بوستان حجاب | مطالب فرهنگی و اجتماعی صفحه اصلی ←

بوستان حجاب

بوستان حجاب

نوشته‌هایی برای خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگو
همراهی و همدلی
بوستان حجاب فضایی برای خواندن و آشنایی با مطالب فرهنگی
طبیعت و آرامش
نگاهی تازه به زندگی مطالبی برای تأمل، آگاهی و گفت‌وگو
آسمان و طبیعت
خواندن و آموختن همراه با نوشته‌هایی برای علاقه‌مندان به فرهنگ و اندیشه

به بوستان حجاب خوش آمدید

در این وبلاگ، نوشته‌ها و مطالب فرهنگی و اجتماعی گردآوری می‌شوند. تازه‌ترین نوشته‌ها را بخوانید یا از دسته‌بندی‌ها و آرشیو برای یافتن مطالب موردعلاقه خود استفاده کنید.

تازه‌ترین مطالب

نوشته‌های وبلاگ

در مجالس مولودي زنانه "چه‌" مي‌گذرد؟!

دف نواز مي‌نوازد و جلسه ميلاد امام معصوم(4) با هياهوي افراطي عده‌اي از خانمها در فضاي آپارتمان محله به اوج مي‌رسد. صداي خانم جلسه‌اي هم در آن ميان بلند مي‌شود، دم مي‌گيرد و مي‌خواند: "ابروكمونم! عزيزجونم! شور وجودم! چهره ماهم! دورت بگردم! قربونت بشم! حسين عزيزم! حسين عزيزم!" مجلس، مجلس جشن و سرور ميلادامام حسين(ع) در سوم شعبان است.
انبوه كلمات غيرمعمول و تركيبات كوچه و بازاري هر لحظه رديف و از خانمها صداي بلند كف و دست درخواست مي‌شود تا حدي كه صداي هلهله و سوت نيز به آن پيوند مي‌خورد و كاملا موقعيت مذهبي مجلس از ياد شركت كنندگان برده مي‌شود.
مي‌خواهم بدانم در اين جمع چه مي‌گذرد؟ قبلا قرار حضور در چنين مجلسي را با يكي از دوستانم مي‌گذارم و از سر سئوال و كنجكاوي وارد مي‌شويم. در ابتداي ورودم نگاهي به اطراف مي‌اندازم تاجايي براي نشستن پيدا كنم. متحير مي‌مانم شبيه جشن عروسي است. لباس و آرايشهاي مخوف خانم‌ها هم حق را به من مي‌داد كه بگوييم در مجلس عروسي وارد شده‌ام.
البته به ظاهر، اين جشن براي تولد امام مظلومي برپا شده است كه براي رسيدن به اهداف عالي و الهي رنجها كشيده و جان خود و عزيزانش را فدا كرد اما در اين مجلس رنگي از معنويت مشاهده نمي‌شود. نوع لباس و پوشش برخي از خانم‌ها مرا ناگهان به ياد بشر نخستين و يا حرف‌هايي كه از لباس مردمان سرخپوست در قاره آمريكا شنيده بودم، مي‌اندازد! تا آن لحظه فكر مي‌كردم در چنين مجالسي صرفا صداها و آواها نامتعارف است، اما هيچگاه انتظار نداشتم چهره‌ها و لباس‌هاي نامتعارف هم ببينم.
به دوست همراهم گفتم: مگر اين جا جشن ميلادامام حسين(ع) نيست، پس چرا امام حسين اينقدر كوچك مي‌شود و ما احساس غربت و دلتنگي مي‌كنيم؟ در همين سئوال‌ها و فكر‌ها بودم كه خانم به ظاهر جلسه‌اي به همراه دو خانم همراه خود دوباره دف مي‌نوازند و خنياگرانه‌ مي‌خوانند و دم مي‌گيرند.البته خود به اصطلاح خانم جلسه‌اي نمي‌نواخت و پوششي هم داشت. ولي آن دو نفر از پوشش نامناسب و آرايش مخوفي برخوردار بودند. انگار شغلشان اين است و اين بار نام امام حسين(ع) را چاشني برنامه معمول خود كه در عروسي‌ها برپا مي‌كنند، ساخته‌اند.
پس از لحظه‌اي استراحت دوباره به اوج فعاليت و خوانندگي مي‌رسند و عرق از سر و روي آوازه‌خوان مجلس مي‌ريزد و با صداي بلند در ميكرفون مي‌دمد و مي‌خواند و ديگري دف مي‌نوازد. خانمهايي كه هيچ واهمه‌اي ندارند از اينكه صدا و آوازشان به طبقات ديگر هم برسد!
خانم جلسه‌اي در همان حال از جمعيت حاضر مي‌خواهد او را با دست، كف و هلهله همراهي كنند و البته اگر كسي سوت را نيز چاشني اين مراسم مي‌كرد از سوي خانم جلسه‌اي با واژه ماشاا...،مرحبا، زنده‌باشي و... مورد تشويق قرار مي‌گرفت. از حضور در چنين مجلسي كه با نام ائمه(ع) هم‌بازي دنيايي به پا مي‌كنند كلافه شدم، مي‌‌خواهم از صحنه فرار كنم و موضوع را به دوستم مي‌گويم اما او به تعهد گذشته من براي ماندن اشاره مي‌كند و مرا مجبور به صبر و متانت مي‌سازد.
خانم جلسه هر يك ربع ساعت كه قطعه شعري مي‌خواند، از حاضرين طلب عيدي براي خانم نوازنده مي‌كند! در ابتدا ميزبان و حاضرين متوجه خواسته او نمي‌شوند كه مجبور ‌شد دوباره تكرار كند و بگويد:"خواهرها در اين مجلس رسم است كه به نوازنده عيدي بدهند. ما بايد عيدي آقا امام حسين(ع) را در اين روز عزيز از شما بگيريم. و حتي يك بار اظهار فضل مي‌كند "كه اگر عيدي ندهيد شكلات متبرك به اين مجلس را برسرتان نمي‌ريزم!" پس از اينكه جمع حاضر متوجه منظورش مي‌شوند و مي‌فهمند قضيه از چه قراراست و بايد به خانم جلسه‌‌اي تحت عنوان عيدي پول بدهند، عده‌اي بلند مي‌شوند و به اين درخواست جامه‌عمل مي‌پوشانند و چندين مرحله اسكناس2، 5 و 10 هزار توماني اهداء مي‌كنند.
الحمدالله در مجلس مولودي همه چيز جور است جز معنويت خاص امام حسين(ع). خواننده، هلهله و شادي، كف و دست و سوت، فقط يك چيز كم است آن هم حركات موزون ! كه در اين ميان دختران كوچك مجلس اين زحمت را به گردن گرفتند و با ايماء و اشاره به وسط مي‌آيند و وظيفه خطير را به تعبير خانم جلسه‌اي براي شادي دل امام حسين(ع) به انجام مي‌رسانند!

جالب‌تر اينكه در فرصت استراحت هم خانم جلسه‌اي يكي از آن دختران سمج را كه ميدان را خالي نمي‌كند مورد خطاب قرار مي‌دهد و مي‌گويد ادامه بده!" خانم مداحي كه مصرانه برانجام تكليف "رقص" پافشاري مي‌كند و نوجوان را مورد تشويق خاص قرار مي‌دهد وعجيب‌تر اينكه رو به مادر دختر مي‌‌كند و مي‌گويد: "آفرين، احسنت چقدر قشنگ و زيبا مي‌رقصد! چه خوب به او ياد دادي!" مادر هم با غرور و افتخار مي‌گويد: "خودم بلد نيستم دخترم معلم رقص دارد!"
بالاخره تا پايان جلسه اين دختر به كارش ادامه مي‌دهد و البته همواره با انواع حركات دست و سر هنگام مداحي! نگاه معني‌دار و حتي چشمك، همواره از سوي خانم جلسه‌‌اي مورد تشويق قرار مي‌گيرد! شايد به همين دليل است كه در نهايت رگ ولخرجي مادر گل مي‌كند و يك اسكناس 5000 توماني را توسط دخترش به خانم جلسه‌اي مي‌رساند.
محبت بيدريغ و رياكارانه و زبان چرب خانم جلسه‌اي چيزي را به ذهنت نمي‌آورد جزء اينكه او مي‌خواهد به اين طريق خودش را در دل افراد جا كند تا به جلسه‌هاي ديگري نيز دعوت شود جلسه‌اي كه براي ميلاد امام زمان هم وقت آن را با همراهي سه دف نواز تعيين مي‌كند!. او مي‌داند كه با اين محبت‌هاي دروغين مي‌تواند كار و بارش را رونق دهد. اما آيا واقعا ارتزاق از اين راه بركتي هم دارد؟ ممكن است كسي بگويد كه دف‌نوازي كه حرام نيست و اشكالي ندارد و خوانندگي زن هم براي زنان نيز هم. اما مجلس معروف به امام حسين(ع) كجا و خنياگري كجا؟! راستي معرفت به رفتار امام حسين(ع) در ميان ما شيعيان چه شد؟
در ادمه چند تا از پسر كوچولوهاي مجلس هم به داخل اتاق مي‌آيند و سر و صدا مي‌كنند. خانم جلسه‌اي براي اينكه آنها را ساكت كند مي‌گويد: "بياييد عزيزانم بياييد در كنار اين دختركوچولوها بنشينيد تا آرام شويد" بعد رو به خانم‌ها مي‌كند و مي‌گويد: "در قرآن آمده كه دخترو پسر در كنار هم احساس آرامش مي‌كنند." و بعد ادامه مي‌دهد:"ببينيد چقدر ساكت شدند".!
شايد بعضي از دختران و پسران جامعه ما نيز به دليل همين برداشت‌هاي چنين خانمهاي به اصطلاح جلسه‌اي ترجيح مي‌دهند در كنار هم باشند ولي نمي‌دانم چرا هر چه مي‌گذرد وضع جامعه ما بدتر مي‌شود.
ديگر جلسه به شدت خسته كننده شده است هر لحظه دوست دارم بلند شوم و فرار كنم اماچاره‌اي ندارم انگار مجبورم براي ترسيم آنچه كه در مجالس مولودي زنانه مي‌گذرد، دم برنياورم و كنار دوستم آرام بنشينم و ببينم!
بالاخره خانم جلسه‌اي صحبت از نزديكي پايان جلسه مي‌كند و مي‌خواند و نوازنده دف نواز مي‌نوازد و ديگران با دست، سوت و هلهله او را همراهي مي‌كنند و خواننده هر از چندگاهي مشتي شكلات را بر سر خانم‌ها مي‌ريزد. البته در اين ميان حواسش كاملا سرجايش است شكلات‌هاي مرغوب‌تر و گران‌تر را سوا مي‌كند و كناري مي‌گذارد. و باقي را بر سر افراد مي‌ريزد.
مجلس با دعاي پاياني يا ا...ياا... خاتمه مي‌يابد. خواننده دعا مي‌كند و ديگران آمين مي‌گويند من هم دعا مي‌كنم مجالس امام حسين(ع) و امام زمان(عج) را از شر چنين افراد سودجويي نجات دهد. با خودم مي‌گويم امام حسين چه كرده كه شيعيان هم براي عزاداري و هم براي تولدش به هزاران ساز، دهل و دف متوسل مي‌شوند؟! چرا اهداف ائمه و اهل بيت براي شيعيان روشن نشد و واقعا بايد چه كرد؟
خانم جلسه‌اي همچنان كه دعا مي‌كند و ديگران آمين مي‌گويند شكلاتهاي مرغوب‌تر را كه قبلا كنار گذاشته بود در كيفش مي‌گذارد! و دختر خانم جلسه‌اي كه انگار او نيز همراه مادرش به مجلس عروسي يكي از دوستانش دعوت شده است عيديها را از روي ميز جمع مي‌كند و به داوطلبان كارت تبليغ كه حاوي شماره تلفن منزل و موبايل است مي‌دهد. من هم از او كارتي مي‌گيرم. وقتي روي كارت را مي‌خوانم قلبم به درد مي‌آيد چرا كه رويش نوشته بود: "مداح اهل بيت خانم..." چقدر اهل‌بيت ما مظلوم بوده و هستند كه فقط تنها از نامشان براي ترقي از پله‌هاي مادي بايد استفاده مي‌كنند و كاري به شيوه و روش زندگي آنها ندارند. والا اگر ذره‌اي از خصوصيات اخلاقي آن عزيزان را بگيريم اينگونه از نام مقدسشان دستاويزي براي اهداف مادي خود سوء استفاده نخواهيم كرد.
البته مدح پيامبر به عنوان عصاره خوبيها و خاندان رسالت آن بزرگوار تلاش بسيار با ارزشي است كه مردم به خاطر آن،‌ مداحان واقعي را از دل و جان مي‌پذيرند. چرا كه صداي دل خويش را از حنجره آنان مي‌شنوند و دقيقا به همين دليل است كه صداي خوش موهبتي است كه تنها عده محدودي از آن بهره مي‌برند و چه مبارك براي افرادي كه اين صوت دلنشين را بدون حرام براي مناقب آل نبي(ص) بكار گيرند.

اما همچنانكه اشاره شد، كارهاي عاميانه و جاهلانه و غيرمعتبر تيشه به ريشه هر چه معرفت واقعي خواهد زد. مردم ما به درستي مي‌دانند كه شادي و شادماني در شعف خاندان پيامبر و عزاداري در غم آن خاندان از جمله نشانه‌هاي مسلماني و شيعيان راستين است بر همين اساس هميشه در غم خاندان نبي(ص) غمگين و در شادي آنها شادند و از اين راه براي خود خير دنيا و آخرت طلب مي‌كنند.
اما اگر در مجلسي مدح و مديحه‌سرايي از دايره و حدود مداحي در شأن انسانهايي همانند ائمه‌اطهار(ع) خارج شود و مدحي دون‌شان آن عزيزان بر زبان مداح جاري شود و مجلسي دون‌شان آن عزيزان برپا شود آيا همچنان وظيفه ما همراهي،‌ سكوت و تاييد است؟
آيا مجالس خارج از نزاكتي كه در نهايت مي‌توانند نتايج مذمومي داشته باشند قابل اغماض است؟ واقعا اين مجالس بازار‌جويانه و منفعت‌طلبانه در شأن اين بزرگواران هست؟
راستي آيا اين شيوه برگزاري مولودي جز انحراف و تحريف چيزي به ارمغان مي‌آورد؟ آيا اين امر با اهداف پاك ائمه شيعه(ع) مطابقت دارد؟
اولياي برحقي كه خود سالها تلاش داشته‌اند تا ذهن مردم را از ناپاكيها و عوام‌زدگي پيرايش نمايند و حقيقت را كه از هرگونه تحريف و شائبه‌هاي نفساني مبراست براي مردم زمان خود و پس از آن تبيين نمايند و چه بسا جان عزيز خويش را نيز بر همين اصول فدا ساخته‌اند.
برخي از اين افراد با شعار معروف كه (ادخال سرور در قلب مومن عبادت است) با هر حيله و وسيله‌اي مي‌‌خواهند بر لب حاضران در مجلس،‌ خنده بنشانند غافل از اينكه مقدسات را مورد وهن قرار مي‌دهند و اين به راستي جاي تامل دارد. آيا براي شاد كردن دل شيعيان به انواع و اقسام نواهاي موسيقي چه سنتي و چه مدرن نياز است؟ مگر شيعه واقعي با شادي و غم اهل بيت شاد و محزون نمي‌شوند؟
آيا واقعا جامعه عاشقان معقول شيعي به چنين نگرشي نياز دارند كه عليرغم وجود همه محاسن ويژه اخلاقي، اعتقادي و عقلي در سراسر زندگي ائمه اطهار و شخص رسول اكرم(ص) بدون شناخت از تبعات منفي وصف جمال جسمي آنها و القاب غير مقبول آن بزرگواران با واژه‌ها و تركيبات سراسر احساسي زمينه وهن آنها را فراهم آوريم؟
***
اين وضعيت را كه يقينا در ميلاد مسعود حضرت مهدي(عج) به اوج خود خواهد رسيد با سخنان دو - سه روز گذشته رهبر معظم انقلاب مقايسه كنيد و فاصله‌هاي حقايق دين و تفكر ناب شيعي را با آنچه كه ما به عنوان شيعيان رفتار مي‌كنيم بسنجيد. آنچه كه مي‌فرمايند: "اينگونه مطالب غلط و انحرافي باعث مي‌شوند حقيقت اصلي مهدويت و انتظار مهجور بماند. بنابراين بايد به شدت از كارها و شايعات عوامانه پرهيز كرد. يكي از خطرهاي بزرگ در موضوع مهدويت كارهاي عاميانه، جاهلانه،‌ غيرمستند و متكي بر تخيلات و توهمات است كه زمينه مدعيان دوري مردم از حقيقت واقعي انتظار خواهد شد.
*در اين مجالس به جاي معرفت شناسي ائمه شيعه و بيان حديثي از آنها درباب خانواده... خوانندگي، دف نوازي، رقص و، پايكوبي و شاباش مد شده است!
* دف‌نواز مي‌نوازد و جلسه ميلاد امام معصوم(ع) با هياهوي افراطي عده‌اي از خانمها در فضاي آپارتمان محله به اوج مي‌رسد و صداي خانم به اصطلاح جلسه‌اي در آن ميان بلند مي‌شود و دم مي‌گيرد و مي‌خواند و...
* لباس‌ها و آرايش‌هاي مخوف خانمها حق را به من مي‌دهد كه فكر كنم به مجلس عروسي آنچناني وارد شدم نه مجلس مدح اهل‌بيت(ع)
* خانم‌هاي نوازنده و خواننده مجلس مداحي، انگار شغلشان اين است كه بخوانند و بنوازند و جلسه‌اي تمرين داشته باشند فقط در اين مجلس نام امام معصوم(ع) را چاشني اهداف مادي خود خواهند ساخت.
* متاسفانه خانم مداح هيچ واهمه‌اي ندارد از اينكه صداي آوازش به طبقات ديگر هم برسد!
* "خواهرها در اين مجلس رسم است كه به نوازنده عيدي بدهند، ما بايد عيدي آقا امام حسين(ع) را در اين روز عزيز از شما بگيريم" توصيه‌هايي كه هر ربع ساعت يكبار از سوي مداح خطاب به خانمهاي حاضر در جلسه گفته مي‌شد و خانمها نيز از سر بي‌ميلي مقداري پول جمع مي‌كردند و به عنوان شاباش مي‌پرداختند!
* كارهاي عاميانه و كوچه و بازاري به نام مجالس مدح ائمه در بسياري موارد تيشه به ريشه معارف ناب اسلامي و شيعي مي‌زند كه به هيچ وجه قابل اغماض نيست .

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

موضوع: زنان در جامعه و انقلاب اسلامی مقالات
مشاهده مطلب و جزئیات ←
↑