-
دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸۹
-
جامعه اسلامي، در حال حاضر عميقاً نيازمند قاعدهمند ساختن ميزان مشارکت زنان در عرصههاي اجتماعي ـ سياسي ميباشد، و زنان مسلمان از يک طرف با رويکردي از جايگاه زن در غرب مواجه هستند که بر مبناي تشابه حقوق زن و مرد بر حضور بيقيد و شرط زنان در تمامي عرصه تأکيد ميورزد؛ و از طرف ديگر با نگرش تفريطي روبرو ميباشد که با تکيه بر برخي تفاوتهاي بيولوژيک بين زن و مرد، تنگ نظرانه و بيمنطق کارکردهاي متفاوتي را براي هر يک تعريف نموده و رسالت اصلي زن را خانه داري، تربيت فرزندان و خوب شوهر داري کردن ميداند و حضور او را در عرصه اجتماعي به اصلاح نميبيند. رويارويي در نگرش افراطي و تفريطي، جامعه اسلامي زنان را در معرض چالش قرار ميدهد، اصولاً زن مسلمان در چه عرصههايي بايد فعال باشد؟ آيا زن در جامعه اسلامي همواره بايد مانند يک زنداني زندگي کند، يا او ميتواند در پرتو آموزههاي ديني و حفظ کرامت زن هم ميدان دار علم، سياست و اقتصاد باشد و هم از حصار مستحکم فرهنگ ديني پاسداري کند؟ واقعاً يک زن چگونه ميتواند حضور کارآمد و متناسب با شأن وجايگاه خود در نظام ديني پيدا کند؟
در اين رابطه، امروزه سه رويکرد عمده در جهان و جامعه اسلامي وجود دارد، رويکرد راديکال، سنتي، و تکامل مدار.
1. رويکرد راديکال
اين رويکرد که با تکيه بر عدم تفاوت بين جنسيت زن و مرد بر يکساني و تشابه حقوق زنان و مردان پاي ميفشارد، خاستگاه غربي دارد، و بازتاب افراطي نگرش سنتي نسبت به زن در جهان غرب ميباشد.
نگرش مزبور که از سده هفدهم ميلادي شکل گرفت، در اکثر اسناد و مدارک بين المللي از جمله منشور سازمان ملل متحد،[1] اعلاميه جهاني حقوق بشر[2] ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي[3]، و به ويژه کنوانسيون، محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان»[4] مورد تأکيد قرار گرفته، و جنبشهاي طرفدار حقوق زن از آن حمايت ميکنند، در کشورهاي اسلامي نيز روشنفکران! و گروههاي راديکال از آن تبليغ ميکنند و خواهان مشارکت مطلق زنان در تمامي عرصههاي اجتماعي هستند.
2. رويکرد سنّتي
رويکرد سنّتي بر مبناي تفاوتهاي بيولوژيک بين زن و مرد بر نوعي تقسيم کار کلاسيک بين زنان و مردان اصرار ميورزند. ريشه تاريخي اين نگرش به ساختار زندگي قبيلهاي در دوران گذشته باز ميگردد؛ زماني که مرد در سطح خانواده و قبيله از اقتدار بلامنازع برخوردار بوده و زن به مثابه موجود ناتوان در استخدام مرد و حمايت او قرار دارد. براساس اين رويکرد حيطه فعاليت زن، خانه است، او حق ندارد وارد عرصه اجتماع و سياست شود. سابقه اين نگرش را در تمامي جامعهها (اسلامي و غيراسلامي) ميتوان ديد. در جهان غرب تا سده هفدهم ميلادي، جريان مردسالاري حاکميت مطلق داشت از آن زمان نگرش راديکالي شکل گرفت که مورد اشاره قرار گرفت. در جهان اسلام نيز به دليل اينکه برخي از آموزههاي شريعت به ظاهر با نظريه منع حضور زن در عرصه اجتماع وافق مينمود، اين نگرش تا حدود زيادي رسوخ کرد، و در بستر زمان به عنوان يک تفکر اسلامي نسبت به زن مورد پذيرش قرار گرفت. و طرفداران آن دلايلي هم بر مدعايشان ارايه کردهاند که در جاي مناسب بايد به آن پرداخته شود.
3. رويکرد تکامل مدار
اين رويکرد بر مبناي تکامل گرائي زنان نگرشهاي پيشين را دچار افراط و تفريط دانسته و با موازين شرع و فرهنگ حاکم بر جامعه اسلامي ناسازگار ميبيند. و باورمند است که سعادت جامعه انساني در پرتو توازن ميان زن و مرد و قرار گرفتن هر يک در جايگاه مناسب خود، تأمين ميگردد، نه در تقابل که سنت گرايان گفتهاند و نه در تشابهي که جهان غرب بر آن تأکيد دارد.
براساس اين رويکرد که بيانگر نگرش اسلام نسبت به زن ميباشد زنان مانند مردان در عرصه اجتماعي پايگاه و موقعيت مناسب دارند، و مسؤوليتهاي اجتماعي متعددي به طور يکسان متوجه زن و مرد ميباشد.[5]
از اين منظر، زن مانند مرد رسالت الهي و انساني دارد، افق انديشه و حساسيت زن نبايد در خانه محصور بماند، بلکه فراتر رود، نگرش اجتماعي و جهاني پيدا کنند، نسبت به سرنوشت اسلام و مسلمانان در برابر بدخواهان از ارزشها و مقام والاي زن مسلمان پاسداري کند.
واقع اين است که هيچ مکتبي به اندازه اسلام نسبت به هويت واقعي زن و تغيير نگرش جاهلي (قديم و جديد) درباره وي و ارائه قوانين کامل، عنايت ندارد.
از نگاه اسلام ناديده گرفتن مجموعه عظيم انساني که در ترقي و انحطاط جامعه نقش دارد، نه با واقعيت عيني بشر سازگار است و نه توجيه عقلاني و شرعي دارد. چنان که رويکرد راديکال غرب را نيز نميپذيرد، چون اصل يکساني و برابري زن و مرد در غرب تجربه شد، و تساوي بين آن دو عملاً پاسخ مطلوب نداد، مهمترين بن بست جهان سرمايهداري غرب بحران هويتي است که زنان دچار آن شدهاند. در نظام سرمايهداري غرب، زن ابراز توسعه اقتصادي و جذب سرمايه ميباشد نه انساني که خواهان کمال و سعادت است.
به گفته ويل دورانت: «زن اروپايي در غفلت تفکر و تمدن جديد به بند کشيده شد که نتوانست درک کند عامل پيشرفتهاي اقتصادي يا سودآوري هرچه بيشتر صاحبان ثروتهاي انبوه گرديده، بدون آنکه در آن سود سهيم باشد».[6]
و اعتراف مونا شاون نويسنده آمريکايي در مقالهاي تحت عنوان «اشتباه فمنيستها» جالب است، او مينويسد: «آزادي زنان براي ما افزايش در آمد سيگار ويژه زنان، حق انتخاب براي تنها زيستن، تشکيل خانواده يک نفره، ايجاد مراکز بحران و تجاوز، اعتبار فردي، عشق آزاد، و بيماريهاي زنان را به ارمغان آورد و لکن در ازاي آن چيزي را به غارت برد که خوشبختي بسياري از زنان درگير آن است و آن وجود همسر و خانواده است».[7]
در يک جمله، زنان در غرب به اميد آزادي، اسارت نو را تجربه ميکنند.
امّا از ديدگاه اسلام که برتکامل گرائي زن تأکيد ميکند، حضور زن در مسايل اجتماعي و سياسي نه تنها منعي ندارد، بلکه نشانه بلوغ و ايمان به شمار ميآيد منتها مشارکت آنان آدابي دارد، به فرموده امام راحل (ره): «امروز خانمها بايد وظايف اجتماعي خودشان را و وظايف ديني خودشان را عمل بکنند و عفت عمومي را حفظ کنند و روي آن عفت عمومي، کارهاي سياسي ـ اجتماعي را انجام دهند».[8]
در جاي ديگر خطاب به زنان ميگويد:
«شما بايد در همه صحنهها و ميدانها آن قدري که اسلام اجازه داده، وارد باشيد... با حفظ عفاف با حفظ شرف».[9]
قرآن کريم صحنههاي با عظمت حضور زنان را در امور سياسي و اجتماعي نقل ميکند از جمله، بيعت زنان با پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در جايگاه رهبر جامعه اسلامي،[10] هجرت زنان با مردان در صدر اسلام.[11] و قرآن بر آن، سيره بزرگ زنان صدر اسلام همانند ام سلمه، حضرت زهراء ـ سلام الله عليها ـ ، زينب ـ سلام الله عليها ـ ، بويژه سخنرانيهاي زينب و کلثوم و فاطمه صغرا[12] در قيام عاشورا، جلوههايي از حضور زن در عرصههاي اجتماعي و سياسي است همين طور زنان پيشتاز در عرصه سياست مانند سوره همداني[13] و نظاير او در تاريخ جاودان ماندهاند».[14]
اين رويکرد که مبتني بر آموزههاي ديني است، در دوران معاصر در ايران اسلامي تجربه شد، و بانگاه مثبت به زن توانست، توانايي زن را در عرصه اجتماع اثبات کند. و مشارکت فعال و گسترده زنان در عرصههاي گوناگون سياسي ـ اجتماعي، اين واقعيت را مبرهن ساخت که مشارکت زنان از طريق الگوسازي ميتواند سرنوشت جامعه را تغيير دهد حضور زنان فهيم، دين مدار و مسئوليت پذير در بدنه نظام اسلامي نمونهاي از تواناييهاي زن مسلمان است.
نتيجه آن که از ديدگاه اسلام زن همانند مرد يک انسان است، ميتواند در تمامي عرصههاي اجتماعي با رعايت آداب ديني که آن هم در راستاي مصونيت اوست نه محدوديت، حضور فعال داشته باشد. در پرتو اين نگرش، با شناخت منزلت تکويني زن و تعريف صحيح از آن بايستگي مشارکت کارآمد زن در توسعه نظام ديني و شکوفايي ارزشهاي اسلامي کاملاً محسوس است، و بايد توسعه و تکامل اجتماعي را براساس توازن بين زن و مرد در نظر گرفت، افراط و تشابه گرائي به همان اندازه زيانبار است که تفريط و تقابل گرائي. به اميد روزي که زن مسلمان بتواند، هم ميدان دار علم، فرهنگ، اقتصاد و سياست باشد و هم از حصار مستحکم فرهنگ و آداب ديني پاسداري نمايد.
------------------------------
[1] . منشور سازمان ملل متحد، ماده يک بند 3.
[2] . اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 2، 21.
[3] . ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، مصوب (16 دسامبر 1966).
[4] . کنوانسيون «محو طليه اشکال تبعيض عليه زنان»، ماده 7.
[5] . توبه (9)/ 67، 68 و 71؛ ممتحنه (60)/ 10؛ احزاب (33)/ 35؛ نساء (4)/ 124؛ ملک (67)/ 23؛ اسراء (17)/ 36؛ آل عمران (3)/ 195؛ نمل (27)/ 58.
[6] . ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زرياب خويي، ص 154.
[7] . تبيان، جايگاه زنان در انديشه امام خميني، ص 72ـ71.
[8] . تبيان، جايگاه زنان در انديشه امام خميني، ص 72ـ71.
[9] . همان، ص 75.
[10] . ممتحنه (60)/ 12.
[11] . همان/ 10.
[12] . سيد بن طاوس، زندگاني ابا عبدالله الحسين، ترجمه سيد محمد صحفي، ص 109ـ106، 124ـ129.
[13] . اعيان الشيعه، ج 7، ص 324.
[14] . عبدالله جوادي آملي، فلسفه حقوق بشر، قم، اسراء، ص 394ـ329






