ن
وع پوشش بخصوص برای خانمها مسالهای است که در فرهنگ کشورمان بسیار اهمیت داشته و دارد اما به نظر میرسد که چندی است با بیتوجهی به این مساله، فرهنگ اصیل ایرانی در زمینه پوشش دستخوش تغییرات ناخوشایند شده است.
پوشش نامناسب برخی از دختران و پسران که به دنبال تبلیغات غربی در کشور مرسوم شده است، آسیبهایی را در جامعه هم برای افراد بدپوشش و هم دیگر افراد جامعه بوجود آورده است. متاسفانه مدیریت مقطعی این مساله مهم که گاها در اوایل فصول گرم پیگیری و پس از آن با کمک کاری مواجه میشود نیز سبب تشدید این جریان ضد فرهنگی در کشور شده است.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جهت آشکارشدن آسیبها و نحوه برخورد با مساله بدحجابی در جامعه به سراغ دکتر محمد صادق کوشکی، استاد دانشگاه تهران رفته است تا نظر وی را درباره علل بروز بدحجابی در جامعه و آسیبها و راهکارهای مقابله با آن جویا شود که حاصل این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
آسیبهایی که بدحجابی برای افراد بدحجاب دارد
مساله بدحجابی امروز به عنوان یک معضل در جامعه بخصوص در کلانشهری مانند تهران مطرح است. به نظر میرسد که با وجود همه تاکیداتی که در این زمینه صورت گرفته است اما هنوز مساله بدحجابی و آسیبها و معضلاتی که برای جامعه بوجود میآورد، به صورت صحیح تبیین نشده است. نظر شما در این مورد چیست؟ بدحجابی چه آسیبها و معضلاتی را در جامعه ایجاد میکند؟
من اساسا با واژه بدحجابی مخالفم و درواقع بیحجابی داریم اما بدحجاب نه. حجاب یک واجب شرعی مانند نماز و روزه است، به خاطر همین بدحجابی نمیتوانیم داشته باشیم؛ کما اینکه نماز نمیتواند بد باشد، ما بینماز داریم و نمازخوان، روزه خوار داریم و روزه دار. به همین خاطر کسی که م و حجم بدن را با توجه به مسائل شرعی بپوشاند و طوری رفتار کند که جلب توجه جنسی نکند این از لحاظ دینی باحجاب است. خلاف این موضوع حتی غیر از این باشد بیحجاب است. بدحجابی واژهٔ جعلی، غیر حقوقی و غیر فقهی است که در زمان وزارت کشور اقای عبدالله نوری باب شد. برای اینکه بیحجابی موجود در جامعه با این واژه تخفیف پیدا کند. برای همین خاطر حجاب یک واجب شرعی است و واجب نمیشود بد باشد.
بیحجابی چند پیامد دارد. جامعه ما یک جامعه خانواده محور است و بیحجابی منجر به افزایش خیانت بین زوجین و فروپاشی خانوادهها شود. بیحجابی مردها را تشویق به بیوفایی میکند و به فروپاشی خانوادهها و در پی آن به فروپاشی اجتماعی منجر خواهد داشت.
دومین مشکلی که ترویج بیحجابی جامعه ایجاد میکند، این است که نظام ما یک نظام دینی است؛ یعنی نظام ما بر پایه اعتقادات مردم استوار شده است. ترویج بیحجابی در جامعه منجر به ترویج بیدینی و لاابالیگری و بیاعتنایی به احکام شرعی میشود و وقتی در جامعه دین مورد بیاعتنایی قرار گیرد، درواقع پایههای حکومت دینی سست میشود و حتی حکومت دینی در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
سومین مشکلی که بیحجابی دارد، این است که توجه افراد جامعه از امور جدی مانند معنویت، تولید، عدالت خواهی و سازندگی معطوف به مصرف گرایی، مدپرستی و امور تفننی میشود؛ یعنی بخش عظیمی از جامعه که نیروی جوان هستند به جای اینکه وقت خودشان را صرف تفکر، عقلانیت و تولید در همه عرصه هابکنند، وقت، توان و سرمایه خود را صرف شهوت میکنند.
برای فردی که با پوشش نامناسب در جامعه حضوری مییابد، بدحجابی چه آسیبهایی دارد؟
برای خود فردی که بیحجاب است، بیحجابی باعث میشود که از ارزشهای انسانی خالی بشود. کسی که با بیحجابی میخواهد خود را مطرح کند، درواقع با جسمش میخواهد خودش را نشان دهد، به این معناست که این آدم فاقد ارزشهای اسلامی و انسانی است. این آدم اگر ارزش قابل ارائه انسانی مانند تخصص، عقلانیت، تفکر و دانش داشت، دیگر نیازی نبود که جسمش را عرضه کند تا مورد توجه قرار بگیرد. دختری که بیحجاب است درواقع به طور علنی دارد این را فریاد میزند که من هیچ ارزش انسانی قابل عرضهای ندارم و فقط جسم قابل عرضه دارم، لطفا به جسم من توجه کنید. این موضوع مصداق آیه کریمه قرآن است که میفرماید بعضی از انسانها آنقدر تنزل پیدا میکنند که مانند حیوانات و بلکه پایینتر و پستتر آنها میشوند.
بدترین توهین هم به یک زن این است که مردم نه به عنوان یک انسان بلکه به عنوان یک سوژه جنسی به آن نگاه کنند.
دستگاههای فرهنگی خود مروج بیحجابی در جامعه هستند
عواملی که سبب شده بیحجابی در جامعه ما گسترش یابد، چیست؟ ریشههای بدحجابی در کجاست؟
بدحجابی یا همون بیحجابی در جامعه ما به علل گوناگون گسترش یافته است. یکی اینکه بیحجابی اصلا در جامعه ما تبیین نشده است. مضرات و پیامدهای منفی بیحجابی گفته نشده است. سازوکارهای جامعه به سمتی نرفتند که افراد را به حجاب تشویق کنند بلکه بیشتر افراد را به بیحجابی سوق دادهاند. فشارهای بین المللی هم هست. ما در تهاجم فرهنگی و پس از آن ناتوی فرهنگی و سپس در جنگ نرم با موج لجام گسیختهای از تبلیغات و تحرکات خارج از مرزها روبرو هستیم که جوانان کشور ما را بمباران میکنند و جوانان کشورمان را به بیحجابی و برهنگی تشویق میکنند.
کم کاری شدید مسئولین فرهنگی کشور و رسانهها هم هست که در مورد حجاب اطلاع رسانی دقیق، هنرمندانه و عالمانه نکردند. در خصوص بیحجابی و مضرات آن اطلاع رسانی هنرمندانه و کارشناسانه صورت نگرفته است و نتیجه آن این شده است که در یک همکاری نانوشته اما واقعی میان مسئولین غافل و بیتعهد داخلی و دشمن خارجی بخش قابل توجهی از جوانان ما قربانی بیحجابی شدهاند.
نقش کدام یک از دستگاههای کشور را در این زمینه بیشتر میدانید. آیا مدارس و سازمانهای تربیتی پایه در این زمینه میتوانند بیشتر نقش آفرینی کنند یا دیگر عوامل نیز در سطوح دیگر باید در این زمینه کوشا باشند؟
همه دستگاههای کشور حتی دستگاههایی که ممکن است به ظاهر ارتباطی با فرهنگ نداشته با شند، در خصوص مسالهای به نام پوشش درگیر هستند. یعنی از دستگاههایی مثل وزارت صنعت و معدن و بازرگانی گرفته تا نیروی انتظامی تا دستگاه ههای فرهنگی اعم از آموزش و پرورش، دانشگاهها و صدا و سیما و رسانهها و حتی وزارت راه و شهرسازی همه اینها یا به طور مستقیم و یا غیر مستقیم درگیر این موضوع هستند.
خوب با این وجود باید یک نهاد هماهنگ کننده در این زمینه باشد تا همه دستگاهها به طور هماهنگ در این حوزه حرکت کنند.
بله. در این مورد یک مصوبه را شورای انقلاب فرهنگی در سال ۸۳ آماده کرد که متاسفانه هنوز که هنوزه این مصوبه را آقای رئیس جمهور ابلاغ نکرده است. مصوبهای که برای اولین بار ۲۶ دستگاه در جمهوری اسلامی را ملزم میکرد که نسبت به تروج حجاب اقدام کنند که اگر این مصوبه از طریق رئیس جمهور در سال ۸۴ پیگیری و ابلاغ شده بود، وضع ما با واقعیت امروز خیلی فرق میکرد. متاسفانه این فرصت هفت ساله را آقای احمدینژاد ضایع کرد و نه تنها این فرصت ضایع شد، بلکه زیر مجموعههای ایشان به ترویج بیحجابی در جامعه کمک کردند به همان صورتی که در دولت اصلاحات و سازندگی به گسترش بیحجابی در جامعه کمک شد.
به همین خاطر همه نظام درگیر این موضوع است. فقط دستگاههای فرهنگی و آموزشی نیستند. همگی دستگاهها باید کار کنند تا ما بتوانیم پوشش مطابق با سبک زندگی دینی خودمان اصلاح کنیم.
محرومیتهای اجتماعی جایگزین مجازاتهای نقدی در مقابله با بیحجابی شود
بحث مدگرایی که امروز در بخشهایی از مراکز فرهنگی بدان اشاره میشود تا چه اندازه میتواند در تشویق جوانان به حجاب کمک کند. آیا ما به طور کل مسالهای به نام مد اسلامی داریم که بتوان بر روی آن از این حیث سرمایه گذاری کرد؟
مدگرایی اصلا با فرهنگ دینی ما سازگار نیست. فرهنگ دینی ما میگوید که مصرف باید در حد معقول و در چارچوب مبانی دینی باشد. مدگرایی به طور کل مصرف گرایی را ترویج میکند. مدگرایی در واقع نیاز واقعی را حذف میکند و نیاز کاذب را جایگزین میکند و یک بخشی از سبک زندگی غربی است. به همین خاطر ما نمیتوانیم حجاب را در حوزه مد قرار بدهیم. البته حجاب به عنوان یک گزینه دینی یک منطقه الفراغی هم دارد؛ یعنی واقعیت زندگی مرد در حجاب از طرف دین به رسمیت شناخته شده است. به هر حال زنی که در یک منطقه سردسیر زندگی میکند باید با زنی که در یک منطقه گرمسیر زندگی میکند، پوشش متفاوتی داشته باشد.
اسلام ضوابط و چارچوبهای خودش را بیان کرده است. یک زمانی در ایران ۲۰۰ سال پیش تقریبا همه زنان ایرانی محجبه بودند اما حجاب زن گیلانی با حجاب زن مازندرانی و بوشهری متفاوت بود اما همگی محجبه بودند و هر کدام از این زنها ویژگیهای اجتماعی و بومی خودشان را در حجاب داشتند. این نکته اشکالی ندارد اما این با مدگرایی خیلی فرق میکند.
خوب مسالهای که در اینجا مطرح میشود بحث برخورد با بدحجابی و از طرف دیگر تشویق برای حجاب است در این زمینه باید به چه صورت عمل کرد. کما اینکه در این زمینه انتقادات فروانی هم به طور مثال از نحوه برخورد با بدحجابها در جامعه از سوی نیروی انتظامی میشود. نظر شما در این رابطه چیست؟
ما برای اینکه پوشش جامعه را اصلاح بکنیم هم باید پوشش مورد نظر دین را ترویج بکنیم و هم باید جامعه را به سمت حجاب و پوشش دینی تشویق بکنیم که این مساله از طرفی با آگاهی دادن و کار فرهنگی و هنری با الگو سازی بایستی همراه باشد و هم اینکه در نقطه مقابل باید بدانیم که در جامعه ما به عنوان یک جامعه دینی عدم رعایت پوشش شرعی چه از سوی زنان و چه از سوی مردان و عدم رعایت عفت عمومی یک اقدام ضد امنیتی است. قبلا هم عرض کردم که بیحجابی در جامعه هم موجب فروپاشی خانوادهها و متعاقب آن جامعه میشود و هم سست شدن پایههای اعتقادی نظام و فروریختن نظام را در پی خواهد داشت و همین موضوع سبب میشود که بیحجابی را داخل در مسائل امنیتی ببینیم.
به همین خاطر طبق قانون زن یا مردی که حجاب پوشش دینی و عفت عمومی را رعایت نکند باید مجازات بشود، زیرا جرم مرتکب شده است. طبیعی است که این به عنوان قانون در جامعه ما وجود دارد. مجازاتهای فعلی اصلا بازدارنده نیستند. باید به طور جدی در این زمینه فکری صورت گیرید و مجازاتهای محرومیتهای اجتماعی جایگزین مجازاتهای نقدی بشود. زیرا جریمه نقدی و شلاق خیلی مجازاتهای کاریکاتوری هستند و مجازاتهای غیر قابل اجرایی هستند. اما در کنارش ما باید جامعه را به سمت پوشش مناسب و حجاب از طریق روشیهایی مانند اقناع فرهنگی، هنری و عمومی تشویق کنیم.
منبع: جهاننیوز
بدحجابی ، حجاب ، زن ، سوژه جنسی