ي
کي از موارد و مسائلي که تقريبا اکثر قريب به اتفاق صاحب نظران بر آن تاکيد مي کنند تاثير ارتباط ميان کودک و مادر بر تربيت و شخصيت فرزند است. کودکان در دوران طفوليت نيازمند مهر مادري هستند و نبود آغوش گرم مادران مي تواند تاثيرات بسيار منفي اي بر آينده فرزندان داشته باشد.
اما نکته قابل توجه اينجاست که امروز ارزش ها و هنجارهاي غربي روز به روز در حال کاهش اين ارتباط ميان فرزند و مادر هستند . در سبک زندگي غربي غالبا کودکان بايد در مهدهاي کودک پرورش پيدا کنند و ارتباط ميان مادران و کودکان به حداقل خود مي رسد.
طي چند سده گذشته و با آغاز دوران صنعتي در اروپا به نظر مي رسد كه جايگاه مادران در خانواده روزبه روز در حال تزلزل است . مادراني كه زماني تمام هم و غمشان تربيت فرزندانشان بود امروز به شاغليني تبديل شده اند كه وقت بسيار كمي را در خانه مي گذراند. همين امر نيز منجر به آن شده است كه مادران شاغل كمتر به فرزندانشان برسند و يا درمواردي تربيت آنها را به مهد ها واگذار كنند . اما تحقيقات و همچنين نظر كارشناسان نشان مي دهد كه عدم حضور مادر در خانه منجر به افسردگي در ميان كودكان خواهد شد . روانشناسان معتقدند اشتغال مادر در 2 سال نخست زندگي كودك باعث مي شود «دلبستگي» كه براي رشد سلامت رواني بسيار ضروري است، به طور صحيح شكل نگيرد كه اين امر از علل افسردگي در بزرگسالي است.يوسف گرجي در خصوص والديني كه كودك خود را زودتر از موعد به مهد كودك مي سپارند، اظهار داشت: جدايي زودرس كودك از مادر مي تواند موجب به وجود آمدن اضطراب در كودك شود.وي عنوان كرد: اشتغال مادر در 2 سال نخست زندگي كودك باعث مي شود «دلبستگي » كه براي رشد سلامت رواني كودك بسيار ضروري است، به طور صحيح شكل نگيرد.اين روانشناس بيان كرد: چنين كودكاني در آينده دچار خطراتي در زندگي مي شوند، يكي از علل افسردگي در سنين بزرگسالي مربوط به شكل نگرفتن دلبستگي به نحو مناسب در 2 سال نخست زندگي فرد است همچنين يكي از علل نافرماني، عدم اطاعت و عدم پيروي فرزندان از پدر و مادر به عدم شكل گيري دلبستگي سالم در فرد مربوط مي شود.
به طور کلي بايد گفت کودک در ابتداي تولد موجودي زيستي است که براي ادامه حيات و تحول جسماني و رواني خود نياز به توجه و مراقبت دلسوزانه دارد.
هر چند پيوند مادر و کودک در نه ماه بارداري ايجاد شده، اما پس از تولد نيز تا مدتي نوزاد بخشي از وجود اوست، بخشي که بنا به شرايط رواني و اجتماعي مادر، مي تواند خواستني و مطلوب و يا ناخواسته باشد.همين امر بر کيفيت ارتباط مادر و کودک تاثير مي گذارد و نه تنها در ميزان توجه و ارضاي نيازهاي مادي و جسماني کودک موثر مي افتد، بلکه بر رشد و تحول هيجاني و هوشي او نيز تاثير مي گذارد. سرعت رشد انسان از تولد و حتي پيش از تولد تا هفت سالگي مسئله اي است که کم و بيش در سرتاسر جهان به آن توجه کرده اند.
اکنون اين مرحله را از حساس ترين و مهم ترين مراحل رشد انسان مي دانند. پژوهش هاي گوناگون عصر ما نشان داده که اگر در اين مرحله رشد از نظر جسمي، رواني و تربيتي نسبت به کودک غفلت و کوتاهي شود در مراحل بعد تنها پنجاه درصد از اين کوتاهي ها را مي توان جبران کرد و پنجاه درصد ديگر جبران ناپذير خواهد بود.
دور بودن كودك از مادر در سنيني كه به حضور او احتياج دارد ميتواند موجب مشكلات زياديشود.افسردگي، مشكلات تربيتي و بزهكاري در آينده از مشكلات دور بودن مادر از فرزند خود در سنين كودكي و شكلگيري شخصيت اوست كه اين امر در آينده و زماني كه اين كودكان با مشكلات شخصيتي بزرگ ميشوند مي توانند حتي يک جامعه را دچار چالش هاي جدي کنند.
کودکان ، مهرمادري