-
دوشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۹
-
ارغوان رضايي، قهرمان ايراني الاصل فرانسه هم براي مدت كوتاهي در "مستند" تبليغاتي احمدي نژاد، نشان داده مي شود. اين قطعه از مستند مربوط به حاشيه اجلاس ايرانيان خارج از كشور در سال 88 است كه طي آن خانم رضايي، دو راكت تنيس خود را كه در مسابقات بين المللي جايزه گرفته است، به رييس جمهور اهدا مي كند و درحالي كه از شدت شوق و هيجان، اشك مي ريزد، با فارسي نسبتا رواني مي گويد: "من خيلي احمدي نژاد را دوست دارم چون به تمام جهان، قدرت ايران را نشان داده و واقعاً من افتخار مي كنم."
البته ارغوان رضايي اين جملات را حتي پس از برگزاري انتخابات و درحالي كه كشورمان مورد ناجوانمردانه ترين حملات سياسي و رسانه اي از سوي كشورهاي غربي و ازجمله فرانسه بود، با شجاعت تمام تكرار كرد. وي در مصاحبه اي در شهريور ماه 88 مي گويد: "آقاي احمدي نژاد در كشورهاي مختلف علي الخصوص، ميان مسلمانان از احترام زيادي برخوردار است و ما هنگامي كه به برخي كشورهايي چون مراكش، مصر، كويت و تركيه رفته ايم، مشاهده كرده ايم كه مردم آن كشورها او را دوست دارند و نگاهشان نسبت به ما تغيير كرده و استقبال بهتري از ما صورت مي پذيرد كه اين يك اتفاق خوب است. شخصاً از اين كه توانستم با ايشان ملاقات داشته باشم و راكتهايم را هديه كنم، خوشحالم."
ارسلان رضايي -پدر خانم رضايي- هم در توضيح اين حركت دخترش مي گويد: "ارغوان اين دو راكت را به ملت ايران داد كه نماينده شان، احمدي نژاد بود. او اين راكتها را به اين خاطر به مردم ايران داد كه بگويد من با اين راكتها مبارزه مي كنم و در ميدانها مي جنگم و الا آقاي احمدي نژاد، كسي هست كه تمام مي شود و مي رود اما اين راكتهاي تنيس براي ملت ايران است."
البته معتمد آريا هم با يك رييس جمهور خيلي عياق بود و او سيد محمد خاتمي –رييس جمهور سابق- بود. نقطه تلاقي اين دو با هم جشن هاي مجله زرد چلچراغ در شب يلدا بود. همان جشني كه خاتمي استارت رفتارهاي سريالي خاص و غيرشرعياش را با بانوان زد. شب يلداي سال 87 بود كه خاتمي در اين جشن خطاب به خانم مجري –يعني معتمدآريا- گفت: "شما هنرمندان، به خصوص، شما خانم معتمدآريا، شخصيتهاي اخلاقي هستيد كه متعلق به يك نسل نيستيد؛ متعلق به ايران هستيد و نه تنها اين نسل بلكه نسلهاي بعدي به شما احترام مي گذارند."
تعبير خاتمي از "اخلاقي" بودن شخص معتمدآريا و "احترام" نسلها به وي در حالي ابراز مي شود كه معتمدآريا در همان زمان اصرار داشت كه در فستيوالهاي مختلف خارجي بدون حجاب اسلامي ظاهر شود. اوج اخلاقمداري(!) معتمدآريا زماني عيان شد كه وي در سال 1384 همزمان با ايام سوگواري امام حسين(ع) در ماه محرم با وضع بسيار زننده اي در جشنواره آلمان ظاهر شد و مشخص كرد كه مقصود خاتمي از اخلاقمداري همان اقدامات غيراخلاقي است كه اتفاقا خود خاتمي هم در اين زمينه دستي بر آتش دارد. البته انصافا خاتمي در اين زمينه هيچ گاه به پاي وزير "فرهنگ و ارشاد اسلامي" محبوب خود يعني مهاجراني نخواهد رسيد.
وضع ظاهري ارغوان رضايي در خارج از كشور مناسبتر از معتمدآريا نبود. البته اين عدم تناسب در مقايسه با حجاب متعارف ايراني و اسلامي مطرح است وگرنه درمقايسه با يك زن تنيسور در قلب اروپا كه از بدو تولد در آن محيط رشد كرده، چه ازنظر وضع ظاهري و چه به خصوص از نظر رعايت مسائل اخلاقي، ارغوان رضايي نمره خوبي مي گيرد. جالب است كه ارغوان بيشتر اوقات سعي مي كند در مسابقات، لباس هاي تيره و پوشيده بپوشد و اتفاقاً به خاطر همين لباس هاي پوشيده بود كه تا مدتها هيچ اسپانسر و حامي مالي براي حمايت اقتصادي و تبليغاتي از وي پا پيش نمي گذاشت.
ارسلان رضايي در اين باره مي گويد: "بارها هم ارغوان و هم من گفته ايم كه قبل از المپيك پكن درخواست داديم كه ارغوان براي ايران در المپيك، بازي كند اما متاسفانه فدراسيون تنيس گفت نمي شود و گفتند ارغوان از زماني كه به ايران مي آيد، بايد حجابش را رعايت كند كه گفتيم اين معلوم است و هيچ صحبت و شكي در آن نداشتيم. پس از اين گفتند كه بايد حجابش را در خارج از كشور هم داشته باشد، حال آن كه WTA اجازه نمي دهند، تنيسوري حتي با يك تي شرت وارد زمين شود و لباس يا بايد يقه دار باشد يا مثل زن هايي كه ركابي مي پوشند و بدنشان را نشان مي دهند، باشد كه ارغوان لباس يقه دار مي پوشد... اصلاً ارغوان طبق قوانين نمي تواند با لباس كاملاً پوشيده و شلواري كه طراحي شده، مسابقه دهد و مثلاً در همين مسابقات مادريد با اين لباس راهش نمي دادند..."
رزومه اخلاقي و احترام انگيز(!)معتمد آريا به همين جا ختم نمي شود. وي چند سال پيش در حاشيه كنفرانسي درباره اوضاع اجتماعي ايران كه توسط بنياد پژوهش هاي ايران در ايالت مريلند آمريكا برگزار شد در مصاحبه با راديوفردا -وابسته به سازمان جاسوسي آمريكا، سيا- در اظهاراتي وقيحانه گفت: "در سال هاي بعد از انقلاب، پيدايش سبك جديدي در فيلمسازي كه با حذف سه عامل سكس، خشونت و شراب همراه بود، عملاً سينماي ايران را از مهمترين وجوه جاذبه در سينما محروم كرد...".
علاقه معتمد آريا به يكي از وجوه جاذبه(!) سينما يعني شراب در حالي است كه ارغوان رضايي 23 ساله متولد سنت اتين فرانسه، چند بار در مصاحبه با رسانه هاي آمريكايي و اروپايي مي گويد: "از اينكه يك ايراني مسلمان هستم به خودم مي بالم. مشروبات الكلي نمي نوشم. گوشت خوك نمي خورم و دروغ نمي گويم..."؛ جالب است كه پدر ارغوان رضايي -كه مربي او نيز مي باشد- به علت اعتقادات مذهبي كه داشته تا به حال حتي يكي از مسابقات دخترش را مقابل تنيسورهاي ديگر تماشا نكرده است. او هميشه با تلفن همراه، از لحظه به لحظه بازي دخترش در زمين با خبر مي شود.
معتمدآريا كه به بركت فرصتها و امكاناتي كه انقلاب و جمهوري اسلامي در اختيار وي قرار داد، به بازيگري، طراز اول در كشور تبديل شد، سال هاست كه اصرار دارد در مصاحبه با رسانه هاي بيگانه عليه كشور و سياستهاي فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي نظام، مطالب ساختارشكنانه اي ابراز كند و نمكدان بشكند و نشان دهد كه "هر كسي لياقت ايراني بودن را ندارد" او در مصاحبه با نشريه ايتاليايي ايل مانيفستو، در پاسخ به اين سؤال كه آيا با سانسور مخالف است، مي گويد: "مسلماً! اما من موفق شدم كه كلك بزنم. من در گيلانه، نقش مادري را بازي مي كنم كه پسرش را بغل مي كند و مي بوسد و لمس مي كند. اما اين كارها طبق قانون، ممنوع است و هيچ برخورد فيزيكي نبايد بين زن و مرد صورت گيرد. اما با اين حال اداره سانسور با آن موافقت كرد و درنهايت نتوانستند با آن مخالفت كنند. اگر هنر سينما را آموخته باشي، صاحب يك جور قدرت مي شوي."
از آن سو، ارغوان رضايي كه چند روز پيش بدون كوچكترين كمكي از سوي ايران به مقام قهرماني تنيس بانوان جهان دست يافت، در موقعيتهاي مختلفي نشان داده كه با وجود آن كه متولد فرانسه است اما خون ايراني در رگهاي او جاري است و به هيچ وجه مشتاق محو شدن در فرهنگ غربي نيست. او بارها گفته كه به مسلمانيت و ايراني بودن خود افتخار مي كند و اصلا "هركسي لياقت ايراني بودن ندارد". او از كودكي گردن آويزي با طرح نقشه ايران را به گردن مي بندد و مي گويد: "در خانه هرگز به زبان فرانسه، صحبت نمي كنم و فقط به زبان مادريام تكلم مي كنم."
ارسلان رضايي در اين باره مي گويد: "ارغوان، هيچوقت خارجي نبوده و من از خانواده هايي نيستم كه بروم خارج و اسم و مليتم را عوض كنم. خيلي از خانواده ها به محض خروج از ايران اولين كاري كه كردند، اسمشان را عوض كردند و دومين كاري كه كردند، به بچه هايشان اصلا اجازه ندادند فارسي حرف بزنند. من يك ايرانيام و بچه هايم هم ايراني هستند و ارغوان براي ايران، بازي مي كند."
فرق ارغوان رضايي با معتمد آريا، گلشيفته فراهاني و ميترا حجار اين است كه عزت، اقتدار و سربلندي ايران، تمام آرزوي ارغوان و خانواده اش است درحالي كه سقف آرزوهاي آن سه نفر ديگر، محو شدن در فرهنگ شرابي و مبتذل هاليوود و كن به قيمت دهن كجي به نظام جمهوري اسلامي ايران و پادويي اربابان سينما است، وگرنه براي ارغوان رضايي كاري نداشت كه قيافه اپوزيسيون نظام را به خود بگيرد و مورد احترام و لطف فرانسوي ها و غربي ها قرار بگيرد و دربدرهاي بالاتريني به جاي اينكه او را هو كنند، هم نوا با بيبيسي و صداي آمريكا برايش هورا بكشند.
پدر ارغوان رضايي در اين باره نيز حرف دارد: "من هنوز پاسپورت ايراني دارم و هيچ وقت تا به حال آمريكا نرفته ام و نخواهم رفت. اينها با انگليسي هاي كثيف، دنيا را زير سلطه خودشان گرفته اند و همه بدبختي مردم از سر انگليسي ها و آمريكايي هاست. فكر مي كنيد من افتخار مي كنم ارغوان براي فرانسه بازي مي كند؟ نه! اين باعث خجالت من است. يك روز آرزو مي كردم در تيم ملي ايران بازي كنم، امروز دخترم بازي مي كند. چگونه بگويم كه دخترم يك ايراني وطن پرست است."
فرق ارغوان با آن سه نفر ديگر اين است كه معتمدآريا و گلشيفته و ميترا با شيفتگي هرچه تمام تر با انجلاي سرزمين مادري خود، جلوي دوربين هاي انواع و اقسام جشنواره ها و فستيوال ها، عريان مي شوند و با كمال ميل حاضرند كه در كنار كارگردانان و بازيگران يهودي و صهيونيست نقش هاي ضداسلامي و حتي ضد ايراني را بازي كنند اما ارغوان رضايي با اينكه مي داند مسابقات ورزشي زنان مسلمان در سطح بسيار پايينتري نسبت به مسابقات معتبر بين المللي برگزار مي شود، مشتاقانه به ايران مي شتابد و حجاب اسلامي را رعايت مي كند و درمقابل رقباي بسيار ضعيف بازي مي كند تا بتواند سهمي هرچند كوچك در اعتلاي نام ايران اسلامي داشته باشد.
هرگز ارغوان رضايي را در جميع جهات به عنوان الگوي دختران ايراني معرفي نمي كنيم، چرا كه همين الان در ايران هستند بانواني كه مي توانند الگوي جهانيان باشند؛ امثال سيده زهرا حسيني و مرضيه دباغ و ... هيچ گاه قابل مقايسه با امثال ارغوان رضايي و هلن سپاهي و مرجان كلهر نيستند اما اينها كساني هستند كه انسانيت در آنها مشتعل است و البته كه يك تار موي آنان را به "ف م آ" و "گ.ف " و "م ه" و حتي "ف ه" نمي دهيم چون "هر كسي لياقت ايراني بودن را ندارد".
راستي معتمدآريا و ارغوان رضايي كانديداهاي اصلح خودشان را خوب شناخته بودند!
مصطفي مير محمدي رجا نيوز






