![]()
در برخى روایات واژه هایى مانند لباس، ستر، حجاب، کساء، وثوب به حیا نسبت داده شده است. مانند: «احسن ملابس الدین الحیاء؛1 شرم از بهترین پوشش هاى دینى است».
الحیاء لباس سابغ و حجاب مانع و ستر من المساوى واق و حلیف للدین و موجب للمحبّة و عین کالئه تذود عن الفساد و تنهى عن الفحشا.2
شرم و حیا، جامه اى است در برگیرنده و حجابى است بازدارنده (از گناه) و پوششى است نگاه دارنده از بدى ها. حیا، گوهرى است همراه با دین، بر انگیزنده مهر و محبت و چشمى است مراقب و از بین برنده فساد و تباهى و بازدارنده از فحشا و زشتى هاست.
«من کساه الحیاء ثوبه لم یر الناس عیبه؛3
کسى که او را جامه حیا بپوشاند؛ مردم عیب او را نبینند».
از این گونه روایات برمى آید که حیا نیز مانند عفت، پوشش و لباس باطنى و معنوى است. البته اثر این پوشش معنوى در اعمال و کارهاى ظاهرى حتى مثل راه رفتن نیز بروز مى نماید. براى مثال، قرآن چگونگى راه رفتن دختر شعیب را همراه با شرم و حیا توصیف کرده است:
«فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی عَلَى اسْتِحْیاءٍ؛ موسى دید که یکى از آن دو دختر، با کمال حیا باز آمد». (قصص: 25).
در برخى احادیث، نقش بازدارندگى لباس باطنى حیا در برابر گناهان و مفاسد جنسى مورد تأکید قرار گرفته است. در حدیث مفصّلى از امام صادق علیه السلام که به توحید مفضّل معروف است، نقل شده است:
فانّ من الناس من لولا الحیاء، لم یرع حق والدیه و لم یصل ذارحم و لم یودّ امانة و لم یعف عن فاحشة.4
اگر خداوند شرم و حیا را در انسان قرار نمى داد، برخى از افراد حق والدین را رعایت نمى کردند، صله رحم به جا نمى آوردند، امانت را به صاحب آن ردّ نمى کردند و همچنین از کارهاى زشت و قبیح مثل زنا باز نمى ایستادند.
در روایتى از امیرمؤمنان حضرت على علیه السلام نقل شده است:
حیاؤه (المؤمن) یعلو شهوته.5
از ویژگى هاى انسان مؤمن، تسلط و برترى حیا و شرم او نسبت به شهوتش مى باشد.
در روایت دیگرى از امام صادق علیه السلام انسان فاقد حیا و شرم بى ایمان معرفى شده است: «لا ایمان لمن لا حیاء له؛6 کسى که حیا ندارد ایمان ندارد».
گرچه شرم و حیا همانند ایمان امرى اکتسابى است، ولى اکتسابى بودن آن، نفى کننده ریشه هاى عمیق فطرى آن نیست. یکى از روان شناسان جنسى درباره ریشه هاى فطرى حیا و شرم گفته است:
«علاوه بر مردم شناسى، تجزیه و تحلیل روان شناسى نیز ثابت مى کند که احساس شرم یکى از صفات عمده نوع بشر است. هیچ قبیله اولیه اى هر قدر هم بدوى بوده باشد، شناخته نشده است که از خود شرم بروز ندهد و بچه هاى کوچک نیز شرم دارند... ادعاى پیشرفت و مدرنیزم خرقه اى بر تن بى خبرى از ارزش هاى اساسى است و شرم، نخستین قربانى این گمراهى اخلاقى است. مثلا نهضت اعتقاد به لختى، نمونه وحشتناکى از این ادعاست».7
امروزه روان شناسان تربیت جنسى درباره اهمیت حیا و شرم و تربیت و تقویت آن از خردسالى در کودکان و تأثیر آن در مصونیت بخشى آن ها در برابر انحراف جنسى، سخنان بسیار قابل توجه اى دارند. کوچتکف یکى از کارشناسان روان شناسى و تربیت جنسى مى گوید:
«تربیت جنسى در محیط خانواده، به وسیله ایجاد کم رویى( حیا و شرم) در کودکان اعم از دختر یا پسر شروع مى شود. کم رویى، خصوصیت مهمى از سیماى اخلاقى انسان است و عبارت از مهارت در نگه دارى خویشتن در اجتماع به صورت شایسته و متواضع و خود دار و متحمل است. کم رویى، پایه عفت و پاک دامنى است. کم رویى، در گفتار و کردار و در طرز لباس پوشیدن و رفتار و حرکات ظاهر مى شود. پرورش این خصوصیت مهم را باید خیلى پیش ترها شروع کرد و براى این منظور، لازم است شرایط مساعدى را در خانواده به وجود آورد.8
کوچتکف در ادامه، درباره تأثیر منفى بى احتیاطى هاى پدران و مادران در از دست رفتن احساس شرم و حیا در فرزندان مى گوید:
«متأسفانه در وهله اول، همه پدران و مادران اهمیت لازم را به آن نمى دهند و در صو ت ظاهر مانند یک چیز بى اهمیت به حساب مى آورند، مادر در حیرت فرو مى رود که چرا پسر چهار ساله اش آن قدر دقیق و خیره به او نگاه مى کند، و لى جاى تعجب نیست. شما به سیماى خارجى این زن نگاه کنید. رب دو شامبر9 او تا نیمه باز است و قسمت پیشین دکمه ها خراب شده و از آن جا سینه هایش کاملاً عریان دیده مى شود و پدر نیز در بستن دکمه هاى شلوار خانگى اش لاقید است. ببینید این پدر و مادرها مى گویند: تو خونه ایم دیگه و تو خونه هم خودمونیم، ولى کودکان با ملاحظه این وضع، از همان ایام طفولیت بى قید مى شوند و احساس شرم را از دست مى دهند».10
بررسى موارد انحراف کودکان و نوجوانان نشان مى دهد منشأ بسیارى از انحراف ها، همین بى احتیاطى هاى پدران و مادران است. افزون بر احتیاط هاى پدر و مادر و رعایت شرم و حیا در روابط جنسى، باید خود کودکان را نیز با حیا تربیت کرد؛ به گونه اى که در پوشاندن بدن و آلت تناسلى و پاهاى خود جدّیت کنند و از ظهور آن ها احساس شرم کنند.11
کوچتکف برخى از ضررهاى نبود تربیت جنسى را که در اثر از دست رفتن احساس شرم و حیا به وجود مى آیند، این گونه توضیح مى دهد:
فقدان تربیت جنسى صحیح در خانواده، به عنوان نتیجه عدم کم رویى، احساسات آن ها را بیدار مى کند و به زودى احساس جنسى زودرس به وجود مى آید و اغلب به رفتار نسنجیده وادارشان مى کند. پرورش حجب و کم رویى (حیا و شرم) را نباید کوچک و بى اهمیت شمرد. این جنبه جدّى تربیت است. با تشکیل این صفت، احساس عمیق احترام و عفت در برخورد با جنس مخالف آغاز مى گردد... پرورش احساس عمیق احترام و عفت همان تربیت صحیح احساس جنسى است.12
درباره منشأ و سبب حیا و شرم از روایات برمى آید که دین، منشأ برخوردارى از حیاست. مثلا در روایتى، انسان فاقد دین، فاقد شرم و حیا، دانسته شده است. «لا حیاء لمن لا دین له».1