دخترم! گوهر من!
تو که تک گوهر دنیای منی!
دلی به لبخند حرامی نسپار
دزد را دوست مخوان
چشم امید بر ابلیس مدار
دیو خوبان پلیدی که سلیمان رویند
همه گوهر شکنند!
دخترم! ای همه هستی من
تو چراغی٬ تو چراغ همه شبهای منی!
به ره باد مرو!
تو گلی٬ دسته گلی٬ صد رنگی
پیش گلچین منشین
تو یکی گوهر تابنده بی مانندی!
خویش را خوار مبین!
ای سراپا الماس
از حرامی بهراس!
قیمت خود مشکن!
قدر خود را بشناس!
موضوع:
شعر