-
چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۱
-

فاطمه، پرورش يافته ى رسول بود و درس ساده زيستى و وارستگى از مظاهر دنيا را از آن اسوه ى حسنه فراگرفته بود. گزارش تاريخى ذيل گواه اين مدعاست:
عادت پيامبر چنين بود كه سفرهايش را با ديدار فاطمه شروع و ختم مى كرد. در يكى از اين سفرها، فاطمه به يُمن قُدوم پدر و همسر، براى خود دستبندى از نقره،دو گوشواره و يك گردن بند فراهم آورد و پرده اى رنگين بر خانه آويخت. پيامبر طبق عادت هميشگى ابتدا به خانه ى فاطمه وارد شد؛ اما پس از توقف كوتاهى در حالى كه آثار گرفتگى و ناراحتى در چهره اش هويدا بود از منزل فاطمه خارج و روانه ى مسجد شد. فاطمه كه با كياست خويش، علت ناراحتى پدر را دريافته بود، بلافاصله پرده را باز كرد و به همراه زيور آلات نزد پيامبر فرستاد و پيغام داد كه: دخترت، سلام مى رساند و مى گويد: اينها را در راه خداوند به مصرف برسان. پيامبر، آنها را تحويل گرفت و فرمود: پدرش به فدايش باد! پدرش به فدايش باد! پدرش به فدايش باد! آل محمد را با دنيا چه كار؟! ايشان نه براى دنيا، كه براى آخرت آفريده شده اند؛ هرچند تمام دنيا به خاطر ايشان آفريده شده است. اگر دنيا به اندازه ى بال پشه اى نزد خداوند ارزش مى داشت، جرعه اى از آب آن را به هيچ كافرى نمى نوشانيد و آن گاه برخاست و به سوى فاطمه شتافت.

ازدواج خجسته ى فاطمه ى زهرا با على مرتضى عليه السلام، به گواهى تمام تاريخ نگاران اسلامى، در اوج سادگى و بى پيرايگى برگزار گرديد؛ با جهيزيه اى اندك، با ميهمانى و اطعامى عمومى، در خانه اى اجاره اى و بعدها در خانه اى كوچك و بى پيرايه در جوار مسجد پيامبر.
فاطمه به همراهى على، زندگانى خويش را وقف خداوند و رضايت او كرده بود و از اين روى هر آنچه به دست مى آورد- حتى جهيزيه ى خويش را- در راه خدا انفاق مى كرد.
روزى سلمان فارسى فاطمه را با چادرى ساده و پُروصله از ليف خرما مى بيند كه به ديدار پدر مى رفت. تعجب مى كند و گريه كنان مى گويد: غم و اندوه بر ما باد! دختران پادشاهان ايران و روم بر تخت هاى طلا مى نشينند و پارچه هاى زربفت و حرير به تن مى كنند و اين دختر محمد است كه چادرى ساده با دوازده وصله بر سر دارد.
وقتى فاطمه خدمت پدر مى رسد، شگفتى سلمان را مطرح مى كند: اى رسول خدا! سلمان از سادگى لباس من تعجب مى كند. سوگند به خدايى كه تو را مبعوث فرمود، مدت پنج سال است كه فرش خانه ى ما پوست گوسفندى است كه روزها شترمان بر روى آن علف مى خورد و شب ها روى آن مى خوابيم و بالش ما پوستى است پر شده از ليف خرما.آن گاه رسول خدا به سلمان فرمود: همانا دخترم در زمره ى سبقت گيرندگان به سوى خداست.
در زمين ،فرش و سر کنگره عرش بساط خانه در خاک و سر طارم قدوس ، حرم
پوست در بستر و بيت الشرفت خلد برين خشت زير سر و بر فرقه مه و مهر قدم







