بوستان حجاب | مطالب فرهنگی و اجتماعی صفحه اصلی ←

بوستان حجاب

بوستان حجاب

نوشته‌هایی برای خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگو
همراهی و همدلی
بوستان حجاب فضایی برای خواندن و آشنایی با مطالب فرهنگی
طبیعت و آرامش
نگاهی تازه به زندگی مطالبی برای تأمل، آگاهی و گفت‌وگو
آسمان و طبیعت
خواندن و آموختن همراه با نوشته‌هایی برای علاقه‌مندان به فرهنگ و اندیشه

به بوستان حجاب خوش آمدید

در این وبلاگ، نوشته‌ها و مطالب فرهنگی و اجتماعی گردآوری می‌شوند. تازه‌ترین نوشته‌ها را بخوانید یا از دسته‌بندی‌ها و آرشیو برای یافتن مطالب موردعلاقه خود استفاده کنید.

تازه‌ترین مطالب

نوشته‌های وبلاگ

استعمار عريان

"در بي حجابي زنان بايد کوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها کردن چادر مشتاق شوند. بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخي ثابت کنيم که پوشيدگي زن از دوران بني عباس متداول شده و مطلقا در سنت اسلام نيست. مردم همسران پيامبر را بدون حجاب مي ديده اند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگي، دوش به دوش مردان فعاليت داشته اند. پس از آنکه حجاب زنان با تبليغات وسيعي از ميان رفت، وظيفه ماموران ما آن است که جوانان را به عشقبازي و روابط جنسي نامشروع [ترغيب کنند] زنان غير مسلمان کاملا بدون حجاب، ظاهر شوند، تا زنان مسلمان از آن تقليد کنند."‏

جملاتي که فوقا درج شد قسمت هاي از خاطرات همفر، جاسوس انگليسي است. واقعيت اين است استعمار در طول تاريخ معاصر با دست يازيدن به حربه هاي گوناگون و در اشکال و قالب هاي متعدد در صدد اجراي برنامه ها و توطئه هاي خود در ميان مردم کشور هاي مسلمان برآمده است. يکي از مهم ترين موارد مورد توجه استعمار گران زمينه سازي براي برچيدن حجاب زن مسلمان بوده و در اين راه تلاش هاي فراواني به کار برده اند. از ديگر تلاش هاي استعمار در ميان کشور هاي مسلمان برساختن فرقه‌ها و نحله هاي به ظاهر ديني را مي توان نام برد. به گونه اي که در خاطرات همفر مورد اشاره مي خوانيم: "تبليغ عقايد و مذاهب من در آوردي و ساختگي در مناطق اسلامي، با برنامه ريزي آگاهانه و منظم، به گونه اي که تبليغ پس از ارزيابي زمينه هاي مساعد فکري در اقشار مردم، صورت گيرد و خلاصه بي گدار به آب نبايد زد."‏

بنابراين فرقه سازي و تلاش براي زدودن عقايد ديني مردم مسلمان از هر راه و روش ممکن به شدت مورد نظر استعمار‌گران در طول تاريخ معاصر بوده و هست. نمونه چنين تلاشي از سوي استعمار انگلستان در ايران را به وضوح مي توان در حمايت عوامل انگليس از فرقه بابيه و بهائي مشاهده نمود. فرقه بابيه به گونه اي آشکار نشان دهنده تلاش استعمار براي اسلام زدايي و از ميان برداشتن يکي از مهم ترين جلوه هاي دين اسلام يعني حجاب است. به گونه اي که اولين بار در طول تاريخ ايران زني مشهور به
قره العين از اعضاي اين فرقه اقدام به کشف حجاب مي کند. در اين مقال به بررسي زندگي، شخصيت و فعاليت هاي قره العين در زمينه برآوردن نقشه هاي شوم استعمار پرداخته خواهد شد تا مشخص گردد چگونه فرقه اي ضاله به حمايت بيگانه يکي از مهم ترين عقايد اسلامي را هدف قرار مي دهد.‏

نام اصلي او فاطمه و مشهور به زرين تاج است. بابيان در ابتدا به سبب حسن و جمالش (تبريزي، 1374: ص440) او را "بدر الدجي" و "شمس الضحي" لقب داده بودند و بعد "قره العين" ناميده شد.علي محمد باب هم او را به طاهره و القاب صديقه، عالمه و عامله ملقب كرد.

طاهره از خاندان اهل علم بود. عموي بزرگش ملا محمد تقي برغاني مجتهد و امام جمعه قزوين و از علماي طراز اول بود. پدرش ملا محمد صالح نيز در مقام اجتهاد بود و عموي كوچكش ملا علي هم در اين درجه علمي قرار داشت. از ميان اينها تنها ملا علي بود كه شاگرد شيخ احمد احسايي و از طرفداران جدي او به شمار مي‌آمد. نا گفته نماند که خانواده مادري او پيرو شيخيه بودند. ظاهرا از استعداد و حافظه‌اي قوي برخوردار بوده، لذا مقدمات علوم اسلامي را ياد گرفت و در مباحثات علمي عمو، پدر و اقوام ديگرش شركت مي‌كرد.

فاطمه به كمك عموي كوچكش، با اصول و عقايد شيخيه آشنا و به آن علاقه مند شد. در دوراني كه سيد كاظم رشتي به جانشيني شيخ احمد رسيده بود، قره العين با او مكاتباتي كرد و در آن مكاتبات بود كه سيدكاظم، نام "قره العين" را بر او نهاد.

‏او با پسر عموي بزرگش ازدواج كرده بود و با وجود سه فرزند به دليل اختلافات عقيدتي شيخيه و تشيع و پايبندي شوهر و پدر شوهرش به تشيع، خانواده را ترك كرد و به قول نويسنده ريحانه الادب، خود را بر خلاف شريعت اسلام، مطلّقه اعلام كرد سپس به شوق ديدار سيد كاظم، به كربلا رفت؛ اما سيد كاظم ازدنيا رفته بود. قره العين در کربلا آرام ننشست. بدين ترتيب که در خانه سيد کاظم رشتي، بساط درس گسترده و براي شاگردان وي که از اطراف مي آمدند از پس پرده سخن مي گفت. در کربلا با ملا حسين بشرويه اي آشنا شد و از طريق او با سيد علي محمد باب که در آن موقع در شيراز بود، ارتباط برقرار نمود و از سوي باب ماموريت يافت براي وي تبليغ کند. بنابراين در خانه سيد کاظم رشتي در کربلا شروع به تبليغ براي باب کرده و موجب رنجش و شورش مردم کربلا گرديد. والي عراق، براي حفظ آرامش شهر، دخالت کرد و قره العين را از اين مهلکه نجات بخشيد و به ظاهر وي را به بغداد تبعيد کرد. "در اين شهر، وي ابتدا به خانه شيخ محمد شبل رفت، ولي پس از آنکه در آنجا هم مايه فساد شد و بساط تبليغ راه انداخت والي او را مجبور به اقامت در خانه محمود افندي آلوسي كرد و او با همراهان خود يعني مادر و خواهر ملا حسين بدان خانه رفت."‏

اقامت قره العين در بغداد نيز ديري نپاييد چرا که در آن شهر نيز شورشي برپا کرد و سرانجام به امر سلطان عثماني به ايران تبعيد شد. در مسير تبعيد "در کرمانشاه و همدان،اين بار با هيجان افکار عمومي و تندي علماي شهر مواجه بود. با توجه به اينکه قره العين کارواني حرکت داده مي شد و اين سير از کربلا شروع گرديد و به شهر هاي غربي ايران امتداد يافت، به نظر مي رسد که خود اين تبعيد ها بي حساب صورت نمي گرفته است و در سير اين مهاجرت به ظاهر اجباري، بهترين تبليغات ممکن براي سيد محمد علي باب و جريان جديد "بابي" صورت گرفته است. از يک طرف کاروان بابيه که محور تحرک آن يک زن قرار گرفته است و از طرف ديگر، نگراني علماي بلاد براي حفظ شريعت محمدي، به علاوه، کنجکاوي طبيعي مردم براي درک اتفاقات، بنابراين دور از ذهن نخواهد بود اگر بگوييم اصلي ترين مسئله مردم آن روزگار، "بابيه" بود. با توجه به اينکه، خود باب در شيراز دعوتش را شروع کرده بود و چندي بعد، يکي از پيروانش در مشهد، شورشي را به راه انداخته بود و اينان نيز در بغداد کرمانشاهان و همدان و قزوين ولوله ايجاد کردند و در اين مثلث که جغرافياي سرزمين شيعه را در بر مي گيرد، جريان "بابيگري" را به شدت به اعماق افکار عمومي سوق دادند؛ نشانگر يک طراحي حسابگرانه براي جذب ذهنيت عمومي کشور به مسئله "بابيه" بود." حضور قره العين در قزوين منجر به قتل عموي بزرگش، ملا محمد تقي برغاني، گرديد. اما مهم ترين واقعه اي که در تاريخ معاصر به نام قره العينه ثبت شد حادثه اي است که از آن در منابع به عنوان "واقعه بدشت" ياد شده است که ذيلا به تشريح آن پرداخته مي شود.‏

در سال 1264 هـ .ق در ناحيه اي به نام "بدشت" واقع در حوالي شاهرود اجتماعي از سوي سران بابيه برپا شد. تجمع بابيان در بدشت به رهبري ميرزا حسينعلي، ملامحمدعلي و قره العين به دو منظور صورت گرفته بود: "اول : نجات باب از زندان ماکو، دوم: تعيين تکليف بابيه با دين اسلام و اعلام جدايي و مخالفت صريح با ديانت حضرت ختمي مرتبت." درباره موضوع دوم قره العين اظهار داشت: اي احباب، گوش كنيد؛ ‌اي اغيار! بدانيد احكام شريعت محمدي اكنون به واسطه ظهور باب منسوخ گشته، احكام شريعت جديد باب هنوز به ما نرسيده و اكنون اشتغال شما به نماز و روزه و زكات و ساير آنچه را كه محمد (صلي الله عليه و آله) آورده است، همه اعمالي لغو و افعالي باطل است و بدان‌ها كسي جز غافلان و نادانان عمل نمي‌كنند. بزودي مولاي ما باب، بلاد را فتح مي‌كند؛ عباد را مسخر مي‌سازد؛ بزودي اقاليم هفتگانه مسكون روي زمين در مقابل وي تسليم مي‌شوند و او تمام اديان موجود در روي زمين را يكي مي‌سازد، تا ديني جز يك دين بر روي زمين باقي نماند و آن دين حق جديد باب و شريعت تازه اوست كه هنوز جز اندكي از آن به دست ما نرسيده است. پس اكنون من به شما مي‌گويم و گفته من حق است. امروز امر و تكليف و نهي و تضييقي وجود ندارد و اكنون ما در زمان فترت واقعيم. پس، از حالت تنهايي به حال اجماع بيرون بياييد و اين حجابي را كه ميان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است، پاره كنيد؛ آنها را در كارهاي خودتان شريك سازيد و كارها را ميان خودتان و زنان بعد از آنكه كام دل از آنها برداشتيد، تقسيم كنيد. با آنها آميزش داشته باشيد. آنها را از خانه‌ها به انجمن‌ها ببريد. زنان، گل‌هاي زندگي دنيا مي‌باشند. گل را بايد از شاخ بچينيد و ببوييد؛ زيرا گل براي چيدن و بوييدن آفريده شده و شايسته نيست كه آن را آماده بداريد و بدان نيك نظر نداريد. آنها را با لذت تمام ببوييد. گل و شكوفه را بايد چيد و براي دوستان به ارمغان فرستاد.اما تمركز سرمايه نزد برخي و محروم بودن برخي ديگر از استفاده از آن، اصل و اساس هر فتنه و فسادي است؛ زيرا مال براي يك فرد خلق نشده است، تا تنها از آن مال لذت ببرد و ديگران از استفاده از آن محروم باشند؛ بلكه اموال، حق مشاع تمام مردم است و كسي آن را قسمت نكرده. مال براي آن است كه تمام مردم در آن، اشتراك داشته باشند و ميان آنها در گردش باشد.

نبايد كسي آن را احتكار كند. نبايد كسي آن را به خود اختصاص دهد. بايد بعضي مردم بر بعضي ديگر در اموال شركت كنند، تا فقر و پريشاني از آنها برطرف شود و تنگي و سختي معاش و زندگي از آنها زايل شود، زنان خود را از دوستانتان دريغ مداريد؛ زيرا اكنون رادع و مانع و حد و تكليفي وجود ندارد و كسي نمي‌تواند جلوي كسي را بگيرد پس حظ و نصيب خود را از اين حيات و زندگي برداريد؛ زيرا بعد از مردن، خبري نيست."

قره العين خود پيشگام عمل به گفته هايش شد و در اقدامي وقيحانه در انظار عموم بدون حجاب حاضر شد. در باره بي حجاب ظاهر شدن قره العين که مي توان از آن به اولين نمونه چنين اقدامي در تاريخ معاصر ايران ياد کرد در منابع بهائي آمده است: "ناگهان مشاهده نمودند که طاهره ـ قره العين ـ
با نهايت سکون و وقار بدون حجاب به طرف جمع پيش مي آيند و تا به آن محل رسيده بود و در مقابل جناب قدوس قرار گرفته از اين وضعيت چنان رعب و دهشتي بر حاضرين روي داد که جمعي در حال تحير سر ها به زير انداختند و عده اي از اصحاب به امتحان شديد مبتلا گرديدند چنانچه عده اي از آن جمع کناره گرفتند و اضطراب به حدي شديد بود که يکي از آنها موسوم به عبد الخالق اصفهاني گلوي خود را بريده به اطراف مي دويد ولي طاهره بدون اندک توجه و اعتنايي به آن احوال ابيات جذبيه به لسان که دور قديم منتهي و عصر جديدي ظاهر شده ..."‏

قره العين در به شرحي که ذکر شد در واقع با ارائه رفتاري کاملا متضاد با دين اسلام و نيز مغاير با شرايط اجتماعي زمان و با به نمايش گذاشتن سيماي برهنه خويش، خواست خود اولين کسي باشد که "نسخ رسوم گذشته" را متحقق گردانيده و زمينه هاي اجتماعي گسترش لاديني، لاابالي گري، اباحي‌گري و ... را که از مقاصد استعمار بود فراهم سازد.‏

پس از واقعه "بدشت" که شرح آن گذشت، قره العين به همراه ملا محمد علي بارفروشي، معروف به قدوس، راهي مناطق شمالي شد. در مناطق شمالي به تعبير اعتضاد السلطنه مشغول "غارت دين و دل و اغواي مردم" گشت و در تحريک و تهييج مردم به نفع بابيگري تلاش بسيار نمود. در اين ميان
واقعه اي به وقوع پيوست که از آن به واقعه "شيخ طبرسي" تعبير مي شود. در واقع جنگي خانمان برانداز بودكه در اوايل سلطنت ناصر الدين شاه رخ داد و خسارات فراواني به بار آمد و تعداد زيادي از مردم کشته شدند. ‏

به هر تقدير پس از واقعه شيخ طبرسي قره العين به عنوان يکي از اصلي ترين عوامل اين فتنه بزرگ بازداشت و در تهران زنداني مي شود.

مدت حبس وي سه سال به طول مي انجامد و در اين مدت تشکيلات بهائيان به انحاي مختلف با وي ارتباط برقرار مي کردند. وضع بر همين منوال بود تا اينکه در سال 1268 هـ‌ .ق سوءقصدي به جان ناصرالدين شاه صورت گرفت. پس از آنکه دخالت تشکيلات بهائيان در اين واقعه محرز شد، قره العين نيز به عنوان يکي از رهبران اين فرقه که قبل از آن نيز فتنه انگيزي هاي فراواني صورت داده بود محکوم به اعدام شد و حکم اعدام در روز اول ذي القعده سال 1268 هـ .ق در مورد وي به اجرا گذارده شد.‏

موضوع: عفاف و حجاب ، فرهنگ
مشاهده مطلب و جزئیات ←
↑