-
سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹
-
قانون حجاب و عفاف يکي از قوانيني است که در جمهوري اسلامي نه به صورت يک قانون شخصي

که در قالب يک قانون اجتماعي نيازمند توجه، اجرا و نيز ابزارهايي به عنوان ضمانت اجراست. اين موضوع يعني رعايت حجاب در جامعه بيش از آن که در مسير يک قانون و به وسيله ابزارهاي اجبارآور فرصت ابراز پيدا کند، لازم است تا از طرق ديگر نيز دنبال شود. يکي از آن موارد که قبلا از سوي کارشناسان مطرح شده است، پيمودن مسير فرهنگي و فرهنگ سازي در اين زمينه است. اما اين ساخت فرهنگي چگونه بايد تعقيب شود که موفقيت طرح راه گريزي نيابد.اگر از موضوع غيرقانوني بودن استفاده از ماهواره در جمهوري اسلامي ايران بگذريم اين حقيقت تلخ و دنباله دار را نمي توان انکار کرد که بخش اعظم بد حجابي در ايران که طي دوره هاي چندساله رخ داده و اينک محصول رو به رشد آن را شاهديم، ناشي از تبليغات رسانه اي و ماهواره اي غرب بوده است. حجاب غيراسلامي در ايران اما تماما ناشي از پروپاگانداي رسانه اي غرب و تهاجم فرهنگي از خارج به داخل نبوده است. با نگاهي به برخي از برنامه هاي صدا و سيما و سينماي ايران مي توان اين حقيقت زهرآگين را به روشني مشاهده کرد و چشيد که گاهي اوقات غربزدگي از داخل نيز براي تغذيه روح الهي انسان تعارف مي شود.
آن چه طي سال هاي اخير در رسانه هاي غربي به عنوان يک اصل ترويج شده، اصل تمدن و متمدن شدن به شرط بي حجابي و بي عفتي است. فيلم ها و شبکه هاي ماهواره اي اين چنين به مخاطب تلقين مي کنند که اگر مي خواهي متمدن باشي بايد حجاب را کنار بگذاري و فرهنگ برهنگي را علم کني. برهنگي و لاقيدي به شدت پرلذت و پرتمدن نشان داده مي شود و حجاب و دين مداري عامل عقب افتادگي و محدوديت و نشانه احمق بودن، تحجر و امل بودن القا مي شود.
حال بنگريم که اين خط در داخل چگونه دنبال مي شود؟ بسياري از انيميشن هاي کودکانه، فيلم ها، سريال ها، فيلم هاي سينمايي و انواع تئاترها چنان فيلم نامه نويسي و کارگرداني مي شوند که وقتي آن را تماشا مي کني مع الاسف بايد دکتر، مهندس، متخصص، استاد دانشگاه و در يک کلام آن شخص باسواد و متمدن را با لباس هاي عجيب و غريب که نشانه غرب گرايي است، مشاهده کني و در عوض هر چه کارگر، مستخدم، گدا، بدبخت و بي تمدن است را بايد با لباس هاي اسلامي و به قول معروف چادر چارقد کرده ببيني!
اين دردي است که بي شک تاثيرات فزون بر نوع پوشش و عملکرد خارج از خانه افراد در جامعه ايراني مي گذارد. چنان که آن دختر و پسر وقتي به شبکه هاي ماهواره اي رجوع مي کنند نماد تمدن را برهنگي آشکار مي يابند و هنگامي که سيما و سينماي داخل کشور را براي تماشا برمي گزينند، باز هم نماد تمدن را برهنگي البته در ابعاد پنهان، مي نگرند.اين خط داخلي تهاجم فرهنگي در حالي دنبال مي شود که قطعا اگر برخي از فيلم نامه نويسان و طراحان فيلم نامه مثل کاري که از مديري در اينترنت پخش شد و مجريان شبکه هاي ماهواره اي را در زمره احمق ها نشان داد، عمل کنند و نماد بي تمدني را بي حجابي و عنصر اصلي تمدن را حجاب و عفاف نشان دهند، ديگر کمتر کسي در سرزمين اسلامي ايران حاضر مي شود تا بي تمدني و بلاهت را در انظار عمومي به جسم و جان بخرد و خود را به عنوان يک شخص بي تمدن، مسخره عام و خاص کند؛ موضوعي که متاسفانه امروز برعکس آن در حال رخداد است و اگر مسئولان فرهنگي که وظيفه اي سنگين تر از مسئولان قضايي دارند، هشيار نباشند و اين هشدار را نشنيده بگيرند، محصول تمدن غربي يا همان اسلام آمريکايي روز به روز تنومند و قوي تر مي شود و بذرهاي تازه اي را در دل جوانان بيشتري مي نشاند و آبياري مي کند.






