شايد 10 سال پيش، يعني سال 70 و 71 از مردم درباره فرار دختران از خانه مي پرسيديم، بيش از 95 % مردم از آن اظهار بي اطلاعي مي كردند و با درهم كشيدن ابرو، شگفتي خود را نشان مي دادند و آن را سخني نو تلقي مي كردند كه تا حال به گوششان نرسيده است، ولي اكنون اطلاعات در زمينه فرار و دختران فراري به اندازه اي بالا رفته است كه در سريال ها و فيلم ها هم از آن به عنوان يك موضوع استفاده مي شود. پس پديده فرار رفته رفته جاي خود را در جامعه باز كرده است و در ذهن مردم به صورت يك مشكل عادي هم چون اعتياد و دزد تلقي مي شود. اين مسئله، خود، يكي از آثار فرهنگي پديده فرار بر اجتماع است كه با رشد تعداد فرارها و عمومي شدن اين معضل، آرام آرام زشتي فرار از بين رفته است و مردم به راحتي درباره آن صحبت مي كنند و نظر مي دهند. طبيعي است هرچه زشتي يك پديده بيش تر از بين برود، انجام دادن آن راحت تر خواهد بود؛ يعني اين بازخورد جامعه نسبت به فرار است: يك، تاثير دو سويه؛ تاثير فرار بر جامعه و تاثير جامعه بر فرار. روشن است كه در تاثير اين پديده بر اجتماع، اختلاف نظري وجود ندارد، ولي آن چه بايد روشن شود، گونه هاي تغيير و آسيب هايي است كه پديده فرار بر پيكره اجتماع به جاي مي گذارد. در اين مرحله ما به بررسي آسيب ها و دگرگوني هاي فرهنگي و اقتصادي خواهيم پرداخت:
آثار و دگرگوني هاي فرهنگي
آثار و دگرگوني هاي فرهنگي
در اين بخش به رواج مشكلاتي هم چون: بزهكاري (باندهاي اعتياد، فحشا، دزدي و قاچاق اعضاي بدن به خارج)، دوستي هاي خياباني، آلودگي و بيماري هاي جنسي و از بين رفتن زشتي فرار، اشاره خواهيم كرد. از ميان دو موضوع اعتياد و دزدي، موضوع هايي دو وجهي هستند؛ به اين معني كه هم در اقتصاد جامعه اثر مي گذارند و هم در فرهنگ جامعه.
۱- دوستي هاي خياباني
يكي از موضوع هايي كه همانند بحث از بين رفتن زشتي فرار، اثري دو سويه دارد، موضوع دوستي با جنس مخالف است. به اين معنا كه دوستي با جنس مخالف هم سبب كشيده شدن تعداد زيادي از دختران به سوي فرار مي شود و هم تعداد زيادي از دختران فراري پس از فرار، دوست هايي از جنس مخالف پيدا مي كنند و با آنان رابطه دارند. دوستي هاي بين پسر و دختر فراري پس از فرار، براي پسر بسيار ساده و بي درد سرتر به نظر مي رسد. پسر در دوستي با يك دختر فراري، مشكلاتي هم چون: درگير شدن با خانواده دختر، مشكل زماني به لحاظ كنار هم بودن و...را ندارد؛ چون دختر فراري، از خانواده خود دور است و از سوي آنان مزاحمتي براي پسر پيش نمي آيد. هم چنين از نظر وقت، دختر مي تواند مدّت ها در كنار دوست پسر خود باشد و مهم تر از همه اين كه پسر براي برآوردن هوس ها و شهوت هاي خود به علّت بي پناه بودن دختر فراري و شرايط روحي و عاطفي او، با كمي چرب زباني و ابراز عشق و علاقه مي تواند به راحتي به هدف خود برسد. اين همان نكته اي است كه مورد توجه پژوهشگر قرار گرفته است. شرايط ويژه دختران فراري سبب مي شود كه افراد فرصت طلب و شهوت ران، با خيالي آسوده و هوس بيش تر با اين دختران، رابطه دوستي برقرار كنند و پس از برآوردن هوس هاي نامشروع خود، به راحتي از آنان جدا شوند بدون اين كه مجبور باشند به كسي پاسخي بدهند.
آثار افزايش دوستي هاي خياباني بر جامعه بسيار زياد است، ولي به چند مورد اشاره اي كوتاه مي كنيم. افزايش عمل نامشروع زنا، ايدز، اعتياد، دزدي، قتل، از هم پاشيدگي خانواده ها، از بين رفتن زشتي اعمالي هم چون دوستي خياباني، زنا، حاملگي هاي پيش از ازدواج و مهم ترين اثر آن كمك به ديگر پديده هاي مبتذل براي جدايي فكري مردم از خدا و دين است. به چند نمونه از موارد بزه كاري كه به وسيله كارشناس آگاهي گزارش شده است، توجه كنيد (اين موارد درباره دوستي هاي خياباني است كه در چند ماه گذشته اتفاق افتاده است):
1. پسر جواني به نام هادي هنگامي كه فهميد دختر مورد علاقه اش (دوست دخترش) قصد دارد با فرد ديگري ازدواج كند، شبانه به خانه آنان رفت و آن دختر را خفه كرد كه سرانجام پس از دستگيري در زندان قصر، به دار مجازات آويخته شد.
2. در يزد، يك پسر جوان به سبب دعوا و مشاجره با دوست دختر خود با تهيه يك اسلحه نظامي به خانه دوست دختر خود رفت و او و همه اعضاي خانواده اش را به قتل رساند.
3. در جنايتي ديگر، پسر و دختر فراري درشهر دماوند، براي دزدي يك اتومبيل پيكان، راننده آن را به قتل رساندند.1
آثار افزايش دوستي هاي خياباني بر جامعه بسيار زياد است، ولي به چند مورد اشاره اي كوتاه مي كنيم. افزايش عمل نامشروع زنا، ايدز، اعتياد، دزدي، قتل، از هم پاشيدگي خانواده ها، از بين رفتن زشتي اعمالي هم چون دوستي خياباني، زنا، حاملگي هاي پيش از ازدواج و مهم ترين اثر آن كمك به ديگر پديده هاي مبتذل براي جدايي فكري مردم از خدا و دين است. به چند نمونه از موارد بزه كاري كه به وسيله كارشناس آگاهي گزارش شده است، توجه كنيد (اين موارد درباره دوستي هاي خياباني است كه در چند ماه گذشته اتفاق افتاده است):
1. پسر جواني به نام هادي هنگامي كه فهميد دختر مورد علاقه اش (دوست دخترش) قصد دارد با فرد ديگري ازدواج كند، شبانه به خانه آنان رفت و آن دختر را خفه كرد كه سرانجام پس از دستگيري در زندان قصر، به دار مجازات آويخته شد.
2. در يزد، يك پسر جوان به سبب دعوا و مشاجره با دوست دختر خود با تهيه يك اسلحه نظامي به خانه دوست دختر خود رفت و او و همه اعضاي خانواده اش را به قتل رساند.
3. در جنايتي ديگر، پسر و دختر فراري درشهر دماوند، براي دزدي يك اتومبيل پيكان، راننده آن را به قتل رساندند.1
۲- آلودگي جنسي و بيماري هاي خاص جنسي
يكي ديگر از آثار پديده فرار بر جامعه، زياد شدن آلودگي هاي جنسي و بيماري هاي مقاربتي است كه علاوه بر فرار، به موضوع دوستي هاي خياباني و باندهاي فساد نيز ارتباط دارد. در اثر اين رابطه ها، بيمارهاي زيادي رواج پيدا مي كند كه مهم ترين آن ها ايدز و هپاتيت است. دختران زيادي پس از ورود به باندهاي فحشا و ارتباط جنسي با دوستان خياباني، به چنين بيماري هايي مبتلا مي شوند و آن را به ديگران نيز منتقل مي كنند. اين مسئله به رواج و افزايش بيماري بسيار كمك مي كند و جامعه اسلامي ما را به آلودگي جسمي و بيماري هاي خطرناك و در نهايت مرگ هاي خفت بار مي كشاند.
بهروز سوار ماشين خود شد و حركت كرد. در نزديكي هاي پل گيشا، چشمش به دختري با شلوار تنگ و مانتويي كوتاه افتاد. وقتي او دست بلند كرد، بهروز بي درنگ ايستاد و او را سوار كرد. از همان نگاه اول فهميد كه او بايد از آن دختران فراري و ولگرد باشد. از فرصت استفاده و به طرف آپارتمان يكي از دوستان مجردّش حركت كرد و... صبح كه او و دوستش از خواب بيدار شدند، متوجه شدند كه دختر رفته است، ولي چشمشان به يك نامه افتاد كه روي آن نوشته بود: «به اميد طول عمر هر دوي شما. ورود هر دوي شما را به جامعه ايدزيان ايران تبريك مي گويم. به انتقام مرداني كه مرا به ايدز مبتلا كردند.»۲
بهروز سوار ماشين خود شد و حركت كرد. در نزديكي هاي پل گيشا، چشمش به دختري با شلوار تنگ و مانتويي كوتاه افتاد. وقتي او دست بلند كرد، بهروز بي درنگ ايستاد و او را سوار كرد. از همان نگاه اول فهميد كه او بايد از آن دختران فراري و ولگرد باشد. از فرصت استفاده و به طرف آپارتمان يكي از دوستان مجردّش حركت كرد و... صبح كه او و دوستش از خواب بيدار شدند، متوجه شدند كه دختر رفته است، ولي چشمشان به يك نامه افتاد كه روي آن نوشته بود: «به اميد طول عمر هر دوي شما. ورود هر دوي شما را به جامعه ايدزيان ايران تبريك مي گويم. به انتقام مرداني كه مرا به ايدز مبتلا كردند.»۲
۳- بزهكاري (باندهاي اعتياد، فحشا، سرقت و قاچاق اعضاي بدن به خارج)
يكي از دلايل افزايش روز افزون باندهاي قاچاق و توزيع و فروش مواد، فحشا، دزدي و قاچاق اعضاي بدن به خارج، پديده فرار است. بايد گفت نقش فرار در ايجاد باندهاي فحشا و قاچاق اعضا، پر رنگ تر است. با وجود پديده فرار، عملاً مواد اوليه باندهاي فحشا و قاچاق اعضاي بدن، بدون پرداخت هيچ هزينه اي آماده است.
وقتي گردانندگان يك باند فحشا بدون پرداخت هزينه و دست مزد و فقط با به دام انداختن دختران فراري به راحتي مي توانند باند خود را اداره كنند، ديگر نيازي به استفاده از زنان روسپي ندارند.
آنان به دختران فراري وعده زندگي در كشورهاي اروپايي را مي دهند و بدون هيچ زحمتي آنان را پنهاني از كشور خارج مي كنند. سپس با فروش اعضاي بدن آنان، سود كلاني را به دست مي آورند.
پديده فرار، علاوه بر موارد بالا، سبب افزايش بزهكاري هاي ديگر نيز مي شود. يكي از اين موارد، بالا رفتن آمار قتل و جنايت است. در سال هاي كنوني تعداد زيادي از پرونده هاي جنايت و قتل ها به وسيله اداره آگاهي، بررسي و در نهايت، ردّ پاي فرار در اين جنايت ها ثابت شده است. به يك نمونه دقت كنيد:
در شهرستان كرج مرد ميان سالي به نام صادق با مراجعه به كلانتري محلّ زندگي خود، گزارش مي دهد كه مدّتي است همسر او به نام اعظم ناپديد شده است و هيچ اطلاعي از او در دست ندارد. پس از تحقيق طولاني، همسايه ها به مأموران اطلاع مي دهند كه پسر زن مفقود، به تازگي با يك دختر فراري دوست شده و چندين بار هم با او به خانه آمده است. پس از بازجويي فرهاد، پسر زن مفقود، ابتدا از سرنوشت مادر خود اظهار بي اطلاعي مي كند، ولي پس از مدّتي اعتراف مي كند و مي گويد: چند وقت پيش با يك دختر فراري به نام شراره دوست شدم و قرار شد با هم ازدواج كنيم. روز واقعه من به اتفاق شراره به خانه آمديم. مادرم با ديدن او شروع به داد و بيداد كرد و مشاجره سختي بين ما در گرفت كه در اين لحظه با غلبه افكار شيطاني بر من، به كمك شراره، با روسري، مادرم را خفه كرديم و او را در زير زمين خانه دفن كرديم. پس از كندن زير زمين، جسد اعظم از زير خاك ها بيرون آمد و پرونده، تكميل و براي صدور حكم راهي دادگاه شد.۳
وقتي گردانندگان يك باند فحشا بدون پرداخت هزينه و دست مزد و فقط با به دام انداختن دختران فراري به راحتي مي توانند باند خود را اداره كنند، ديگر نيازي به استفاده از زنان روسپي ندارند.
آنان به دختران فراري وعده زندگي در كشورهاي اروپايي را مي دهند و بدون هيچ زحمتي آنان را پنهاني از كشور خارج مي كنند. سپس با فروش اعضاي بدن آنان، سود كلاني را به دست مي آورند.
پديده فرار، علاوه بر موارد بالا، سبب افزايش بزهكاري هاي ديگر نيز مي شود. يكي از اين موارد، بالا رفتن آمار قتل و جنايت است. در سال هاي كنوني تعداد زيادي از پرونده هاي جنايت و قتل ها به وسيله اداره آگاهي، بررسي و در نهايت، ردّ پاي فرار در اين جنايت ها ثابت شده است. به يك نمونه دقت كنيد:
در شهرستان كرج مرد ميان سالي به نام صادق با مراجعه به كلانتري محلّ زندگي خود، گزارش مي دهد كه مدّتي است همسر او به نام اعظم ناپديد شده است و هيچ اطلاعي از او در دست ندارد. پس از تحقيق طولاني، همسايه ها به مأموران اطلاع مي دهند كه پسر زن مفقود، به تازگي با يك دختر فراري دوست شده و چندين بار هم با او به خانه آمده است. پس از بازجويي فرهاد، پسر زن مفقود، ابتدا از سرنوشت مادر خود اظهار بي اطلاعي مي كند، ولي پس از مدّتي اعتراف مي كند و مي گويد: چند وقت پيش با يك دختر فراري به نام شراره دوست شدم و قرار شد با هم ازدواج كنيم. روز واقعه من به اتفاق شراره به خانه آمديم. مادرم با ديدن او شروع به داد و بيداد كرد و مشاجره سختي بين ما در گرفت كه در اين لحظه با غلبه افكار شيطاني بر من، به كمك شراره، با روسري، مادرم را خفه كرديم و او را در زير زمين خانه دفن كرديم. پس از كندن زير زمين، جسد اعظم از زير خاك ها بيرون آمد و پرونده، تكميل و براي صدور حكم راهي دادگاه شد.۳
ازاين موارد و موارد مشابه در پرونده هاي نيروي انتظامي بسيار است كه در تعدادي، قرباني پرونده، خود دختر فراري است و در تعدادي ديگر، قتل يا جنايت به وسيله دختر فراري صورت گرفته است.
پديده فرار و پديده هاي ديگر از اين دست، اولين موضعي را كه هدف قرار داده اند، فرهنگ جامعه اسلامي ماست؛ جامعه اي كه با خون هزاران شهيد آبياري شده است. اين پديده ها روز به روز، باورهاي مذهبي، حجب و حيا و ادب مثال زدني دختران و پسران ايران و همه هستي ما را به سوي تباهي، بي بند وباري، بي غيرتي و بي ديني مي كشاند.
پديده فرار و پديده هاي ديگر از اين دست، اولين موضعي را كه هدف قرار داده اند، فرهنگ جامعه اسلامي ماست؛ جامعه اي كه با خون هزاران شهيد آبياري شده است. اين پديده ها روز به روز، باورهاي مذهبي، حجب و حيا و ادب مثال زدني دختران و پسران ايران و همه هستي ما را به سوي تباهي، بي بند وباري، بي غيرتي و بي ديني مي كشاند.
آثار و دگرگوني هاي اقتصادي
شايد اگر مجال بيش تري بود، مي توانستيم ارتباط مسائل اقتصادي زيادي را با پديده فرار دختران بيان كنيم، ولي در اين جا، فقط به اثر روشن و ملموس آن اشاره مي كنيم. سازمان بهزيستي يكي از سازمان هاي وابسته به وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشكي است كه وظايف گوناگوني هم چون رسيدگي به بي سرپرست ها، پرورشگاه ها، سيل زدگان، ... و وظايفي شبيه وظايف سازمان هلال احمر دارد. حال اين كه چند سال گذشته به سبب افزايش فرار نوجوانان و به ويژه دختران، بيش ترين امكانات و بودجه مالي و بيش ترين مراكز و پرسنل را براي مسئله فرار دختران صرف كرده و رسيدگي به امور فرار، اصلي ترين وظيفه معاونت امور اجتماعي بهزيستي شده است. مراكز پذيرش و مداخله در بحران و نگه داري دختران فراري، فقط در استان تهران، شامل چهار مركز مداخله و چندين مركز نگه داري است.
در همه مراكز استان و بعضي از شهرهاي بزرگ، اين مراكز تأسيس شده است. نيروي انتظامي، دادگستري و ديگر نهادهاي مربوط، روزانه بخشي از فعاليت خود را به اين زمينه اختصاص مي دهند. موضوع اعتياد و پخش مواد مخدر و مبارزه با آن كه با فرار از خانه ارتباط دارد و ديگر موارد، همه و همه بودجه ها و امكانات بسيار زيادي را مي طلبد كه به سبب پديده فرار يا به وجود آمده يا تشديد شده است و اقتصاد كشور را به گونه اي دچار زيان مي كند. بودجه هاي هنگفتي كه روزانه بالغ بر ميليون ها تومان است براي مبارزه با اين پديده صرف مي شود.
در همه مراكز استان و بعضي از شهرهاي بزرگ، اين مراكز تأسيس شده است. نيروي انتظامي، دادگستري و ديگر نهادهاي مربوط، روزانه بخشي از فعاليت خود را به اين زمينه اختصاص مي دهند. موضوع اعتياد و پخش مواد مخدر و مبارزه با آن كه با فرار از خانه ارتباط دارد و ديگر موارد، همه و همه بودجه ها و امكانات بسيار زيادي را مي طلبد كه به سبب پديده فرار يا به وجود آمده يا تشديد شده است و اقتصاد كشور را به گونه اي دچار زيان مي كند. بودجه هاي هنگفتي كه روزانه بالغ بر ميليون ها تومان است براي مبارزه با اين پديده صرف مي شود.
پی نوشت ها:
1. روزنامه همبستگى شماره 750، پنجشنبه 29/3/1382، ص 11.
۲. www.world - news.org.
۳. روزنامه هم بستگى، شماره 750، پنجشنبه 29/3/1382، ص 11.
منبع: کتاب خانه گريزي دختران (ريشهها و پيآمدها) -رضا مهكام