-
سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹
-
خانواده از ابتداي تاريخ تاکنون در بين تمامي جوامع بشري، به عنوان اصلي ترين نهاد اجتماعي؛
زيربناي جوامع و منشأ فرهنگها، تمدنها و تاريخ بشري بوده است، پرداختن به اين بناي مقدس و بنيادين و حمايت و هدايت آن به جايگاه واقعي و متعالي اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انساني و غفلت از آن موجب دورشدن بشر از حيات حقيقي و سقوط و هلاکت بوده است.
اسلام به عنوان مکتبي انسان ساز بيشترين عنايت را به تکريم، تنزيه و تعالي خانواده دارد و اين نهاد مقدس را کانون تربيت و مهد مودت و رحمت مي شمارد و سعادت و شقاوت جامعه انساني را منوط به صلاح و فساد اين بنا مي داند و هدف از تشکيل خانواده را تأمين نيازهاي مادي، عاطفي و معنوي انسان از جمله دستيابي به سکون و آرامش بر مي شمارد. دستيابي به اين اهداف والاي مکتب اسلام و حفظ و حراست دقيق و مستمر از آن، نيازمند توجه جدي به خانواده و پياده کردن قوانين مربوط به آن در اسلام است و ضروري است تمام برنامه ريزيها و سياست گذاريها در تمام سطوح، حق مدارانه و الهام گرفته از نگرش توحيدي و در راستاي تعالي و مصالح خانواده باشد.
اهميت نهاد خانواده
خانواده مؤثرترين عامل انتقال فرهنگ و رکن بنيادي جامعه است که در شرايط مختلف در تأثير و تأثر متقابل با فرهنگ و عوامل اجتماعي است. انسانها در خانواده به هويت و رشد شخصيتي دست مي يابند و در خانواده هاي سالم به تکامل معنوي و اخلاقي نائل مي شوند. لذا خانواده عامل کمال بخشي، آرامش و بالندگي به اعضاي خويش است که در تحولات اساسي جوامع نقش عمده اي ايفا مي کند. خانواده متأثر از عملکرد مذهب، آموزش و حکومت نيز مي باشد و اين تأثر به صورت متقابل باعث ايجاد تغييرات اساسي مي گردد.(باقر ساروخاني، مقدمه اي بر جامعه شناسي خانواده، تهران، سروش، ص 135 ) خانواده، هسته مرکزي اجتماع است و نخستين اجتماعي است که شخص در آن گام مي نهد و آداب زندگي، اصول و رسوم اجتماعي، تعاون و ايثار را فرا مي گيرد. خانواده کانون حفظ سنن و مکارم ديني، اخلاقي و مرکز رشد عواطف احساسات است. خانواده نه تنها مکتب آموزش تعاون و فداکاري است، بلکه کانوني براي حمايت از انسان است. برهمين اساس است که خداوند متعال در آيه 32 سوره نور مي فرمايد: «مردان و زنان بي همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و کنيزان صالح و درستکارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود، آنان را بي نياز مي سازد. خداوند گشايش دهنده و آگاه است».
از آنجا که خانواده واحد بنيادين جامعه و کانون اصلي رشد و تعالي انسان است، قوانين و مقررات و برنامه هاي کشور بايد در جهت آسان نمودن تشکيل خانواده، حمايت و پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانوادگي بر پايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد. به همين دليل، مسؤولان، مديران و برنامه ريزان جامعه اسلامي بايد با تدابيري اساسي براي ازدواجهاي سالم، موفق و اسلامي زمينه سازي کنند و امکانات و ابزارهايي لازم براي تشکيل خانواده را فراهم آورند تا فرمان الهي اجرا شده و جامعه از ناهنجاريهاي اجتماعي نجات يابد.
بنابراين، تسهيل در امر ازدواج به عنوان پيمان الهي و تشويق جوانان به تشکيل خانواده و تبيين تأثير عفاف و صيانت نفس در سلامت فرد و جامعه، توسعه آگاهي هاي زوجين نسبت به تأثير روابط جنسي سالم در تقويت پيوندهاي عاطفي و نشاط روحي و افزايش رضايتمندي از زندگي همراه با افزايش آگاهيهاي زوجين در زمينه احکام زناشويي، تنظيم خانواده، حقوق و تکاليف يکديگر و همچنين تلطيف روابط حقوقي با حسن خلق؛ بايد از اهداف راهبردي مديران در امر ازدواج جوانان و نيز خانواده ها در جهت پرداختن به اين امر مقدس قرار بگيرد.
تربيت و تعالي خانواده
قرآن مي فرمايد: «اي کساني که ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشي که هيزم آن، انسانها و سنگهاست، نگه داريد! آتشي که فرشتگاني بر آن گمارده شده که خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمي کنند و آنچه را که فرمان داده شده است، به طورکامل اجرا مي نمايند». (تحريم/ 6 )
در اين آيه بصراحت بيان شده است که سرپرست خانواده بايد براي نجات خود و خانواده اش همت گمارد.
اعضاي خانواده بويژه والدين، نسبت به حفظ حرمت و صيانت خانواده از آفتها و آسيبها و توانانمودن اعضا در ابعاد شناختي و رفتاري جهت دستيابي به حيات طيبه مسؤول مي باشند. تربيت و عواطف اجتماعي به عنوان مهمترين ويژگيهاي نظام انساني از خانواده نشأت مي گيرد و توجه به تأمين حقوق زن در خانواده به عنوان محور و منشأ تربيت، امري ضروري است.
تأکيد بر مسؤوليت مشترک زن و مرد در تأمين نيازهاي عاطفي، تربيتي خانواده و توجه به نقشِ محوري مرد در تأمين معيشت امري ضروري است. در واقع نقش اساسي پدر خانواده در اينجا مشخص مي شود که بايد در تربيت اعضاي ديگر آن بکوشد و البته يکي از مهمترين مصاديق اين کوشش، کسب حلال است که عامل مؤثري در تربيت پذيري اعضاي خانواده است و موفقيت دنيوي و اُخروي آنان را به دنبال خواهد داشت.
در آيه 21 سوره روم مي خوانيم: «و از نشانه هاي او اين است که همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد. در اين نشانه هايي است براي گروهي که تفکر مي کنند». علامه طباطبايي(ره) در تفسير اين آيه مي فرمايد: «معنايش اين است که براي شما و يا براي اين که به شما نفع برساند، از جنس خودتان زوج آفريد. آري هريک از مرد و زن بدون ديگري ناقص اند و مرد با وجود زن و زن با وجود مرد تکميل مي شود و با مودت و محبتي که خداوند ميان اين دو قرار داده است، زمينه مناسبي براي تربيت فرزندان فراهم مي شود. اين دو عامل است که آنها را وادار مي سازد تا در حفظ و حراست، تغذيه، لباس، منزل و به طورکلي تربيت او بکوشد و به اين ترتيب نسل بشرمنقطع نگردد». (تفسير الميزان/ج /16 ص 230 )
با دقت در تعبير«لتسکنوا اليها» معلوم مي شود که هدف از ازدواج، سکونت و آرامش است؛ بدين معنا که همسران مايه آرامش اند و سکون و آرامش مطرح شده هم از نظر جسمي و روحي و هم از نظر فردي و اجتماعي است. به عبارت روشنتر، خانواده در مرحله نخست بايد پناهگاه مرد و زن در برابر ناملايمات زندگي و نيز توفانهاي اجتماعي باشد و در مرحله بعد مأمن واقعي براي فرزندان آنها قرار گيرد.






