نهاد خانواده از منظر اسلام، داراي جايگاه و قداست ويژهاي است که قابل مقايسه با هيچ نهاد ديگري نيست. در حديثي از پيامبر خدا(ص) آمده است که ميفرمايد:«مابني بناء فيالاسلام احب اليالله تعالي من التزويج: دراسلام، بنيادي نهاده نشده است که در نزد خدا، از ازدواج، محبوبتر باشد.»
سخني والاتر از اين، درتبيين قداست خانواده نميتوان گفت. اين سخن، اشاره به آن دارد که نهاد خانواده، زيربنا و اساس همه نهادهاي ارجمند در اسلام است. حکمت قداستي که اسلام به خانواده بخشيده است، ارزشگذاري معنوي بر پيوند خانوادگي، زمينهسازي براي تقويت اين پيوند و پيشگيري از فروپاشي آن است. قداست خانواده، سد محکمي در برابر سوءاستفاده جنسي از زن به عنوان يک کالا يا ابزار فروش کالا و در واقع، مانع بردگي نوين زن است.( من لايحضره الفيه: ج 3 ص 383 ح 4343)خانواده از محوريترين نهادهاي اجتماع بشري:
امروزخانواده يکي از محوريترين نهادهاي اجتماع بشري است که تاکنون جانشيني براي آن يافت نشده است. نقش کليدي خانواده در برآوردن نيازهاي عاطفي، فرهنگي، اقتصادي و غير آن، اين نهاد را به عنوان يک نهاد طبيعي بيبديل که از آغاز خلقت همراه بشر بوده، تبديل نموده است.از سوي ديگر آسيبها و آفتهايي که موجب سست شدن بنياد خانواده شده، توجه محققان را به مطالعه کارکردها و ابعاد گوناگون اين نهاد جلب نموده است. اگر قرن حاضر را قرن فروپاشي خانواده در غرب بناميم گزافه نگفتهايم، اين سيل بنيان کن به مرزهاي کشورهاي غربي محدود نمانده و از طريق وسايل ارتباطي، مهاجرت و... کشورهاي اسلامي و جهان سوم را نيز درنورديده است. آمار رو به افزايش طلاق در کشورهاي اسلامي مايه نگراني بسياري از متفکران و دينداران گرديده است.تأسفانگيزتر اينکه در فرايند صنعتي شدن کشورهاي جهان سوم و ورود ماشين و صنعت از کشورهاي غربي «جنبشهاي آزادي زنان» از نوع غربي آن هم وارد اين کشورها شده است. ماهيت اين جنبشها با فرهنگ و تمدن اسلامي ناهمگون است، چه در اين ايدهها خدا جايگاهي ندارد. در جامعه و فرهنگي که خدا حضور نداشته باشد، ايثار و فداکاري و مهر و عاطفه و ساير دستورهاي اخلاقي و ديني بيمعناست. دستورهاي اخلاقي چون گذشت و مهرورزي اساس و بنياد خانواده را تشکيل ميدهد. سست شدن بنياد خانواده نيز دورنماي آينده بشر و ارزشهاي انساني را تار و مبهم ميسازد. بر اساس اين واقعيت است که گفتهاند:«سست شدن بنيان خانواده در قرن حاضر تهديدي براي آينده بشريت و ارزشهاي انساني است.»اين در حالي است که متفکران مسلمان با تکيه بر تعاليم انسانساز اسلام تنها راه گريز از آثار سوء و خانمانبرانداز فرهنگ غرب را پناه بردن به معنويت و اخلاق ميدانند.سير تحولات خانواده از موضوعات مهم مطالعاتي در علم تاريخ:
تمامي تاريخ نگاران و سيره نويسان بر اين باورند که خانواده کهن ترين گروهي است که به اقتضاي نياز طبيعي، عاطفي و اجتماعي بشر شکل گرفته و سابقه اي به درازاي سابقه زيست بشر بر روي زمين دارد؛چرا که انسان مدني الطبع است و ناگزير بايد در اجتماع زندگي کند؛ چون خداوند انسان را آفريد و ساختمان بدني او را به گونه اي شکل داد که ضمن برخورداري از توانايي هاي
گوناگون از نظر جسمي و عاطفي، همواره احساس نياز به ديگران در او زنده باشد. همين احساس دروني باعث مي شود که اجتماع کوچکي به نام «خانواده» در عرصه زندگي شکل بگيرد و تعدادي از افراد ـ دستکم دو نفر ـ يک جا زندگي کنند؛ نيازهاي جسمي و رواني انسان در محيط خانواده تأمين مي شود و روح تعاون و همکاري ميان اعضاي آن در همان محيط به وجود مي آيد.پس از تشکيل نخستين هسته خانواده در زمين، که طبق متون ديني و تاريخي، شخصيت آدم و حوا بنيانگذار آن بودند، مراحل گوناگوني بر نهاد خانواده سپري شده و به موازات تحولات اجتماعي، دست خوش تغيير و تحول فراوان گشته است. دانش تاريخ عهده دار بررسي ابعاد خانواده و سير تکاملي آن است که چگونه خانواده باديه نشين تبديل به شهرنشين شد، يا چه عواملي موجب گرديدند که خانواده هسته اي
جايگزين خانواده سنّتي گردد. به هر حال، سير تحولات خانواده از موضوعات مهم مطالعاتي در علم تاريخ است و بدين روي، تاريخ نويسان به بررسي آن مي پردازند.خبرهاي تأمل برانگيزاز تغييردرذائقه خانوادهها:
اگر خانواده بهعنوان رکن جامعه در معرض تغييرات محتوايي و اساسي قرار بگيرد و از سوي نخبگان و انديشمندان و اولياء مديريت نشود چه بسا با چالشهايي روبهرو شويم که در مقابل کل ظهور و تاثيرگذاري مدرنيسم برابري کند. افزايش آمار طلاق، کاهش آمار ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج، ميل به داشتن فرزند کمتر، افزايش تجرد، تغيير در روابط بين خانوادهها، شيوع پديده فرزندسالاري و کم شدن ميزان گفتگوي درون خانوادگي، همه و همه نشانههايي هستند که خبرهاي تامل برانگيز از تغيير در ذائقه خانوادهها و بهدنبال آن تحول احتمالي در آنها را نشان ميدهند. هنوز معلوم نيست که تحول احتمالي داراي چه ابعاد و با چه محتوايي است ولي همين ميزان مشخص است که نميتوان در اين زمينه بسيار حساس و زيربنايي دست روي دست گذاشت و در انتظار حوادث نشست.