بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

حجاب و حدود آزادي در جامعه اسلامي -  قسمت اول

حجاب و حدود آزادي در جامعه اسلامي
گفتاري از شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي
* قسمت اول

يكي از موضوعات مهم در فرهنگ اسلامي كه به صورت ارزش و دستورالعملي والا و داراي آثار و ثمرات سازنده براي محيط اجتماعي مطرح است و جايگاه و نقشي محوري را به خود اختصاص داده است، "حجاب اسلامي" و رابطه آن با "آزادي زنان" مي‌باشد.
اين موضوع كه در متن معارف قرآن و به صورت يك واجب عيني براي زنان و دختران مورد توصيه قرار گرفته و در متون روايي اسلام نيز بخش مهمي از رهنمودهاي پيشوايان معصوم(ع) را به خود اختصاص داده است، با برداشت‌هاي نادرست و منطبق با مقاصد خاص فرهنگي و سياسي همراه بوده و هست و اين نشان مي‌دهد كه اگر ايمان‌ها زلال نشود و معرفت‌هاي ديني جامع و اصيل نگردد و به مجموعه تعاليم و قوانين و ارزش‌هاي اسلامي نگاهي غيرحقيقي و ناصاف و ناخالص گسترده شود، افراد و گروه‌ها به گونه‌اي متضاد با اهداف اسلامي به حجاب مي‌نگرند و مطامع سياسي باعث مي‌شود كه توجيه‌هايي متناسب با خط مشي‌ها و مقصدهاي برخي از جريان‌ها، به سراغ دستورالعمل واجبي چون حجاب بيايد و آن را به نفع خود تبيين كند و هر فكر و نگرش متضاد با اهداف خود را به بهانه مخالفت با آزادي زن! سركوب سازد.
انديشمند توانا و همه سونگر و صاحب دانش‌ها و بينش‌هاي عميق در مجموعه تعاليم و قوانين دين، در گفتار ذيل كه در تاريخ23/11/1359 انجام يافته است، اين موضوع را تشريح مي‌كند و راه هرگونه برداشت ناصحيح و توجيه‌هاي نافي تعاليم اصيل دين را مسدود مي‌سازد.
* * *
بسم‌الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم و رحمة الله. سلام بر شما شهيدان پاك هويزه و سلام به همه شهيدان راه خدا، السلام عليكم يا اولياء‌الله و احبائه، السلام عليكم يا اصفياء‌الله و اودائه، همان سلام و درودي را كه به بركت عاشوراي حسيني و زيارت تربت پاك حسين(ع) و اصحاب او ياد گرفتيم و با او خو كرده‌ايم، امروز به شهيدان پاك عرصه‌هاي گوناگون جهاد و قيام قهرمانان انقلاب اسلامي درود ميفرستيم. چه سعادتمندند اين انسانهاي رشد يافته و به كمال رسيده.
شهيد و شهادت
شهادت براي يك آرمان وسيله است اما براي يك انسان چيزي است شبيه هدف، اگر نگويم هدف است. شهادت كه تا با شهود انسان نسبت به حق و خدا مزين نباشد شهادت ناميده نميشود مرحله طولاني است از حضور تام قلب انسان در پيشگاه خدا، حضور قلب در برابر خدا و كشته شدگان راه خدا آنهائي كه في‌سبيل‌الله حركت ميكنند، تلاش ميكنند، خون ميدهند، جان ميدهند اينها قبله ايمانشان را به خدا آنقدر قاطع و محكم و روشن كردند كه از همه دوست داشتنيهاي ديگر ميگذرند، شهيدان آزادگانند اگر ما خطاب به امام حسين(ع) ميگوئيم‌اي سرور آزادگان براي اين است كه شهيدان راه حق آزادگانند شهيد تا خودش را از بندگيها و بردگيها آزاد نكند، قدم به ميدان شهادت نميگذارد او خودش را از همه علائق آزاد كرده است از هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد شده آنوقت ميرود تا به خيل پويندگان خط سرخ شهادت بپيوندد و اصولاً آن آزادگي كه بصورت يك شعار اصلي در انقلاب اسلامي ما درآمد اين آزادي بود اگر زن و مرد ما فرياد برميآورد كه استقلال، آزادي، حكومت اسلامي منظورشان آن آزادي بي‌بندوبار گونه نبود، هيچ مرد مسلمان ومتعهد و هيچ زن مسلمان و متعهد خواستار آن نبود كه زن و مرد در جامعه ما آزاد باشد، هيچ قيد و بندي نداشته باشد هرگز نميخواست محيط اجتماعي ما به هر زن و مردي آن آزادي را بدهد كه هر طور دلش ميخواهد لباس بپوشد، زندگي كند و هر طور دلش ميخواهد معاشرت كند انقلابيون مسلمان ما دنبال اين چنين آزادي نبودند ديروز كه در قم بمناسبت بيست و دوبهمن اين جشن فرخنده سخن ميگفتم بحث به همين مسئله آزادي كشيد در آنجا از انبوه برادران و خواهران پرسيدم آيا شما كه در شهر قيام و پيام خون و شهادت قم مدتها پرچمدار انقلاب بوديد و در پانزده خرداد سال 42 عظيم‌ترين صحنه‌ها را در اين شهر بوجود آورديد و شهري را كه ميگفتند وارداتش مرده است نشان داديد كه از خيلي شهرها زنده‌تر است (البته اين جمله را در آنجا (قم) نگفتم در اين جا ميگويم) از شما ميپرسم آيا شما آنوقتي كه فرياد برميآوريد استقلال، آزادي، حكومت اسلامي منظورتان از آزادي اين بود كه شما خواهرها و برادرها در محيطي زندگي كنيد كه كسي را با كسي كاري نباشد و هركسي هر طوري بخواهد عمل كند؟ فرياد برآوردند كه نه.
كدام آزادي؟
و حالا شما برادرها و خواهرهاي عزيز كه در اين مسجد به ياد شهيدان والاي هويزه اين عزيزان قهرمان و براي بزرگداشت آنهاو حضور در جمع خانواده‌هاي شهيدپرور آن‌ها در اين مسجد گرد آمده‌ايد از شما سئوال مي‌كنم شما جوانان عزيز، شمابرادرها و خواهرهاي با ايمان كه در سال 57 آن حركت مردمي ميليوني پرشكوه را بارها به وجود آورده‌ايد، وجب به وجب خيابانها، كوچه‌ها و ميدانهاي ما شاهد آن حركت شما هستند، در پيشگاه خداوندآيا شما آنروز كه بانگ برمي‌آورديد آزادي منظور شما از آزادي اين بود كه در جامعه مرد و زن آزاد باشند؟ هر گناهي را ميخواهند مرتكب بشوند؟ و هركس خودش برپايه ايماش گناه نكرد خيلي خوب اما اگر ايمانش و معرفتش آنقدر بالا نبود كه او آزادانه گناه نكند و دنبال روي هواها و هوسهايش بود، او را آزاد بگذارند؟ فقط براي كمال فرهنگي و كمال معنوي او تلاش كنند تا او را از نظر ايمان و معرفت و آگاهي به آن پايه برسانند كه گناه نكنند، اما اگر گناه كرد خواه در خانه كوچه و خيابان، مدرسه و اداره آزادش بگذارند؟ چون ما خواستار آزادي هستيم؟ شما اين چنين آزادي مي‌خواستيد؟ بنابراين شما آزادي به معني آزادي مطلق شهروندان جمهوري اسلامي براي آنكه به دلخواه خود زندگي كنيد(اين دلخواه هرچه ميخواهد باشد) چنين آزادي را دنبالش نبوديد، آزادي از ديدگاه اسلام عزيز ما در درجه اول آزادشدن انسان از بندگي است. آيا نگريسته‌اي به آن انساني كه هوي و هوسش و تمايلاتش را مي‌پرستد؟ هوس كيش است، هواپرست است و با اينكه خيلي عالم است و داراي گنجينه معلومات اما خدا او را گمراه كرده است؟ خيلي‌ها هستند عالمند اما رهرو رهياب نيستند. همانطوريكه مكرر در سخنان اخير امام امت شنيده‌ايد علم برايشان حجاب اكبر است، علم مانع آن است كه حق و حقيقت را بيابند و بشناسند، بپذيرند و در برابرش خاضع شوند، علم به آنها به جاي تواضع و فروتني در برابر حق غرور و خودسري و سركشي را در برابر حق داده است. آزادي بدان اصل كه انسان در برابر حاكميت هوي و هوس‌ها و تمايلات دروني گوناگونش بر انتخاب و رفتارش آزاد بماند آزاديش را حفظ كند و اين شهيدان عزيز ما چنين‌اند اينها خودشان را در برابر بسياري از هوسها آزاد كردند و تا آزاد نشوند، بدين راه قدم نمي‌نهند، اين است كه آن آزادي كه بايد نظام حكومت اسلامي به زن و مرد و پير وجوان و كارگر و كشاورز، تهراني، روستائي، پيشه‌ور، دانشجو، فرهنگي، دانشگاهي، روحاني، وكارمند و همه قشرهاي ما بدهد.
ايجاد محيط طبيعي و سالم
تا ما در خط تسلط بر هوي‌ها حركت نكنيم به اين آزادي نمي‌رسيم و چون محيط اجتماعي تاثير به سزائي دارد در اينكه درون من و شماها رشد كند يا ذكر خدا رشد كند. درست است كه اگر افراد رشد يافته رسيده به مراحل بالاي كمال را در ميان انگيزه‌هاي رنگارنگ فساد رهاكني اختيار خودشان را مي‌توانند داشته باشند خوب بايد بگوئيم كه اينها چند درصد هستند؟
چند در هزارند؟ براي اينكه بقيه انسانها حاكم بر هوايشان بمانند، بايد بكوشيم محيط هم طبيعي باشد كه از در و ديوارش انگيزه فساد نبارد و به محض اينكه ما خواستيم محيط را از اين آلودگيها پاك كنيم خود به خود مقداري از آزادي‌ها گرفته مي‌شود اگر به آن خانم گفتند خانم شما آزادي فرياد براي آزادي هم برآورديد درست، اما خانم مسلمان در كوچه و خيابان كه مي‌آئي لباس و پوشش شما ساده باشد، اندامهاي بدن و موي سر شما پوشيده باشد، آنچه با پوشش ساده نه دلفريب و سخن گفتن و نحوه برخورد با اين و آن و طرز راه رفتن همه آنها هم باوقار و سنگين و متين باشد، درخور پاكدامني بانوي والاقدر مسلمان پيوسته به خدا باشد، خوب در اينجا اگر اين را به او گفتند و شنيد بازهم آزادي او حفظ شده چون خودش آزادانه شنيده اما اگر نخواست آزادانه بشنود بگويد اين چيزهائي كه شما ميگوئيد خوب است ولي من دلم ميخواهد نيمه برهنه از خانه بيرون بيايم، با آرايش تمام عيار در خيابان ظاهر شوم! در اينجا نظام اسلامي با او چه كند؟ آزادي او را حفظ و رعايت كند و به او بگويد آزادي خانم؟ ما حرف خودمان را به شما زده‌ايم، شما ميخواهي گوش كن يا گوش نكن آزاد هستي؟ گوش كردي خوشا به سعادتت گوش نكردي عذابش دامن خودت را ميگيرد؟ نخير در آنجا ما نهي‌ازمنكر مي‌كنيم در اين صورت خود به خود مقداري از آزادي اين خواهرها را از دستش مي‌گيريم.
ونه به خاطر اينكه دشمن آزادي او و آزادي بشريت باشيم، به خاطر اينكه دوست و خواستار آزادي او و آزادي بشريت هستيم. تو‌اي خانم! بنشين با خودت بينديش در درونت چه انگيزه‌اي هست كه تو را واميدارد به جاي پوشش با كرامتي كه اسلام براي تو درنظر گرفته است مي‌خواهي بدون اين پوشش به خيابانها و كوچه‌ها بيائي؟آيا خود آگاه يا ناخودآگاه در اعمال روحت خودنمائي و ميل به خودنمائي و نمايش دادن خويشتن در برابر ديدگان ديگران تو را به اين گناه وا نمي‌دارد؟ و اگر تو نتوانستي اين تمايل و يا جهل يا هر چيز را در خودت مهار كني و دوباره خواستي اين گونه بيرون بيائي بايد به شما بگوئيم كه جامعه ما چنين وضعي را در محيط اجتماعيش تحمل نمي‌كند.(منبع: جاودانه تاريخ، ج 4، انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي)
* در انقلاب اسلامي، هيچ زن مسلمان و متعهد خواستار آن نبود كه زن و مرد در جامعه ما به گونه‌اي آزاد باشد كه هيچ قيد و بندي نداشته باشد، و هرگز نمي‌خواست محيط اجتماعي ما به زنان اين آزادي را بدهد كه هر طور دلش خواست لباس بپوشد
* آزادي از ديدگاه اسلام در درجه اول آزاد شدن انسان از بندگي خود است. مگر نگريسته‌اي آن انساني كه هوا و هوس و تمايلاتش را به جاي خدا مي‌پرستد؟
* اسلام انسان را آزاد گذاشته است، اما اين آزادي مطلق و نامحدود نيست. هيچ زني نمي‌تواند بگويد من آزادم كه نيمه برهنه و با آرايش تمام عيار در خيابان ظاهر شوم. در اينجا بايد نظام اسلامي براساس قانون نهي از منكر با او برخورد كند .

مقالات مرتبط:

حجاب و حدود آزادي در جامعه اسلامي - قسمت اول

حجاب و حدود آزادي در جامعه اسلامي - قسمت دوم و پاياني

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532