-
دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰
-
وقتي شيء گرانبهايي در دست داريم، سعي مي كنيم آن را از ديد نامحرمان بپوشانيم. مرواريد در پوشش صدف قرار مي گيرد و گوهرفروشان گوهر باارزش خود را در صندوقچه اي مخفي نگه مي دارند.
همواره گفته شده كه ارزش وجودي زن بيش از زيبايي ظاهري و جسمي اوست. زن موجود شريفي است كه با نقش تأثيرگذار خود در خانه و خانواده تعيين كننده سرنوشت جامعه خويش است. چگونه مي توان گلي زيبا را در دست هر نامحرمي قرارداد و انتظار داشت با طراوت باقي بماند؟!
از سوي ديگر زن ماهيت انساني دارد و انسان متعالي مي خواهد براي ذاتش دوست داشته شود، همان چيزي كه ما از آن به نام «خودم» ياد مي كنيم. افسوس كه تحت لواي تفكرات ماترياليسم و اومانيسم و نيز تفكرات پوچ فمينيسم، غرب سعي دارد زناني با چهره سيندرلايي را كه قريب به اتفاق ابزار تبليغاتي شركت هاي توسعه دهنده مد قرار مي گيرند، به عنوان زن نمونه معرفي كند. اسلام، زن را در جايگاه رهبري جامعه خويش قرار داده و به خاطر ذات وجودي زن، وي را مي ستايد.
پوشش ظاهري افراد به ويژه زنان را حجاب مي گويند كه مانع از نگاه نامحرم به آنان مي شود.
عفاف نيز داراي معاني گوناگون است كه در مجموع تعريف كاملي را به ما خواهد داد. راغب اصفهاني در «مفرادات القرآن» مي نويسد: عفت حالت دروني و نفساني است كه توسط آن از غلبه شهوت جلوگيري مي شود. برخي از لغت شناسان هم عفت را به معناي ترك شهوات و پاكي خوي و جسم تعريف كرده اند.
ازمجموع معاني ذكر شده در منابع مختلف براي عفاف مي توان اين گونه نتيجه گرفت كه عفاف، نوعي حجاب دروني است كه انسان را از گناه باز مي دارد، يعني حفظ چشم، گوش، قلب و تمامي اعضاء و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است كه حاصل اين عفت و حجب دروني، پوشش ظاهري است. به تعبيري لطيف تر، حجاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب.
وقتي سخن از عفاف به ميان مي آيد، حجاب اخلاقي و عفت مردان را نيز شامل مي شود.
حتي در قرآن كريم به طور مستقيم در سوره مباركه نور به حجاب مردان و زنان اشارات واضحي شده كه كمتر در تبليغ به عفت مردان پرداخته شده است.






