سريال هاي ماه رمضان با تمام انتقادات به پايان رسيد در اين ميان آن سريالي جان سالم از انتقادات به در برد كه نگاهش به جامعه نسبتاً نگاهي معقول بود و با شناخت كمبودها و معضلات فردي و اجتماعي داستاني تا حدي پذيرفتني را مقابل دوربين برد. سريال «سقوط يك فرشته» از ابتدا روي محور جامعه حركت كرد و با همين محور به پايان رسيد. اين سريال گرچه در ظاهر يك داستان ماورايي داشت اما در اصل ماجرايي را دنبال مي كرد كه جامعه امروز ما مبتلا به آن است و با اين معضل دست و پنجه نرم مي كند.
داستان اين سريال نه داستاني ماورايي كه يك داستان رئال بود، پيام داشت و مي دانست از ابتدا تا انتها چه مي خواهد بگويد. پرداختن به وسوسه هاي شياطين دروني و بيروني و نمايش آن در رفتارهاي روزمره و در نهايت تاثير آن در جامعه، هدف اين سريال بود. داستان از كمبودها شروع شد، آن هم نه كمبودهاي مالي بلكه كمبودهاي فرهنگي و اعتقادي، سير قصه با اين كمبودها ادامه يافت و به نقطه اي رسيد كه يك گروه را از پا انداخت و از هم گسست. اين همان چيزي است كه بايد به آن پرداخته شود و مورد بررسي قرار گيرد. تا به امروز بسياري، ريشه انحرافات فكري و اخلاقي را صرفا در فقر مالي و كمبودهاي اين چنيني دانسته اند ولي اين سريال تلاش داشت ريشه انحرافات را نه فقط در بحث فقر مال (پريچهر) بلكه در فقر فرهنگي و اعتقادي (سارا) بجويد. قهرمانان اين سريال ماورايي نبودند و با نگاهي به جامعه، مصداق هاي فراواني را مي توان از اين آدم ها پيدا كرد؛ حاج حبيب هايي كه آبرويشان مقدم بر همه چيز است، ساراهايي كه ارزش ها را باور نكرده اند. نيماهايي كه براي گرفتن انتقام به هر ريسماني چنگ مي زنند و قائل به هيچ بايد و نبايدي (چه شرعي و چه عرفي) نيستند و شياطيني كه در ميانه راه كمين كرده اند تا جامعه را از هم بپاشند. در اين ميان آن كسي مي تواند جان سالم به در ببرد كه باور محكمي داشته باشد و اعتقاداتش نه بر پايه تعصب كه بر مبناي شناخت حقيقي شكل گرفته باشد (فاطمه). ديالوگ هاي پاياني سريال تمام حرف اين داستان بود، جايي كه سارا بر بالين فاطمه تفاوت نگاه و باور را تعريف كرد. فاطمه اي كه گناه نكردن را مقبول تر از توبه كردن مي دانست.
اين سريال در واقع تقابل دو نگاه است؛ نگاه دنيوي به مقوله ارزش ها و سنجش آن با منافع دنيوي كه تمام بداخلاقي ها و هنجارشكني ها را موجب مي شود و به سادگي، همان ارزش در جايي كه اقتضا كند با تلنگري به ضدارزش بدل مي شود و تمام پل هاي اعتقادي را خراب مي كند و در مقابل نگاه فرا دنيايي باعث مي شود تمام بدخلقي ها به خوش خلقي تبديل شوند و انسان مقابل نابساماني ها عنان از كف ندهد و خود را در منجلاب دنيايي گرفتار نكند.
«سقوط يك فرشته» نمايش تمام آن چيزهايي است كه در جامعه ما وجود دارد حتي اگر ما دوست نداشته باشيم آنها را ببينيم و بازگو كنيم. شياطيني كه دروني هستند و از آن به نفس اماره تعبير مي كنيم و شياطيني كه بيروني اند و ما گاه در ادبيات محاوره اي آن را دوست ناباب و در ادبيات جامعه شناسي از آن با عنوان «تهاجم فرهنگي» ياد مي كنيم و براي مهار آنها نياز به شناخت درست داريم نه شناختي كه براساس منافع فردي و نيازهاي دنيايي شكل گيرد و چون آن منفعت ايجاب كند همين شناخت به شناخت ديگر منحرف مي شود و به آن جايي مي رسد كه سارا رسيد.
نگاهي ديگر به «سقوط يك فرشته» باور و پذيرش
موضوع:
مقالات