بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

تروریسم علیه خانواده

تروریسم علیه خانواده، بربریت علیه جامعه، با مسؤولیت غربی

خبرنگار اشپیگل، با اشاره به حکم سنگسار، حکومت جمهوری اسلامی را متهم کرده‌است که علیه تمدن ملتش اعمال بربری صورت می‌دهد، آنطور که گویا تمدن ایران مثل کشورهای قربانی لیبرالیسم، مبتنی بر زنای محصنه است، و اجرای حکم سنگسار، اجرای حکمی علیه ۷۵ میلیون زناکار است.  وزیر محترم، در پاسخ، تنها به جنایات کشور آلمان علیه بشریت افاقه نموده‌ و پاسخ درخوری به نسبت این اتهام ارائه ننموده‌اند. متهم اصلی سنگسار جریانی است که از سوی غرب برای تخریب خانواده و جامعه مجهز شده است. بهتر است این برابری دو وزنه همیشه در گفتگوها لحاظ گردد. سنگسار یک عکس العمل است، نه یک عمل. سنگسار معلول یک جنایت و پاسخی درخور است به بربریت علیه خانواده، بربریتی که امروز سردمدار آن رسانه‌های غربی هستند. و مردم پاکدامن ایران با تمدن ۸۰۰۰ سالۀ ( و نه ۲۵۰۰ ساله) مبتنی بر اصالت و وزانت خانواده‌گی  ، آن‌طور که خبرنگار اشپیگل قصد اتهام‌زنی داشته است، هدف حکم سنگسار نیستند و نبوده‌اند. عامۀ مردم ایران أجل از آن هستند که با زنای محصنه عجین باشند، هر چند در کشورهای متبوع خبرنگار اشپیگل حرام‌زادگی و تجاوز و تعدی به خانواده مرسوم باشد. خبرنگاران و اتباع غربی در چنین صحنه‌هائی باید پاسخگوی حملۀ بربری -بلکه اسکندری- غرب به ساحت خانواده باشند و موضوع “خانواده” به عنوان یک موضوع ریشه‌ای از آنان مؤاخذه گردد و در این شرایط لازم است حکومت و قضاوت ایران به عنوان حاکمیتی متعهد در مقام دفاع برآید.

شبکه‌های ترویج فساد اجتماعی را متوقف کنید

حاکمیت لیبرالیسم بر دروازه‌های رسانه‌ای دنیا منجر به این شده است که اشرار درون این سیستم لانه کنند و ریشه‌ها و اصالت تمدن‌های دیرینه و جامعه جهانی را تهدید نمایند. با ادامۀ این روند عصر مدرنی با متن بردگی اعاده خواهد شد و انسان‌ها صرفا روبوت‌هائی برای خدمت به اربابان قدرت خواهند شد، بدون این‌که بتوانند به علایق و عواطف انسانی خود اعتماد کنند یا اقدام به تشکیل خانواده نمایند. زیرا با شرایطی که غرب پیگیر آن است، دیگر اطمینانی به تشکیل خانواده نخواهد بود و بر خلاف گذشته، خانواده، تکیه‌گاهی برای بشر نخواهد شد. این “تروریسم علیه خانواده” هدفی است که در منابع و متون سیاسی و مصطلحا دینی صهیونیستها از جمله پروتکل‌های دانشوران صهیون بعنوان یکی از چند منبع، در راستای حاکمیت آنان بر جهان، قید شده است.

سوال این است که چرا دهکدۀ جهانی و نظم نوین جهانی مورد نظر منابع غربی، به اشرار اجازه می‌دهد میلیون‌ها خانواده را تهدید کنند؟ و آیا “راز بقا” نزد کسانی نیست که در این جنگل “دفاعی” داشته باشند؟ و استراتژی دفاعی شکل دهند؟ آیا فعالیت جبهۀ واضح  “تروریسم علیه خانواده” دلیل بسیار روشن و کافی برای دفاع نیست؟  مگر کسی که مشمول حکم سنگسار است بسیار متمدن و با اصول انسانی به خانوادۀ دیگری تعدی کرده که پاسخ جامعۀ بر اصول خویشتنداری بنا باشد؟ خوب اگر قرار باشد مرزهای حیا و عفت و غیرت که مبناهای اصیل تمدن ایرانی هستند با وکالت مدافع کلینتون و سارکوزی و «بارزاده» ، نادیده گرفته شوند، پس چه چیز برای تمدن ایران باقی می‌ماند؟

فشار غرب برای توقف حکم سنگسار هیچ تفاوتی با فشار برای توقف غنی سازی اورانیوم ندارد. و هم چنان‌که غرب از حزب‌الله در لبنان می‌خواهد سلاح را کنار بگذارد و در مقابل “اسرائیل” نجنگد تا کشته شود و سرزمینش به یغما رود، از خانواده‌های ایرانی نیز می‌خواهد که در مواجهه با زناکاران و خیانت‌کاران و قاتلان، دست‌بسته باشند و تماشا کنند چگونه خانواده‌ها با وحشی‌گری شهوت کنترل نشده و جنایات مختلف و قتل، دریده می‌شود و شاهد اضمحلال تمدن خود باشند. از سوئی با استبداد لیبرالیستی تلاش می‌شود ماهواره‌های غربی با محتوای خوک‌صفتی به خانواده‌های پاکیزۀ ما تحمیل شود، از سوی دیگر اجازۀ مقابله و اقدام متقابل علیه اثرات این تهاجم را در خاک خود نیز نمی‌یابیم. و این مرگی است که فتنۀ صهیونیسم برای بشر خواسته است. بشری که در تلمود “گوسفندانی” دانسته شده که تنها به احترام و برای استفادۀ صهیونیستها کاربرد دارد. آیا حق دفاع بر ما محفوظ نیست؟

حکم سنگسار، ذاتا متوقف است، حمله به خانواده را متوقف کنید

اتباع سیستم متجاوز غربی، تعداد حکم سنگسار را همواره محاسبه و در عالم تبختر خود مؤاخذه می‌کنند، عمل سنگسار البته عملی خشونت بار است و هیچ جامعه‌ای به ازدیاد این حکم یا مشاهده چنین صحنه‌هائی راضی نیست. اما پیش از سنگسار اتفاق خیلی وخیم‌تری افتاده است که تاسف بار تر از صحنۀ سنگسار است و نباید نسبت به این اتفاق غافل بود. هر چند خبرنگار اشپیگل کمتر خانواده‌ای در کشور خود می‌شناسد که مورد تجاوز و تعدی واقع نشده باشد اما اتباع غربی باید بدانند اینجا در ایران هنوز خانواده پابرجاست و بربریت حاکم نشده است.

در پاسخ این بربریت علیه خانواده، به علت حساسیت شدید موضوع، اسلام نیز یک معادله چینی بسیار خشن، برای اتباع شهوات شیطانی دارد و آن سنگسار است. و اینان باید خیلی روشن بدانند اگر تعرضی روشن و گداخته به ساحت خانواده بکنند، با سخت ترین و خشن ترین مجازات ممکن روبرو خواهند شد، و این معادله، محض حمایت وحفاظت از آرامش انسان‌ها در دامن خانواده است تا جامعه باقی بماند و تمدن حفظ شود. در واقع عامل سنگسار همان کسی است که زنای محصنه می‌کند و مسوولیت به عهدۀ هیچ‌کس دیگری نیست و هرگاه تعداد مهاجمین آشکار به ساحت خانواده به صفر رسید، اجرای سنگسار نیز به صفر خواهد رسید. هم چنان‌که تل‌آویو باید بداند در صورت کوچکترین تعرض به نیروگاه بوشهر، با ویرانی قابل ملاحظه‌ای مواجه خواهد شد و همه تجاوزگری این رژیم را عامل متلاشی شدن تل‌آویو خواهند دانست، یک زناکار مهاجم به خانواده هم باید بداند، در صورت تهاجم به یک خانواده با صحنه‌های بسیار خشنی روبرو خواهد شد و این حق ملت ایران در دفاع از حریم‌های مختلف خود است. جالب این است که خبرنگار منحط و اباحی‌گرای اشپیگل رسما از “مقام” زناکاری دفاع می‌کند گویا از حیثیت و ناموس خود دفاع می‌نماید.

تعداد اجرای این حکم تنها در شرایطی به “صفر” خواهد رسید که دیگر “زنای محصنه” صورت نپذیرد. “زنای محصنه” مثل انفجار بمب اتم در یک خانواده و جرمی غیر قابل گذشت است. این را اشخاص پرورش یافته در دامان خانواده به درستی متوجهند اما در جامعه‌ای مثل اروپا که از ۳۰ تا ۹۰ درصد تولدها حاصل روابط نامشروع است، بدیهی است این گزاره‌ها بی‌معنا بوده و نیاز به توضیحی از جای‌گاه تمدن ایران دارد. حکم سنگسار یک باج‌خواهی مقدس از کسانی است که نمی‌خواهند حریم و تقدس خانواده ها و آرامش انسان را درک کنند، و به گفتمان اسلامی، این یک حکم تعزیری است تا اخطاری به اشرار باشد. حکمی که عمق جنایت یک فرد علیه خانواده را نشان می‌دهد. حکم سنگسار فریاد مظلومیت یک خانواده از دست رفته، و یک زندگی نابود شده است. اصولا از نگاه اسلامی و ایرانی،”مدنیت” در گروهی‌ از انسان‌ها که در میان آنان، اشرار درنده “زنا” آن هم از نوع “محصنه” را حقوق بشری خود بدانند، بی‌معناست و بدیهی است حکم سنگسار همیشه متوقف است مگر بربریت زناکاران، اصالت تمدن را مورد تهاجم و مخاطره قرار دهد. در این شرایط شیپور جنگ نواخته می‌شود و خیلی از معادلات به هم می‌ریزد. بدیهی است برای دفاع از حیثیت و اصالت خانواده و ساختارهای اجتماعی کلیۀ گزینه‌ها روی میز است تا حیثیت تمدن اعاده شود. زیرا حملۀ جنسی به یک خانواده در منظر تمدن فاخر اسلامی ایرانی ما، شاخص‌ترین و واضح‌ترین نوع بربریت است و لازم است پاسخی درخور داشته باشد. و اگر تهاجمی در کار نباشد چه نیازی است به پاسخ؟

این “تروریسم علیه خانواده” کلیدواژه‌ای است در جنگ نرم، که باید به مردم دنیا شناسانده شود تا علت عمل حدود الهی در این قالب به مردم دنیا شرح داده شود.

پای حدود الهی، با اقتدار بایستیم

مسلمان را شایسته نیست در مصاف با نمایندۀ جریان شر، در پاسخ به چرائی اجرای حکم الهی، در موضع انفعال قرار گیرد. هنگامی که یک خبرنگار از یک جامعۀ آفت زده با ضریب حیرت آور جمعیت حرام‌زاده و بدون تعلق به خانواده ، سوال می‌کند چرا اصولا حکم سنگسار اجرا می‌شود، پیش از تعیین تکلیف و ارائه راهکار نسبت به وضعیت وخیم اجتماعی در اروپا، چندان لازم نیست در مورد ندرت اجرای حکم سنگسار و کم و زیادش توضیحی داده شود.

سنگسار در درجه اول بخش دوم یک قانون و معادلۀ الهی است. که پارامترهای اول آن را ما جای‌گذاری نکرده‌ایم، بلکه آن زناکار محصن و محصنه دست به اجرای فرمول زده است. حدود الهی را باید با افتخار پذیرفت و به آن تن داد و این را به پرسش‌گر متذکر شد که حریم و احترام دین مورد قبول یک ملت و بیشتر از آن، حرمت فرمان آفریدگار را نگاه دارد هر چند گفتمان وی سعی در تحمیل سکولاریزم داشته باشد، موضع‌گیری توحیدی بر ما واجب است.

مادامی که سنگسار در متن قانون و شرع باشد، بر وزیر جمهوری اسلامی ایران شایسته نیست بر قلت حکم سنگسار تاکید کند یا از تعداد اجرای ان بهراسد. قرار دادن آمار رسمی کشورهای قربانی لیبرالیسم از جمله کشورهای اروپائی، که امنیت خانواده در آن معنای خود را از دست داده و پاکدامنی و عطوفت خانوادگی و آرامش بشری در آن معنا نیافته است، می‌تواند پاسخی خوب به چنین سوالی باشد. ذکر آمار سرسام آور جنایت، حرام‌زادگی و طلاق و تجاوز به عنف در غرب و مقدار تاسف بار ازدواج و تشکیل خانواده و مقایسه آن با آمار کشورهای مسلمان، ایران را با تمام چهرۀ اعدام و سنگسارش در موقعیت کاملا مسلط و برتر قرار می‌دهد.

پای حاکمیت ملی، با اقتدار بایستیم

حکم سنگسار امروزه در ایران یک قانون است، قانونی برآمده از یک ساختار دین‌سالار مردمی، هر کس و ناکسی حق تعرض به حاکمیت ملی ایران را ندارد. خبرنگاران غربی همواره سعی می‌کنند حاکمیت ملی در ایران را نادیده بگیرند و در سوالات مردم حکومت را جدای از مردم قرار دهند که این توهین بزرگی به ملت ایران پس از رشادت‌های فراوانش در دفاع از این حکومت محسوب می‌شود. مسوولین این حکومت پیش از هر چیز نه در جای‌گاه دفاع از این حکومت، بلکه به عنوان یک عضو این امت مسلمان موظفند از این حیثیت و دسترنج مردمی که به ارادۀ مردم ساخت و داوم یافته دفاع کنند. پس از آن اگر خواستند از کرسی خود دفاع کنند، بلامانع است. در این موضع مقایسه حمایت ائتلاف‌های غربی از استبدادی ترین حکومت‌های منطقه مثل مصر و اردن و عربستان، قابل ذکر است.

بر پرسشگران و خبرنگاران خارجی لازم است که به این حاکمیت مردمی ملتزم گردند و در صورت عدم قبول آن در جریان مباحثه به واسطه ذکر خصایص مردمی ساختار و دسترنج فعلی ملت ایران، محکوم گردند. این که خبرنگاری بتواند بین این سیستم به راحتی شکافی بیافکند و صرفا حاکمیت سیاسی را متخلف معرفی کند، تذکری حکیمانه طلب می‌کند که “او در حال مواجهه با یک تمدن و یک خاستگاه مردمی است” و نه صرفا یک کرسی و مسوول سیاسی.

ضمنا در پرسش و پاسخ‌ها با خبرنگاران متبوع لیبرالیسم یا سایر مکاتب الحادی، این موضوع باید گوشزد شود که تمدن ایران اسلامی در عصر حاضر خود را ملزم به پاسخگوئی به خاستگاههای لیبرالیستی و یا الحادی در غرب نمی‌‌بیند، بلکه این مصاحبه و توضیحات صرفا برای راهنمائی آنان و رها شدن از بند عصری عمیقا جاهلی است که آنان گرفتارند نه آن‌که ما محکومینی از پیش حکم داده شده باشیم که با لحنی تحقیرآمیز مورد عتاب قرار گیریم و لازم است از تن دادن به این موضع مظلومیت پرهیز گردد. “لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا”.

کاپیتولاسیون، هم‌چنان خواهان دارد

نکتۀ قابل توجه در رفتار غرب علیه جوامع اسلامی و ایرانی این است که غرب صهیونیستی غیرت فوق‌العاده‌ای در دفاع از اتباع ایدئولوژیک خود به کار گرفته است. پس از دفاع تمام قامت غرب از خبرنگاران جاسوس و شورشی‌ها، دفاع تمام قد غرب از زناکاران و فاحشه‌ها و قاتل‌ها و نامه‌نگاری‌ها و جریان‌سازی‌های مختلف از سطوح پائین و بالای اروپا و آمریکا از آرتیست سینمائی گرفته تا وزیر امورخارجه و رئیس جمهور، بیانگر اصرار رژیم استبداد بین‌المللی  غرب بر تحمیل “کاپیتولاسیون” و عبور از خواسته‌ها و حریم ملت‌هاست. اینجا دیگر یک زناکار جانی از حکومت منتخب ایرانی ارجمندتر است تا با وی نامه‌نگاری شود و پشتیبانی تمام و کمال به وی اعلام شود. در واقع حتی اگر ملت‌ها قوانینی برای صیانت از خود تمهید جویند، غرب به دنبال لغو قوانین محلی و حاکمیت خود بر تمام نقاط دنیاست. این پدیده محض حفظ استقلال، غیرت متقابل و سرکشی و حفاظت بسیار فعال می‌طلبد و اجرای مصرانه و معقول احکام و قوانین ملی، با اصرار مشخص و خروج از انفعال در مقابل تهاجم، شکست واضحی برای غرب در تحمیل کاپیتولاسیون به ملل مسلمان خواهد بود.

فعالیت بیشتر، خروج از انفعال

متاسفانه در مورد سنگسار جمهوری اسلامی معمولا در حالت انفعال قرار داشته و از پاسخ‌های روشن‌گر و ابلاغ مأموریت صحیح خود به پرسشگران، عاجز مانده است به حدی که این مساله عمیقا برای نسل جدید مبهم و شاید بهانه‌ای برای گریز از سنت‌های صحیح باشد. بدیهی است ایجاد جریان‌های خبری و اجتماعی و تاسیس و توسعه رسانه‌  و تبیین فلسفۀ حرکت اجتماعی اسلام می‌تواند در پاسخ به چرائی رفتار ایران مؤثر باشد. در مراجعه‌ای ساده به آمار وضعیت اجتماعی کشورها و ارائۀ محتوا و تیزر و پرزنتیشن تلویزیونی به جامعۀ ایرانی و مسلمان می‌توان بخوبی مسیری که غرب در تخریب بنیان‌های خانوادگی پیش‌رفته را به جوانان نشان داد. متاسفانه تبلیغات غربی و هوچی‌گری‌های رسانه‌های بدخواه داخلی تلاش می‌کند مطالب را معکوس و وارونه جلوه دهد و هنگامی که از آمار غربی سخن گفته می‌شود بسیاری از افراد، از آمار ایران سوال می‌کنند در صورتی که جامعۀ ایرانی علیرغم وجود مشکلات و آفت‌ها صدها و بلکه هزاران مرتبه پاکیزه‌تر از وضعیت بسیار آلوده جوامع غربی است و لازم است این مقایسه صورت پذیرد.

مادامی که دفاعی صورت نپذیرد تهاجم رفع نخواهد شد و دشمنان جامعه و خاک و خانواده، گام به گام پیش خواهند آمد و لازم است جریان‌های تبلیغاتی مستحکمی برای دفاع از حدود الهی ضمن محاسبه و تدبیر رقم زده شود. تولید محتوا و توزیع مبتنی بر رسانه‌های مختلف کتاب، رمان، فیلم، سریال با محوریت موضوع حجم تخریب‌گر جرم زنای محصنه، از حداقل وظایفی است که همۀ ما به اهتمام بدان ملزمیم.

مردم دنیا با ما هستند

خانواده، و رابطۀ پاک همسری، علاقه‌ای است فطری در بشر. و آن‌که بی‌خانواده است همواره در غربت فطری خود رنج می‌برد. با جستجوئی ساده بر روی اینترنت، و مرور شبکه‌های اجتماعی بازماندگان تجاوز و تعدی و خیانت از کودکان معصوم و دختران و پسران خانواده تا نوجوانان و جوانان و بزرگسالان و زن و مرد، می‌توان به روشنی یافت که سطح جهان مملو از قربانیانی است که در جریان جنگ بربری صهیونیست‌ها و اتباع آنان علیه اصالت خانواده، خرد و مضمحل شده‌اند و زندگی خود را از دست رفته دیده‌اند. در واقع تعداد قربانیان جنگ علیه خانواده و قربانیان تجاوز به عنف و زنای محصنه و این قبیل جنایات صدها هزار برابر مجرمین و محکومین به سنگسار است. “الفتنة أشد من القتل”، جبهه‌های جنگ علیه خانواده، نسل‌هائی را به فنا داده اند. اسلام در ایران، می‌تواند و بایست به نام قداست خانواده، در مقام وکیل مدافع این قربانیان در سراسر جهان ظاهر شود، و کافی است صدائی از گوشه‌ای از دنیا به آشکارا به پا خیزد و خواستار حقوق از دست رفته میلیون‌ها قربانی “جنگ علیه خانواده” بشود. جریان یافتن کلید‌واژه‌های مرتبط با سنگسار، مجال و فرصت درخشانی برای ثبت این پاتک است. تاثیر مهلک این پاتک، بر فروریختن ساختار تزویرگر غربی و پیروزی نهائی خیر بر شر بسیار واضح است و شاید درواقع این حملۀ حقوق بشری غرب به اصالت خانواده، موهبتی الهی است که فرصت آن نباید از دست برود.

منبع: روز نوشت

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532