مناسبتها براي بحث و گفتوگو پيرامون موضوعها مناسبند و شايد براي همين انتخاب شدهاند که گرهاي از مسئلهاي باز شود و براثر آن بحثي افقي گشود شود و پيشرفتي به دست آيد.
روز زن از همين مناسبتها است و چه شايسته است که به جاي تعارفات معمول کمي جديتر به اطرافش نگاه کنيم و واقعيتهاي موجود را براي رسيدن به نقطهاي بهتر و بالاتر، بيشتر بشکافيم. واقعيت آن است که زنان براي رسيدن به وضع کنوني خويش راه ناهموار و پر پيچ و خمي را طي کردهاند و هزينههاي زيادي دادهاند.
جور و ستمي که زنان در طول تاريخ به جز در مقاطعي چون دوران پيامبر گرامي اسلام از سوي زمانه و ساختارهاي مرد سالارانه و جوامع عقب افتاده ديدهاند و کشيدهاند خارج از توصيف است و تنها در حدود يکي، دو قرن است که برخي از حقوق خويش را کسب کردهاند، اگرچه دوران جديد هم براي آنها بيآسيب نبوده و گاهي از چاهي به در آمده به چالهاي گرفتار شدهاند.
زنان حتي در جوامع دمکراتيک هم مبارزات طاقتفرسايي به خرج دادند و هزينههاي بسيار پرداختند تا حق راي کسب کنند ولي به هرصورت حضور در اجتماع و کسب حق آموزش و اشتغال از دستاوردهاي بزرگ زنان در عصر حاضر است و تعميق و گسترش اين حقوق ميرود تا زنان را به موقعيت مردان نزديک سازد.
اما با هر ميزان از پيشرفت و زدودن آسيب از دامان زنان آنها زن باقي ميمانند و بايد راه خويش را با همان شيوه زنانه هموار سازند.
مسلما زنان براي رسيدن به همه حقوق خود و مرتفع ساختن نابرابريها نيازي به فرو رفتن در چارچوبهاي مردانه ندارند و طبيعيتر و واقعيتر آن است که با وجود همه تفاوتهاي فيزيکي و حتي روحي برخورداريهاي خويش را به سطحي عادلانه برسانند.
دانش و آگاهي و عقلانيت و اراده و جديت در دنياي ما از لوازم هر پيشرفتي است و فرو گذاشتن اين مهمات دور شدن از هدف را به ارمغان مي آورد. زنان ميتوانند علايق خاص خويش را داشته باشند و در عين حال منطق زمانه و جبر روزگار را هم مورد ملاحظه قرار دهند. ميشود انرژي احساس را پشت منطق عقلانيت قرار داد و از آن ميوه شيرين موفقيت چيد. نميشود تاثيرگذاري در جامعه را خواست و از سياست اجتناب کرد، همچنان که نمي شود اشتغال را مد نظر قرار داد و از تحصيلات غفلت كرد. سرگرم شدن به امور خانه نبايد بيتوجهي به مسايل اجتماع را به همراه بياورد و خانم پيش از ازدواج را با خانم پس از ازدواج متفاوت گرداند. امروز نگاه جامع و زير بنايي از لوازم پيشرفت زنان است، همچنان که پيش ميروند و هر روز بر حساسيتهاي ضروري آنها افزوده مي شود.
شخصيت زن هنگامي مورد تکريم بايسته قرار ميگيرد که شخصيتي همه جانبه و توانا و حساس داشته باشد و برايش مهم باشد که در جامعهاش چه مي گذرد. عشق و محبتي که زنان ميآفرينند ميتواند جامعه را شکوفا و تندي وزمختي و درشتي و بد قوارگي را ازآن زايل کند، با زنان حساس و آگاه و مدبر و درد آشنا، جامعه متحرک و پويا و راه ترقي آسان طي ميشود.
زنان بيشتر ميتوانند عشق بيافرينند و فضا را به عطر آن خوشبو سازند. در جامعهاي که عشق رونق داشته باشد روحها صيقل پيدا ميکنند و جانها به هم گره ميخورند و حرکت و پويايي از متن جامعه جوشش پيدا ميکند. دختران و زنان آگاه و مسئول از جبهه عشق پاک به سمت عدالت ميروند و از خودخواهي خارج ميشوند تا وظيفه خويش را در قبال کشور به انجام برسانند.