بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

حجاب و حدود آزادي در جامعه اسلامي - قسمت دوم و پاياني

حجاب و حدود آزادي در جامعه اسلامي
گفتاري از شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي

شهيدان راه آزادي
من وقتي اين شهيدان به خدا پيوسته‌مان را مي‌بينم، وقتي اين جوان‌هاي پاك را مي‌بينم با چه شوق و شوري به سوي ميدانهاي نبرد حق با باطل مي‌روند، سرفرازند و سرافرازي براي امت اسلام و اسلام مي‌آفرينند و مي‌بينيم چطور در برابر تمام انگيزه‌ها حساسند،‌اي خانم به من حق بده به حساسيت اين جوانهاي جانباز در راه خدا هم احترام بگذارم و احترام بگذاريم بگوئيم كه اينها جانبازان راه خدا هستند اما آزادي دوست نيستند! اشتباه مي‌كني اينها شهيدان راه آزادي هستند. اينها با تمام وجودشان آرزو مي‌كنند كه همه انسانها مثل اينها آزاد باشند، آزاد مرد و آزاد زن، براي همين است كه مي‌گويند ما ميخواهيم محيط اجتماعيمان از درو ديوارش انگيزه‌هاي انحراف نبارد و اين گفته و خواستشان با آن معني متعاليش در اسلام، درست در خط تقويت آزادي است.
بنابراين برپايه تعاليمي كه از اسلام مي‌شناسيم انسان آزاد است حتي آزاد است كه خدا را اطاعت نكند و يا اطاعت كند، خداوند اين آزادي را به من و شما داده است آنهائي كه معصيت خدا مي‌كنند از روي آزادي جهل،اما در عين حال با آزادي،كسي كه آنها را مجبور نمي‌كند كه به گناه آلوده شوند از روي اختيار و آزادي خدا را معصيت مي‌كنند و اين ويژگي براي انسان است كه ميتواند معصيت كند، اين ويژگي انسان در قرآن هم آمده است، "وقل الحق من ربكم فمن شاء فليومن و من شاء فليكفر" وحي از جانب خدا مي‌آيد هركه دلش مي‌خواهد ايمان بياورد و هر كه دلش ميخواهد كفر بورزد اين آزادي در اسلام را تشريح مي‌كند، بنابراين آنجا كه من و شما به عنوان يك فرد هستيم در برابر حرام و حلال واجب اسلام هم آزاديم، بخواهيم به واجبات عمل مي‌كنيم و يا عمل نمي‌كنيم. ميخواهيم از محرمات پرهيز مي‌كنيم و نخواهيم نمي‌كنيم مختاريم، آزاديم كسي ما را مجبور نمي‌كند كه نماز بخوانيم اصلا نماز را كه انسان از روي اجبار بخواند نماز نيست ما بايد از روي شوق نماز بخوانيم تا مقبول حق واقع شود و براي ترس از خدا و گمراهي، فسادو سقوطمان خدا را معصيت نكنيم تا تقوايمان تقواي به معناي واقعي باشد و از روي اختيار و آزادي. اما وقتي در جامعه در مرآ و منظر ديگران وقتي كه با هزاران نفر ديگر هستيم آنجا ديگر محيط اجتماعي است در آن محيط گستاخي من در گناه، آن نوجوان عزيز را بلغزاند و او را به گناه بكشاند من به او خيانت كرده‌ام و اسلام آزادي در خيانت را آزادي نمي‌داند، ضد آزادي مي‌داند.
شما هم جوانها را با شش سال قبل مقايسه كنيد اكثريت جوان‌ها، در گذشته به مسابقه در راه‌هرزگيها، بي‌بند وباريها آلامد شدن، دنياپرستيها كشانده مي‌شدند، وقتي ما از بالا به كل جامعه نگاه مي‌كرديم مي‌ديديم كل جامعه به سوي شرور حركت مي‌كند نه به سوي خيرات، جامعه آن جامعه الهي كه قرآن ميگويد: "يسارعون في‌الخيرات" نبود مسابقه در راه خيرها در كل جامعه به چشم نمي‌خورد.
نهي ازمنكر پالايش جامعه
يك عده معدودي در راه اسلام بودند، اكثريت بيراهه مي‌رفتند، اكنون برگرديم به 5/2 سال قبل در اين زمان گذشته چه كساني بودند؟ همان‌هائي كه فارغ از تمام اين وسوسه‌هاي شيطاني به صورت ميليونها در خيابانها راه مي‌افتادند بي‌پروا از همه خطرها، بي‌قيد نسبت به همه نيازها گرسنگي، تشنگي، همين جواني كه اگر ناهارش دير مي‌شد فرياد سر مادرش بلند مي‌كرد، محيط مساعد، شرايط مساعد، تقاضاي دروني فطرت، پاسخ مساعد محيط جوانان ما را از كاباره‌ها، سينماها، تماشاخانه‌ها و مراكز فساد بيرون كشيد و آنها رادر راه خدا آورد، زمينه فطري در درون انسان هست خداوند اين استعدادها را در درون من و شما آفريده است. اما اين استعدادها در محيط پاك خوب پرورش مي‌كند. اين چه منطقي است كه از من مي‌خواهي هميشه گل را در شوره‌زار برويانم؟ ميتوان در شوره‌زار گل روياند، ولي چند گل؟ با چقدر زحمت؟ چقدر آفت؟ با چند درصد قبول خطر؟ چرا نميخواهي شوره‌زار را تبديل به گلزار كني؟ اول بيا اين خاك شور را چند مدت در مسير يك جريان نيرومند آب شيرين پاك كننده قرار بده بگذار اين جريان نيرومند آب شيرين اين شوريها را بزدايد و بيالايد آن وقت به راحتي بذر گل هم بپاشيم گل روئيده مي‌شود.
چرا با پالايش جامعه مخالفت كنيم؟ جامعه بايد پالوده شود، جامعه بايد محيطش محيطي باشد پاك از مظاهر گناه و هرگز نمي‌توان به كسي گفت كه چرا نهي از منكر مي‌كني، نهي از منكر شعار اسلام است. "كنتم خير امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر". قرآن مي‌فرمايد شما بهترين جامعه‌اي هستيد كه از شكم تاريخ به دست تواناي خداوند و با حركت سازنده نيرومند پيغمبر خدا بيرون كشانده شديد، ويژگي شما چيست؟ اين است كه امربه معروف مي‌كنيد و نهي‌ازمنكر، مي‌گويند جامعه مسلمان‌ها جامعه فضولها است، بله جامعه مسلمانها جامعه فضولها است، كار دارند ببينند من چكار مي‌كنم اگر در خانه تك و تنها باشم نه آنجا تجسس نمي‌كنند "ولاتجسس".
در آنجا نبايد تجسس كرد در آنجا خودش هست و ايمانش كه آن هم گناه است.
اگر پاي حراست از مسائل اجتماعي و كيان انقلاب اسلام در ميان باشد، ما دشمنان انقلاب را در هر سوراخي باشند پيدا مي‌كنيم و به كيفرشان مي‌رسانيم. بنابراين در حد مسائل شرعي و رفتارهاي فردي افراد تا با خودشان هستند، كاري با آنها نداريم، اما اگر در جامعه كار خلافي انجام بدهند همه مسلمانان اعتراض مي‌كنند و بسيار كار خوبي مي‌كنند. مثلاً نگاه مي‌كنند اگر از خط ممتد عبور مي‌كند همه اعتراض مي‌كنند، اگر اين آدم در كوچه و خيابان چشم دنبال ناموس مردم باشد به او بيشتر از همه اعتراض مي‌كنند. چطور از خطوط راهنمائي عبور مي‌كنند و خلاف انجام مي‌دهند اعتراض ميخواهد اما خط عفاف و پاكدامني را شكستن اعتراض نميخواهد؟ اين جا جامعه اسلامي است همانطور كه نظم عبور و مرور محترم است، عفت و پاكدامني هزاربار از آن محترم‌تر است. نميتوان گفت كه خط راهنمائي يك چيز اجتماعي است و عفت و پاك چشمي فردي است اينجاست كه اسلام ما از اسلام ديگران جدا مي‌شود اينجاست كه ما ميگوئيم انقلاب اسلامي يعني انقلابي كه به اين ارزش‌ها اهميت فراوان بدهد، اينجا اگر مردم ديده‌اند كه فلان كاسب گران فروشي مي‌كند، جنس بد مي‌فروشد، آنقدر او را ملامت مي‌كنند يا براه بيايد و يا به ستوه بيايد كه دردكانش را ببندد.
روش مبارزه با گرانفروشي
شما مي‌گوئيد كه چطور با گرانفروشي مبارزه كنيم؟ مسلماً دولت بايد در اين امر مبارزه فعال باشد و دادگاه صنفي به صورت فعال‌تر و گسترده‌تر عمل بكنند البته آن هم با روش صحيح نه با روشي كه كار دادوستد مختل شود و با خلاف هم مبارزه نشود.
اينها يك پايه كار است يادتان نرود در هر محلي كه هستيم ما كاسب گرانفروش را به ستوه بياوريم چرا كه در محله همه مردم مجتمع نيستند براي ايفاي نقش امر به معروف و نهي‌ازمنكر درهمه ابعاد اگر فكر كنيم كه گروههاي ضربت دولت، كميته‌هاي صنفي، دادگاههاي صنفي به تنهائي مشكل را حل كنند بايد بگويم كه نخواهند توانست جز با حضور متعهدانه و مسئولانه خود شما مردم جامعه ما جامعه جمهوري اسلامي واقعاً نخواهند بود.
از تاثير نقش امربه معروف و نهي‌ازمنكر عمومي غافل نشويد.
حد امر به معروف و نهي‌ازمنكري كه بايد دخالت كند تا موقع قبل از دستگيري است يعني در هر كجا كه كيفر و مجازات لازم شد فقط بايد دولت و مسئولي دخالت كند. در حد نگاه كردنهاي دوستانه، سخنهاي تشويق‌آميز و ملامت گر در اين حد ميتوانيد دخالت كنيد در صورت مجاز بايد مسئولي رسيدگي كند و ببينيد كه خلافكار چه خلافي كرده و مجازاتش چيست اما همان مقدار سرزنش و اعتراض را مهم بدانيد و به آن كم بها ندهيد.
آزادي در انتقاد سازنده و غيرمغرضانه
جامعه اسلامي جامعه‌اي است كه انسان در آن محيط وارد ميشود آزاديهايش محدود به حدود اسلامي ميشود مردم در انتقاد و خرده‌گيري غيرمغرضانه از مسئولان آزادي مطلق دارند. و از همه ميتوانند انتقاد كنند. انتقاد سازنده دوستانه و نه انتقاد مغرضانه و كينه‌توزانه و ويرانگر، انتقاد مردم از باركشان مسئوليت‌ها جزء اصولي است كه ما دهها سال دربحثهاي اجتماعي بر آن تكيه مي‌كرديم. مگر ممكن است كه اكنون در جمهوري اسلامي هستيم بگوئيم آن حرفها باطل شد؟ خدا نياورد آن روز را كه در اين جامعه مسئولاني قبول مسئوليت كنند با اين خوي و خصلت و شما مردم نخواهيد گذاشت كه چنين روزي به سر اين امت و اين انقلاب بيايد.
اگر به عنوان انتقاد، اعتماد ميان مردم و مسئولان را با دروغ‌گفتن‌ها و يا با طرح سئوال‌هاي چند پهلو و ترديد آميز متزلزل كرد در آنجا بايد با چنين مردم و مسئولان با قاطعيت عمل كرد، البته از طريق قانوني جلوي خلاف كار را بگيرند، انتقاد از مسئولان آري دروغ زدن وتهمت زدن به مسئولان در هر حدي از مسئوليت باشند نه حرام است. مردم بايد جلوي تهمت زدن و شايعه‌پراكنيها را مسئولانه و متعهدانه بگيرند دشمن درست انگشت را روي نقطه قوت گذاشته است و ميخواهد آنرا از بين ببرد، نقطه قوت جمهوري اسلامي اعتماد و اطميناني است كه ميان مردم و مسئولان وجود دارد دشمن ميخواهد اين اطمينان را از بين ببرد تا ديگر مسئولان دولت مورد علاقه شما، كميته‌ها و دستگاههاي قضائي، سپاه پاسداران، نتوانند كار كنند، اگر پاسداري خلاف كرده چرا آن را بزرگ مي‌كني؟ آنرا به مقامات اطلاع نمي‌دهي؟ بايد الان بگويم، قاضي دادگاه انقلاب را در زندان بازداشت كرده‌ايم و در برابر مردم همان منطقه به صحيح‌ترين وجه او را محاكمه خواهيم كرد تا معلوم باشد كه قاضي دادگاه انقلاب وقتي محترم ومحبوب است و قاضي دادگاه انقلاب شمرده ميشود كه حافظ حق و عدل اسلامي و حافظ صداقت و امانت قضاي اسلامي باشد و اين قاضي را در همان محلي كه متهم است به تخلف از موازين صداقت به زودي محاكمه خواهيم كرد.
اي شهيدان پاك هويزه!‌اي شهيدان پاك انقلاب اسلامي،‌اي شهيدان پاك راه خدا سوگند به خدا پيماني را كه با خدا بسته‌ايم، همان پيماني را كه شما در راهش جانفشاني كرده‌ايد تا نفسمان مي‌آيد و مي‌رود محترم و محكم و استوار خواهيم داشت پاسداري از اين ميثاق و پيماني كه ميان ما و خدا و ما و خلق خدا و ما و شما جانبازان راه خدا بسته شد هميشه در برابر چشممان است مگر ممكن است اين خون بهاي پرارج شما شهيدان عزيز را كسي ناچيز شمرد و نسبت به آن بي‌اعتنا و بي‌تفاوت باشد شما‌اي خانواده‌هاي شهيدپرور!‌اي مادران و همسران و فرزندان خانواده‌هاي شهدا، مصدومان و جانبازان انقلاب شما‌اي پاكان و‌اي عزيزان اين امت مطمئن باشيد كه ما آرزوي آن را داريم كه آنچه در اختيار بي‌مقدارمان در راه دفاع از اين دست‌آوردهاي مقدس انقلاب اسلاميمان فدا بشود و آنچه شما با خونتان به دست آورديد به دست دشمنان مكار پرنيرنگ و فريب حتي به دست دوستان نادان جاهلي در خطر نيافتد. خداوند درجات شما شهيدان را متعالي گرداند، خداي متعال به خانواده‌هاي شما عزت دنيا و آخرت كرامت كند واين انقلاب عزيز را از گزند و آسيب دشمنان كينه‌توز برون مرزي و درون مرزي محفوظ نگهدارد، خداي متعال امام امت را اين چراغ فروزان روشنگر را براي هدايت اين انقلاب تندرست و شاداب بدارد.(منبع: جاودانه تاريخ، ج 4، انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي)
* شهيدان ما مي‌خواستند محيط اجتماعي ما از در و ديوارش انگيزه‌هاي انحراف نبارد، و اين خواسته متعالي در خط تقويت آزادي است.
* اسلام حتي در ايمان آوردن و نياوردن، به انسان آزادي در انتخاب داده است،‌ ولي وقتي محيط اجتماعي مطرح مي‌شود، گستاخي‌ها در گناه كردن باعث لغزش جوانان مي‌شود و در چنين حالتي است كه آزادي براي گستاخي در گناه، "خيانت" است و اسلام آزادي در خيانت را آزادي نمي‌داند، ضد آزادي مي‌داند.
* چگونه است كه از خطوط راهنمايي عبور كردن و خلاف انجام دادن اعتراض مي‌خواهد، اما خط عفاف و پاكدامني را شكستن اعتراض نمي‌خواهد؟!

مقالات مرتبط:

حجاب و حدود آزادي در جامعه اسلامي - قسمت اول

حجاب و حدود آزادي در جامعه اسلامي - قسمت دوم و پاياني

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی


 

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532