-
شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰
-
تاريخ عاشورا پيوندي عميق با نام زينب کبري خورده است و سالهاست که در همه محافل علمي و مذهبي نام زينب با نام حسين(ع) و ماجراي عاشورا عجين شده است. اما به واقع تنها نقش زينب(س) در واقعه عاشورا خلاصه مي شود؟ و آيا چهره ماندگار زينب کبري پيش از آن واقعه عظيم، تنها در پس پرده خانه عبدا... جعفر پنهان بوده است؟ بي شک حضرت زينب که افتخار رشد و تعالي در مکتب فاطمي و علوي را در پرونده خود دارد و پيش از آن نيز در محفل عشق نبوي درس ايمان و رستگاري آموخته است، از همان روزي که توانست پا در عرصه زندگي اجتماعي نهد، از انجام رسالت اجتماعي و فرهنگي خويش غفلت ننموده است و جفاست اگر زندگي آن بانوي بزرگ را به حيات او پس از گذران بيش از نيم قرن از زندگي اش خلاصه نماييم. گرچه مهمترين و زيبنده ترين حرکتي که مي توان در تاريخ به نام زينب گره زد همان واقعه عاشوراست. «عقيله» نامي است که حکايت از همان وجهه عالمانه و حيات گهر بار اجتماعي زينب کبري دارد. به گمان مي رسد ابعاد علمي و جنبه هاي تربيتي شخصيت ايشان، تحت الشعاع نقلها و اخباري که بر فعاليتهاي سياسي ايشان مربوط مي شود، قرار گرفته است. نکته حايز اهميت آن است که ما در مورد حضرت زينب(س)، بيش از اينکه به روند تربيت توجه کنيم، به برآيند تربيت توجه مي کنيم، وقتي در مورد حضرت زينب(س) صحبت مي شود، ناخودآگاه به نقش ايشان در جريان عاشورا توجه مي کنيم. عاشورا واقعه اي است که تقريباً در اواخر عمر ايشان اتفاق افتاده است، در حالي که عملکرد حضرت زينب(س) در عاشورا نتيجه يک جريان تربيتي بلند مدت است؛ جرياني که از يک دختر جوان يک خانواده در آن عصر، بانوي فرهيخته اي ساخته که توانايي مديريت بحرانها را در حد بسيار بالايي پيدا کرده است. نکته ديگر آنکه، نمي توان از نقش ارزنده آن بانو در تعليم بخشي به زنان مدينه و کوفه چشم پوشي کرد. چه آنکه همين روند تربيتي براي خود آن حضرت باعث شد تا او محور تحولات اجتماعي بزرگي در آينده باشد. اين نگرش نشان دهنده توجه شريعت اسلام به بحث تعليم و تربيت دختران و زنان است و نگاه متحجرانه اي که بعضاً در موضوعات سياسي و اجتماعي دامان قشر زنان را مي گيرد، با عنايت به تعاليم اسلام و حرکتهاي به جا مانده از زنان نامدار تاريخ اسلام مفهومي جز برداشت قشري از آموزه هاي ديني به جاي نمي گذارد. اين نگرش متعالي درباره حضور مؤثر و هدفمند و سالم زنان در فعاليتهاي اجتماعي را مي توان ثمره حرکت انقلابي و مديريت فرهنگي حضرت زينب پس از واقعه عاشورا دانست. بنابراين نگاه صرفاً احساسي به حضور بانوي کربلا در وقايع سياسي و اجتماعي عصر خويش ستمي است که به شخصيت آن حضرت روا داشته شده و غفلتي است نابخشودني که اگر ادامه داشته باشد ما را از نقش و هدف جريان ساز حضرت زينب در تاريخ دور مي سازد.






