-
دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۹
-
داغت آتش زده بر جان و تنم يا زهرا
شعلهها سركشد از پيرهنم يا زهرا
از غم مرگ تو داغي كه مرا گشته نصيب
آتش افروخته در جان و تنم يا زهرا
بعد فقدان تو اي نوگل گلزار وجود
سير از گردش باغ و چمنم يا زهرا
شامگاهان به سر قبر تو با حال پريش
همدم ناله و درد و محنم يا زهرا
نونهالان تو حيران و پريشان و خموش
بيتو خاموش شده انجمنم يا زهرا
يك طرف ناله زينب زدلم برده قرار
يك طرف اشك حسين و حسنم يا زهرا
ياد آن پهلوي بشكسته و رخسار كبود
به نظر آورم و دم نزنم يا زهرا
رفتي و بي تو شدم يكه و تنها و غريب
چه كنم؟ بي تو غريب وطنم يا زهرا
همدم ناله من چاه بيابان شده است
محرمي نيست كه گويم سخنم يا زهرا
در غمت با دل بشكسته «براتي» گويد
داغت آتش زده بر جان و تنم يا زهرا
عباس پراتيپور






