عشق با او آغاز ميشود، صبر با او بزرگ ميشود و «زن» با او نام و جان ميگيرد...
آري! او فاطمه (س) است.
پاره تن پيامبر كه ستارههاي بيشمار آسمان از نام اوست كه ميدرخشند...
بيستم جماديالثاني است، خانه پيامبر غرق نور و شادي است و زنان از نور هديه ميچينند...
ملكوت و زمين غرق شادياند و ابرها ميخواهند بخندند...
سلام بر تو كه آمدي و آمدنت بوي بهار با خود داشت و «زن» با آمدنت جلوهاي ديگر يافت! سلام بر تو كه آمدي و آمدنت خانهها را به عشق و مهر و محبت زيبا كرد و سجده فرشتگان بر انسان را فضايي ديگر بخشيد!
سلام بر فاطمه (س) كه زني از جنس نور بود و سيمايي پر از صبر و شكيبايي! آمدنش بر حقارت هزار ساله جاهليت مهر رد كوبيد و زن را شكوهي ديگر بخشيد و زن شد دليل آفرينش.
بيستم جماديالثاني است، زمين بوي بهشت ميدهد، زني از جنس نور ميآيد تا جلا زند هستي را...
از بهشت، فاطمه (س) ميآيد تا راز و رمز عدالت براي بشر گشوده شود و عدل را جاني ديگر ببخشد...
آري! فاطمه (س) است كه ميآيد و «زن» را هويتي و معنايي ديگر ميدهد و اوست كه اسوهاي براي همه خوبيها، زيباييها، محبت و عشق بينشان براي همه زنان و مردان راستين تاريخ ميشود...
فاطمه، فاطمه است و «زن» در لطف حضورش حيات و آبرو مييابد و پرده از جاهليت برميدارد. چه فرق دارد جاهليت اعراب گذشته و جاهليت امروز... !
فاطمه (س) ميآيد تا كربلا متولد شود، فاطمه ميآيد تا صبر زاده شود، فاطمه ميآيد تا عشق جان بگيرد، فاطمه ميآيد تا همه خوبان بيايند...