بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

پيوند حضرت فاطمه زهرا(س) با قرآن

به مناسبت سالروز شهادت حضرت زهرا(س)
براساس روايات تفسيري، آياتي از قرآن كريم در شان اهل بيت پيامبراعظم(ص) نازل شده است. حضرت زهرا (س) دختر رسول الله(س) به گواه پاسخ آن حضرت (ص) پس از نزول آيه تطهير (الاحزاب، 33) كه فرمود: "هولاء اهلبيتي"، از اهل بيت پيامبر(ص) است. بنابراين آياتي از قرآن كريم درباره حضرت فاطمه(س) و خانواده‌اش نازل شده است. در اين مجال با بهره از تفاسير و روايات، ارتباط قرآن و حضرت زهرا(س) را بيان مي‌‌كنيم. در خطبه فصيح و بليغ آن حضرت نيز توصيفي از قرآن كريم آمده است، اين بيانات را نيز به عنوان قرآن در بيان حضرت زهرا(س) مطرح خواهيم كرد. قرآن جايگاه آن حضرت را تثبيت مي‌كند و فاطمه (س) شان كلام الهي را توصيف مي‌نمايد.
كليد واژه‌ها: فاطمه، زهرا، قرآن، اهل بيت
مقدمه
در تاريخ تولد حضرت زهرا(س) ميان علماي اسلام اختلاف است. در بين علماي اماميه بر اساس روايت ابوبصير از امام صادق(ع)، فاطمه(س) بيستم جمادي الاخر متولد شد. هشت سال در مكه و ده سال در مدينه زندگي كرد. مشهور است كه آن حضرت در روز جمعه بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت، هنگامي كه 45 سال از سن رسول‌الله (ص) مي‌گذشت متولد شد. (نك: طبري، 10، مجلسي، بحارالانوار 43/6، كليني، 1/458، ابن شهر آشوب، 3/357، فيض كاشاني، 1/173) در حالي كه اكثر علماي عامه نقل مي‌كنند كه فاطمه در سالي متولد شده كه قريش مشغول ساختن خانه كعبه بود و در آن هنگام سن مبارك پيامبر(ص) 35 سال بود، يعني پنج سال قبل از بعثت. (ابن سعد، 8/19، ابن جوزي، 306) براساس روايات، رسول خدا(ص) طبق دستور الهي چهل روز از حضرت خديجه(س) كناره‌گيري كرد و به عبادت مشغول بود تا جبرئيل فرود آمد و غذاي بهشتي براي آن حضرت آورد... (مجلسي، حيات القلوب، 2/149) از امام رضا(ع) نيز منقول است كه رسول‌الله (ص) فرمود: هنگامي كه به معراج رفتم جبرئيل دستم را گرفت و مرا وارد بهشت كرد و به من از رطب بهشت خورانيد، كه نطفه فاطمه گرديد..." (مجلسي، بحارالانوار، 43/4 و 5) تاريخ ولادت آن حضرت بعد از مبعث پيامبر(ص) بوده است، زيرا جبرئيل (ع) بعد از بعثت بر پيامبر(ص) فرود مي‌آمد.
آيات قرآن كريم از آغاز رسالت پيامبر اكرم(ص) به تدريج نازل مي‌شد و پيامبر(ص) و حضرت خديجه (س) آن را تلاوت مي‌كردند، بنابراين فاطمه (س) از بدو شكل گيري وجود مقدس و پس از آن در دوران طفوليت با قرآن مانوس بود و در خانه وحي و نبوت رشد و نمو كرد و در كنار پدر و همراه با آن حضرت روزگار را سپري نمود وام ابيها لقب گرفت.
در اين مقاله با توجه به جايگاه زهرا(س) در نقش دخت و‌ام پدر كه محل نزول قرآن و رابط منبع وحي با مردم بود به برخي آيات كه در شان فاطمه (س) نازل شده است و توصيف آن حضرت از قرآن كريم مي‌پردازيم.
قرآن و فاطمه (عليهاالسلام)
شان نزول آياتي از قرآن كريم درباره حضرت زهرا(س) در روايات و تفاسير بيان شده است، اين آيات چنين‌اند.
* آيه شريفه "و مثل الذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضاه‌الله و تثبيتا من انفسهم..." (البقره، 261) در شان حضرت زهرا(س) و همسرش اميرالمومنين(ع) نازل شد. ابوالفتوح به تفصيل بيان مي‌كند هنگامي كه اين دو، چيزي در خانه براي خوردن نداشتند و فرزندان‌شان گرسنه بودند و پولي هم نداشتند، علي(ع) براي قرض كردن پول از خانه خارج شد و ديناري از عبدالرحمن بن عوف قرض كرد، لكن در راه، مقداد اسود را بديد كه از او محتاج‌تر و گرسنه‌تر بود، پس دينار را به او داد. سپس براي اداي نماز به مسجد رفت. پس از نماز رسول خدا(ص) فرمود: به منزل شما مي‌آيم. حضرت علي(ع) چيزي نگفت. آن دو به طرف خانه حركت كردند.
سپس ابوالفتوح مي‌نويسد: با نزديك شدن ايشان به خانه، حضرت فاطمه زهرا(س) برخاست و به درون خانه شد و دو ركعت نماز كرد، در ركعت اول "الحمد" برخواند و "الم السجده" و در دوم "الحمد" و سوره "الانعام" و چون سلام بداد سر بر سجده نهاد و گفت: بار خدايا! از تو مي‌خواهم به حق محمد و آل محمد(ص) كه براي ما خواني فرستي از آسمان تا ما از آن تناول كنيم و بر شكر تو بيفزاييم. سر برداشت، جفنه‌اي ديد از تريد، "و عليها عراق من لحم"، و بر سر آن گوشت نهاده از استخوان جدا كرده و دستاري بر سر آن نهاده كه كسي مانند آن نديده بود. به در آمد و آب پيش رسول آورد تا رسول(ص) دست بشست و اميرالمومنين در او مي‌نگريست تا چه خواهد كردن! آن گاه در خانه رفت و آن جفنه بيرون آورد و در پيش ايشان بنهاد. رسول (ص) و اميرالمومنين و فاطمه و حسن و حسين از آن طعام مي‌خوردند. (رازي، 4/45 - 48)
* هنگامي كه رسول خدا(ص) براي اثبات صحت دعوت خود كه مخالفان، آن را تكذيب مي‌كردند براي مباهله با مسيحيان نجران حاضر شد، آيه شريفه زير نازل گرديد: "...فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم..." (آل عمران، 61) يعني: (بگو بياييد فرزندانمان و فرزندان شما، و زنان ما و زنان شما، و خود ما و خود شما را بخوانيم...)، آن گاه رسول خدا(ص) فاطمه و علي و حسنين را همراه برد (صنعاني، 1/129) و فرمود: "اللهم هولاء اهلي"، (حاكم نيشابوري، 3/15، رازي، 4/360، مجلسي، 35/257 و 271) رسول‌الله (ص) كسي از همسران خويش را نبرد، بلكه از ميان زنان فقط فاطمه(س) را همراه برد، بنابراين فاطمه مصداق "نسائنا" بود. (قاسمي، 4/858)
* برخي آيه: "و آت ذالقربي حقه و المسكين و..." (بني اسرائيل، 26) را در حق حضرت زهرا (س) دانسته‌اند، چنانكه ابوالفتوح مي‌نويسد: "در خبر است كه چون اين آيت آمد، رسول (ص) فاطمه را بخواند و فدك به او داد" (رازي، 13) صاحب كشاف مي‌نويسد: گفته شده كه مراد از "ذي القربي" نزديكان رسول‌الله (ص) هستند. (زمخشري، 2/661)
* آيه ديگري كه گفته شده در شان حضرت زهرا(س) و همسرش اميرالمومنين(ع) نازل شده است آيه 54 سوره فرقان است كه مي‌فرمايد: "و هوالذي خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا".
ابوالفتوح رازي از ابن سيرين نقل مي‌كند كه گفت: "اين آيت در حق اميرالمومنين علي(ع) آمد كه رسول (ص) دختر به او داد، فاطمه(س) را، و او بود كه جامع بود هم نسب را و هم سبب را. از جهت نسبت پسر عمش بود و از سبب شوهر دخترش بود، و هيچ كس را از صحابه و اهل البيت اين هر دو به يك جاي نبود." او مي‌نويسد: "در خبر است كه رسول (ص) گفت: روزي فرشته‌اي آمد به نزديك من كه پيش از آن نيامده بود، مرا خطاب كرد:... سپس گفت: آمده‌ام تا نور را به نور دهي. گفتم: آن نور كدام است كه او را به نور دهم؟ "تزوج فاطمه من علي"، فاطمه را به علي دهي كه خداي تعالي اين عقد در آسمان ببست". (رازي، 14/273)
* حضرت زهرا(س) از اهل بيت پيامبر(ص) است، بنابراين آنجا كه قرآن درباره شان مي‌فرمايد: "انما يريد‌الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا" (الاحزاب، 33)، چز اين نيست كه خدا مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك و پاكيزه سازد، بيانگر عصمت حضرت فاطمه(س) است. احمد بن حنبل به ده سند نقل كرده كه اين آيه درباره اهل بيت پيامبر(س)، يعني فاطمه و شوهر و فرزندانش نازل شده است. (غروي ناييني، 15) طبراني از انس نقل مي‌كند كه رسول خدا(ص) بارها اين آيه را در حق فاطمه و خانواده‌اش تكرار نمود. عطاء بن يسار از‌ام سلمه روايت مي‌كند هنگامي كه پيامبر و اهل بيتش زير كساء (عبا) قرار داشتند، توسط جبرئيل اين آيه در حقشان نازل شد. من عرض كردم: يا رسول‌الله (ص) ! من از اهل بيت شما نيستم؟ فرمود: اي‌ام سلمه! عاقبت تو به خير است. (طبراني، 22/402، ابن اثير، 5/521، مجلسي، 35/207 و 226، ابن شيباني، 3/259، ابن عبدالبر، 3/37) بيضاوي نيز آورده است كه روزي اهل بيت رسول الله(ص) زير كساء جمع شدند اين آيه نازل شد. (همو، 2/245) سيوطي نيز به نقل از‌ام سلمه مي‌گويد كه اين آيه درباره اين خاندان نازل شده است. (همو، 5/198)
ابوالفتوح در تفسير خود ذيل اين آيه شريفه دو قول مفسران در اينكه زنان پيامبر(ص) نيز شامل اين آيه هستند يا نه را بررسي و نتيجه‌گيري كرده است كه آيه مختص حضرت زهرا و حضرت علي و حسنين است. (رازي، 15/417) سپس نقل ابوسعيد خدري و‌ام سلمه را ذكر كرده كه هنگامي كه‌ام سلمه از رسول‌الله (ص) پرسيد: من از اهل بيت شما نيستم؟ حضرت (ص) فرمود: تو به خيري. نيز از ابو داوود از ابو حمراء نقل كرده كه گفت: نه ماه به مدينه مقام كردم، جز يك روز به هر وقت نماز، رسول به در حجره فاطمه و علي آمدي و گفتي: "الصلاه رحمكم‌الله انما يريد‌الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا". (همان)
قاسمي نيز مي‌نويسد: پيامبر(ص) علي، فاطمه و حسن و حسين را در زير كسايي كه خود زير آن قرار داشت جمع كرد و تجليل نمود، سپس گفت: "هولاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرجس" و نيز ذكر مي‌كند كه مسلم در كتاب فضائل الصحابه، حديث شماره 36 نيز چنين نقل كرده است. (همو، 13/4850) وي مي‌نويسد: اين مطهر حلي از شيعيان گفته است: اين آيه با حصر "انما" و ورود "لام" در خبر نشانه خطاب اختصاصي است كه دلالت بر عصمت اين چند تن دارد. (همان 4851)
* فسراني معتقدند كه آيه (الشوري، 23) درباره حضرت فاطمه(س) و خانواده آن حضرت مي‌باشد. "قل لا اسالكم عليه اجرا الا الموده في القربي..." ابوالفتوح مي‌نويسد: و "الا" به معني لكن باشد، گفت: مزدي طمع نمي‌دارم و لكن توقع آن است كه اهل البيت و خويشان مرا دوست بداري. اعمش و سعيد بن جبير و عبدالله بن عباس گفتند: "قربي" اميرالمومنين علي است و فاطمه و حسن و حسين. و عبدالله بن عباس گفت: من از رسول پرسيدم، گفت: علي و فاطمه و حسن و حسين. (همو، 17/12)
* در تفسير اهل بيت (ع) آمده است، مراد از دو دريا در آيه شريفه "مرج البحرين يلتقيان" (الرحمان، 19) علي و فاطمه است. (رازي، 18/253) مجلسي نيز از امام صادق(ع) نقل كرده كه اين آيه درباره فاطمه (س) است. (همو، 43/33)
* مفسراني از اهل سنت و جماعت متفق‌اند كه سوره هل اتي (الانسان) درباره حضرت فاطمه (س) و خانواده آن حضرت نازل شده است. آيا 7 و 8 سوره انسان (دهر) كه مي‌فرمايد: "و يوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيرا و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيرا"، بيان نذري مي‌دانند كه ايشان براي بهبود بيماري حسنين(ع) نيت كردند و نذر خود را كه سه روز روزه بود ادا كردند كه هر روز هنگام افطار گرسنه‌ و محتاجي به در خانه آنها آمد و ايشان غذاي افطار خود را به درخواست كننده (مسكين و يتيم و اسير) دادند. (نك: طوسي، 10/211، زمخشري، 4/670، رازي، 20/78 و 83، مجلسي، 35/237 و 257)
مصحف حضرت فاطمه(س)
گر چه مسلمانان به قرآن مصحف گفته‌اند، لكن مصحف حضرت فاطمه(س) قرآن نيست بلكه علم به وقايع آينده بود كه توسط جبرئيل(ع) بر آن حضرت (س) بيان مي‌شد.
اين مصحف در روايتي از حماد بن عثمان از امام صادق (ع) چنين تعريف شده است: "آنگاه كه رسول‌الله (ص) رحلت نمود، حضرت فاطمه(س) از وفات پدرش اندوهگين شد و كسي جز خداي عز و جل مقدارش را نمي‌داند. حق تعالي فرشته‌اي نزد آن حضرت مي‌فرستاد تا او را دل‌داري دهد و با آن حضرت سخن بگويد. حضرت فاطمه(س) اين مطلب را به اميرالمومنين(ع) اطلاع داد. حضرت علي(ع) فرمود: چون آمدن فرشته را احساس كردي و صدايش را شن?دي، مرا خبر كن. پس از آن حضرت فاطمه (س)، همسرش را خبر مي‌كرد و آن حضرت هر چه را مي‌شنيد، مي‌نوشت تا اينكه از آن مطالب مصحفي تهيه نمود". امام صادق(ع) فرمود: "اما انه ليس فيه شيء من الحلال و الحرام و لكن فيه علم ما يكون". (كليني، 1/240)
ابوحمزه از امام صادق (ع) نقل مي‌كند كه فرمود: "مصحف فاطمه ما فيه شيء من كتاب‌الله و انما هو شيء القي عليها بعد موت ابيها". (فروخ صفار، 159) در روايت ديگري حضرت فرمود: "عندي مصحف فاطمه ليس فيه شيء من القرآن" (همان، 154) بنابراين مصحف فاطمه(س) مجموعه‌اي بود از اخبار آينده درباره خانواده آن حضرت كه توسط جبرائيل (ع) بر حضرت زهرا(س) عرضه شد و امام علي(ع) آن را با دست خود نوشت. آن مصحف قرآن نبود، درباره حلال و حرام نبود، بلكه علم درباره وقايع آينده بود.
حضرت زهرا(س) و تلاوت قرآن
حضرت زهرا(س) از دوره جنيني با صوت قرآن انس داشت. محمد بن علي بن الحسين بن علي نقل مي‌كند: پيامبر(ص) سلمان را نزد فاطمه(س) فرستاد. سلمان مي‌گويد: هنگامي كه به درب خانه رسيدم، ايستادم تا سلام كنم. حضرت فاطمه (س) در داخل خانه قرآن تلاوت مي‌كرد و در بيرون صوت قرآن پيچيده بود. (مجلسي، بحارالنوار، 43/46) مقصود سلمان اين است كه صوت روحاني تلاوت قرآن در بيرون از خانه پخش بود نه صداي حضرت زهرا(س).
حضرت فاطمه (س) و فرشته وحي
پس از رحلت رسول‌الله (ص)، فاطمه(س) بسيار محزون و غمگين بود. جبرئيل (ع) به اذن الهي نزد آن حضرت مي‌آمد و او را تسلي مي‌داد. (كحاله، 4/128) امام خميني در اين باره فرمود: "اينكه در مدت زمان كوتاه جبرئيل (ع) بارها نزد زهرا(س) آمده، مساله ساده‌اي نيست. سراغ نداريم كه جبرئيل در مدت زماني كوتاه نزد كسي جز انبياي عظام، رسول الله(ص)، عيسي(ع) و... آمده باشد. در مورد ائمه، نيز وارد نشده كه جبرئيل (ع) بر آنها نازل شده باشد. به دليل وسعت روح فاطمه(س)، ميان روح او و جبرئيل تناسب برقرار بوده است. (ن. ك: غروي، 16)
انسن با قرآن
زهرا(س) در خانه وحي متولد شد و با صوت قرآن پدر انس گرفت و رشد نمود، بديهي است كه آن حضرت با قرآن مانوس باشد و وجودش به آيات قرآن آميخته گردد. پدرش ابلاغ كننده وحي و آيات الهي به مردم بود. بنابراين او كه پاره تن رسول‌الله بود، از نزديكترين و مانوس‌ترين افراد بيشتر به كلام خدا و وحي بوده است. شاهد اين گفتار را در خطبه پر ارزش و گفتار درهم كوبنده آن بزرگ بانوي اسلام در مسجد النبي پس از رحلت رسول خدا(ص) و در برابر سران قريش مي‌بينيم. سخنان بانويي مصيبت زده‌اي كه خليفه وقت و يارانش را مجبور به سكوت كرد. (ابن عبد ربه، 3/63 و 443، طبري، 3/104، ابن قتيبه، 13، ابن ابي الحديه، 2/20، كحاله، 4/114 و 118) در حالي كه پيكرش صدمه ديده لكن با صلابتي كه استواري او را به استواري رسول الله(ص) تشبيه كرده‌اند، خطبه مي‌خواند. يك خطبه براي هميشه تاريخ كه در آن درباره توحيد و صفات خداوند، نبوت و رسالت رسولش و ولايت علي بن ابي طالب، معاد و اسرار احكام الهي مي‌گويد.
قرآن در كلام حضرت زهرا(س)
دقت در خطبه فصيح و بليغ حضرت زهرا(س) آشكار مي‌سازد كه در عين شرايط خاص آن حضرت از جفاي پيروان پدرش، اصحاب رسول‌الله (ص) و ظلمي كه درباره همسرش روا داشته‌اند و حق او را غصب كرده‌اند، در عين صلابت چنان با آيات قرآن مانوس است كه در ميان كلامش به فراخور عبارات آن، قرآن را بدون مكث و درنگ و بدون اشتباه و جابجايي ادا مي‌كند. (طبرسي، 98/104)
فاطمه(س) در سخنانش مي‌كوشد تا برخي از اصحاب رسول‌الله(ص) و مسلمانان را از خواب غفلت بيدار كند و با حمد خداوند و نام رسول‌الله و ذكر مسئوليتها و خدمات آن حضرت، زنگار و غبار نشسته بر دلها را بشويد. پس از آن درباره خاندان خويش و كتاب خدا(قرآن) سخن مي‌گويد و آخرين كتاب آسماني را چنين توصيف مي‌كند: "و بقيه استخلفها عليكم (و معنا) كتاب‌الله الناطق و القرآن الصادق و النور الساطع و الضياء اللامع، بينه بصائره، منكشفه سرائره، منجليه ظواهره، مغتبطه به اشياعه، قائدا الي الرضوان اتباعه، مود الي النجاه استماعه. به تنال حجج‌الله المنوره و عزائمه المفسره، و محارمه المحذره. و بيناته الجاليه، و براهينه الكافيه. و فضائله المندويه و رخصه الموهوبه، و شرائعه المكتوبه".(طبرسي 99، اربلي، 2/110)
آن حضرت قرآن را ناطق، صادق، نور درخشان و روشن، كه دلايل آن روشن و اسرار آياتش ظاهر است معرفي مي‌كند كه دليل‌هاي نوراني الهي و پندهاي مكرر خداوند را حامل است، واجبات تبيين شده، محرمات منع شده و احكامي كه كافي است، ادله‌اي روشن، كلماتي شفابخش و فضائلي كه انسانها را به آن دعوت مي‌كند.
در قسمت ديگر از خطبه، حضرت زهرا(س) مي‌فرمايد: "و كتاب‌الله بين اظهركم، اموره ظاهره و احكامه زاهره و اعلامه باهره، و زواجره لايحه، و اوامره واضحه"
پس از بيان درباره قرآن مي‌فرمايد: هر كه به غير از آن حكم كند، ظالم است و آيه شريفه را تلاوت مي‌كند كه مي‌فرمايد: "ومن يبتغ غيرالاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في‌الاخره من الخاسرين".(آل عمران، 85)
براي نصيحت پيروان پيامبر(ص) با ذكر آيه (آل عمران، 102) آن‌ها را به تقوي دعوت مي‌كند و اينكه چنان باشند و عمل كنند كه مسلمان بميرند. چنان كه مي‌فرمايد: "فاتقوا‌الله حق تقاته و لاتموتن الا وانتم مسلمون".
پس از آن آيه 28 فاطر "انما يخشي‌الله من عباده‌العلماء" را خاطر نشان مي‌گردد كه مي‌گويد: "آنهايي از خدا مي‌ترسند كه بنده عالم الهي هستند. آگاه و دانايند و خشيتشان در برابر حق تعالي از روي دانش و فهم است".
براي يادآوري زحمات پدرش و رسالت آن حضرت آيه 128 توبه را متذكر مي‌گردد كه مي‌فرمايد: "لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمومنين روف رحيم"، يعني:‌اي مردم. پيامبري از جنس خودتان بيامد كه از اوصافش اين است كه از خسارت دين شما و از نابودشدنتان ناراحت مي‌شود در حالي كه او در خيرخواهي و نجات شما چه مومن و چه غير مومن، حريص است. به ويژه به مومنان، رووف و رحيم است با اين حال آيا سزاوار است كه سفارشهاي او را درباره خانواده‌اش گوش ندهيد و با اهل‌بيت او چنين رفتار كنيد؟
در معرفي پدر بزرگوارش رسول‌الله(ص) مي‌فرمايد: "داعيا الي سبيل ربه بالحكمه و الموعظه الحسنه" كه برگرفته از آيه شريفه 125 نحل است كه به رسول‌الله(ص) مي‌فرمايد كه مردم را به راه پروردگارت با حكمت و موعظه دعوت كن.
به مسلمان يادآور مي‌شود كه شما در شرك و دشمني با يكديگر بوديد، خداوند به شما لطف فرمود و نعمت رسالت را ارزاني داشت: "و كنم علي شفا حفره من النار"، (آل عمران، 103) حال شما حق رسالت و دستمزد پيامبر را چنين مي‌دهيد؟
در ادامه هشدار به مهاجران و انصار مي‌گويد: "تخافون ان يتخطفكم الناس من حولكم" (الانفال، 26) و نيز مي‌فرمايد كه هرگاه آتش جنگي را برافروختند، حق تعالي آن را خاموش كرد: "كلما اوفدوا نارا للحرب اطفاها الله".(المائده، 64)
باز براي آگاهي آن جماعت كه عمل اشتباهي را مرتكب شده‌اند، آيه 49 توبه را يادآور شد و آنها را انذار داد. "الا في الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحيطه بالكافرين" آن حضرت گوشزد مي‌كند آنهايي كه حرمت اهل بيت(ص) را نگه داشتند، دچار امتحان و بلا شده‌اند. علامه طباطبايي در اين باره مي‌نويسد: اينها با همين عملشان در فتنه افتاده‌اند يعني اينها به خيال خودشان از فتنه احتمالي احتراز مي‌جويند، در حالي كه سخت در اشتباهند، غافلند از اين كه كفر و نفاق و سوء سريره‌ايكه دارند و اين پيشنهادشان كه از آن حكايت مي‌كند، فتنه‌اي است. غافلند از اين كه شيطان آنان را در فتنه افكنده. فريب داده و دچار هلاكت، كفر، ضلالت و نفاق ساخته است. تازه اين خسارت و گرفتاري دنيائي ايشان است و در آخريت نيز جهنم براي كافران احاطه خواهد داشت همان‌طور كه در دنيا فتنه به آنان احاطه داشت. (طباطبايي، 9/305)
و مي‌گويد: با اين كارها به كجا مي‌رويد؟ "و اني توفكون"(الانعام، 95) اعمالي كه به جاي حق انجام مي‌دهيد بسيار زشت است: "بئس لظالمين بدلا" و باز ايشان را هشدار مي‌دهد كه كارهاي شما و مسير شما غير از مسير اسلام است و مي‌فرمايد: "و من يتبع غيرالاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخره من الخاسرين". (الكهف، 50)
در بيان مسئله ارث خود از پدر بزرگوارش كه خليفه منكر آن بود، حضرت زهرا(س) فرمود: آيا گمان مي‌كنيد كه ارثي براي ما نيست؟ و سپس آيه شريفه 50 مائده را تلاوت مي‌كند كه مي‌فرمايد: "افحكم الجاهليه تبغون و من احسن من‌الله حكما لقوم يوقنون" آيا براي حكم كردن به دنبال حكم جاهلي هستيد؟ يا اينكه بايد حكم خداوند را بپذيريد كه مي‌فرمايد: "يوصيكم‌الله في اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين" خداوند شما را سفارش مي‌كند كه براي فرزندانتان ارث بگذاريد. حضرت فاطمه(س) در اين گفتار مي‌خواهد بگويد: چرا به حكم خدا توجه نمي‌كنيد؟ آيا پيامبر به حكم الهي عمل نمي‌كرد؟ چه كسي در حكم كردن بهتر از حق‌تعالي است؟
در اثبات حقانيت خويش و طلب حق خود از سهم فدك و ميراثش، آن حضرت(س) به آيات (النحل، 16، مريم، 6، الانفال، 75، النساء 11، البقره، 180) استناد مي‌كند كه مي‌فرمايد:
*"و ورث سليمان داوود".
*"فهب لي من لدنك وليا يرثني و يرث من آل يعقوب".
*"و اولوا الارحام بعضهم اولي ببعض في كتاب الله".
* "يوصيكم‌الله في اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين".
*"ان ترك خيرا الوصيه للوالدين و الا قربين بالمعروف حقا علي المتقين".
در پايان در دفاع از حق خود مي‌فرمايد: آيا همه ملت‌ها ارث نمي‌برند؟ يا اينكه من و پدرم از يك ملت نيستيم كه شما چنين ادعا مي‌كنيد؟ و وعده قيامت و عذاب خواركننده و پايدار را براي آن‌ها متذكر مي‌شود كه مي‌فرمايد: "و لكل نبا مستقر و سوف تعلمون" (الانعام، 67) و آن را به آيه (هود، 39) پيوند مي‌دهد: "من ياتيه عذاب يخزيه و يحل عليه عذاب مقيم".
سپس متوجه انصار مي‌شود، آنها را مورد خطاب قرار مي‌دهد و مي‌فرمايد: رسول‌الله(ص) پدرم بود كه چنين وچنان فرمود. در اين كلام حضرت زهرا(س) درباره خدمات و گفتار پدر بزرگوارش سخن مي‌گويد و به آن‌ها با بيان آيه شريفه (آل عمران، 144) هشدار مي‌دهد كه محمد(ص) پيامبري از پيامبران خدا بود كه قبل از او پيامبران ديگري نيز بودند. پس اگر از دنيا رحلت كرده بايد به گذشته برگرديد و عقب‌گرد كنيد؟! به حقيقت كه هركس به عقب برگردد پس از اسلام آوردن - يعني به دوران جاهلي بازگردد - ضرري به حق تعالي نمي‌زند: "و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علي اعقابكم و من ينقلب علي عقبيه فلن يضرالله شيئا و سيجزي‌الله الشاكرين".(آل عمران، 144)
به درستي كه پس از پيمان، عهد شكستيد - اشاره است به عدم اطاعت از سفارشهاي رسول‌الله(ص) درباره اهل بيت و نزديكانش كه قرآن مي‌فرمايد و بيعت روز غدير كه پيامبر(ص) از آنها شهادت و پيمان گرفت - و پس از آنكه ايمان آورده بوديد، مشرك شديد و مي‌فرمايد: ""بوسا لقوم نكثوا ايمانهم من بعد عهدهم و هموا باخراج الرسول و هم بدء و كم اول مره، اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان كنتم مومنين".(التوبه، 13)
حضرت فاطمه(س) در اين قسمت از كلام خود كه خطاب به انصار است، مي‌‌فرمايد: شما از مهاجران ياد گرفتيد؟ منظور حضرت از مهاجران در اين بيان همه كساني است كه حق ارث او و حق ولايت اميرالمومنين(ع) را غصب كرده بودند نه همه مهاجران. به انصار مي‌گويد از اينها كه حاكم شما شده‌اند مي‌ترسيد؟ در حالي كه حق تعالي سزاوارتر است كه از او بترسيد تا از اين مردم!!
فاطمه(س) باز هشدار مي‌دهد كه هر چه كنيد و كفر بورزيد، حق تعالي بي‌نياز است: "فان تكفروا انتم و من في الارض جميعا فان‌الله لغني حميد". (ابراهيم، 8)
در خاتمه گفتار، آن بانوي رنج ديده، با اين كه حقش نيز غصب شده است. بدون خللي در گفتار و با همان صلابت و فصاحت اعلام مي‌نمايد: "گفتم آن چه را بايد مي‌گفتم. حجت خدا را بر شما عرضه كردم. بدانيد كه اگر از اين تصميم خود باز نگرديد پس به آتش الهي گرفتار خواهيد شد" و چنين مي‌‌فرمايد: "موصوله بنارالله الموقده التي تطلع علي الافئده"(الشعراء، 6 و 7) "فبيعن‌الله ما تفعلون و سيعلم الذين ظلموا‌اي منقلب ينقلبون"(الشعراء 227) و "انا ابنه نذير لكم بين يدي عذاب شديد". (السبا، 46) "فاعملوا انا عاملون" برگرفته از آيه 5 فصلت است كه مي‌فرمايد: ""فاعمل اننا عاملون". "و انتظروا انا منتظرون". (هود، 122)
سراسر خطبه گواه پيوند محكم حضرت زهرا(س) با قرآن الهي مي‌باشد. گويي زبان آن حضرت (س) با قرآن عجين و انفكاك ناپذير است. مي‌توان گفت به همين دلايل است كه رسول‌الله(ص) امت را به دو ثقل عظيم سفارش فرمود كه اين دو از هم جدا نشدني‌اند: قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت(ع).
نتيجه مقاله
پيوند تنگاتنگ و جدايي ناپذير حضرت زهرا(س) از بدو شكل‌گيري وجود مقدس ايشان تا شهادت، با استناد به سخنان گرانمايه آن حضرت، بيانگر علت تاكيد اين فرمايش رسول خدا(ص) مبني بر همراهي قرآن و عترت و عدم جدايي اين دو ثقل عظيم تا قيامت مي‌باشد. بنابراين قرب به مقام حق تعالي، فلاح، رستگاري و درك عميق و فزونتر از آيات الهي جز با تمسك به حضرت زهرا(سلام‌الله عليها) و ذريه مطهر آن حضرت ميسر نخواهد بود.
كتابشناسي
1 - قرآن كريم.
2- ابن ابي الحديد، عبدالحميد بن هبه الله، شرح نهج‌البلاغه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، چاپ دوم، بيروت، داراحياء الكتب العربيه، 1378 - 1383 هـ ق.
3 - ابن اثير، اسدالغابه في معرفه الصحابه. چاپ دوم، بيروت،‌دار احياء التراث العربي، بي‌تا.
4 - ابن جوزي، يوسف بن قزاوغلي، تذكره الخواص، موسسه اهل البيت، بيروت، 1401 هـ ق/ 1981 م.
5 - ابن حنبل، احمدبن محمد، مسند، بيروت،‌دار صادر، بي‌تا.
6 - ابن سعد، محمدبن سعد كاتب واقدي، الطبقات الكبري، بيروت،‌دار صادر، بي‌تا.
7- ابن شهر آشوب، محمدبن علي. مناقب آل ابي طالب، قم، موسسه انتشارات علامه.
8 - ابن عبدالبر، يوسف بن عبدالله، الاستيعاب في معرفه الاصحاب، تحقيق علي محمد البجاوي. مصر، بي‌تا.
9 - ابن قتيبه الدينوري، عبدالله بن مسلم، الامامه و السياسه، تصحيح و شرح محمد محمود الرافعي، رحلي، مصر، مطبعه‌النيل، 1322 هـ ق.
10 - اربلي. علي بن عيسي. كشف الغمه في معرفه الائمه. بيروت، دارالكتاب الاسلامي. 1401 هـ ق.
11 - بيضاوي، عبدالله بن عمر، انوارالتنزيل و اسرار التاويل، چاپ دوم، مصر، مكتبه و مطبعه مصطفي البابي، 1968/1388م.
12 - حاكم نيشابوري، مستدرك علي الصحيحين، بيروت، دارالمعرفه، 1411/هـ ق/ 1990 م
13 - رازي، ابوالفتوح، حسين بن علي بن محمد، روض الجنان و روح الجنان، تصحيح محمد جعفريا حقي - محمدمهدي ناصح، چاپ دوم، مشهد، آستان قدس رضوي، 1378 هـ ش.
14 - زمخشري، محمودبن عمر، كشاف عن حقائق غوامض التنزيل، چاپ سوم، بيروت، دارالكتاب العربي، 1407 هـ ق.
15 - سيوطي، عبدالرحمن، الدر المنثور في التفسير بالماثور، بيروت، دارالكتب علميه، 1411/1990 م
16 - صنعاني، عبدالرزاق ابوبكر، تفسير القرآن عزيز مسمي تفسير عبدالرزاق. بيروت. دارالمعرفه، 1411 -1991
17 - شيباني (ابن الدبيع)، عبدالرحمن بن علي، تيسير الوصول الي جامع الاصول من حديث الرسول، بي‌جا، بي‌تا.
18 - طباطبائي، محمدحسين، الميزان في تفسيرالقرآن،‌ بيروت، موسسه الاعلمي للمطبوعات، 1391 -1971.
19 - طبراني، سليمان بن احمد، العجم الكبير، تحقيق حمدي عبدالحميد السلفي، بيروت،‌دار احياء التراث،
1404 هـ ق
20 - طبرسي، احمدبن علي بن ابي‌طالب، احتجاج، چاپ سوم، بيروت، موسسه الاعلمي للمطبوعات، 1421 - 2000 م.
21 - طبري، دلائل الامامه، نجف، المطبعه الحيدريه، 1369 هـ ق/1949 م.
22 - طوسي، محمدبن حسن، التبيان في‌تفسيرالقرآن، بيروت،‌دار احياء التراث العربي، بي‌تا.
23 - غروي ناييني، نهله، محدثات شيعه. تهران، دانشگاه تربيت مدرس،‌1375 هـ ش.
24 - فروخ صفار، ابوجعفر محمدبن حسن، بصائر الدرجات،‌ چاپ سوم. بيروت، موسسه النعمان للطباعه و النشر و التوزيع، 1425 هـ ق و 2005م.
25 - فيض كاشاني. محمدمحسن بن الشاه مرتضي، وافي، قم، منشورات مكتبه آيت‌الله مرعشي، 1404 هـ ق
26 - قاسمي، محمدجمال‌الدين. تفسير قاسمي مسمي محاسن التاويل، تصحيح و تعليق محمد فواد عبدالباقي، بيروت،‌دار احياد المتب العربيه،‌بي‌تا.
27 - كحاله. عمر رضا، اعلام النساء في عالمي العرب و الاسلام. چاپ پنجم. بيروت. موسسه الرساله. 1404 هـ ق.
28 - كليني، محمدبن يعقوب، الكافي، علي‌اكبر غفاري، چاپ سوم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1367 هـ ش.
29 - مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوم، موسسه الوفا، بيروت، 1403 هـ ق.
30 - همو، حيوه القلوب، تهران، دارالخلافه تهران،
1421 هـ ق.
(منبع: منهاج،‌شماره 10)
*پاورقي:
1 - كاسه بزرگ تليت (نان خرد شده در مايع)
2 - استخوان با گوشت
* شأن نزول آياتي از قرآن كريم درباره حضرت زهرا(س) در روايات و تفاسير بيان شده است.
*پيامبر(ص)، علي، فاطمه و حسن و حسين را در زير كسايي كه خود زير آن قرار داشت جمع كرد و تجليل نمود.
*مصحف حضرت فاطمه(س) علم به وقايع آينده است كه توسط جبرئيل (ع) برا? آن حضرت بيان مي‌شد.
*پيوند تنگاتنگ و جدايي ناپذير حضرت زهرا(س)،‌ بيانگر علت تأاكيد اين فرمايش رسول خدا(ص) مبني بر همراهي قرآن و عترت و عدم جدايي بين اين دو ثقل عظيم تا قيامت مي‌باشد.
*قرب به مقام حق تعالي، رستگاري و درك عميق و فزون‌تر از آيات الهي جز با تمسك به حضرت زهرا(س) و ذريه مطهر آن حضرت ميسر نخواهد بود.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532