بوستان حجاب | مطالب فرهنگی و اجتماعی صفحه اصلی ←

بوستان حجاب

بوستان حجاب

نوشته‌هایی برای خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگو
همراهی و همدلی
بوستان حجاب فضایی برای خواندن و آشنایی با مطالب فرهنگی
طبیعت و آرامش
نگاهی تازه به زندگی مطالبی برای تأمل، آگاهی و گفت‌وگو
آسمان و طبیعت
خواندن و آموختن همراه با نوشته‌هایی برای علاقه‌مندان به فرهنگ و اندیشه

به بوستان حجاب خوش آمدید

در این وبلاگ، نوشته‌ها و مطالب فرهنگی و اجتماعی گردآوری می‌شوند. تازه‌ترین نوشته‌ها را بخوانید یا از دسته‌بندی‌ها و آرشیو برای یافتن مطالب موردعلاقه خود استفاده کنید.

تازه‌ترین مطالب

نوشته‌های وبلاگ

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي( قسمت اول)

تصويري که رسانه ها بخصوص راديو، تلويزيون و سينما از زنان جامعه ارائه مي کنند، هميشه و همه جا تصوير متعارفي به نظر نمي رسد. عصر اطلاعات، ارتباطات و دوران نفوذ و گسترش رسانه هايي از جمله راديو، تلويزيون، روزنامه ها، نشريات و فناوري هاي جديد نظير اينترنت و ماهواره با هدف گرفتن فرهنگ و ارزش هاي يک جامعه مي تواند به محو و نابودي ارزش هاي آن جامعه منجر شود. شايد به همين علت است که حتي تحليلگران غربي رسانه هم بر حفظ ارزش هاي  مسلط بر جامعه اذعان دارند و معتقدند رسانه وسيله انتقال فرهنگ و آرمان و ارزش هاست و چنانچه اين وسيله ارتباطي مورد هجمه هدف هاي معاند از پيش طراحي شده يا اغفال قرار گيرد مي تواند جامعه را به گرداب تزلزل فرهنگي گرفتار کند، تا جايي که «تاچمن» در يکي از مقالاتش در بحثي پيرامون زنان و رسانه، همه حرف هايش را در اين عبارات مي گنجاند که «جامعه ما نيز همانند هر جامعه ديگري، بايد ميراث اجتماعي اش را از نسلي به نسل ديگر منتقل کند. در دوره تغييرات اجتماعي شتابان مانند دوره ما نياز جامعه براي تداوم و انتقال ارزش هاي مسلط مي تواند بسيار حاد باشد. از اين رو اگر قرار است جامعه همچنان به حياتش ادامه دهد لازم است افراد تا حدي با گذشته آشنا شوند اما زنان بايد همچنان خودشان را براي استقبال از وضعيت هاي دگرگون شونده آماده کنند و در هيچ عرصه اي به اندازه عرصه نقش هاي جنسيتي اين ضرورت به اين راحتي قابل شناسايي نيست.» (ون زونن،171،1370)

اين گونه است که رسانه هاي پرنفوذ و پر قدرت مي توانند برگ برنده انتقال ارزش هاي مسلط را رقم بزنند. اين انتقال ارزش ها گاهي مي تواند از جوامعي که داراي رسانه هاي پرنفوذتري هستند صورت گيرد و زنان جوامع ديگر را تحت‌تأثير فرهنگ غالب خود قرار دهد.

به طور حتم اين موضوع که از سوي ديگر جامعه شناسان و محققان اجتماعي نيز مطرح مي شود بر نقش قابل توجه رسانه بر زنان جوامع و در نهايت به دليل اهميت جايگاه زنان، بر خانواده و تربيت نسل ها به منظور جامعه پذيري افراد تأکيد مي کند. آنچه مشهود است اينكه در جامعه اسلامي ايران، آغاز به کارگيري رسانه همگام با جامعه پذيري ارزش هاي ديني و ايراني بوده است و اهتمام رسانه در جهت ارتقاي آگاهي و فهم زن ايراني در قبال رسالت انساني اش مورد تأکيد واقع شده است. اگر چه به دنبال احساس خلأ هاي قانوني
رسانه اي طرح هايي تصويب و به اجرا گذارده شد اما نمي‌توان نسبت به اين حقيقت بي تفاوت ماند که در سال هاي اخير بازنمايي اين ارزش ها در رسانه بسيار دستخوش تغيير شده و برنامه هاي متنوع صدا و سيما به گونه اي به نمايش درآمده که در برخي مواقع تا مرز تقابل باارزش هاي اوليه هم پيش رفته است.

برخي تحقيقات انجام شده حا کي از تناقض بين مصوبات رسانه اي و آن چيزي است که رسانه ها در حال بازنمايي آن هستند. گاه اين تغيير ارزش ها در مورد نقش هاي بسيار مهم زندگي و اصول اساسي فرهنگ و مذهب رخ مي دهد که مي توان از آن با عنوان«تهاجم فرهنگي» ياد کرد. يکي
از اين موارد به طور نمونه فرهنگ مصرف گرايي است. فرهنگي که از سال ها قبل، غرب پيشروانه در مسير سرمايه‌داري، آن را آغاز کرد و تا به امروز دامن زد و ا کنون توجيه سودآوري، بخش عظيمي از برنامه هاي رسانه ها را در بر گرفته و اين فرهنگ همگام با رشد رسانه ها به جوامع ديگر نيز نفوذ يافته است. تا جايي که از تبليغات با تعريف مدرن غربي اش که ديگر صرفاً معرفي کالا نيست سود برده مي شود تا به هر نحو ممکن در اختيار نظام سرمايه داري باشد و در اين بافت، رسانه‌هاي غربي حاضر به قرباني کردن ارزش هاي معنوي اند
تا بتوانند سود بيشتري کسب کنند.

زنان در رسانه هاي غربي چه در تبليغات آشکار کالاهاي تجاري به عنوان ابزاري براي جلب توجه و ابزار فروش و چه در نقش هاي زنانه در فيلم ها و سريال ها به عنوان
مصرف ‌کنندگان اين کالاها به کار گرفته مي شوند، بي توجه به اين موضوع که تحقير زن در چنين نقشي به فروپاشي نهاد خانواده، تجمل گرايي و بي اعتمادي مي انجامد. چون انديشه فروش فيلم و سريال براي جذب مخاطب، يا انديشه فروش کالاست که بر رسانه حا کم شده و چنين روندي به تدريج ارزش هاي شريف را به دست فراموشي مي سپارد.

تغييرات با روندي کند در رسانه ملي:

تامل در بطن تغييرات ارزشي و فرهنگي نقش زنان در
رسانه‌هاي داخلي، موضوعي مهم و قابل بررسي است. اما رويکرد صدا و سيما به عنوان رسانه اي ملي و فراگير، چنان اين روند تغيير را نرم و آهسته پيموده است که فرد و جامعه در برابرش مقاومتي به خرج نداده اند اما بايد همواره اين
نکته را مد نظر قرار داد که انديشه سودآوري و مصرف گرايي که در پس برخي از اين تغييرا ت نهفته است، ارزشي غربي و مغاير با ارزش هاي ديني و اسلامي است. ديدگاه ديني، زن را هرگز کالاي مصرفي نمي داند و از او به عنوان ابزار استفاده نمي کند و انديشه تحقير زن را در هر قالبي رد
مي‌ کند. با اين همه، بايد دقت کرد که يافتن ريشه هاي هجمه فرهنگي پنهان و ناخودآگاهي اي که در فرهنگ جوامع نفوذ کرده است به راحتي امکان پذير نيست.

گاه تنها با تحليل موشکافانه محتواي برنامه ها مي توان رگه هايي
از اين هجمه را يافت. از سوي ديگر يکي از آسيب هايي که متوجه نقش زنان در تصاوير تلويزيوني و سينمايي است بحث کليشه هايي است که به طور مداوم در
برنامه هاي تلويزيوني تکرار مي شود و گاه تنها توجيهي که براي سوق يافتن نقش زنان به تصاوير نا متعارف جامعه ايراني وجود دارد، استناد به «کليشه زدايي» است که اين مسئله نيز در جاي خود بحث خواهد شد.

بايد توجه داشت که دنياي امروز درگير جنگ هاي
جهان‌گير و خونين قرون پيش نيست. دنياي صنعتي و مصرفي امروز بيشتر از آنکه نياز مند سلاح هاي جنگي باشد از ابزار رسانه براي جنگي نرم استفاده مي کند تا به هدفش که جايگزين کردن ارزش هاي مادي به جاي معنويات است دست يابد. در اين بين توجه به نقش زنان به عنوان نيمي از جمعيت هر جامعه و عنصر کليدي خانواده بسيار قابل اهميت است. اين پژوهش، بازنمايي نقش زنان را از منظر چنين جنگي در قالب برنامه هاي تلويزيوني، سينمايي مورد تحليل قرار مي دهد؛

بازنمايي نقش زنان در برنامه هاي تلويزيوني:

آنچه که مخاطبان از رسانه توقع دارند بازنمايي واقعي نقش زن از رسانه است. سئوالي که مطرح مي شود اين است که رسانه هاي ما چقدر شخصيت حقيقي زن اصيل و عفيف ايراني را بازنمايي مي کنند؟ در رسانه هاي اسلامي جامعه ايران به دليل وجود قوانين و خط قرمزهاي مشخص، اين وسيله ارتباطي خوشبختانه از مسير منحطي که
برنامه هاي سودجويانه رسانه هاي غربي مي پيمايند فاصله دارد. مسيري که حتي برخي فمينيست ها نيز به آن انتقاد دارند از قبيل ابژه يا کالاي جنسي شدن زن در رسانه و خصوصاً در سريال ها و تبليغات تجاري. اما با وجود اين بايد دقت داشت «سياست جنسيت در شيوه راه رفتن، نگريستن و حتي يک جا ايستادن شکل مي گيرد و خود را نشان مي دهد. آرمان زنانه حجب، حيا و فروتني، بدن زن را رو به پايين و به سمت زمين سوق مي دهد. اما مرد آرماني در سلوک خود رو به بالا و بدن او معطوف به ساير آدميان است. از نظر «بورديو»، بدن ابزاري براي يادگيري است که مقدمات فرهنگ و اجتماعي شدن که از اوان کودکي آغاز مي شود، بر آن حک و رمزگذاري مي شود.» (عسکري،46: 1388) بنا بر اين؛ تصور اينکه
صرف داشتن پوشش مانتو و روسري، زن را از انتقال ارزش هايي
که موافق با فرهنگ و عرف جامعه او نيست مصون
مي‌‌دارد تصور درستي نيست. چرا که فرهنگ از لابه لاي جزئي ترين رفتار، همان گونه که ذ کر شد از رفتارهايي از قبيل ايستادن، نگريستن و راه رفتن نيز منتقل مي شود. بنا بر اين تغيير و انتقال ارزش ها نيز ممکن است در قالب همين رفتارهاي نه چندان محسوس رخ دهد و اين وظيفه رسانه را در توجه به نقش هاي زنان در قالب عملکرد فرهنگي و اجتماعي آنان بسيار قابل اهميت مي کند. اينک به تغيير الگوي بازنمايي نقش زنان در سريال ها و فيلم هاي
سينمايي تلويزيون تحت تأثير ارزش هاي نامتعارف (بيگانه) مي پردازيم:

سريال ها:

در بررسي و مطالعه مجموعه هاي تلويزيوني و برنامه هاي متنوع آن مروري بر فيلم هاي دهه 60 و70 داريم. طي بررسي دو مجموعه تلويزيوني به کنه تغيير رويکرد رسانه طي دهه هاي 60 و 70 دست مي يابيم. رفاه و تجمل در دهه 70 به عينه ترويج مي شود اما دهه 60 تهي از ارزش هاي
مادي گرايانه و تجمل و در مقابل تاکيد بر ارزش ها و سنت هاي جامعه است که طي دو مثال زير اين ادعا دقيق تر بررسي مي شود. در ابتدا اشاره اي به فيلم «سايه همسايه» که از مجموعه سريال هاي دهه 60 است، خواهيم داشت. در تحليل قسمت نهم سريال سايه همسايه که روابط اجتماعي بين اعضاي يک محله قديمي تهران نشان داده شده است
مي بينيم که: «در مجموع 7 دقيقه و 59 ثانيه اي که زنان هنرپيشه ظاهر مي شوند همگي در پوشش کاملاً اسلامي و بدون آرايش هستند.» در اين سريال هيچ گونه ارزش مادي و قشري به بيننده منتقل نمي شود بلکه اين فيلم به صورت بسيار مناسبي، ارزش هاي سنتي يک محله - مبني بر کمک متقابل انسان ها به يکديگر - را نشان مي دهد و طي آن ارزش هاي مذهبي نيز به نحو ملايم و طبيعي کاملاً رعايت شده است. در مقابل، سريال مهمان که در سال 1370 نشان داده شده است، در مقايسه اين دو سريال با هم کاملاً تغيير ارزش ها
از دهه 60 تا 70 مشهود است. فضاي سريال دهه 70 سريالي است که در آن ارزش هاي غربي مانند توجه به زيور آلات زنانه، تجمل گرايي و مصرف گرايي نفوذ يافته است. خانواده و زناني که در اين سريال بازنمايي شده اند خانواده اي
مرفه و پولدار هستند. ارزش هاي مادي در اين سريال مشهودتر است. در قسمت دوم سريال مهمان مسئله بر سر بازگشتن موقت پسر بزرگ خانواده از فرانسه دور مي زند که در ايران نيز فکر و خيالش بيشتر در فرانسه، در پي همسر
فرانسوي اش است. از طرفي اطرافيانش در نظر دارند براي او يک همسر ايراني به شيوه «خاله زنکانه» بيابند. در اين مجموعه تلويزيوني زيور آلات زنانه با ارزشي معادل 225 هزار تومان يا 1304 دلار به نمايش در مي آيد و همچنين ويلايي مجلل که داستان آنجا رخ مي دهد. در چنين فضاي آکنده از ثروت و پر خوري که در قيافه نوجوان فربه و عقب افتاده خانواده مشهود است، دو زن اول هنرپيشه که نسبت به دو زن ديگر، در اکثر لحظات اين قسمت از سريال حضور و نقش هاي اول را به عهده دارند، هر دو بيني شان را عمل جراحي کرده و خود را در حد بالايي به زيور آلات آراسته اند. مثلاً در يک صحنه، دختر آقاي ستوده در سه انگشت دست چپش 5 انگشتر طلا دارد. در مجموع از نظر انتقال ارزش هاي مذهبي نيز به نظر
مي رسد که تهيه کننده اين سريال مي خواسته است يک الگوي جديد ارزشي به بينندگان القا کند، يک «مذهب سرمايه داري» که طي آن داشتن ثروت و تجمل در حد بالايي مجاز و مطلوب است و اما دارندگان اين ثروت و مذهب ثروتمندانه، افرادي - از نظر فرهنگي - عقب افتاده هستند که فکر و ذکرشان تنها در پي مسائل پيش پا افتاده (سوغاتي، خوردن و...) است.

مطالب مرتبط:

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي( قسمت اول)

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي - قسمت دوم

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي - قسمت سوم

پژوهشي پيرامون آسيب شناسي نقش زنان در رسانه ملي - قسمت چهارم

منبع: روزنامه رسالت

موضوع: مقام و شخصیت زن زنان در جامعه و انقلاب اسلامی
نقش زنان در رسانه ملي
مشاهده مطلب و جزئیات ←
↑