بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

فرزند طوبی

بوی تو می وزد، در تمام کوچه پس کوچه های آسمان.

صدایت می پیچد در کنگره های عرش.

تو گریه می کنی و آهنگ گریستن تو، در گستره افلاک طنین می افکند.

فرشتگان، قنداقه نورانی ات را فوج فوج، به طواف می ایستند.

تو کلمه به کلمه در گوش جهان هجی می شوی.

بانوی نور و نافله، شاخه ای از شجره طیبه، فرزند طوبی، زینب! خجسته باد لحظه شکفتن بهشت وجودت، دقایق دلنشین حضورت.

قدم بر خاک می گذاری و ذرات کائنات، عطر خوش وجودت را عاشقانه نفس می کشند و شکوه آمدنت را به سجده می افتند.

ای ادامه کربلا در جاری لحظات! زمین، مقدم عاشورایی ات را مدت هاست به انتظار نشسته است.

چه زیبا بود لحظه ورودت؛ غم و شادی توأمان؛ گریستن پیامبر صلی الله علیه و آله و فاطمه علیهاالسلام و علی علیه السلام آمیخته با هلهله فرشتگان، خنده تو محو در لبخند حسین علیه السلام ، و گریه جبرئیل، غرق در تبسم تو.

ای قهرمان قصه بلند صبر و حماسه! فقط تو لایق این امتحان بزرگ هستی! خدا تو را برگزید، از میان تمام آفریده ها که فقط شانه های کوهوار تو، تاب تحمّل داغ عاشورا داشت.

فقط قلب صبور و دریایی تو، تاب تحمل امواج مهیب اندوه را داشت.

ای زیور حبل المتین! کدام لحظه ات را بسرایم که خاک و افلاک را به شگفتی وا ندارد؟

کدام لحظه وام دار تو نیست؟

کدام لحظه ات معجزه ای ژرف نیست که تو خود بزرگ ترین معجزه پروردگاری؟

ای عالمه غیر معلّمه! چه نیک تو را نامید، چهارمین ستاره روشن ولایت، که علی نیز از تو در شگفت می ماند.

آن جا که گفت: یک و عطر کلامت پیچید: یک! گفت: دو و تو لبریز از روشنان وحی نور باریدی که پدر، لبی که گفت، یک، چگونه، بگوید، دو؟

بانو!

درس وفا و صبر از مادر آموختی و الفبای حماسه و شجاعت از پدر. ادب از حسن علیه السلام آموختی و عشق از حسین علیه السلام !

تو عصاره پنج شاهکار خلقتی.

چه خوب شد آمدی!

اگر نمی آمدی، چه کسی غمخوار شب های بی فاطمه علی می شد؟

چه کسی پرستار زخم های بی شمار پدر می شد؟

چه کسی راوی رنج و اندوه کریم اهل بیت می شد؟

خوب شد که آمدی.

ضربان عاشورا، ضرباهنگ قدم های توست؛ حسین بی زینب علیهاالسلام می شود؟!

بانو!

هنوز خاطره حماسه ات در کربلا، قرن به قرن و سینه به سینه می چرخد.

طواف تو دور خیمه سوخته و شعله ور، برای نجات یادگار حسین علیه السلام و ستون عرش و فرش، هنوز نقل مجالس قدسیان است.

بانو!

رد پای خون سرخ سرت که بر چوبه محمل زدی، هنوز بر سطر سطر کتاب تاریخ مشهود است.

بانو!

ای روح نماز، نماز نشسته ات در خرابه های شام، ستون خیمه برافراشته «صلوة» است.

هنوز دنیا، شاعر واژه به واژه کلام توست که توفان شد و ویران کرد خشت خشت کاخ ستم را؛ آن گاه که گفتی «ما رایت الا جمیلا».

خوب شد که آمدی؛ چرا که دنیا از دریچه نگاه تو زیبا می شود.

مقدمت خجسته باد، بانو!

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532