بوستان حجاب | مطالب فرهنگی و اجتماعی صفحه اصلی ←

بوستان حجاب

بوستان حجاب

نوشته‌هایی برای خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگو
همراهی و همدلی
بوستان حجاب فضایی برای خواندن و آشنایی با مطالب فرهنگی
طبیعت و آرامش
نگاهی تازه به زندگی مطالبی برای تأمل، آگاهی و گفت‌وگو
آسمان و طبیعت
خواندن و آموختن همراه با نوشته‌هایی برای علاقه‌مندان به فرهنگ و اندیشه

به بوستان حجاب خوش آمدید

در این وبلاگ، نوشته‌ها و مطالب فرهنگی و اجتماعی گردآوری می‌شوند. تازه‌ترین نوشته‌ها را بخوانید یا از دسته‌بندی‌ها و آرشیو برای یافتن مطالب موردعلاقه خود استفاده کنید.

تازه‌ترین مطالب

نوشته‌های وبلاگ

روش‌هاي سه گانه براي جلوگيري از تهديد امنيت اخلاقي جامعه

فرهنگ و معارف اسلامي مجموعه‌اي بزرگ از تعاليم و قوانين و ارزش‌هايي است كه به همه جوانب حيات انسان نظر مي‌گسترد و سعي دارد انسان‌هايي را بپرورد كه از ضعف‌ها و كاستي‌هاي گوناگون در صحنه‌هاي زندگي فردي و عرصه‌هاي حيات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي به دور باشند و به گونه‌اي رفتار كنند كه آئينه تمام‌نماي ارزش‌هاي اسلامي باشند.
براي دست يابي به هدف بزرگ تربيت و پرورش "انسان اسلام"، گام نخست كسب دانش دين است و هر مسلماني بايد خود را موظف به بالا بردن سطح آگاهي‌هاي خويش درباره فرهنگ و تعاليم اسلامي بداند.
اگر "دين پژوهي" به صورت مطالعه دقيق و همه جانبه در قوانين و معارف و ارزش‌هاي اسلامي صورت نگيرد، چگونه انسان بداند و بفهمد كه دين از او چه خواسته و چگونه مشي و رفتار كند و چسان به مراقبت از خويش بپردازد و چه شخصيتي بسازد و بپرورد كه مورد توجه و نظر اسلام باشد؟
آيا جز اين است كه براي ورود در هر موضوعي، دانش و آگاهي نسبت به آن لازم و ضروري مي‌باشد و تا آدمي بينش‌هاي لازم را نسبت به كاري كه مي‌خواهد انجام دهد كسب نكند، قادر به آغاز و انجام آن نمي‌باشد؟
آيا وقتي مطالعه و كسب معلومات در هر رشته و هر كار و تلاش در ابعاد حيات فردي و جمعي اصل و قاعده‌اي ثابت مي‌باشد، نبايد آگاهي يابي نسبت به دين با تمام جنبه‌ها و جلوه‌ها و در همه صحنه‌ها و عرصه‌هاي حضوري كه دارد، ضرورتي حياتي و وظيفه‌اي عام و همگاني تلقي شود؟
اگر به "آفات فكري" نظر گستريم و آثار ناگوار آن را به صورت باورها و اعتقادات ناشي از تحرك جريان‌هاي التقاطي به مداقه گذاريم، در مي‌يابيم كه دين پژوهي و كسب دانش و آگاهي‌هاي اسلامي، بنيان‌هاي اعتقادي اصيل ديني را استحكام مي‌بخشد و مانع نفوذ تفكرات باطل و مغشوش با رنگ و لعاب ديني مي‌شود و جوانان را از هر خطر و تهديدي محفوظ مي‌دارد. همچنين اگر به "خرافات و موهومات" كه بسيار ظاهرآرا و فريبنده در ميان اقشار مردم جامعه گسترش مي‌يابند نظر گستريم، در مي‌بيايم كه چنانچه دين پژوهي و كسب آگاهي و شناخت نسبت به معارف اسلامي به نحو مطلوب صورت گيرد، راه را بر نفوذ و تخريب‌هاي اعتقادي خرافه‌هايي كه دشمنان ترويج مي‌كنند، مسدود مي‌سازد و مصونيت اعتقادي و فكري در جامعه به ارمغان مي‌آورد.
نكته مهم ديگر اين كه اگر "آسيب‌هاي اخلاقي" در جامعه را به طور دقيق شناسايي و ارزيابي كنيم، متوجه مي‌شويم كه فقدان دين پژوهي و نداشتن دانش و آگاهي‌هاي لازم از نظام اخلاقي اسلام در ابعاد اخلاق فردي، اجتماعي، اقتصادي، رسانه‌اي و سياسي باعث بروز آسيب‌هاي فراوان در جامعه و كشور مي‌شود و چنانچه افراد مختلف جامعه و همه عناصر حاضر در عرصه و فعاليت‌هاي كلان در سطوح گوناگون به اين مهم توجه داشتند و به مطالعات دقيق و كامل در موضوع "اخلاق اسلامي" در همه شاخه‌ها مي‌پرداختند و به شناخت و بصيرت‌هاي اخلاقي مي‌رسيدند، شاهد تحركات مبتني بر دروغ، نفاق،‌ فريب، تهمت، پرده دري و پرخاش و اهانت نبوديم و افراد منتسب به جريان‌ها و احزاب و گروه‌هاي سياسي ناسالم و اغواگر كه موجوديت خويش را با تاخت و تاز در حريم آبرو و حيثيت ديگران مي‌يابند و از اين طريق به منافع باندي و مطامع جناحي خود نائل مي‌آيند، به سهولت امنيت اخلاقي جامعه را به خطر نمي‌انداختند.
اگر مي‌بينيم كه افراد و گروه‌هاي خود سر و لجام گسيخته كه ظاهري از ديانت دارند و آثاري از ديانت ندارند، از اين سو و آن سو سر در مي‌آورند و در اين مكان و آن مكان حاضر مي‌شوند و بدون هيچ مانع بازدارنده‌اي به هر كس كه مي‌خواهند مي‌تازند و هر هتك و اهانتي كه اراده مي‌كنند انجام مي‌دهند، علت اصلي و مبنايي را بايد ضعف شناخت و آگاهي‌هاي ديني در همه موضوعات به ويژه موضوع اخلاق اسلامي بدانيم.
به شگفتي نيفتيم وقتي اين ضعف و كاستي را نه تنها در اخلاق فردي و گروهي، كه در اخلاق مطبوعاتي نيز مي‌يابيم و برخي از همين تحركات ضداخلاقي افراد و گروه‌ها ريشه در مطبوعاتي دارد كه حرمت قلم را نگاه نمي‌دارند و اين ابزار را كه خداوند متعال به خاطر جايگاه و نقش هدايتگر و تعليم دهنده‌اش به آن سوگند ياد مي‌كند، با گناه و معصيت‌هايي چون دروغ بافي و شايعه سازي و تهمت زني و اهانت به اين و آن مي‌آلايند. همين روزنامه‌ها هستند كه براي افراد ماجراجو و هتاك "خوراك فكري" تدارك مي‌بينند و آنان را به ميدان‌داري و عربده كشي و پرخاشگري عليه صالحان ترغيب مي‌كنند.
باز هم به شگفتي نيفتيم كه تحركات ضداخلاقي افراد خودسر عليه عناصر فكور و خدوم، به "بازيگران سياسي" متصل است و اين واقعيتي است كه انكارناپذير مي‌باشد، زيرا كساني كه در بينش‌هاي سياسي مبتدي هم باشند در مي‌يابند كه هرگاه مناسبتي پيش آيد و فعاليتي سياسي ضرورت يابد و به ويژه پاي انتخابات مجلس و رياست جمهوري به ميان آيد، بازيگران سياسي به تحركات ضد اسلامي روي مي‌آورند و از آنجا كه تابع اصل ماكياوليستي "هدف وسيله را توجيه مي‌كند" مي‌باشند و براي رسيدن به مطامع خود دين و مذهب و اخلاق را به مسلخ نفسانيت مي‌برند، با "تحريك سياسي" خاص، افرادي را جلو مي‌اندازند و به فعاليت ضد اخلاقي عليه رقيبان وامي دارند و اين عناصر جاهل كه خيلي زود فريب مي‌خورند و به دام مي‌افتند، به صورت ابزار مطمئن به بهره برداري مي‌رسند و اين جاست كه بازيگران سياسي بدون هيچ رنج و زحمت، به آنچه مي‌خواهند دست مي‌يابند.
مي بينيم كه وقتي ما فرهنگ سازي نكرديم و شرايط و زمينه‌هاي مناسب را آماده نكرديم افراد و اقشار مختلف مردم به ويژه جوانان با معارف اسلامي در همه موضوعات و از جمله مهم‌ترين آن يعني "اخلاق" در تمام ابعاد آشنا نشدند و به شناخت و آگاهي‌هاي لازم دست نيافتند، آفات فكري و آسيب‌هاي اخلاقي چهره نمايان ساختند و در طول سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب، بارها شاهد تحركات مخرب افراد و گروه‌هاي ماجراجو و خودسر و قانون شكن شديم. به ديگر سخن، وقتي ما در تغذيه سالم فكري جامعه مسامحه و غفلت كرديم، ديگران به مردم خوراك فكري مسموم دادند و آنگاه كه ما در ايجاد بينش‌هاي لازم سياسي در افراد قصور ورزيديم، ديگران به سهولت به تحريك سياسي آنها پرداختند و هرچه خواستند كردند و مي‌كنند!
اين حقيقت را نيز فراموش نكنيم كه "اسلام" ديني جامع و همه سونگر است و هرگز نبايد آن را در موضوعي خاص محدود و محصور ساخت. با توجه به وسعت نظر دين مبين حق و مجموعه قوانين و دستورالعمل‌هايي كه براي پروردن انسان‌ها دارد، بديهي است كه فرهنگ سازي كه مسئوليتي است حكومتي و در كنار وظيفه آحاد ملت در كسب آگاهي‌هاي اسلامي قرار دارد، به تنهايي تأمين كننده امنيت اخلاقي جامعه نخواهد بود، بلكه بايد همراه با آن، برخورد قضايي نيز حلقه‌هاي تحرك هاي افراد و گروه‌هاي تخريب‌گر و هتاك را تنگ كند و مانع افزايش فعاليت‌هاي ضد اسلامي آنها شود. زيرا درست است كه فرهنگ سازي اگر به طور كامل و دقيق به ظهور و عينيت در آيد، آثاري مفيد و سازنده در سطح كلان به وجود مي‌آورد و اكثر افراد جامعه را مصونيت مي‌بخشد، ولي بايد اذعان داشت كه هميشه افراد و گروه‌هايي بوده و هستند كه در هر شرايطي از جمله با تحقق فرهنگ سازي درباره نظام اخلاقي اسلام در سطح جامعه، دست از فعاليت مخرب و ضداخلاقي خود نمي‌كشند و در اين صورت بايد برخورد به موقع و مناسب قضايي، مانع تداوم تحركات شنيع و زشت آنان گردد. در متون فرهنگ و معارف اسلامي نيز تصريح شده است كه وقتي مواجهات ملايمت آميز برخاسته از تعاليم الهي، افراد شرور را به راه نياورد، قانون مجازات اسلامي بايد از ادامه آسيب رساني‌هاي اين عناصر ناسالم جلوگيري كند.
يكي ديگر از عوامل به خطر افتادن امنيت اخلاقي جامعه كه به گشودن ميادين تاخت و تاز به حيثيت و شخصيت ديني و اجتماعي و سياسي افراد و عناصر صالح مي‌انجامد، خودداري از انجام وظيفه‌اي است كه به صورت "ارشاد و تذكر" بر دوش آگاهان به فرهنگ و معارف اسلامي سنگيني مي‌كند.
اين وظيفه هم جنبه "خاص" دارد و هم جنبه "عام" و بايد اين دو در كنار هم به نحو شايسته محقق گردد تا زمينه‌هاي كاهش تحركات ضداخلاقي فراهم شود.
جنبه عام اين وظيفه مربوط به برخي از افراد آشنا به تعاليم اسلام كه نقش ناصحانه دارند و نيز گروه‌ها و سازمان‌هاي فرهنگي و تبليغي دولتي و غيردولتي مربوط مي‌شود. اين افراد و سازمان‌ها بايد اولاً از جناح زدگي‌ها و تعصب‌هاي باندي و سياسي به دور باشند تا بتوانند تذكرات و نصايح خود را به زيور خلوص بيارايند و بهترين نتيجه و ثمر را از عملكردشان به دست آورند. ثانياً بايد فعاليت خاص فرهنگي كه به صورت تحقيق و تأليف و توليدآثار فكري و هنري متجلي مي‌شود و بسيار هم ضروري مي‌باشد، آنان را از فعاليت‌هاي اخلاقي و ارشادي براي مقابله با هتاكي‌ها و پرده‌دري‌ها و نشر دروغ و تهمت و مكر و فريب باز ندارد.
جنبه خاص مسئوليت "ارشاد و تذكر" در حيطه كار و فعاليت مراجع، فقها، انديشمندان و علماي اسلام قرار مي‌گيرد و طبيعي است كه حوزه‌هاي علميه در اين باره مسئول مي‌باشند.
در نگاه فرهنگ و تفكر اسلامي، مراجع تقليد و فقها و علماي اسلام داراي چهار وظيفه مهم مي‌باشند. وظيفه اول تحصيل علوم حوزوي و اجتهاد در موضوعات گوناگون. وظيفه دوم تدريس و پرورش و تربيت شاگردان. وظيفه سوم حضور در عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي و نظارت بر امور. وظيفه چهارم هدايت و ارشاد عموم مردم جامعه.
آنچه مورد نظر است و در ارتباط با صيانت از امنيت اخلاقي جامعه مطرح است، وظيفه چهارم مراجع و علماي اسلام مي‌باشد. برمبناي اين مسئوليت و وظيفه است كه در طول تاريخ و بستر زمان همواره مراجع و فقها و انديشمندان اسلامي از ارشادات، هدايت ها، راهنمايي ها، تذكرات و نصايح باز نمانده‌اند و هر جا و از جانب هر كس كه خطا و گناه و فعاليت خلاف اخلاق مشاهده كرده اند، زبان به موعظه و تذكر گشوده‌اند. اين وظيفه، از صدر اسلام و با رسالت پيامبر اسلام(ص) آغاز شد و با امامت ائمه اطهار(ع) تداوم يافت و در دوره غيبت امام عصر(عج) با نيابت مراجع و فقهاي بزرگ اسلام تكرار گرديد. يعني مسئوليت هدايت و ارشاد كه داراي ابعاد اعتقادي و فكري و اخلاقي مي‌باشد، به صورت قانون و سنت ثابت الهي هميشه بوده و خواهد بود و در هيچ عصر و زماني از مراجع و علماي اسلام سقاط نشده و نمي‌شود.
اگر در سيره و روش حضرت امام خميني نظر گسترده و دقيق شويم، مشاهده مي‌كنيم آن پيشواي الهي در همان حال كه در جايگاه مرجع ديني و رهبر سياسي ايفاي نقش مي‌كرد و انقلاب اسلامي را به پيروزي رساند و نظام جمهوري اسلامي را بنيان گذاشت و سياستمداري جامع و ژرف نگر بود، هيچ گاه ذره‌اي از وظيفه ارشاد و هدايتگري‌هاي اخلاقي چه در سطح جامعه و نسبت به عموم مردم و چه در سطح مديريت كلان سياسي و نسبت به مسئولان و دولتمردان و مديران غفلت نمي‌ورزيد و هر جا كه تحركي خلاف اخلاق مشاهده مي‌كرد، با زبان و قلم تذكر مي‌داد و مانع نشر و تداوم آن مي‌شد.
متأسفانه مجبوريم اعتراف كنيم كه در شرايط كنوني، مراجع و فقهاي بزرگ اسلام به اين مسئوليت سنگين كمتر عمل مي‌كنند و جز در مواردي و توسط برخي از مراجع، بيشتر آنان سكوت اختيار كرده‌اند و با اين كه شدت و فزوني تحركات مخرب اخلاقي و آثار زيانمند و ويرانگر آن را مي‌بينند، دم بر نمي‌آورند و نه سخني مي‌گويند و نه پيامي صادر مي‌كنند.
ترديدي وجود ندارد كه شاهد ساكت بودن بيشتر مراجع عظام و فقها و علمايي كه از چهره‌هاي شاخص حوزه و روحانيت مي‌باشند، غفلتي است كه تكرار آن بسيار خطرناك است و همين سكوت و غفلت است كه باعث شده اولاً فعاليت‌هاي مخرب اخلاقي توسط برخي از افراد و گروه‌ها تداوم مي‌يابد و به طور روزافزون بر حجم آنها اضافه شود.
ثانياً اين افراد و گروه‌هاي هتاك را چنان جسارت بخشد كه حتي به حريم برخي از مراجع عظام نيز اهانت كنند! اگر اين روند تداوم يابد نمي‌توان اين احتمال را انكار كرد كه افراد و گروه‌هاي هتاك و مهاجم تا آنجا پيش روند كه خود را صاحب نظر در مسائل حوزوي بدانند و با ديدگاه‌هاي فقهي مراجع مخالفت ورزند و به نفي آنها بپردازند و از اين هم خطرناك‌تر اينكه چوب تكفير به دست گيرند و هر تفكر و نظر اجتهادي مخالف با مطامع بازيگران سياسي را خروج از دين بدانند!
اگرچه در انجام سه وظيفه حياتي و مهم "فرهنگ سازي" و "برخورد قضايي" و "ارشاد و تذكر مراجع" براي جلوگيري از به خطر افتادن "امنيت اخلاقي جامعه" مسامحه و غفلت روا داشته ايم، لكن بايد هم اينك اين وظيفه و مسئوليت را به نحو شايسته انجام دهيم، زيرا آسيب‌هاي اخلاقي به سيل خروشان و خطرناكي مي‌ماند كه اگر جلوي آن گرفته نشود همه چيز را با خود مي‌برد و به همين دليل هر موقع بر سر راه اين سيل ويرانگر مانع ايجاد شود دير نيست.
* برخي از روزنامه‌ها حرمت قلم را نگاه نمي‌دارند و اين ابزار را كه خداوند به خاطر جايگاه و نقش هدايتگري‌اش به آن سوگند ياد مي‌كند به دروغ بافي و تهمت زني مي‌آلايند و براي افراد ماجراجو و هتاك "خوراك فكري" تدارك مي‌بينند و آنان را به ميدان‌داري و عربده كشي و پرخاشگري عليه صالحان ترغيب مي‌كنند
* تحركات ضد اخلاقي افراد خودسر به "بازيگران سياسي" متصل است و آنان از آنجا كه تابع اصل ماكياوليستي "هدف وسيله را توجيه مي‌كند" مي‌باشند و براي رسيدن به مطامع خود دين و مذهب و اخلاق را به مسلخ نفسانيت مي‌برند، با "تحريك سياسي" خاص، افرادي را به جلو مي‌اندازند و به فعاليت ضداخلاقي عليه رقيبان وامي دارند
* متأسفانه مجبوريم اعتراف كنيم كه در شرايط كنوني، مراجع و فقهاي بزرگ اسلام در برابر فعاليت‌هاي مخرب و هتاكانه افراد و گروه‌ها به مسئوليت سنگين "ارشاد و تذكر" عمل نمي‌كنند و جز در مواردي و توسط برخي از مراجع، بيشتر آنان سكوت اختيار كرده‌اند و با اينكه شدت و فزوني تحركات ضد اخلاقي و آثار ويرانگر آن را مي‌بييند، دم بر نمي‌آورند!
* سيره و روش امام خميني اين بود كه در جايگاه مرجع ديني و رهبر سياسي، هيچ گاه ذره‌اي از وظيفه ارشاد و هدايتگري‌هاي اخلاقي چه در سطح جامعه و نسبت به عموم مردم و چه در سطح مديريت كلان سياسي و نسبت به مسئولان و دولتمردان غفلت نمي‌ورزيد و هر جا كه تحركي خلاف اخلاق مشاهده مي‌كرد با زبان و قلم تذكر مي‌داد و مانع نشر و تداوم آن مي‌شد
* شاهد ساكت بودن مراجع عظام در برابر فعاليت‌هاي مخرب اخلاقي اولاً بر حجم اين تحركات زشت افزوده است. ثانياً افراد و گروه‌هاي هتاك را چنان جسارت بخشيده كه حتي به حريم برخي از مراجع نيز اهانت مي‌كنند. ثالثاً بيم آن مي‌رود كه هتاكان جاهل چوب تكفير به دست گيرند و هر تفكر و نظر اجتهادي را كه با مطامع بازيگران سياسي در تضاد مي‌بينند، خروج از دين بدانند!

موضوع: جنگ نرم علیه خانواده
مشاهده مطلب و جزئیات ←
↑