آيين آسماني اسلام به عنوان آخرين راه براي كسب سعادت دنيوي و اخروي انسان دربرگيرنده احكام و قوانين متعالي و ارزشمندي است كه با عمل به آنها مي توان در مسير رضاي الهي و تأمين حيات طيبه دنيوي و اخروي گام برداشت. اين احكام و قوانين كه تماماً ريشه در فطرت انسان دارند پاسخگوي نيازهاي روحي و جسمي آدمي بوده و خداوند در اين جهت از هيچيك از نيازهاي انسان فروگذار نكرده است. البته هر يك از اين احكام داراي فلسفه و علل ويژه اي هستند كه در كتب مربوطه به تفصيل مورد بحث و گفت وگو قرار گرفته اند. يكي از منابعي كه مي توان فلسفه و علت برخي از احكام الهي دين مبين اسلام را در آن مشاهده كرد و با آنها آشنا شد خطبه فاطميه(س) است كه از جانب حضرت زهرا(س) بيان شده است. اين خطبه كه بدنبال وقايع بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) و حادثه سقيفه ايراد گرديده در بر دارنده مطالب و مفاهيم بلند الهي و معنوي است كه نمايانگر دانش والاي فاطمي(س) بوده كه ريشه در علم الهي دارد و از جمله مطالبي كه در آن بيان شده، اشاره آن حضرت(س) به علل برخي از احكام الهي است كه در اين نوشتار به آنها اشاره اي گذرا مي نماييم:
الف- فلسفه نماز
آدمي موجودي است كه از نظر روحي و جسمي در معرض انواع و اقسام بيماريها است. در اين ميان بيماريهاي روحي و امراض رواني خطرناكتر بوده و هر يك از آنها به تنهايي مي تواند آدمي را به ورطه نابودي انداخته و موجبات هلاكت او را فراهم سازد. يكي از خطرناكترين امراض روحي انسان بيماري «كبر» است كه عبارت است: «بزرگ ديدن خود و كوچك انگاشتن ديگران». در وخامت اين رذيله اخلاقي همين بس كه بدانيم در اثر ابتلا به آن اعمال و عبادات چندين هزار ساله شيطان از بين رفته و خداوند نيز قسم ياد كرده كسي را كه مبتلا بدان باشد مورد عذاب قرار داده و خوار گرداند:
قال الله تعالي: الكبر ردائي و العظمه ازاري فمن نازعني واحدا منهما القيته في النار: كبر لباس من است و بزرگي، پيراهن من و هر كس در يكي از آنها با من شريك شود او را در آتش مي افكنم.(1)
با توجه به آنچه گفته شد انسان خردمند، مبارزه با اين صفت زشت را در سرلوحه كارهاي خود قرار مي دهد و در صدد برمي آيد وجود خود را از آن پيراسته گرداند. البته خداوند متعال نيز براي آنكه در جهت مبارزه با اين صفت، آدمي را ياري رساند عبادتي بي بديل نظير (نماز) را بر انسان مسلمان واجب فرموده تا با برپايي آن و التزام به اقامه آن، از اين صفت ناپسند بركنار ماند. همان طور كه حضرت زهرا(س) در خطبه خويش بدان اشاره فرموده و در جمله اي كوتاه ولي عميق مي فرمايند:
(فجعل الله الصلوه تنزيها لكم عن الكبر: خداوند نماز را قرار داد براي پاك شدن شما از تكبر.)(2)
آن حضرت(س) در اين عبارت كوتاه مهم ترين دليل واجب شدن نماز از سوي خداوند را مبارزه انسان با تكبر معرفي مي فرمايد. چرا كه هرگاه انسان در شبانه روز چندين بار ارزشمندترين اعضاي وجودي خود يعني پيشاني و سر خود را براي خداوند بر زمين گذارد خواه ناخواه به كوچكي خود پي برده و مي فهمد كه في الواقع بزرگي و عظمت تنها سزاوار خداوند است و لاغير.
ب- فلسفه زكات
از ديگر رذايل اخلاقي كه بسياري از آدميان بدان مبتلا هستند صفت ناپسند «بخل» است. صفتي آنچنان بد و ناپسند كه بارها در لسان معصومين عليهم السلام مورد نكوهش واقع شده و دارنده آن از رحمت خداوند بدور دانسته شده است. در سخني گرانسنگ از وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) مي خوانيم:
(از بخل و تنگ نظري بپرهيزيد كه پيشينيان را نابود ساخت و آنان را به آنجا كشاند كه خون يكديگر را بريزند و حرمت هايشان را روا شمارند)(3)
حضرت زهرا(س) در خطبه غراي خويش در بيان علت وجوب پرداخت زكات ميفرمايند:
(والزكاه تزكيه للنفس و نماء في الرزق: خداوند زكات را قرارداد براي پاك كردن جان و فراواني روزي)(4) در اين سخن گرانمايه پاك شدن نفس آدمي يكي از دلايل وجوب رزق شمرده شده است و آنچه مسلم است باتوجه به ارتباطي كه فيمابين پرداخت زكات و آراسته شدن به صفت (جود و سخاوت) وجود دارد نتيجه آن مي شود كه با پرداخت زكات، صفت رذيله بخل از وجود انسان پاك خواهد شد.
ولي در كنار اين علت آن حضرت(س) دليل ديگري را هم براي وجوب پرداخت زكات بيان مي فرمايند كه همانا افزايش روزي در اثر اين عمل است. يعني پرداخت زكات برخلاف آنچه ابتدائا به نظر مي رسد كه باعث كمبود دارايي آدمي است درست برعكس، موجب افزايش رزق و روزي شده و بر مال و مكنت انسان مي افزايد. همچنان كه با زدن شاخ و برگ هاي اضافي درخت، زمينه رشد بهتر و بارآوري افزون تر آن فراهم مي گردد.
ج- فلسفه روزه
از جمله عباداتي كه آئين مقدس اسلام بر مسلمانان واجب فرموده است (روزه) است. اين عبادت مهم و ارزشمند از چنان اهميت والايي برخوردار است كه مطابق آنچه در حديثي قدسي نقل شده، خداوند متعال مي فرمايد:
(الصوم لي و انا اجزي به: روزه از براي من است و مختص به من و من خود ثواب آن را چنان كه لايق من است به روزه دار خواهم داد.)(5)
و همين يك جمله كافي است تا آدمي به ارزش و اهميت آن پي برده و بداند كه روزه از چه جايگاه والايي در دين اسلام برخوردار است. اما درخصوص علت وجوب اين عبادت آسماني افزون بر آنچه در قرآن كريم آمده مي توان به سخن دخت گرامي پيامبر(ص) در خطبه فاطميه اشاره كرد كه مي فرمايند:
(والصيام تثبيتا للاخلاص: خداوند روزه را براي تحقق اخلاص قرار داد)(6) بايد دانست كه هر عبادتي كه از انسان سر مي زند زمينه هاي ابتلا به شرك و ريا در آن وجود دارد چرا كه در آن عبادات زمينه هاي اطلاع يافتن ديگران نهفته است ولي روزه عبادتي است كه حقيقتا تمام و كمال با اخلاص عجين شده و انسان با اين عبادت مي تواند خود را هر چه بيشتر به زيور اخلاص آراسته سازد زيرا تا هنگامي كه خود انسان روزه داري خود را ابراز نكند حتي نزديكان او نيز از عمل وي بي اطلاع خواهند بود و در نتيجه فرصتي براي ريا و شركت به دست نخواهد آمد. علاوه بر آن آدمي با روزه و تحمل سختي هاي ناشي از آن خود را به خداوند نزديك تر ساخته و بر درجات قرب الي الله او افزوده مي شود و همين زمينه ساز كسب اخلاص خواهد بود.
د- فلسفه حج
مراسم حج كه هر سال باشكوه و عظمت ويژه اي در سرزمين وحي برگزار مي شود در ميان تمامي آيين هاي جهاني از چنان ارزشي برخوردار است كه هيچ آئين ديگري را در سطح جهان و در ميان اديان و ملل ديگر نمي توان يافت كه بتواند با آن برابري و همانندي كند؛ جايي كه ميليون ها انسان از اقصي نقاط عالم در ايامي خاص به يكباره گرد هم آمده و مراتب عبوديت و بندگي خود را به درگاه ايزد يكتا اعلام مي دارند. به راستي كدام عامل مادي ازچنين ظرفيتي برخوردار است كه بتواند هر سال چنين مراسمي را بدون هرگونه زور و اجباري برگزار كند و جمع كثيري از انسان ها را در يك جا جمع كند. جمعي كه عاشقانه و مشتاقانه براي اين حركت، سال ها چشم انتظاري را تحمل مي كنند و سختي هاي بسياري را بر خود هموار مي نمايند. اما به راستي هدف اسلام از واجب كردن اين مراسم براي مسلمانان چه بوده است؟ پاسخ اين سؤال را مي توان از خطبه فاطميه(س) دريافت. آنجا كه مي فرمايد:
(والحج تشييدا للدين: خداوند حج را براي تقويت دين قرار داد.)(7)
مطابق اين سخن يكي از دلايل وجوب حج تقويت آئين آسماني اسلام است. آنگاه كه ميليون ها مسلمان در يك زمان و يك مكان واحد گرد هم مي آيند و در اطاعت از فرمان حق هماهنگ و يك صدا مي كوشند و احدي از آنان برخلاف ديگري حركتي نمي كند، اين عمل به خودي خود عظمت اسلام را به رخ جهانيان مي كشد و ظرفيت بي بديل اين آئين آسمان را در به حركت در آوردن انسان ها براي هدفي واحد نشان مي دهد و همين خود باعث تقويت اسلام و مسلماني در عرصه گيتي خواهد بود و نشان مي دهد كه اسلام از پشتوانه اي عظيم برخوردار است كه هيچ نيرويي را در جهان ياراي مقابله با آن نخواهد بود. در نتيجه توطئه دشمنان خنثي شده و جايگاه اسلام روزبه روز مستحكم تر مي شود. البته ناگفته پيداست كه اين همه، در صورتي محقق خواهد شد كه مسلمانان از فرصت حج براي همدلي هر چه بيشتر و تلاش در جهت حل مشكلات جهان اسلام بهره برداري كنند.
ه- فلسفه جهاد
جهاد و مبارزه با كفر و موانع سعادت انسان، يكي از دستورات دين مبين اسلام است. در اين مكتب آسماني اگرچه جنگ و خونريزي امري نكوهيده و ناپسند شمرده شده و اسلام همه انسانها را به زندگي مسالمت آميز تحت احكام نوراني خويش دعوت مي كند، ولي از آنجا كه همواره در ميان جوامع بشري افرادي وجود دارند كه حركت در مسير الهي را با منافع زودگذر خود در تضاد مي بينند و در نتيجه به مقابله با آن اقدام مي كنند، در اين آئين، راه مبارزه با آنان بازگذاشته شده و حكم جهاد بر مسلمانان نوشته و واجب گرديده شده است. ازسوي ديگر جهاد امري است كه عزت جامعه مسلمين و عظمت اسلام در سايه آن حفظ مي شود. زيرا نشان دهنده قدرت و توانايي مسلمانان در برابر دشمنان مي باشد. از همين روي حضرت زهرا(س) در خطبه خود مي فرمايند:
«والجهاد عزالاسلام: خداوند جهاد را براي عزت اسلام قرار داد» (8)
و- فلسفه قصاص
درنظرگاه اسلام، انسان محبوب ترين موجودات در نزد خداوند است. حيات و جان او ارزشي والا و گرانسنگ دارد و هيچكس را رخصتي در آسيب رساندن به اين گوهر بي بديل نيست. از سوي ديگر امنيت جامعه نيز امري است كه در اسلام به شدت مورد توجه بوده و هركس به هر نوعي آن را به مخاطره اندازد بايد با او به شيوه مقتضي برخورد شود. به همين خاطر خداوند متعال براي محفوظ ماندن جانها و تأمين امنيت جامعه، حكم قصاص را قرار داده است تا چنانچه در ميان افراد جامعه كسي يا كساني پيدا شدند كه به ناحق قصد جان مردم را كردند آسيب رساني به آنها را وجه همت خود قرار دادند از بيم اجراي قصاص اسلامي از تصميم خود منصرف شده و بالمال جان مردم و امنيت آنها در امان ماند. سرور زنان عالم حضرت زهرا(س) نيز در خطبه خويش به اين مسئله اشاره فرموده و مي فرمايند:
«و القصاص حقنا للدماء: قصاص را براي حفظ خون انسانها قرار داد» (9)
ز- فلسفه امر به معروف و نهي از منكر
در ميان احكام و دستورات عبادي اسلام موضوع (امر به معروف و نهي از منكر)، از جايگاه و اهميت بسزايي برخوردار است تا بدان جا كه اميرمؤمنان علي(ع) در نهج البلاغه درباره اهميت اين دو فريضه مي فرمايند:
(تمام اعمال نيكو و جهاد در راه خدا درمقابل امر به معروف و نهي از منكر، چونان قطره اي بر درياي مواج و پهناور است) (10) و اما حضرت زهرا(س) در بيان علت وجوب اين قانون اساسي، در خطبه مورد اشاره مي فرمايند:
(والامر بالمعروف مصلحه للعامه: و امر به معروف را براي مصالح اجتماعي عموم مردم قرار داد) (11)
مطابق اين سخن فلسفه امر بمعروف، اصلاح جامعه مسلمين از كژي ها و كجرويها است و چنانچه اين حكم الهي به فراموشي سپرده شود در اندك زماني كشتي جامعه در گرداب گناهان و انحرافات غرق خواهدشد.
ح- فلسفه تحريم شراب:
ازنظر اسلام انسان موجودي است كه بواسطه دميده شدن روح الهي در او، از ساير موجودات متمايز شده و سزاوار آن گرديده كه ملائكه الهي در برابر او سجده نمايند. از آنجا كه اين روح، امانتي از جانب خداوند در دست انسان است بايد كه در پيراسته نگهداشتن او از هرگونه پليدي، اهتمامي دو چندان داشت و از هرگونه عاملي كه سبب آلودگي آن مي شود احتراز كرد. به همين دليل در اسلام هر عملي كه موجبات آلوده شدن روح و پليدي آن را فراهم مي كند تحريم شده و از جمله چيزهايي كه سلامت و پاكي روح را به خطر مي اندازد «شرب خمر» است كه عقل را از انسان زائل كرده و روح مقدس انساني را تا حد روح حيواني تنزل مي دهد. حضرت زهرا(س) نيز در بيان علت تحريم شرب خمر در اسلام با اشاره به اين مطلب مي فرمايند:
(و النهي عن شرب الخمر تنزيها عن الرجس: خداوند نهي از شرابخواري را براي پاكيزه ماندن از پليديها قرار داده است) (21)
ط- فلسفه تحريم دزدي
درپيشگاه خداوند انسان تا زماني داراي ارزش والايي است كه پاكدامني و عفت خود را حفظ كند و دامان خود را به گناه آلوده نسازد و اين ارزش تا بدانجاست كه انسان با عفت، درنظر پيشوايان دين اسلام از مجاهد شهيد في سبيل الله برتر دانسته شده است. همانطور كه اميرمؤمنان علي(ع) در سخني گرانسنگ مي فرمايند:
(پاداش مجاهد شهيد در راه خدا بزرگتر از پاداش عفيف پاكدامني نيست كه قدرت بر گناه دارد ولي با عفت از گناه خودداري مي كند. همانا انسان عفيف فرشته اي از فرشتگان خداوند است)(31)
اگر دسته اي از اعمال تحت عنوان گناه قرار گرفته و خداوند امر فرموده از آنها اجتناب شود درست به خاطر حفظ همين گوهر پاكدامني و عفت آدمي است كه از جمله اين گناهان مي توان به عمل نكوهيده (دزدي و سرقت) اشاره كرد كه به فرموده حضرت فاطمه(س) براي تحقق عفت و پاكدامني انسان مورد تحريم واقع شده است:
«و ترك السرقه ايجابا للعفه: خداوند ترك دزدي را براي تحقق عفت و پاكدامني قرارداد.»(41)
از مجموع آنچه در اين نوشتار آمد اين نكته به اثبات مي رسد كه هر حكمي از احكام اسلام داراي فلسفه و علت ويژه به خود است و اين گونه نيست كه هر عملي در دين اسلام بدون دليل مورد تحريم قرارگرفته يا بدون علت حلال شده باشد. البته علل اين احكام نيز منحصر به آنچه در خطبه فاطميه آمده نمي باشد و ساير دلايل و علل، در منابع ديگر اسلامي قابل مشاهده و جست وجو است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت:
1- تفسير روض الجنان و روح الجنان ج71 ص245
2- فرهنگ جامع سخنان حضرت زهرا(س)- محمد دشتي، حديث72
3- نهج الفصاحه ترجمه علي كرمي فريدني، ص43
4- فرهنگ جامع سخنان حضرت زهرا(س)- محمد دشتي، حديث72
5- شرح فارسي(مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه) دكتر سيدجلال الدين محدث ارموي ص135
6تا 9- حديث بيست وهفتم- فرهنگ جامع سخنان حضرت زهرا(س)- محمد دشتي، حديث72
01- نهج البلاغه ترجمه محمد دشتي، حكمت374
11و 21- فرهنگ جامع سخنان حضرت زهرا(س)- محمد دشتي، حديث72
31- حكمت 474 نهج البلاغه ترجمه علي دشتي، حكمت474
41- فرهنگ جامع سخنان حضرت زهرا(س)- محمد دشتي، حديث72