-
چهارشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۰
-
اين روزها کارشناسان از تلاش شبکههاي بيگانه براي ترويج الگوهاي رفتاري خبر مي دهند، اين در حالي است که رسانههاي داخلي نيز سعي در فرهنگسازي ميان جوانان دارند.
به گفته برخي از کارشناسان در دنياي مدرن امروز رسانه نخستين حرف را براي اشاعه يک فرهنگ يا شيوه رفتاري مي زند. اين در حالي است که اين روزها الگو هايي از سوي جوانان در جامعه مورد استفاده قرار مي گيرد که از سوي بعضي از شبکه هاي برون مرزي تبليغ مي شود.بر اين اساس مسئولان آموزشي که در راس آنها مديران آموزش و پرورش کشور قرار دارند بر اين باورند که دستگاه هاي فرهنگي در ترويج فرهنگ بومي کم کاري مي کنند، اما در مقابل رسانه هاي بيگانه با ترويج فرهنگ غربي، جوانان را به سوي خود جلب مي کنند و از اين طريق چندگانگي فرهنگي را به آينده سازان کشور تحميل مي کند که اين امر تبعات جبران ناپذيري را براي همه ايرانيان در پي دارد.
متاسفانه اين روزها ما شاهد رواج رفتارها و پوشش هايي در جامعه هستيم که نه تنها زيبا نيست بلکه نشان از ابتذال و بي بند وباري دارد. عدم تناسب فرهنگي و اعتقادي با مدل ها و شيوه هايي که اين روزها برخي جوانان به آن گرايش دارند مهمترين آسيبي است که نه تنها اين نسل را بلکه اصالت فرهنگي و تمدن ما را تهديد مي کند.
اگر چه مدگرايي در ميان تمام اقشار و گروه هاي سني تاحدي عموميت دارد اما پراکندگي آن گوياي گرايش بيشتر جوانان و نوجوانان به آن است. به زبان ساده تر مدگرايي در ميان قشر جوان جامعه بيش از سايرين مشاهده مي شود، اين در حالي است که برخي کارشناسان مد را "استفاده از الگوهاي فرهنگي توسط بخشي از جامعه براي مدت کوتاه" تعريف مي کنند. رفتاري که براي مدتي کوتاه مي آيد، تاثيرات خود را مي گذارد و پس از مدتي جايش را به مدل و شيوه اي جديد مي دهد.
متاسفانه در سال هاي اخير به دليل عموميت يافتن استفاده از ماهواره و اينترنت، تهاجم فرهنگي بر گرايش افراد به مدهاي غربي تاثير زيادي گذاشته به طوري که ابتذال در پوشش تبديل به امري مشهود شده است، حتي در اماکن عمومي نيز پوشش و لباس هاي نامناسب ترويج يافته است.
رسانه هاي غربي در راستاي ترويج لباس هاي بيگانه تا جايي موفق عمل کرده اند که جامعه هدف آنها حتي حاضرند براي رسيدن به ظاهري که تبليغ مي شود سلامتي جسمي خود را فدا مي کند. البته تنوع طلبي و نوگرايي از خصايص انساني است که در اشکال مختلف بروز مي کند. اما مسأله مهم ناديده گرفتن فرهنگي ايراني و ارزش هاي اسلامي- ايراني در نوع پوشش حتي در رسانه هاي درون مرزي است که بدون شک اين امر بايد مورد بازنگري قرار گيرد.
دامنه اين تبليغات تا به آنجا گسترش يافته است که اين موضوع را مي توان در مطب جراحان پلاستيک نيز مي توان مشاهده کرد، مکان هايي که در سال هاي نه چندان دور با تعداد محدودي بيمار مواجه بود و تنها افرادي به اين مطب ها مراجعه مي کردند که با مشکلات جدي رو به رو بودند، اما امروز براي رفتن به اين مطب ها بايد در نوبت هاي طولاني مدت منتظر ماند، جالب اينجاست که درصد زيادي از اين بيماران براي نزديک شدن چهره خود به يک هنرپيشه خاص که در ماهواره تبليغ مي شود به اين پزشکان مراجعه مي کنند.
ضعف صداوسيما در فرهنگسازي
همه ما مي دانيم که صداوسيما يکي از ارکان مهم فرهنگساز در جامعه است به طوري که مي تواند در راستاي ارايه الگوي ايراني-اسلامي به افراد جوان جامعه تاثير به سزايي داشته باشد؛ اما اگر براي جذابيت و جذب مخاطب تنها به جلوه هايي زيبايي آن هم از نوع غربي متوسل شود ديگر نبايد توقع زيادي از افراد و خانواده هايي داشت که ساعت فراغت خود را به مشاهد برنامه هاي اين شبکه ها مي پردازند و بدون ترديد براي به روز شدن از آن الگو مي گيرند. افرادي که در پايان روز به همراه والدينشان ساعتي را در پاي اين جعبه جادويي مي گذرانند و از آن الگوبرداري مي کنند حتي در مواجهه با اين رسانه همه تلاش هاي مسئولان آموزشي نيز خنثي مي شود.
همانطور که معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش مي گويد مدرسه مي تواند در کاهش گرايش دانش آموزان به مدل هاي غربي موثر باشد، اما بايد خانواده و رسانه هاي جمعي به ويژه صداوسيما نيز هماهنگي هاي لازم را در اين عرصه با مسئولان آموزشي داشته باشند تا مانع از ايجاد چندگانگي فرهنگي در افراد شوند.
فاطمه قربان معتقد است اوليا، مدرسه و رسانه همه بايد يک هدف را دنبال کنند. مدارس مي توانند با برگزاري جلسات انجمن اوليا و مربيان، سخنراني ها آموزش هايي را به والدين و مربيان براي نهادينه کردن ارزش هاي ايراني- اسلامي ارايه کنند اما بدون حمايت رسانه ها رسيدن به اين هدف ممکن نيست.
البته وجود چنين ناهماهنگي تنها به اظهارات اين مقام آموزش کشور منوط نمي شود بلکه معاون آموزش متوسطه وزير آموزش و پرورش نيز دل خوشي از رسانه هاي داخلي با توجه به تلاش رسانه هاي بيگانه ندارد. به گفته ابراهيم سحر خيز صدا و سيما به عنوان يکي از نهادهاي موثر در ترويج فرهنگ ايراني – اسلامي موفق عمل نمي کند به طوري که حتي گاهي اوقات به مدگرايي و تجمل پرستي نيز دامن مي زند.
آموزش و پرورش به دنبال پوشش زيبا براي دانش آموزان است
با اين وجود آموزش و پرورش به عنوان مهمترين نهاد آموزشي پس از خانواده اين روزها راهکاري براي جذاب تر شدن پوشش دانش آموزان ارائه کرده است. همان روپوش هاي رنگي که اگر هنگام عبور از مقابل مدارس دخترانه در مقطع ابتدايي کمي به اطرافمان دقت کنيم به ويژه در ساعت هاي تردد اين افراد مي توانيم شاهد آن باشيم.
علت اين تنوع را مي توان در صحبت هاي قربان يافت اين که آموزش و پرورش به دنبال پوشش زيبا براي دانش آموزان است و اين موضوع را در سال هاي اخير با طرح استفاده از روپوش هاي رنگ روشن دنبال کرده است.
استفاده از رنگ هاي شاد شايد نخستين تدبير مسئولان آموزشي در کشور باشد براي جذاب تر کردن پوششي که دانش آموزان مجبورند ساعت هاي متمادي در طول روز را با آن سر کنند. اين امر نه تنها جلوه بصري دارد بلکه بر روحيه آنها هم بي تاثير نيست، زيرا به گفته کارشناسان استفاده از رنگ هاي روشن محيطي شاد را براي دانش آموزان فراهم مي کند و فرد از اين حيث به فضاي آموزشي علاقمند مي شود و در سلامت روحي و جسمي آنها موثر است.
اما صدا و سيما چه مي کند؟ آيا هم راستا با اين آموزش ها و تدابير حرکت مي کند؟ بخشي از پاسخ به اين سئوال را مي توان در سخنان معاون ابتدايي وزير آموزش و چپروزش يافت. وي با انتقاد از عملکرد ضعيف صدا و سيما ادامه مي دهد:«متاسفانه صدا و سيما افرادي که از نظر مالي در طبقه بالاي جامعه قرار دارند را با لباس هاي غربي، افرادي که در طبقات متوسط و پايين جامعه هستند را با پوشش اسلامي جلوي دوربين ظاهر مي کند. بنابراين با اين روش نمي توانيم از دانش آموزان انتظار داشته باشيم که پوشش هاي اسلامي را زيبا دانند و از آن استفاده کنند. »
اين در حالي است که رسانه هاي جمعي مي توانند با تبليغات صحيح استفاده از پوشش هاي ايراني – اسلامي را متناسب با فرهنگ بومي در ميان افراد جامعه ترويج دهند و نقش آنها کمتر از خانواده ها و مدرسه نيست.
سرمايه گذاري رسانه هاي بيگانه براي تبليغ فرهنگ غربي
اگر کمي تامل کنيم و بيشتر بينديشم، مي توانيم به اين نتيجه برسيم که اين روزها رسانه هاي غربي در قالب هزاران شبکه تلاش مي کنند تا فرهنگ خود را نه تنها به من و تو بلکه جوانان ساير کشورها تحميل کنند باشد که از اين طريق بتوانند طنابي محکم براي دستيابي به خواسته هاي خود ببافند. در اينجاست که واکنش و تدبير مسئولان آموزشي ما آنچنان اهميت مي يابد که دقيقه اي تعلل در اتخاذ راهکار مناسب سال ها پشيماني شايد هم پريشاني را براي ما به دنبال دارد. بنابران يبايد پرسيد چه بايد کرد آن هم در پيکره دومين نهاد تاثيرگذار اجتماعي؟
رييس گروه پرورشي آموزش و پرورش شهر تهران براي اين موضوع راهکاري دارد. حوريه عقبايي به برنامه هاي اين سازمان اشاره مي کند و در رابطه با طرح«عفاف و پارسايي» به برنا مي گويد: «در دهه فجر جلسات پرسش و پاسخ، نقد فيلم و سخنراني در مدارس برگزار مي شود تا تمام شبهات در زمينه حجاب براي دانش آموزان برطرف شود. »
عقبايي با اشاره به برگزاري نمايشگاه عفاف و حجاب نيز مي افزايد: «در اين نمايشگاه انواع لباس هاي ايراني – اسلامي همراه با تاريخچه حجاب در معرض ديد دانش آموزان قرار مي گيرد. » اما قربان نظر ديگري دارد.وي بيان مي کند که آموزش و پرورش به دنبال ايجاد ارزش هاي ايراني– اسلامي در ميان دانش آموزان است اما متاسفانه سرمايه گذاري رسانه هاي غربي براي ترويج فرهنگ غربي بيشتر است که بايد تلاش بيشتري در اين عرصه داشته باشيم.
البته معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش دفاعي از تمام ناکارآمدي هاي موجود هم دارد اين که آموزش و پرورش به تنهايي نمي تواند فرهنگ سازي کند و براي ارزش هاي ايراني–اسلامي نيازمند کمک ساير نهادها به خصوص وزارت ارشاد، سازمان تبليغات، صدا و سيما و خانواده است.
برگزاري نمايشگاه پوشش اسلامي ويژه دانش آموزان
تمام اين اما و اگر ها در حالي عنوان مي شود که با توجه به گسترش روزافزون تکنولوژي و استفاده گسترده نسل جوان از رسانه هاي ديجيتال مسئولان امر بايد به دنبال راه حلي عملي در قالب برنامه هاي کوتاه مدت و بلند مدت براي مقابله با هجمه فرهنگي داشته باشند تا توطئه دشمن را در اين باره خنثي کنند.
البته اگر بخواهيم جانب انصاف را رعايت کنيم مي توانيم از برخي تدابير اتخاذ شده نيز ياد کنيم. نمونه بارز آن برگزاري نمايشگاه پوشش اسلامي ويژه دانش آموزان است که قرار است اين روزها شاهد آن باشيم تا دانش آموزان علاوه بر پوشش زيبا، از لباس اسلامي استفاده کنند.
با اين وجود رييس گروه پرورشي آموزش و پرورش شهر تهران بر اين باور است که بايد کارهاي تبليغاتي آموزش و پرورش گسترش يابد تا پوشش اسلامي زيبا در ميان دانش آموزان ترويج شود و براي رسيدن به اين هدف نيازمند همکاري نهادهايي مانند وزارت ارشاد و صدا و سيما هستيم.
عقبايي مي افزايد: «آموزش و پرورش تهران براي مقابله با تهاجم فرهنگي و گرايش جوانان به مدل هاي غربي جلسات توجيهي ويژه دانش آموزان دختر و پسر برگزار مي کند.اما براي ترويج فرهنگ پارسايي نيازمند تلاش بيشتري در جامعه هستيم. »
به نظر مي رسد که آموزش و پرورش براي ترويج فرهنگ عفاف و مقابله با تاثيرات مخرب رسانه هاي داخلي و شبکه هاي ماهواره اي در ميان دانش آموزان کارهايي انجام داده اما کافي نيست، زيرا در اين موضوع رسانه هاي بيگانه قوي ترعمل کرده اند به طوري که افکار غربي در فرهنگ بومي ايراني محو شده است و متاسفانه تاثير اين تبليغات را در کودکان ما مشاهده مي شود.
مسئولان با برنامهريزي دقيق با تبليغات را خنثي کنند
در اين موضوع که جوانان به دنبال زيبايي هستند شکي نيست و رسانه هاي بيگانه به علت اينکه از ابزارهاي قوي و خلاء هاي موجود در فضاي هاي آموزشي ساير کشور ها از جمله ايران استفاده مي کنند به نسل جوان الگوهاي را پوششي ارايه مي دهند که مورد استقبال هم قرار مي گيرد بر همين اساس نيز نهادهاي مسئول ما نيز بايد براي مقابله با تهاجم فرهنگي با هر آنچه که در توان دارند الگوهاي پوششي و رفتاري مناسب با روحيات و ذائقه اين نسل به جوان ارايه کنند که البته قيد رعايت اصالت فرهنگي و اعتقادي را نيز نبايد ناديده گرفت.
با اين وجود به اعتقاد سحر خيز متاسفانه صداوسيما استفاده از الفاظ و رفتارهايي که در گذشته به نوعي تابو در جامعه محسوب مي شد را در قالب هاي فيلم ميان افراد جامعه ترويج مي دهد. جوانان که به تنوع طلبي علاقمند هستند با شنيدن اين کلمات و ديدن الگوهاي جديد هرچند غير اصولي در ميان صحبت ها و رفتارهاي خود از آن استفاده مي کنند.
حال اين الگوها از چه طريق به جوانان ارائه مي شوند، آيا تنها با نمايش يک فيلم يا به تصوير کشيدن تجملات در زندگي روزمره اين موضوع محقق مي شود؟
معاون آموزش متوسطه وزير آموزش و پرورش به اين موارد نکات ديگري را نيز اضافه مي کند به گفته سحرخيز مربيان، بازيگران، ورزشکاران از جمله افرادي هستند که دانش آموزان از آنها به عنوان الگو ياد مي کنند و رفتارهاي آنها را براي خود مرجع قرار مي دهند بنابراين اين افراد بايد با دقت بيشتري در معرض ديد قرار گيرند.
بنابراين به نظر مي رسد نوک پيکان براي جستجوي مقصر و يا شايد وجود خلاء هاي موجود بدون کوچکترين تعللي مي رسد به رسانه ها و بيشتر از ان صدا و سيما به عنوان فراگيرترين رسانه اي که هم صوت دارد و هم تصوير پس به تبع بار اما و اگرهايش بيشتر و سنگين تر است. زيرا همانطور که مسئولان اموزشي کشور معتقدند رسانه ها بايد در زمينه بومي شدن پوشش ها کارهاي بيشتري انجام دهند تا باورهاي ديني را در جامعه دروني کنند اين در حالي است که بزرگان ديني به نشاط توجه ويژه اي دارند و با برنامه هاي مختلف مي توان شادي را به آنها هديه کرد.
پس بايد گفت با توجه به اين که امروزه رسانه هاي بيگانه با تبليغات وسيع خود ارزش هاي ضد ديني را به دانش آموزان تزريق مي کنند مسئولان بايد با برنامه ريزي هاي دقيق و صحيح به مقابله با اين تبليغات بپردازند. آموزش و پرورش با برگزاري کارگاه هاي آموزشي و جلسات توجيهي در راستاي مقابله با تهاجم فرهنگي برآمده اما اين امر اگر چه خوب است اما نه تنها کافي نيست بلکه مي تواند درصورت عدم ارائه مناسب موجبات دلزدگي اين افراد را نيز فراهم آورد.
يادمان باشد که بهترين راه براي ارائه يک الگو آموزش، فرهنگ سازي و نهادينه کردن آن در ميان نسلي است که فرداي جامعه در دستان آنها رنگ حقيقت به خود مي گيرد.






