بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

" انتظار عصر حاضر از زن مسلمان "

و نتیجه این که همه قید ها و ارزش ها و حتی سنت های انحرافی یا سنت های انسانی و ارزش های مثبت و منفی درباره زن که مجموعا به نام دین از آن ها حمایت می شد ، در برابر رشد بورژوازی و فرهنگ بورژوازی فروریخت . و ناگهان مسئله آزادی جنسی مطرح شد و در این شعار آزادی جنسی ، چون زن همه محرومیت ها و قید ها ضد انسانی خودش را هم می دید که دارد از بین می رود آنرا به شدت استقبال کرد تا مسئله وارد قلمرو علم شد . و همانطور که در درس تاریخ ادیان گفته ام ، آن چه که علیه مذهب در ندنیای جدید مطرح شد و به نام نظریه علم و بنیش علمی عیله مذهب امروز مطرح شده بینش بورژوازی است و علم بعد از قرون وسطی که در خدمت کلیسا بود ، بر خلاف ادعای امروز آزاد نشد – از قید کلیسا آزاد شد و به قید بورژوازی رشد یافته حاکم امروز در آمد .

...

همانطور که گفتم یکی از بزرگترین سرمایه های بزرگ برای جامعه اسلامی برای اینکه بتواند در برابر دعوت شوم مذهب بدتر از کفر و فرویدیسم { فروید یک یهودی صیهویست بود و فرویدیسم یکی از همون " ایسم " هایی بود که به یکباره به بازار اندیشه سرازیر شد . } این معبد پلید جنسیت به نام علم مقاومت کند ، داشتن یک مذهب ، فرهنگ و نمونه های انسانی است . به خصوص در کشورهای شرقی که همان طور که این فلسفه آزادی فرویدیسمی در غرب نفش تخدیری جوان ها را به نفع قدرت های استعمار انسان بازی می کند  ، در شرق نیز نقش استعماری بازی می کند – برای اغفال ذهن ها از قدرت استعماری جهانی و نا آگاه شدن نسبت به سرنوشت . هم چنین در دنیای سوم مسئله بزرگتری وجود دارد ، به عنوان طرح فرویدیسم و آزادی جنسی از غرب به شرق برای اینکه آزادی انسانی در شرق بمیرد . آزادی می خواهی این آزادی . هم چنین به عنوان این که مزد و پاداش مواد خامی را که از شرق می برند داده باشند ، غرب مدیون شرق است ، باید در ازا الماس ، نفت و کائوچو و امثال این ها که از شرق می برد چیزی بدهد که مدیونش نباشد ، چرا که غرب حسبدان و حسابگر و درست است . به ازا آن آزادی جنسی می دهد . می گوید آزاد هستید و آزادی دیگری هم نمی خواهید . آزادی را که می خواهید بیشتر جوان می خواهد و آن وقت وقتی که آزادی جنسی به او دادی با همان سر می کند ، و وقتی هم که سیر شد از ان به بعد دیگر به قدری زندگی و قسط دست و پاگیرش می شود که اصلا به سر عقل نمی آید که تقاضای این حرف ها را بکند .

برای مقاومت در برابر این دعوت شوم غرب بزرگترین امکاناتی که در اختیار جوانان اسلامی است – علی رغم چیزهای دیگری که ندارند – داشتن نمونه های متعالی است که چهره شان بر پیشانی این قرن باید تصویر بشود تا نسل امروز که نمی خواهد در سنت های پوشالی و ارتجاعی و ضد اسلامی و ضد انسانی قدیمی گرفتار بشود ، و می خواهد نجات پیدا کند و هم نمی خواهد قالب های تحمیلی استحمار فرهنگی و فرنگی غرب را بپذیرد و در برابر مدرنیسم پلید امروز تسلیم بشود ، بتواند با آن سلاح در هجوم غرب بیاستد .

این زن سوم زنی است که می خواهد انتخاب کند . زنی است که نه چهره موروثی را می پذیرد و نه چهره تحمیلی صادراتی و پست ترین و پلید ترین دشمنان انسانیت را ، هر دو را آگاه است و هر دو را هم می داند . آن که به نام سنت تحمیل می شد و در جریان آن به وراثت می رسید آن مربوط به اسلام نیست مربوط به سنت های دوره پدر سالاریست و حتی دوره بردگی . و آن که امروز از غرب می آید نه علم است ، نه بشریت است ، نه آزادی است ، نه انسانیت است ، و نه مبتنی بر حرمت زن است ، مبتنی بر حیله های پست قدرت های پست انحرافی و تخدیر کننده بورژوازی است . می خواهد در این میانه انتخاب کند .

...

اما امروز این سنت و این اصل اسلامی چنان مخلوط شده ، که در ذهن همه به صورت دو کلمه مترادف در آمده است و آن وقت روشنفکر به عنوان حمله به چادر ، به حجاب حمله می کند . و متقابلا متعصبین به عنوان دفاع از حجاب ، متاسفانه از چادر فقط دفاع می کنند و هر شکل دیگری را نفی می کنند و به شدت منکر می شوند . می بینیم در این تصادم چه چیز ها از بین می رود و مجال برای طرح چه حقایقی از دست می رود .

و همین روشنفکر ، دیگر فرصت آن را نمی کند که زینب را ببیند . زینب وقتی که می بیند که نهضت شروع شده – در این نهضت اتفاقی است که رهبری دست امام حسین و برادرش است ، و شرکت زینب به عنوان تعهد در برابر برادر نیست ، به عنوان تعهد در برابر خودش است و در برابر خدا – وقتی که می بیند ، رهبر این نهضت راه افتاد ، و سرنوشتی را برای جهاد در برابر ستمی که بر جامعه مسلط شده انتخاب کرده ، زندگی خودش ، خانواده اش ، و همسرش را رها می کند و همراه نهضت می آید . و می بینیم که پا به پای امام حسین و یارانش گذشته و گذرانده ، پرچم نهضت را او تنها به دوش می کشد . و آن چنان محکم و بی تردید و بی ترس و بی تزلزل و بی مصلحت اندیشی های منحط و بی تقیه حقیقتی را که حسین با خون خودش گفت او تنهای تنها با کلمه گفت . و در هر جا بر سر قدرتی فریاد زد . و در همه سرزمین هایی که رفت یا به صورت اسیر تبعیدی ، این بذر انقلاب را افشاند . ان چنان افشاند که حتی امروز می بینیم کشور هایی که هنوز به عنوان رسمیت تشیع ندارند ولی محبت اهل بیت و عشق به خانواده پیغمبر در آن جا عمیق است . و بعد در دوره ای که همه قدرت ها نابود شده و همه پایگاه هایی که مردان از آن حمایت می کردند همه ور شکست شده و برچیده شد ، و علیرغم قدرت امپراطوری خلافتی شرق و غرب و ایران و روم را به زانو در آورد ، یک زن دنبال این انقلاب را ادامه می دهد ، و بذر اندیشه و مکتب حسین را همه جا می پراکند و همه جا قطره خون کربلا را به عنوان  نمونه می برد و به همه زمان ها نشان می دهد . همه این معجزات مال یک زن است .

وقتی که یک زن در این قرن – زن آگاه و مسئول – چنین نقشی را از خانواده فاطمه می بیند ، می داند که زن روز را در کجا باید جست و چگونه باید ساخت و می فهمد که زن هر روزی را ، در هر قرنی از روی این الگو می شود ساخت .

...

او باید فاطمه را بشناسد . کسی که در دوران کودکی اش یک مجاهد است و در دوران سخت زندان سه ساله مکه و شعب ابوطالب یک صبور بردبار ، و در دوره بعد یک همکار ، و در دوره تنهایی و مرگ مادر و رفتن دو خواهر ، که پیغمبر رهبر این نهضت تنها ماند و غریب و تهی دست این نهضت یعنی علی – که خودش او را به همسری انتخاب می کند و به خانه ای می رود که جز فقر و جز عشق هیچ چیز اسباب این خانه نیست و بعد به عنوان عالی ترین همسر ، عالی ترین روح ، روحی به آن بزرگی که در هستی نمی گنجد همسر و همراه و همپرواز تنهایی های علی و همدم سختی های اوست و همدل همفکر مبارزات تنهایی ها و محرومیت های او بعد هم پرونده حسین است و حسن و زینب .

...

دکتر شریعتی رو خیلی دوست دارم ، یکی از اون کل نگران اثر گذار بوده ...

 

یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نسا المومنین یدنین علیهن من جلبیبهن ذلک ادنی

 ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما

سوره احزاب آیه 59 

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532