-
شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰
-
در زندگي زناشويي برخي خانواده ها نا بساماني هايي وجود دارد كه به صورت همزمان بر روي تك تك اعضاي خانواده،از كوچكترين و بزرگترين آنها تاثيرگذار خواهد بود.همچنين نا بساماني هاي موجود در خانواده مولد نا بساماني هاي ديگر در اجتماع خواهد بود. در برخي موارد،زوجين علي رغم اينكه نمي توانند با يكديگر زندگي كرده و يكديگر را درك كنند ناچارند تحت تاثير عوامل متعدد به زندگي كنار يكديگر ادامه دهند ،در صورتي كه كوچكترين پيوندي ميان آنها وجود ندارد.طلاق عاطفي به نوعي از طلاق گفته مي شود كه زوجين با اينكه در يك مكان و فضا با هم زندگي مي كنند اما از لحاظ ارتباط عاطفي و درك متقابل محروم هستند.
واقعيت امر اين است که زوجين بايد قبل از ورود به زندگي مشترك بسياري از مهارتهاي زندگي را بياموزند اما اين مسئله بسيار مهم و حياتي تحت تاثير عواطف و احساسات زوجين قرار مي گيرد.بدون شك زوجهايي كه براي طلاق به دادگاه خانواده مراجعه مي كنند بايد خود به درس عبرتي براي ساير جواناني تبديل شوند كه مي خواهند زندگي مشترك خود را آغاز كنند.بدون شك زوجهايي كه طلاق را به عنوان آخرين تصميم خود برگزيده اند از ابتدا با حالت قهر و كينه وارد زندگي مشترك زناشويي نشده اند!
مهم ترين مسئله اي که مانع از بروز بحران در زندگي افراد مي شود،آموزش مهارتهاي زندگي و حرکت آگاهانه در زندگي فردي و اجتماعي است .مجموعه مهارت هاي زندگي نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگي حال نمي انديشد بلكه به توانمندي آنان جهت زندگي آينده نيز تاكيد مي ورزد. در ضمن متمركز بر شكوفايي توانايي هاي بالقوه افراد است. به طور كلي هدف از مجموعه مهارت هاي زندگي، كمك به فرد جهت حركت از توانايي ها و ضعف هاي مهارتي به سوي مهارت هاي توانمند و قوي و سازنده مي باشد. چنين مهارت هاي زندگي تصميمات متعهدانه فرد را در بر مي گيرد. مسئوليت پذيري يا تعهد فردي مفهوم مثبتي است كه طبق آن افراد نسبت بهسلامتشان و اتخاذ تصميمشان در مسائل زندگي خويش متعهد هستند. در واقع هدف نهايي مهارت هاي زندگي اين است كه افراد مسئوليت برتري و شايستگي فردي خويش را بپذيرند. اين شايستگي فردي شامل احساس كفايت و شايستگي سطح بالا، سلامت رواني، خود شكوفايي و پذيرش مسئوليت فردي مي باشد. در نتيجه مي توان گفت مجموعه مهارت هاي زندگي هم اهداف پيشگيرانه دارد و هم كنترل و مديريت مشكلات و همانند سبك رويكرد آموزشي هم براي مداخلات گروهي و هم فردي مناسب است.
ازدواج مهم ترين تصميم در زندگي يك انسان محسوب مي شود.همان گونه كه ازدواج خوب و مناسب مي تواند در ايجاد تعادل روحي فرد و اجتماع موثر باشد،ازدواج بد نيز به همان ميزان در ايجاد كژرويهاي فردي و اجتماعي موثر خواهد بود.بسياري از جوانان هنگام ازدواج به مسئله مهارتهاي زندگي اهميتي نمي دهند و همين موضوع مي تواند بحرانهايي را پيش روي آنها قرار دهد.نخستين گام در اين خصوص آشنايي با مشكلات احتمالي پيش روي جوانان است.از آنجا كه بسياري از جوانان اين مشكلات را كه اكثرا حالتي طبيعي دارد پيش بيني نمي كنند،هنگام مواجهه با آن عملابه بن بست رسيده و نمي توانند بهترين تصميم ممكن را بگيرند.از اين رو مشكلات نه تنها حل نمي شوند،بلكه بزرگتر شده و بر حجم آنها افزوده مي شود.به وجود آمدن مشكلات بزرگ از دل مشكلات كوچك مسئله اي است كه بسياري از زوجهاي جوان با آن درگير هستند.متاسفانه در برخي موارد زوجين بدترين تصميم ممكن را گرفته و همان ابتداي زندگي ساز جدايي و عدم تفاهم را مي نوازند.ريشه بسياري از اين برخوردهاي نا بهنجار عدم آمادگي قبلي براي مواجهه با چنين معضلاتي است .
بدون شك زماني كه زوجين در كنار يكديگر قرار مي گيرند،بايد با روحيات يكديگر آشنا شده و نقاط منفي و مثبت يكديگر را به صورتي دقيق بشناسند و از اين شناخت در راستاي بهبود برخي نقايص و ادامه زندگي مطلوب استفاده كنند.اما زماني كه خشم زوجين جايگزين منطق آنها شود ديگر نمي توان از زندگي سالم سخني به ميان آوردو همين خشمها مي تواند مقدمات گرفتاريهاي بعدي را فراهم كند.مهارت هاي زندگي به ما روشهاي مواجهه با خشم و حالات ديگر را در زندگي زناشويي مي آموزد .






