-
شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۹
-

یکی از وظایفی که در اسلام بر عهده زنان نهاده شده است مسئله پوشش او در نزد نامحرمان است ، این مسئله که یکی از مسلمات دین اسلام است باعث شده بعضی از روشن فکران از راه نقد بر اسلام برایند .
حجاب و اصل آزادى
ايرادی كه بر حجاب وارد شده اين است كه موجب سلب حق آزادى كه يك حق طبيعى بشرى است مىگردد و نوعى توهين به حيثيت انسانى زن به شمار مىرود.
مىگويند احترام به حيثيت و شرف انسانى يكى از مواد اعلاميه حقوق بشر است.
هر انسانى شريف و آزاد است، مرد باشد يا زن، سفيد باشد يا سياه، تابع هر كشور يا مذهبى باشد. مجبور ساختن زن به اينكه حجاب داشته باشد بىاعتنايى به حق آزادى او و اهانت به حيثيت انسانى اوست .
پاسخ:
يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق است بين زندانى كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اينكه وقتى مىخواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد.
پاسخ: يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق است بين زندانى كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اينكه وقتى مىخواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد.
حجاب در اسلام يك وظيفهاى است برعهده زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد بايد كيفيت خاصى را در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزى است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعى او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود.
اگر رعايت پارهاى مصالح اجتماعى، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصى را اتخاذ كنند و طورى راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقى را از بين نبرند چنين مطلبى را «زندانى كردن» يا «بردگى» نمىتوان ناميد و آن را منافى حيثيت انسانى و اصل «آزادى» فرد نمىتوان دانست.
در كشورهاى متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديتهايى براى مرد وجود دارد. اگر مردى برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتى با پيژامه بيرون آيد، پليس ممانعت كرده به عنوان اينكه اين عمل برخلاف حيثيت اجتماع است او را جلب مىكند. هنگامى كه مصالح اخلاقى و اجتماعى، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصى را رعايت كنند مثلًا با لباس كامل بيرون بيايند، چنين چيزى نه بردگى نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادى و حيثيت انسانى است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار مىرود.
برعكس، پوشيده بودن زن- در همان حدودى كه اسلام تعيين كرده است- موجب كرامت و احترام بيشتر اوست، زيرا او را از تعرض افراد جِلف و فاقد اخلاق مصون مىدارد.
شرافت زن اقتضا مىكند كه هنگامى كه از خانه بيرون مىرود متين و سنگين و باوقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدى كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد، عملًا مرد را به سوى خود دعوت نكند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنىدار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آنكه گاهى اوقات ژستها سخن مىگويند، راه رفتن انسان سخن مىگويد، طرز حرف زدنش يك حرف ديگرى مىزند.
برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به :
مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى ج19 ص 447 حجاب و اصل آزادى ..... ص : 446 / مسئله حجاب بخش چهارم






