بوستان حجاب | مطالب فرهنگی و اجتماعی صفحه اصلی ←

بوستان حجاب

بوستان حجاب

نوشته‌هایی برای خواندن، اندیشیدن و گفت‌وگو
همراهی و همدلی
بوستان حجاب فضایی برای خواندن و آشنایی با مطالب فرهنگی
طبیعت و آرامش
نگاهی تازه به زندگی مطالبی برای تأمل، آگاهی و گفت‌وگو
آسمان و طبیعت
خواندن و آموختن همراه با نوشته‌هایی برای علاقه‌مندان به فرهنگ و اندیشه

به بوستان حجاب خوش آمدید

در این وبلاگ، نوشته‌ها و مطالب فرهنگی و اجتماعی گردآوری می‌شوند. تازه‌ترین نوشته‌ها را بخوانید یا از دسته‌بندی‌ها و آرشیو برای یافتن مطالب موردعلاقه خود استفاده کنید.

تازه‌ترین مطالب

نوشته‌های وبلاگ

ارزشهاي کاذب، جايگاه مادري را کمرنگ نکند

زنان در اسلام به لحاظ نقش و کارکرد خود جايگاه ويژه اي داشته و همواره مورد احترام و ستايش بوده اند، هويت اين قشر در نظام فکري اسلام در درون نهادي مقدس چون خانواده تعريف شده و نقش والاي همسري و مادري را که به مثابه نقش رهبري جامعه است به آنان سپرده شده است در ارتباط با جايگاه زنان به عنوان مادر و همسر با کارشناسان گفتگو کرديم:

اسلام به زن نگرش انساني دارد

زن در انديشه اسلام از جايگاه پست و محقر گذشته رها شده و به عنوان نقش آفرين اصلي خلقت و هستي وارد صحنه شده و هيچ ديني به اندازه اسلام براي اين جنس ارزش قائل نشده و قبل از نگرش جنسيتي، نگرشي انساني به او داشته است.
نسرين خدامي؛ عضو هيأت علمي مرکز مطالعات و تحقيقات زنان به ما مي گويد: براي اينکه جايگاه زن را در انديشه اسلامي بررسي کنيم، ابتدا بايد مقام انسان را بررسي کرده و بشناسيم؛ انسان به عنوان جانشين خدا بر روي زمين و کسي که صفات الهي در او متبلور مي شود، داراي روحي است که حقيقت انساني او را تشکيل داده است و صعود و سقوط انسان منوط به آن است. اين روح جنسيت بردار نيست و زن و مرد بودن صرفاً يک قالب است براي اين روح.
خدامي مي افزايد: البته نقاط مشترکي بين اين دو جنس وجود دارد که بر مبناي آن مي توانيم برخي ارزشها و حقوق مشترک را براي هر دو تعريف کنيم؛ صبر، مقاومت، خويشتن داري و ...از جمله صفاتي است که در هر دو جنس مشترک است. اما تفاوت جنسيتي سبب مي شود که برخي احکام و ارزشها و حقوق متفاوت را براي هر يک قايل شويم که به حقوق، نقش و ارزشهاي متفاوت منجر مي شود، در اسلام حيا ارزش مثبت است که در مورد زن ها بيشتر سفارش شده است و يا غيرت در مردها بيشتر است.
سهيلا فرخي، مدرس حوزه و دانشگاه نيز در اين ارتباط مي گويد: در تفکر اسلامي، زن و مرد هيچ تفاوتي نداشته و آيات صريح قرآن کريم بر اين نکته و تساوي جايگاه وجودي آنان تأکيد کرده است و هدف از خلقت انسان را کمال و رسيدن به قرب الهي دانسته و زن و مرد را عبد خدا دانسته است و چيزي که اين دو را متمايز مي کند، همان رسيدن و تلاش آنان به کمال الهي است و هر کدام بيشتر و بهتر به آن برسند مقرب تر هستند.
فرخي ادامه مي دهد: بهترين تبيين از جايگاه زن در انديشه اسلام را حضرت امام(ره) داشتند که فرمودند از دامن زن مرد به معراج مي رود و معنايش اين است که در تفکر اجتماعي اسلام زن پايه تشکل خانواده و تربيت فرزندان براي هدف و مقصود جامعه اسلامي است، واقعاً اگر زنها سازندگي لازم را داشته باشند و خود سازي روحي، رواني، اجتماعي و فکري داشته باشند و به خوبي فرزندان خود را به عنوان عضوي از جامعه پرورش دهند، جامعه اسلامي را ساخته اند.

نقش مادري

يکي ديگر از جلوه هاي مهم نقش آفريني زنان در جامعه ايفاي نقش همسري و مادري آنان است که شايد بتوان گفت مهمترين مأموريت و هدف خلقت زنان است.
خدامي درباره مقام و جايگاه مادرانه زنان مي گويد: دين براي هر کدام از زن و مرد جايگاه و نقشي تعريف کرد، مهمترين نقشي که براي يک زن مسلمان تعريف شده است، نقش مادري است و اصولاً زن ها طبيعتاً به اين نقش گرايش دارند، به همين دليل نقش مادري را به خوبي ايفا مي کنند، زيرا برخاسته از طبيعت آنان است و توانمندي او در اين زمينه بروز و ظهور مي يابد. نقش ها در رابطه با اهداف و نياز جامعه تعريف مي شود و بايد به آن نگرش اجتماعي داشت، وقتي مادران به خوبي به اين نقش توجه کنند تنها وظيفه خود را نسل آوري ندانسته و تربيت و پرورش را نيز وظيفه خود مي دانند و اين باعث مي شود فرزندان آنان رشد کرده و ارزشهاي خانواده را در خود نهادينه کرده و بعد وارد اجتماع شوند.
وي با اشاره به تبعات نامناسب تفکر فمينيستي مي افزايد: متاسفانه اين تفکر که دستاورد غرب براي جوامع اسلامي است، بين مادري زيستي و مادري اجتماعي تفکيک کرده و بر اين باور است که بعد از تولد بايد پدر و مادر به نحو اشتراکي يا نهادهاي دولتي وظيفه رشد و تربيت کودک را بر عهده بگيرند که در اين صورت فرزندان در محيط رسمي رشد کرده و از نيازهاي عاطفي در خانواده محروم مي مانند. زيرا کودک احساسات و عواطف قوي دارد و دوست دارد کسي با همه خطاهايش او را دوست داشته باشد و و آن شخص کسي جز مادر نيست. در خانواده هايي که اين گونه نيستند، آمار بزهکاري کمتر است اما در جوامعي که به اين سمت رفته اند آمار بزهکاري بالا رفته است.
نسرين خدامي ادامه مي دهد: بهانه غرب براي اين شيوه تعامل، ايجاد زندگي تخصصي است. آنها مدعي اند کودک را تخصصي بار مي آورند، اما در اين شيوه، تربيت و رشد کودک مدام در دست مربيان مختلف اجتماعي دست به دست شده ونقطه اتکايي ندارد. اين موضوع بر شخصيت او اثرگذار است و باعث کاهش اعتماد به نفس کودک مي شود. توجه اسلام به ارزش والاي احترام به مادر نشان مي دهد که مادر ارزش بالايي داشته و براي فرزندان خود تلاش زيادي مي کند و اين ثابت مي کند که زناني که به دنبال کسب جايگاه معنوي بالايي هستند، بايد ايفاگر نقش مادر باشند.
اين مدرس حوزه با اشاره به حضرت زهرا(س) به عنوان نمونه مادري شايسته و الگو اظهار مي دارد: ايشان در هر دو بخش وظايف مادري يعني نگهداري و مراقبت و تربيت فرزندان در دوران کمي که با فرزندان خود سپري کردند آموزه هاي با ارزشي در اختيار پيروان خود گذاشتند و حتي مي بينيم شخصي که به عنوان کمک و ياور ايشان وارد منزل مي شود، موجب غفلت ايشان از انجام وظايف مادري نمي شود و ايشان همچنان رابطه عاطفي و تربيتي خود را با فرزندانشان حفظ مي کند.

اولين گامهاي سازندگي

وي تصريح مي کند: حضرت زهرا(س) با توجه به جايگاه و مقام اجتماعي و معنوي بالا و همچنين انتساب به شخص اول اسلام امکان فعاليت اجتماعي و کسب موقعيت خاص را داشتند، اما ايشان مهمترين وظيفه و مأموريت خود را همسري و مادري تعريف کرده و بيشتر وقت خود را در منزل صرف مي کردند. نکته ديگر در شيوه تربيتي ايشان آموزش عملي ايشان بود که همواره سعي داشتند با رفتار خود فرزندان را تربيت کنند، ضمن اينکه ايشان تربيت را به معناي موعظه صرف ندانسته و مدل تربيتي ايشان فرايندي بود. ايشان در طول زمان و فرصتهاي مختلف مباحث تربيتي خود را داشتند و همواره به فرزندان خود شخصيت و اعتماد به نفس مي دادند. ايشان بخش زيادي از عبادت خود را در منظر فرزندان خود انجام مي دادند تا آنان درس بياموزند.
فرخي نيز مي گويد: نقش مادري به عنوان شخصي که اولين سازنده فرد است، اهميت بالايي دارد و شخص از اول وجود خود تا رسيدن به عرصه هاي مختلف اجتماعي تحت تربيت و تأثير مادر خود است و تمام ويژگي هاي او را دريافت مي کند و اين نشاندهنده جايگاه حساس مادر است. مقام مادر بسيار والا و زحمات او غيرقابل جبران است، لذا تلاشي که مادر براي جسم و روح فرزند خود مي کند، هيچ جايگزيني نداشته و حتي در ميان والدين احترام به مادر سفارش بيشتري شده است.

هويت گمشده زنانه

چندي است زنان در جامعه دچار گم گشت هويت شده و جايگاه و هويت خود را در نقش آفريني هاي غيرضروري اجتماعي جستجو مي کنند و مي رود که جايگاه همسري و مادري خود را از دست داده يا کمرنگ ببينند.
نسرين خدامي در اين ارتباط مي گويد: فکر مي کنم مشکل اصلي به ضعف جامعه فرهنگي ما برمي گردد و شايد کارشناسان اجتماعي و مسايل زنان در اين زمينه کم کاري کرده اند و يا اينکه تلاشهاي جريانهاي مقابل گسترده تر است. کسب شهرت، جايگاه و مقام اجتماعي که به همراه خود قدرت مي آورد، ممکن است شاخصه هاي جذابي براي ايفاي نقشهاي کاذب براي زنان در جامعه اسلامي شده است.
اين شيوه نگرش به نقش آفريني اجتماعي، باعث شده نگاه ما به زن و مرد يکسان شده و تفاوتها را انکار کرده ايم و براي زن و مرد ارزش يکسان تعريف کرده ايم ولي حقيقت اين است که در تفکر ديني ارزشهايي که براي يک زن تعريف مي شود، برخاسته از طبيعت زن وارزشهايي است که دين تعريف کرده است. دين در ارائه نقش به افراد به دنبال تکليف محوري است زيرا با اين کار از رفتن افراد به سمت خواسته هاي نفساني جلوگيري مي کند.

خطر ارزشهاي کاذب

وي ادامه مي دهد: بخشي ديگر از مشکلات ما معرفتي است که برخي ارزشهاي کاذب و تبليغ شده ارزشهاي حقيقي ما را تحت الشعاع قرار داده است و زنان را از درک جايگاه و مقام مادري و همسري غافل و منحرف مي کند و براي حل اين مشکل بايد ارزشهاي ما متناسب با آخرت ما تعريف شده و اجازه ندهيم که ارزشهاي ما از بيرون تعريف شود و دين را وارد تعريف آن کنيم و از توجه افراطي به جوامع مدرن و نقش زن درآنجا پرهيز کنيم. محقق و پژوهشگر دين مي گويد: نکته ديگر اينکه بايد در برنامه آموزشي و فرهنگي، ارزشها و تفاوت اين دو جنس را برجسته کرده و به نحو مطلوبي بيان کنيم و در واقع سيستم آموزشي ما بايد به سمت ايجاد يکسان سازي نرود، زيرا متأسفانه سيستم آموزشي به دختران ما اين گونه القا کرده که شما فرقي با پسران نداريد، در حالي که تفاوتهاي عمده اي از نظر ويژگي ها و نگرش ها در اين دو جنس وجود دارد، براي مثال بايد دانست که مرد اقتدار طلب است و زن بايد از لحاظ عاطفي او را تغذيه کند.
اين مدرس حوزه ادامه مي دهد: ترويج ارزشهاي نادرست سبب شده زن ها به عنوان موجودات درجه دوم معرفي شوند و تلقي نادرستي از آنان در اذهان شکل بگيرد، اما با وجود آن تلاشهايي براي خروج از اين مطلب صورت گرفته اما گاهي اين تلاشها منحرف شده و مسير افراط را پيموده است و به نوعي تلاش براي کسب و ترويج ارزشهاي مردانه شده است.
خدامي با تأکيد بر اصلاح نگرش به زن براي تثبيت جايگاه زن در تفکر اسلامي مي افزايد: بايد تلاش کنيم تا زنان در جامعه اسلامي جايگاه خود را بازيابند و هويت خود را در ارتباط با جامعه در تساوي با مردان نجويند، زيرا تلقي هاي نادرست از نقش اجتماعي زنان اگرچه برخي مشکلات آنان را حل کرده است اما مشکلات بيشتر و بدتري ايجاد کرده است.
فرخي نيز به ما مي گويد: فکر مي کنم منشا اصلي اين نوع فکر و مشکلي که از آن ناشي شده است اين است که زنان در جستجوي جايگاه خانوادگي و اجتماعي خود به جاي عدالت به دنبال تساوي و تشابه هستند، در حالي که اين تفکر اشتباه است و خداوند با اين تفاوت جنسيت انتظارات متفاوت و کارکردهاي منحصر به فردي را براي اين دو جنس تعريف کرده که رسيدن به کمال آنان در پي جويي همان کارکردهاست.
وي بر فرهنگ سازي در اين زمينه تأکيد مي کند و مي افزايد: بايد با معرفي هر چه بهتر جايگاه زن در جامعه و ارائه الگوهاي اجتماعي مطلوب که در عرصه همسري و مادري نيز موفق و داراي موقعيت بالا هستند، آنان را در انجام وظايف و شناخت جايگاهشان ياري کنيم.

منبع: روزنامه قدس

موضوع: زنان در جامعه و انقلاب اسلامی مقام و شخصیت زن
مشاهده مطلب و جزئیات ←
↑