-
شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۲
-

قبرت کجاست مادر ، اين را هزار سال است ، هزار و چهارصد سال است ، و چند سالي هم بيشتر ، که مي پرسيم ، به چشم ، به دل ، به زبان ، آخرکجا سر بر سنگ بگذارم ، وقتي نمي دانم ، کدام زمين ، ياس نبي را در آغوش گرفته است ، مادر! ، واژه ها هم دست به پهلو راه مي روند ، وقتي هيچ شاعري نمي تواند ، مزارت را شعر کند ، و هيچ کس نمي تواند ، به فرزندانت ، آدرس خانه مادر را بدهد ، مادر! ، اين را هزار سال است ، هزار و چهارصد و اندي سال است ، که پرسيده ايم ، مزار مادر کجاست ، و هنوز به جواب نرسيده ايم ، و باز مي پرسيم ، و باز خواهيم پرسيد ، تا دنيا بداند ، معناي مظلوميت را ، تا بدانند ، حتي در چند قدمي حرم رسول ا... ، کسي نشاني دردانه اش را نمي داند ، تا بدانند، فاطمه(س) مظلوم است ، علي مظلوم است ، حق مظلوم است ، عشق مظلوم است ، مادر! ، اي بانوي کرامت و فرياد ، اين سکوت ، سکوت بقيه مي کشد مرا ، مي کشد ما را ، پس کي به فرياد ، يک نفر خواهد خواند ، قبر مادرم اين جاست ، بي بي! ، هزار در هزار هم که کسي پاسخ ندهد ، باز خواهيم پرسيد ، قبر دختر رسول ا... کجاست ، و يقين داريم ، فردايي ، - که خدا کند به زودي طلوع کند - ، يک نفر ، به پاسخ ما را ، به زيارت خواهد آورد ، و ما که هزار و چهارصد و اندي سال ، دل مزار شما کرده بوديم ، به مزار شما دل خواهيم داد ، و به مشبک هاي ضريحي که خواهيم ساخت ، دخيل خواهيم بست ، و به جهان خواهيم گفت ، تنها در خانه فاطمه به مسجد رسول ا... باز است ، و راه مزار فاطمه به مزار رسول ا... هموار... ، بي بي جان ، مطمئنم فردا خواهد آمد ، و صاحب امروز و فردا نيز هم ، و ما زيارتنامه شما را ، آشکار در کنار مزارتان خواهيم خواند ... و اليس الصبح بقريب؟!






