بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

اگر خداوند براي خانواده اي خير بخواهد...

وقتي از خانواده موفق سخن به ميان مي آيد، معيارهاي زيادي را براي آن متصور مي شويم و رسيدن به آن را اگر دست نيافتني ندانيم، بسيار دشوار مي شماريم. اما در حديثي از پيامبر اکرم (ص) ويژگي هاي يک خانواده موفق در ۵ مقوله خلاصه مي شود که در نگاه اول بسيار ساده به نظر مي آيد در حالي که ذکر اين ويژگي ها از سوي پيامبر اکرم (ص) به عنوان الگوي موفق زندگي نشان از اهميت اين ويژگي ها دارد. در اين راستا سخنان استاد سيد مجتبي حورايي را براي بيان اين ۵ ويژگي مرور مي‌کنيم.

زندگي استاندارد

هر توليد کننده اي براي کسب اعتبار و البته فروش بيشتر تلاش مي کند محصولش استاندارد باشد و معيارها و ويژگي هاي لازم را براي اين منظور تدارک مي بيند.اما يک زندگي استاندارد، چه زندگي است؟ زندگي ما چه ويژگي هايي داشته باشد، استاندارد است و مي توان در آن احساس امنيت و آرامش کرد؟چه رفتارهايي در خانه، زندگي و روابط حاکم بر آن را از استاندارد بودن دور مي کند؟چه کسي مي تواند تعيين کند زندگي ما استاندارد است يا خير؟نشان استاندارد زندگي را بايد از چه کسي، سازماني يا موسسه اي دريافت کنيم؟شايد به نظر برسد که اين پرسش ها را بايد جامعه شناسان، روان شناسان و مشاوران خانواده، دانشمندان و علماي علم اخلاق و يا افراد موفق جامعه پاسخ دهند.اگر چه اين افراد مي توانند تحت شرايطي محل رجوع ما باشند اما مسلم است که اين افراد نيز ممکن است اشتباه کنند يعني براساس دانش، اطلاعات و تجربيات شخصي خودشان نکته اي را مطرح کنند که ممکن است درست نباشد. اما اگر خداوند مهربان که خالق هستي و همه انسان هاست و اساس زوجيت و ميل به تشکيل خانواده را در وجود ما قرار داده است، ويژگي هاي يک زندگي استاندارد را بگويد، بي گمان حکمت محض است و هيچ عيب و نقصي نداردو به صلاح و آرامش و امنيت زندگي منجر مي شود.چنان که پيامبر اکرم (ص) در حديثي ۵ ويژگي يک زندگي استاندارد را مطرح مي کنند که بايد آن را سرلوحه خود قرار دهيم.

۵ ويژگي يک زندگي استاندارد

حضرت مي فرمايند: اذا ارادا... باهل بيت خيرا فقههم في‌الدين و وقر صغير هم کبير هم، و رزقهم الرفق في معيشتهم والقصد في نفقاتهم، و بصرهم عيوبهم، فيتوبوا منها و اذا ارادبهم غير ذلک ترکهم هملا

هرگاه خداوند خير خانواده را بخواهد، ۵ ويژگي در آن خانواده قرار مي دهد.اما قبل از آن که به اين ۵ ويژگي اشاره کنيم به اين سوال پاسخ مي دهيم که مگر نه اين که خداوند خير همه بندگان را مي خواهد پس چرا گفته مي شود هرگاه خداوند خير خانواده اي را بخواهد؟ يعني ممکن است خداوند خير خانواده اي را نخواهد؟جواب اين است که خداوند خير همه را مي خواهد اما اگر خانواده اي اين ۵ ويژگي  را داشته باشد خداوند نظر ويژه و عنايت خاصي به اين خانواده خواهد داشت.نکته ديگر که بايد قبل از بيان ويژگي هاي يک زندگي استاندارد به آن اشاره کنيم، اين است که بدانيم اين که خداوند خير ما را بخواهد بسيار مهم و اساسي است.تصور کنيد پدر و مادري خير بچه خود را بخواهند (که معمولا چنين است) چون خيرخواه و دلسوز فرزندشان هستند، او را از آسيب ها محافظت مي کنند اگر امکاناتي بخواهد که در حد توان والدين باشد، دريغ نمي کنند، فرزند را راهنمايي، او را متوجه خطر مي کنند و براي او خالصانه دعا مي کنند و اگر خداي ناکرده خيرخواه فرزند خود نباشند و به حال خود رها کنند او بسيار آسيب مي بيند. بنابراين خيلي مهم است که پدر و مادر خيرخواه فرزند خود باشند. ولي نکته قابل تامل اين است که همين پدر و مادر دلسوز و مهربان محدوديت دارند، امکانات زيادي ندارند، اطلاعات و آگاهي کافي ندارند تا فرزندشان را راهنمايي کنند. خيرخواهي خداوند در مرتبه بالاتري از خيرخواهي والدين قرار دارد از اين رو اين که خداوند خيرخانواده اي را بخواهد و لطف ويژه اش شامل حال آن ها شود بسيار مهم است. اين توجه خاص آن قدر اهميت دارد که در ادامه حديث آمده است:

و اذا اراد بهم غيرذلک فترکهم هملا

يعني؛ و اگر خداوند غير اين اراده کند (خير خانواده اي را نخواهد) آن ها را به حال خود رها مي کند.در واقع بايد گفت اگر اين ۵ ويژگي را رعايت نکنيم، ضرري متوجه خداوند نمي شود بلکه چون خدا، ما را به حال خود رها مي کند و نظر لطف خدا شامل حالمان نمي شود اين ما هستيم که ضرر مي کنيم و زندگي مان را تنش و بحران فرا مي گيرد.اين ۵ ويژگي عبارت است از:

آگاهي در دين

مهم ترين نکته در يک زندگي استاندارد آگاهي ديني است. همان طور که مي دانيد دين مجموعه دستورالعمل ها و روش هايي است که ما را به هدف (رشد و کمال) مي رساند.آگاهي ديني يعني اين که بدانيم نظر دين و دستور خداوند درباره هرکاري چيست. به عنوان مثال نظر دين درباره ازدواج ، بچه دار شدن، مسافرت يا تفريح، معاشرت با فاميل، ارتباط با والدين چيست و يا حتي نظر دين درباره چگونگي رفتار با يک کودک لجباز و پر توقع چيست؟آگاهي ديني يعني داشتن دستورالعمل براي همه رفتارها و کارها؛ دين به واسطه جامعيتي که داراست، براي تک تک کارها و برنامه ها طرح دارد.اما سوالي که مطرح است، اين که آيا اصلا بود و نبود دين در زندگي مهم است؟ اين که ما براي آگاه شدن درباره دين تلاش کنيم ، چه قدر اهميت دارد؟

نقش دين در زندگي

حضور دين و آگاهي ديني در زندگي نقش بسيار مهم و اساسي دارد که به ۴ نکته در اين باره اشاره مي کنيم.

الف - ارائه بهترين نقشه

زندگي کردن به نقشه و طرح روشن نياز دارد. بدون نقشه به بيراهه مي رويم . به عنوان مثال در مسابقات اتومبيل راني دو نفر شرکت مي کنند که يکي پشت فرمان مي نشيند و ديگري نقشه خوان است. اگر نقشه خواني نقشه را درست نخواند و تعيين مسير نکند، راننده موفق نمي شود. در زندگي نيز چنين است. زندگي به نقشه نياز دارد، تربيت فرزند نقشه مي خواهد.اما نقشه هاي زندگي متفاوت است. هر کس نقشه اي را مطرح مي کند به عنوان مثال روان شناسان غربي، شرقي فلاسفه، انديشمندان و ... هر يک نقشه اي ارائه کرده اند.اما نقشه ها متفاوت است و هرکسي حرفي مي زند که انسان نمي داند کدام يک از اين نقشه ها درست است. در واقع نقشه ها را کساني ارائه داده‌اند که ممکن است اشتباه کرده باشند، اما نقشه اي را که دين، قرآن و معصومين (ع) معرفي مي کنند بهترين، عالي ترين و بي نقص ترين روش و راه زندگي است که رعايت دقيق آن انسان را موفق مي کند و به هدف مي رساند.

ب - بهترين مشوق  خوبي ها

انجام کارهاي خوب و داشتن رفتار مناسب انگيزه مي خواهد.ممکن است کاري بسيار خوب باشد و در خوبي آن ترديدي نباشد ولي انگيزه کافي براي انجام آن نداشته باشيم. دين با بيان آثار مثبت و پاداش و دستاوردهاي فوق العاده براي هر رفتار خوب به ما انگيزه مي دهد.به عنوان مثال در احاديث آمده است که در صحراي قيامت اعلام مي شود هر کس پاداشش با خود خداست بلند شود و بايستد. اهل محشر مي پرسند: چه کسي پاداشش با خود خداست. اعلام مي شود هر کس براي خدا از خطاي کسي گذشت کرد.هيچ چيز به اندازه دين و پاداش هايي که خداوند براي گذشت مطرح مي کند به انسان براي گذشت انگيزه نمي دهد.

ج- بهترين بازدارنده از بدي ها

دين يک بازدارنده بسيار قوي بلکه قوي ترين بازدارنده از خطاست. براي اين که من و شما به همسرمان دروغ نگوييم، ظلم نکنيم، بداخلاقي و بي انصافي نکنيم، هيچ چيز مانند دين بازدارنده نيست. دين با بيان آثار سوء و پيامدهاي منفي و عذاب هاي دنيوي و اخروي هر رفتار خطا، مانع از انجام آن کار توسط ما مي شود.

د- آسان شدن تحمل سختي ها

دين با برشمردن پاداش اعمال خير، انجام کارهاي سخت را براي ما آسان مي کند. به عنوان مثال ممکن است خانمي از انجام کارهاي منزل احساس خستگي کند و حتي شايد احساس کند کار پوچ و بي ارزشي انجام مي دهد اما دين مي گويد (فرمايش معصومين (ع))، هر خانمي هفت روز در خانه شوهرش کار کند، خداوند هشت در بهشت را به سويش باز مي کند تا از هر دري که دوست دارد، وارد شود.توجه به اين تجليل ويژه تحمل سختي ها را آسان مي کند به نمونه ديگري اشاره مي کنيم. آقايي ممکن است از کار و زحمت و تلاش براي امرار معاش اظهار خستگي کند ولي دين مي گويد کسي که به دنبال رزق و روزي حلال است حکم مجاهد في سبيل ا... دارد چرا که عبادت هفتاد جزء است که ۶۹ جزء آن کسب روزي حلال است.اما شايد اين سوال مطرح شود که چگونه مي توانيم آگاهي ديني خود را افزايش دهيم؟براي افزايش آگاهي ديني ۴ نکته توصيه مي شود:

الف- برنامه مطالعه جمعي

يک کتاب ارزشمند و مفيد که مطالعه آن آگاهي ديني شما را افزايش مي دهد، انتخاب کنيد و دسته جمعي ( با حضور همه اعضاي خانواده) شبي ۱۰ دقيقه مطالعه کنيد.اين کار را مدام انجام دهيد به عنوان مثال تا يک سال؛ در اين صورت نتايج آن را در افزايش آگاهي ديني خود و خانواده متوجه خواهيد شد.(نبايد هر کسي به تنهايي کتاب بخواند بلکه همه اعضاي خانواده با هم ۱۰ دقيقه مطالعه کنند.)

ب- ارتباط با يک عالم عامل

ارتباط با يک عالم مي تواند آگاهي ديني ما را افزايش دهد.شرکت در يک جلسه هفتگي مذهبي و يا دعوت از يک عالم براي حضور هفتگي يا حداقل هر ۲۰ روز يک بار در منزل بسيار موثر است.

ح- معاشرت با خانواده هاي آگاه و خوب

يک خانواده خوب و مفيد و آگاه پيدا کنيد و با آن ها رفت و آمد داشته باشيد. به مرور به آگاهي هاي ديني خانواده ها افزوده مي شود.

د- زمينه سازي براي جذب رحمت خداوند

ممکن است برخي بگويند يک کتاب خوب، يک عالم عامل و يک خانواده خوب معرفي کنيد تا ما توصيه ها را به کار بگيريم. بايد دقت داشته باشيد که اگرچه ما تلاش مي کنيم اما اصل کار اين است که خداوند بايد ما را در انجام کار موفق کند. انجام کارهاي خوب در خانه مانند عبادت، دعا و خواندن قرآن باعث مي شود، لطف خداوند شامل حالمان شود و رحمت او را جذب کنيم.از آن طرف گناه در خانه، مانع جذب رحمت خداوند است به عنوان مثال اگر کسي در خانه اش دروغ بگويد يا غيبت کند يا موسيقي حرام بشنود و... اين رحمت خاص خداوند شامل حالشان نمي شود بنابراين تلاش کنيد با رفتارهاي خداپسند، رحمت خدا را جذب کنيد.

- احترام

دومين ويژگي يک زندگي استاندارد احترام است. پس از آگاهي ديني، هيچ چيز به اندازه احترام اهميت ندارد. در حقيقت احترام، زمينه اصلي ايجاد تغيير در ديگران است. اگر به طرف مقابل در همه شرايط احترام گذاشتيد مي توانيد اميدوار باشيد که ضعف هاي او به مرور اصلاح شود ولي اگر به طرف مقابل توهين کرديد، اميد به تغيير او نداشته باشيد.براي آن که بتوانيم در زندگي بيش از گذشته به اعضاي خانواده احترام بگذاريم، بايد هم مصاديق احترام را بيش از پيش بشناسيم و هم نسبت به لغزشگاه هاي آن شناخت بيشتري پيدا کنيم.در ادامه به نمونه هايي از مواردي که ممکن است دچار لغزش  نشويم، اشاره مي کنيم:

۱ - يکديگر را شما خطاب کنيد

يکي از نکات کليدي و مهم اين است که يکديگر را با لفظ «تو» صدا نزنيد. يکي از لغزشگاه هايي که باعث کم رنگ شدن احترام مي شود صميميت است.متاسفانه وقتي با هم صميمي مي شويم به يکديگر کمتر احترام مي گذاريم هر چه قدر با همسرتان صميمي هستيد و سال ها زير يک سقف زندگي مي کنيد اما به هم «تو» نگوييد صميميت در زندگي خوب است اما به شرط آن که به بي احترامي منجر نشود. مي توانيد با هم صميمي باشيد و به هم احترام بگذاريد.اگر همسرتان را با لفظ «شما» صدا مي کنيد ولي او به شما «تو» مي گويد، شما اين روش را ادامه دهيد سرانجام همسرتان متوجه مي شود. ولي حتي اگر هرگز کار اصلاح نشد و او در برابر احترام شما بي احترامي کرد، از احترام گذاشتن به وي منصرف نشويد.

- يادتان باشد هر کس در زندگي امتحان خودش را مي دهد و اگر همسرتان در اين امتحان مردود شد، شما چرا مردود شويد؟

هر کسي را در شرايط سخت و دشوار مي توان شناخت. اگر کسي به من و شما احترام بگذارد و ما هم احترام او را نگه داريم کار مهمي نکرده ايم. همه هنر زندگي به اين است که در مقابل بي احترامي ديگران رعايت احترام را بکنيم و توهين را با توهين پاسخ ندهيم.

۲ - يکديگر را با احترام صدا کنيد

از لفظ «خانم» ، «آقا» و «جان» استفاده کنيد. تفاوتي نمي کند همسر شما يا فرزند يا خواهر و يا برادرتان باشد.

۳ - جلوي ديگران از يکديگر انتقاد نکنيد

اگر مي خواهيد به همسرتان تذکر دهيد و از وي انتقاد کنيد، هرگز در حضور ديگران اين کار را انجام ندهيد.دقت کنيد منظور اين نيست که در مقابل افراد غريبه نباشد بلکه حتي در حضور فرزندتان هم از يکديگر انتقاد نکنيد.

انتقاد در جمع حرمت شکني است. چنان که امام عسکري (ع) مي فرمايند هر کس در جمع به کسي تذکر دهد، او را خوار کرده و اگر در خلوت تذکر دهد، او را زينت بخشيده است.بنابراين يکي از مصاديق احترام آن است که اگر به همسر خود انتقادي داريم اين را نزد فاميل، بستگان، دوستان و اطرافيان و حتي فرزند خود نگوييم و حتي اگر به فرزند خود تذکر مي دهيم، در خلوت و تنهايي با او صحبت کنيم.

۴ - سلام کردن

سلام کردن مصداق احترام است. اگر براي کسي احترام قائليم آيا به او سلام نمي کنيم؟ سلام کردن صرف نظر از اين که مصداق احترام است، نام خداست و باعث نزول برکت مي شود و به گرمي و گوارايي زندگي کمک مي کند.

۵ - فحش ندهيد، توهين نکنيد

يکي از عواملي که باعث بي احترامي مي شود توهين کردن است

پيامبر اکرم(ص) مي فرمايند: هرکس به خانواده اش توهين کند، خوشي را از دست خواهد داد. اين مطلب دو دليل دارد يکي اين که وقتي به خانواده توهين کنيم ممکن است آن ها هم چيزي بگويند و مشاجره اي اتفاق بيفتد و ديگر اين که گوارايي که خداوند در زندگي ما قرار مي دهد، با اين توهين و بي احترامي سلب خواهد شد. يکي از لغزشگاه هاي احترام صميميت و ديگري عصبانيت است. بايد مراقب باشيم هنگام عصبانيت از دايره احترام خارج نشويم.نکته اي که بايد توجه داشته باشيم اين است که در فحش هيچ اثر تربيتي نيست يعني با ناسزاگفتن هيچ کاري اصلاح نخواهد شد.

۶ - کلام کسي را قطع نکنيد

يکي از نشانه هاي ادب و احترام اين است که کلام ديگري را قطع نکنيم.چنان که يکي از صفات برجسته امام رضا(ع) همين بود که نوشته اند حضرت هرگز کلام کسي را قطع نمي کردند.قطع کلام يک نفر يعني اين که حرف هاي شما تکراري است. من مي دانم چه مي خواهي بگويي و حوصله ات را ندارم.

۷ - احترام به متعلقان

يکي ديگر از مصاديق احترام اين است که به متعلقان طرف مقابل احترام بگذاريم. بي احترامي به بستگان و متعلقان فرد، بي احترامي به خود است.مراقب باشيد خطاهاي خانواده همسر، موجب بدرفتاري شما با او نشود، متاسفانه ما گاهي از رفتار مادر، پدر، خواهر، برادر يا فاميل همسرمان ناراحت مي شويم. با همسرمان قهر و دعوا و تندي مي کنيم، در صورتي که او گناهي ندارد چرا بايد به او پرخاش کنيم؟

به بستگان همسرتان ناسزا نگوييد هرچند آن ها خطاي جدي کرده اند. اين بي احترامي، بي احترامي به همسرتان است.

۸ - مشورت خواستن

يکي از مصاديق احترام اين است که شريک خود را مورد مشورت قرار دهيم. موضوع اين نيست که شما الزاما نظر طرف مقابل را عمل کنيد، بلکه در وهله اول اصلا نظرخواستن و مشورت کردن مهم و نشانه احترام است. اگرچه ممکن است بعدها با تامل و انديشه همان نظر را اعمال کنيد و يا نظر ديگري را انجام دهيد، ولي مشورت کنيد و نظر همسرتان را جويا شويد با اين کار نشان داده ايد که او را به عنوان شريک زندگي پذيرفته ايد و نظر او براي شماحائز اهميت است. متاسفانه برخي آقايان در هيچ موردي نظر همسر خود را نمي پرسند، اين يک نوع بي احترامي پنهان است و شما با زبان بي زباني مي گوييد، شما و نظر شما براي من مهم نيست.

مدارا در زندگي

يکي از استانداردهاي زندگي، مداراکردن است؛ به فرموده پيامبر اکرم(ص) اگر خداوند خير خانواده اي را بخواهد به آن ها روحيه نرمي و مدارا مي دهد.هرکس يک تواني دارد و ما بايد باور کنيم که توان جسمي افراد يکي نيست. بعضي ها بسيار پرتوان هستند و برخي توان جسمي کمتري دارند. قرار نيست همسرما مانند همسر ديگري باشد.و يا مثل خواهر و برادرش باشد توان جسمي افراد متفاوت است. بعضي چند ساعت کار مي کنند و همچنان توان کار دارند و برخي زود خسته مي شوند، بعضي به خواب کمتر و بعضي به خواب بيشتر نياز دارند توان روحي افراد باهم متفاوت است بعضي بسيار انتقادپذيرند و بعضي حساس و زودرنج هم چنين درک شرايط مالي همسر در مداراکردن در زندگي بسيار مهم است.هرچه ما درک بيشتري از يکديگر و توان و حساسيت هاي هم داشته باشيم، مدارايي مان بيشتر و انتظاراتمان کمتر مي شود. بيشتر اذيت کردن ها و تحت فشار قراردادن ها در خانواده ناشي از درک نکردن طرف مقابل است.مداراکردن يعني به دل ديگري رفتار کردن، يعني کاري که ديگري دوست دارد انجام دهيم، البته اين مدارا و گذشت تا جايي است که گناه و معصيتي درکار نباشد.اگر در مواردي که گناه و معصيتي در کار نيست، با اطرافيان خود مدارا کنيد و راه بياييد در مواقعي که شما به ناچار به خواسته آن ها پاسخ منفي مي دهيد، با شما کنار مي آيند و قبول مي کنند ولي وقتي شما در همه جا سخت گيري مي کنيد، مقاومت خانواده هم بيشتر و حرف شنوي آن ها کمتر مي شود. در حديث است که مداراکردن با ديگران سبب افزايش عقل و خرد و افزايش ايمان و سلامت دين و دنياي مردم است؛ پيامبر (ص) مي فرمايند: هرکس با خانواده اش با نرمي و مدارا رفتار کند، روزي آن ها وسيع و زندگي شان گشايش خواهد يافت.يکي ديگر از دستاوردهاي مدارا شيريني و گوارايي زندگي است.اميرالمومنين(ع) مي فرمايند: اگر مي خواهي زندگي ات باصفا شود، در هر حال با همسرت مدارا کن. تفاوت زندگي تلخ و شيرين در همين مداراکردن است.

اعتدال در خرج

چهارمين استاندارد يک زندگي خوب و ايده آل اين است که در آن اعتدال و ميانه روي در خرج کردن وجود داشته باشد و فرقي نمي کند که اين خرج کردن هزينه هاي زندگي و معيشت باشد يا انفاق و بخشش.يک زندگي معتدل برنامه دارد. ميانه روي و اقتصاد يک اصل مهم در زندگي است و اعتدال يعني اين که ما در خرج کردن نه دچار اسراف و زياده روي و ولخرجي شويم و نه دچار بخل.روشن است که اين ميانه روي در هزينه ها يک اصل مهم و ضروري است. بسياري از تلخي ها و ناگواري ها ناشي از همين نداشتن ميانه روي است. وقتي خرج کردن براساس احساسات و هيجانات و چشم و هم چشمي باشد و وقتي ضرورت ها و مصلحت ها در نظر گرفته نشود زندگي دچار بحران خواهد شد.خرج کردن در زندگي الگوي خاصي دارد. براي هزينه کردن سه شرط را بايد در نظر گرفت که به اجمال به آن اشاره مي کنيم؛

۱ - مراقب باشيد کاري خلاف تاييد دستورات الهي انجام ندهيد و آنچه مي خواهيد برايش هزينه کنيد، مورد تاييد خداوند باشد.

۲ - صرف هزينه مقدور باشد. ممکن است خريد يک وسيله مورد اشکال نباشد اما مقدور نباشد و توان مالي خانواده اجازه خريد آن را ندهد.متاسفانه بسياري از گرفتاري هاي مالي و خانوادگي از اين جا شروع مي شود که شخصي بدون در نظرگرفتن امکانات مالي براي خريد وسيله اي اقدام مي کند.براي رعايت اعتدال در هزينه کردن بهترين راه اين است که مدتي با يک فرد عاقل، آگاه و متدين نوع خرج کردن خود را در ميان بگذاريد. همچنين بايد توجه داشت که ميانه روي در خرج به بخل نينجامد، چرا که نياز رواني مرد تامين کردن و نياز رواني زن تامين شدن است. به همين دليل زنان مرد با سخاوت و دست و دلباز را بسيار دوست دارند؛ هرچه دست و دلبازي سبب محبوبيت مي شود، بخل و خست باعث کينه و تنفر است. در حديث داريم که همسر و فرزند مرد بخيل آرزوي مرگ او را دارند.

ديدن و اصلاح عيوب

پنجمين استاندارد زندگي ايده آل اين است که افراد در جست و جوي يافتن عيب خود باشند خانواده استاندارد خانواده اي است که تمام توجه فرد معطوف به خودش باشد يعني به عنوان مثال مرد با خود بگويد: من عصبي هستم بايد سعي کنم اين حالت خود را اصلاح کنم وزن نيز با خود مي انديشد که چرا من روحيه نق زدن و ناسپاسي دارم؛ چرا اين قدر متوقع هستم؟ او با مرور رفتار گذشته خود متاسف مي شود و در صدد اصلاح برمي آيد در خانواده استاندارد هريک از فرزندان نيز با خود مي انديشند که چندان که شايسته است حرمت والدين را نگه نمي دارند و با خود تصميم مي گيرند که جبران کنند.اما در خانواده اي که هرکس متوجه عيب ديگري است، مورد لطف و عنايت خداوند نمي باشد. احساس امنيت در خانواده بسيار مهم است اما اگر هميشه نگران اين باشيم که ديگري عيب ما را به اين و آن بگويد، هرگز احساس امنيت نمي کنيم.بنابراين بايد مراقب باشيم که عيب همسرمان را با ديگران درميان نگذاريم. جز در مقام مشورت و دلسوزي با يک فرد امين و دلسوز و آگاه، هرگز نبايد از عيب ديگري صحبتي به ميان آورد.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532