموعه هاي تلويزيوني مذ کور، آنها را درقالب چند مولفه زير باهم مقايسه مي کنيم:

انتقال ارزش هاي مادي و مصرفي:

در سريال سايه همسايه (دهه 60) هنرپيشه ها از لباس هاي عادي و ساده استفاده کرده بودند و لذا ضد ارزش هاي مصرفي
پوشا کي به بيننده منتقل نمي شود. همچنين وسايل منزل نمايش داده شده بسيار محدود و بيشتر متناسب قشر پايين جامعه است. لذا ارزش هاي انتقال داده شده به هيچ وجه در جهت برانگيختن احساس حسادت و مقايسه نيست، بلکه انسان ها را بيشتر به يک زندگي ساده و قناعت و آرامش دعوت
مي کند. اما در سريال سال1370 يعني سريال مهمان، عناصر مادي زير به نمايش درآمده است:

ويلاي مجلل با فضايي حدود 2 هزار متر و گچ بري هاي طلايي داخل؛ وسايل منزل قيمتي و همچنين زيور آلات زنان؛ فضايي از ثروت و پرخوري را به نمايش
مي گذارد. در سريال باغ گيلاس هم اگرچه چندان فضا تجمل گرايانه به تصوير کشيده نشده است اما همچنان لوستر، ديوارکوب کريستال، تابلوي زري دار و ابزار و وسايلي به چشم مي خورد که قناعت و سادگي سريال سال 65 را ندارد.

انتقال ارزش هاي مذهبي:

سمبل هاي مذهبي در فيلم سايه همسايه نه به صورت افراطي و زننده و دافعه برانگيز، بلکه به صورت متعادل و طبيعي، کاملاً رعايت شده است. در مجموع مدت زماني که زنان هنرپيشه ظاهر مي شوند همگي در پوشش کاملاً اسلامي و بدون آرايش هستند. ديگر سمبل هاي مذهبي نظير انگشتر عقيق، تسبيح، جانماز، عبا و... نشان داده مي شود. در اين سريال، نه فقط هيچ گونه ارزش هاي قشري و مادي به بيننده انتقال داده نمي شود، بلکه اين فيلم به طرز مناسبي، ارزش هاي سنتي يک محله - مبني بر کمک متقابل انسان ها به يکديگر - را نشان مي دهد و طي آن ارزش هاي مذهبي نيز به نحو ملايم و طبيعي، کاملاً رعايت مي شود. از طرف ديگر اين محتوا و
ارزش ها همراه با يک موسيقي ايراني سنتي با ويلن و بدون ريتم و بدون تحريک، همراه با آوازهاي جمعي آورده مي شود که تأثير مطبوع محتوا را تقويت مي نمايد.

اما در سريال مهمان، ثروت کلان و افراطي به گونه اي زيرکانه به مذهب پيوند زده مي شود و به آن يک پوشش ارزشي مذهبي داده مي شود. بدين معني که در کنار اين نمايش ثروت و ارزش هاي مادي قشر بالا، ارزش هاي مذهبي نظير صوت ربنا در هنگام افطار در ماه رمضان، تکرار اصطلاح روزه هستيم و خواندن و بوسيدن قرآن در هنگام تحويل سال نو، زيرکانه به آن پيوند زده مي شود. تزيين اين مذهب ثروتمندانه با عناصر تجدد نظير رفتار جوان از فرنگ برگشته، موجب مي شود که در کنار قشر وسيع انسان هاي معمولي، ارزش هاي مشعشع از اين سريال براي جوانان متجدد نيز جاذب و القاکننده گردد. به نظر مي رسد که تهيه کننده سريال قصد داشته است يک الگوي جديد ارزشي به بينندگان القا کند، يک «مذهب
سرمايه داري» که طي آن داشتن ثروت و تجمل در حد بالايي مجاز و مطلوب است.

و در سريال بعدي يعني سريال باغ گيلاس، به وضوح
ارزش هاي غربي منتقل مي شود. ناگفته نماند چنين روندي با دنبال کردن سريال هاي تلويزيوني در سال هاي اخير ادامه يافته، به طوري که به نتايج مشابهي دست مي يابيم. در ساير سريال هاي سال هاي اخير تغيير ارزش هاي زندگي ساده و همراه معنويات به زندگي در کاخ ويلاهاي آنچناني همراه با
تجمل گرايي و مصرف گرايي مشهود است و زنان در بستر چنين
فيلم هايي بازنمايي مي شوند.

طنزهاي تلويزيوني:

اگر چه همواره از برخي از سريال ها تحت عنوان طنز دفاع
مي شود، اما گاه مسئوليتي که براي طنز تعريف مي شود بسيار خطيرتر از ساير سريال هاست. طنز با فکاهه متفاوت است اگر چه مي خنداند اما بايد چنان دردها و معضلات اجتماعي را واکاوي کند که مخاطب خنده اش از روي باور به اين مسئله باشد که آري چنين درد اجتماعي را به واقع لمس کرده است نه آنکه خود طنز، مروج مصرف گرايي، کمرنگ کردن
ارزش هاي اصيل و انساني و به فراموشي سپردن واقعيت باشد. گاه جاي تأسف است که ما حتي مرزهايي را که در رسانه هاي غربي براي تبليغات رعايت مي شود نيز زير پا مي گذاريم. اگر چه که تبليغات رسانه اي غرب از هيچ حربه اي حتي ابژه کردن زنان، فروگذار نمي کند و به هرطريق اخلاق را زير پا مي گذارد تا کالايي به فروش برسد اما جايگاه تبليغات و آگهي بازرگاني در برنامه ها ي تلويزيوني تعريف شده و مشخص است.

در يک سريال طنزساخته مهران مديري که چند سال پيش با عنوان «باغ مظفر» از شبکه سوم سيما پخش
مي شد، کالاهايي در وسط سريال معرفي و تبليغ مي شد که درست مانند اختلال و پارازيت در وسط يک داستان قابل بحث است. براي مثال يک شب توصيف بسته بندي هاي مختلف «تک ماکارون» را براي خدمتکاران مشاهده
مي کنيم و شب ديگري هنگام خريد جهيزيه به سراغ فروشنده
فرش هاي يزدي مي رويم که با لهجه غليظ فروشنده نيازي به نام بردن از «فرش ستاره کوير يزد» نيست. اگر چه تبليغ سازمان شيلات و شرکت ملي نفت را مي توان کمک به آگاهي بخشي به مردم تلقي کرد؛ اما اينکه جايگاه چنين تبليغي در ميان طنز است يا خير؟ نکته قابل تأملي است.

از ابتدا سبک لباس و دکور بازيگران، مخاطب را به فضايي سنتي رهنمون مي شود اما پس از مدتي از شروع هر قسمت سريال، مخاطب به خود مي آيد که باز هم فريب خورده و اينجا هم کالاهاي دنياي مدرن به خوردش داده مي شود. در چنين فضاي تبليغاتي، داستاني روايت مي شود که در آن مي توان نقش زن يا دختران داستان را اين گونه مورد تحليل قرار داد؛ نازي دختري کم عمق، سطحي و شلوغ است. دختري که عشق را نمي فهمد و تنها نگراني اش اين است که در برابر دوستان و خانواده اش کم نياورد و خانواده اش در تکاپوي اينکه هر چه سريع تر بايد ازدواج کند تا از لوس بازي هاي او خلاص شوند و حتي با الفاظي مانند «هيولا» از سوي پدر، خوانده مي شود. پدري که براي رهايي از شر دخترش حاضر است هر کاري انجام دهد.

با تامل دقيق در اين گونه مجموعه هاي تلويزيوني جاي اين پرسش است که آيا رسالتي که طنز در بازنمايي نقش زنان به دوش دارد چنين ارائه سطحي و کم عمقي است و اين همان دختر طنز است که بايد مشکلات قشر خاصي از دختران جامعه امروز را بازنمايي کند؟ آيا دختري را که مي توان به عنوان نماينده قشر خاصي بازنمايي کرد که براي حفظ و پايبندي به ارزش هاي اصيل و واقعي و هويت خويش دچار
مسئله اند چنان بي دغدغه و سطحي ارائه شود که هرگز نيازي به رفع مسئله احساس نشود؟ چرا اعتراض نازي نبايد به
ارزش هاي مادي و تجمل گرايي هاي خانواده خان زرگنده باشد؟ يا اگر به عنوان دختري رفاه زده، سطحي و لوس بازنمايي
مي شود چرا نبايد عکس العمل جامعه اي که مقابل اين طبقه مرفه است عدم پذيرش ارزش هاي آنان باشد؟ کامران پسر مودب و تحصيلکرده داستان، عاشق دختري (نازي) مي شود که نماينده هيچ يک از ارزش هاي متعارف و
ايده آل هاي منطقي نيست.

با اينکه بازنمايي زنان در سريال هاي طنز، موجه به نظر
نمي رسد اما همواره تحت عنوان طنز يا غير جدي بودن از آنها دفاع مي شود.

سريال هاي مناسبتي:

در سريال هايي که سال هاي اخير به عنوان سريال هاي ماه رمضان تهيه مي شوند، ارزش هاي مادي و مصرف گرايي بيشتر از ارزش هاي معنوي و ارزش هاي مرتبط با اين ماه تبليغ مي شود. براي مثال در سريال روز حسرت، نرجس زني مومن و مذهبي با سجاده و دعا پيوند زده شده است. او سا کن خانه اي ويلايي است که چيزي از يک کاخ مجلل کم ندارد. روحيه قناعت در اين فيلم به چشم
نمي خورد. در سريال هاي ماه رمضان 1389- تا حدود قسمت 10- در هيچ يک از سريال ها، رنگ و بويي از ماه رمضان احساس نمي شود.

نه سخن از نماز و مسجد است نه حتي سفره افطار و سحر. به تدريج به نظر مي رسد حتي ارزش هايي که سال هاي قبل تر نمادين و همراه با ارزش هاي مادي
تجمل گرايي تبليغ مي شد به تدريج جاي خود را به طور کامل به ارزش هاي مادي داده است و ديگر حتي از تلفيق سرمايه داري و مصرف گرايي با معنويت روزه و اعتقاد به قيامت هم خبري نيست - چنانچه در سريال روز حسرت، اين اعتقاد با شخصيت نرجس بازنمايي مي شد، اما در
سريال هاي ماه رمضان 1389 مانند جراحت، عدم اين اعتقاد با اقدام به خودکشي ا کرم به نمايش گذاشته مي شود. با نگاهي به دو سريال تلويزيوني دلنوازان و شمس العماره که تقريباً هر دو سريال در يک مقطع زماني از شبکه هاي سراسري تلويزيون پخش مي شدند، توجه به اين نکته ضروري است که علاوه بر ادامه همان الگوهاي نامتعارفي که در سريال هاي فوق اشاره شد؛ در اين دو سريال جايگاه زنان جاي تحليل دارد. البته اين اتفاق با ورود به رمضان 90 رنگ ديگري به خود گرفت و دختران معتقد و متعهد، چادري و با حجاب برتر به نمايش درآمدند. از جمله مجموعه تلويزيوني سي امين روز و مجموعه پنج کيلومتر تا بهشت را مي توان برشمرد.

مطالب مرتبط:

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي( قسمت اول)

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي - قسمت دوم

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي - قسمت سوم

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي - قسمت چهارم

منبع: روزنامه رسالت

موضوع: مقام و شخصیت زن زنان در جامعه و انقلاب اسلامی
نقش زنان در رسانه ملي
مشاهده مطلب و جزئیات ←
↑