1.زن در مردمان غير متمدن:
در قبائل دور از تمدن مانند افريقا، استراليا، جزائر مسكوني اقيانوسيه و... مرد مي توانست زنش را به هر كسي بخواهد بفروشد يا ببخشد. مي توانست به هر نحوي بخواهد او را مجازات كند و حتي او را بكشد. مي توانست او را مانند گوسفند بكشد و در هنگام قحطي و در مهماني ها بخورد.
2.زن در ملل متمدن:
همه اين ملل در اين مشترك بودند كه زن نزد ايشان استقلال و آزادي در اراده و اعمال نداشت و تحت ولايت مرد مي زيست. حق هيچگونه مداخله اي در امور اجتماعي و حكومتي و ... نداشت.
وضع زن در اين ملل بهتر بود زيرا كشته نمي شدند و گوشتشان خورده نمي شد!
اما در اغلب اين ملل پس از مرگ همسر، زن اجازه ازدواج نداشت و از حق معاشرت با ديگران محروم مي شد.
به عنوان مثال:
در ايران:
زنان طبقات عاليه به دليل تمايز طبقاتي در امور مملكت دخالت مي كردند.
اما ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و دختر مانعي نداشت.
در چين:
ازدواج با زن يك نوع خريد و فروش محسوب مي شد.
ازدواج با زن يك نوع خريد و فروش محسوب مي شد.
زن از ارث محروم بود. حق هم غذايي با خانواده را نداشت.
يك زن براي چند مرد مشترك بود و مرد قوي تر صاحب فرزند وي مي شد!
در هند:
وقتي مردي فوت مي كرد همسرش هم همراه او سوزانده مي شد.
3.زن در ملل داراي شريعت و قانون:
كلدانيها، روم و يونان بودند.
ايشان نوعي استقلال در امور داخلي خانه براي زن قائل بودند اما مرد خانواده نوعي مقام ربوبيتي بر زن و فرزندان داشت تا جايي كه به صلاح ديد خودش حكم قتل زن و فرزندان را صادر مي كرد و يا مي فروخت و قرض مي داد.
حقوق زن در اروپا:
در قرن بيستم اولين بار مساله حقوق زن مطرح شد.
به ترتيب كشور هاي انگلستان و امريكا و فرانسه و ايتاليا در اجراي اين حقوق قدم برداشتن.
در كشور فرانسه ژنرال دو گل قانوني گذاشت كه زن تا حدودي مي توانست صاحب اموال خود باشد. هر چند هنوز هم نمي تواند بدون اجازه شوهر استقلال مالي داشته باشد.