يکي از بزرگترين مشکلاتي که زندگي امروز بشر را تهديد ميکند، اضطراب است؛ پديدهاي که موجب ايجاد اختلال در روند زندگي انسان شده و امنيت رواني و آرامش او را به خطر انداخته است. در عصر حاضر، انسانها به پيشرفتهاي علمي و مادي بيشتري نسبت به قرنهاي گذشته دست يافته و ابزار کاملتري را براي تسلط بر طبيعت فراهم آوردهاند، ولي در دنياي درون خود احساس نگراني و اضطراب ميکنند. درحقيقت، ميتوان گفت ميان آسايش بشر و آرامش او رابطه معکوسي به وجود آمده است.
علم با شناسايي اسرار طبيعت، انسان را در ساخت انواع امکانات رفاهي ياري داده و تکنولوژي بهعنوان رهاورد بزرگ، نقش مؤثري را در آسايش مادي انسان ايفا کرده است. با اين حال، آرامش بشر به سبب تهي شدن زندگي او از معنويت، تا حد زيادي خدشهدار شده و همين مسأله، نوعي خلأ عاطفي ميان انسانها ايجاد کرده است که به شکلهاي گوناگون از جمله اضطراب، خود را نشان ميدهد.
خداوند در قرآن کريم، با سخني کوتاه و شيوا، درمان اضطراب را در اختيار انسانها قرار داده و فرموده است: « همانا دل به واسطه ياد خدا به آرامش ميرسد». اضطراب از مشکلات زندگي بشر است که يکي از پيامدهاي آن، احساس خلأ معنوي در زندگي است.
نااميدي؛ عامل اضطراب
اميد، سرچشمه زلال زندگي بشر است و نااميدي، يکي از بزرگترين موانع پيشرفت انسان به شمار ميرود. انسان نااميد، هيچ توان و انگيزهاي براي ادامه زندگي ندارد، اميد خود را از کف ميدهد، گرفتار مرگ تدريجي ميشود و از شيرينيهاي زندگي بيبهره ميماند. نااميدي ميتواند بستر مناسبي را براي اضطراب در فرد به وجود آورد و در مقابل، استرس و اضطراب نيز گاهي به نااميدي ميانجامد. فعل و انفعالهاي روحي به طور مستقيم بر بدن انسان اثر ميگذارند. براي مثال، نااميدي، تغييرهاي مهمي در دستگاه گردش خون انسان پديد ميآورد و ديگر دستگاهها و اندامهاي بدن را تحت تأثير قرار ميدهد. حضرت علي عليهالسلام در اينباره ميفرمايد: «آنگاه که نااميدي بر دل چيره شود، تأسف همراه اضطراب و نگراني، قلب آدمي را از پا درميآورد.» همچنين در جاي ديگر ميفرمايد: «اندوه و غم، بدن را ويران ميکند».
پيامدهاي اضطراب
روانشناسان با تحقيق و مطالعه دقيق علمي دريافتهاند تأثير و تأثرات منفي روحي، بهداشت رواني انسانها را به خطر مياندازد. «بيشترين بيماريها در امريکا، بيماريهاي رواني است و بيش از هفتاد و پنج درصد تختهاي بيمارستانها به آنها اختصاص دارد. هفتاد و پنج درصد دانشآموزان مبتلا به مواد مخدر هستند. اضطراب، بزرگترين بيماري کشورهاي اروپا و امريکاست».
يکي از صاحبنظران غربي نيز جمله معروفي دارد که نشاندهنده آثار منفي اضطراب است وي ميگويد: «پيشهوري که نداند چگونه به جنگ نگراني رود، جوان ميميرد».
اضطراب و نگراني نه فقط بر روح و روان انسان آثار منفي به جا ميگذارد، بلکه سلامت جسماني او را نيز تحت تأثير قرار ميدهد. يافتههاي علم پزشکي اين ادعا را ثابت ميکند. بعضي از پزشکان عقيده دارند غصههاي طولاني و نگراني متداوم، سبب بروز بيماري سرطان ميشود. اضطراب و نگراني چنان وجود انسان را فراميگيرد که خون و مزاج، از حالت طبيعي خارج ميشود و تعادل معده و رودهها و گردش خون را برهم ميزند و حتي گاهي سبب انجماد پلاسماي خون ميشود.
تأثير اضطراب بر جسم انسان
اضطراب، استرس و تنش، آثار مهلکي بر روح و روان و جسم انسان به جا ميگذارد. حکايت زير در اينباره شنيدني است:
ميان بقراط، طبيب معروف يوناني و يکي از شاگردان برجستهاش، درباره مسأله پزشکي اختلاف افتاد. شاگرد بقراط ادعا ميکرد دانش او از استادش بيشتر و از وي داناتر است. اين کشمکش ادامه يافت و به ناچار، حاکم وقت براي رفع اين مشکل به بقراط و شاگردش پيشنهاد کرد هر يک از آنها زهري را تهيه کند و به ديگري بخوراند و طرف مقابل، پادزهري را فراهم کند تا اثر زهر رقيب خنثي گردد. هدف حاکم اين بود که با اين آزمايش علمي ثابت شود کدام يک از اين دو طبيب حاذقتر و عالمتر است. ابتدا شاگرد بقراط زهري را تهيه کرد و بقراط در حضور حاکم آن را نوشيد و سپس پازدهر مخصوص را نيز نوشيد، ولي زهر هيچگونه تأثير منفي در وضعيت مزاجي و سلامتي او نگذاشت. نوبت به بقراط رسيد. بقراط از حاکم چهل روز مهلت خواست تا زهر مورد نظر را تهيه کند. شاگرد بقراط در اين مدت با نگراني منتظر بود ببيند استادش چه زهري را آماده ميکند. از اين رو، پس از بيست و پنج روز، خود را نزديک خانه بقراط رساند و از دور او را در حال کوبيدن چيزي در هاون ديد. اين سرزدن در روزهاي بعد نيز تکرار شد و هر بار شاگرد، بقراط را همچنان در حال کوبيدن ميديد. اين مسأله تأثير بسياري بر روحيه شاگرد گذاشت و از ترس اين که نتواند پادزهر لازم را تهيه کند، چنان دچار اضطراب شد که روز سي و نهم بر اثر فشارهاي روحي و نگراني شديد قالب تهي کرد.
اضطراب نقش مخربي در روح و جسم انسان دارد.
آيا اضطراب هميشه بد است؟
انسانها در طول دوران زندگي خود، همواره با مقوله استرس و اضطراب روبهرو هستند. استرس براي ورود به مدرسه و دانشگاه، شرکت در جلسه امتحان، ورود به بازار کار، ملاقات با افراد گوناگون، حضور در عرصههاي اجتماعي، کسب مهارتهاي جديد، نگهداري از فرزندان و مانند آن همواره در زندگي انسان وجود دارد. البته اين اضطراب، همواره بد و مخرب نيست، بلکه گاهي سبب انجام دادن بهتر وظايف و تکاليف ميشود و آدمي را از اهمالکاري و سهلانگاري نجات ميدهد. يکي از پژوهشگران ميگويد: «زندگي بدون استرس، ديگر زندگي نيست.» منظور اين صاحبنظر از اين جمله آن است که انسان در تمام صحنههاي زندگي، اضطراب را تجربه ميکند و در مواردي، اگر اضطراب وجود نداشته باشد، کارها به خوبي پيش نميرود.براي مثال، اگر پدري دغدغه معاش خانواده را نداشته باشد، دنبال کار و فعاليتهاي اقتصادي نخواهد رفت و اگر دانشآموزي درباره درسهاي خود اضطراب نداشته باشد، بيشک، براي يادگيري بيشتر، تلاش نخواهد کرد.
بنابراين، حدي از اضطراب ميتواند در زندگي انسان کارساز باشد، ولي اگر از حد لازم فراتر رود و حالت بيمارگونه و آسيبي به خود بگيرد، عوارض و آثار نامطلوبي بر زندگي انسان به جا ميگذارد.
تلخيهاي زندگي را به شيريني تبديل کنيد
يکي از انديشمندان غربي در کتاب خود، نمونههايي از زندگي افراد مختلفي را آورده است که توانستهاند با نگاهي تازه به زندگي، در برابر مشکلات ايستادگي کنند و در برخي موارد، از يک مسأله رنجآور، رويدادي شاديآفرين و شورانگيز بسازند. داستان زير خلاصه يکي از همان نمونههاست:
زني به همراه شوهرش به منطقهاي بسيار دورافتاده مهاجرت کردند. اين زن وضعيت خود را چنين شرح ميدهد: «... از آنجا بيزار بودم، تا آن روز هرگز به اين اندازه ناراحت نشده بودم. درجه حرارت بسيار بالاي منطقه، هواي بد و گرد و غبار شديد برايم بسيار آزاردهنده بود. زن در نامهاي به والدين خود مينويسد به زودي برخواهد گشت و ميافزايد زندگي در آن مکان، مانند اقامت در زندان است، ولي پدرش در نامهاي دو سطري، زندگي زن را دگرگون ميکند. پدر مينويسد: «دو نفر زنداني، از پنجره زندان، بيرون را مينگريستند. يکي گل و لاي را ميديد و ديگري ستارگان فروزان را.» و بدينگونه سعي کرد توجه دخترش را به زيباييها و شيرينيهاي زندگي جلب کند، نه به زشتيها و تلخيهاي آن.
زن پس از خواندن نامه پدرش ميکوشد نگاه خود را تغيير دهد و با نگاه درست به زندگي، زيباييهاي زندگي را از ياد نبرد و تلخيهاي آن را نيز به سبب حکمتهاي نهفته در آن، به شيريني تبديل کند.
ايمان؛ راهي براي مقابله با اضطراب
نگراني و اضطراب، منشأ اصلي بسياري از ناآراميها و آشفتگيهاي روحي است. بنا بر آمار سازمان جهاني بهداشت، اضطراب، بلاي جهانگيري است که روزانه، هزاران نفر به سبب آن دست به خودکشي ميزنند.
براساس آموزههاي ديني، يکي از مهمترين راههاي مبارزه با اضطراب و نگراني، ايمان به خداست. همانگونه که در قرآن مجيد ميخوانيم: «اَلَيْسَ اللّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ؛ آيا خدا بنده خود را کفايت نميکند؟» (زمر،) حضرت علي عليهالسلام نيز در اينباره ميفرمايد: همواره به خدا روي آور و از او ياري بخواه که او مشکلات تو را حل ميکند و دست تو را ميگيرد.
منبع: سايت استاد انصاريان