-
پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
-
شخصیت؛ مجموعه افكار، عواطف، عادت ها و اخلاقیات یك انسان است كه به تمایز وی از دیگران می انجامد به عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگی های جسمی، روانی و رفتاری كه هر انسان را از انسان های دیگر متمایز می سازد، شخصیت نام دارد بر این اساس، هر كس شخصیتی دارد كه خود را با آن معرفی می كند. و دیگران نیز او را به همان ویژگی ها می شناسند. در، «روان شناسی كمال» انسان رشد یافته كه انسان خواستارِ تحققِ خود (actualizing person The Self) معرفی می گردد، این گونه توصیف شده است: انسانی كه نیازهای سطوح پایین (نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده، در صدد استفاده از توانایی ها و قابلیت های خود است و به دنبال به فعلیّت رساندن خویشتن و تحقق خویش است اریك فروم انسان رشد یافته را انسان بارور (Productive person) معرفی می كند و در تعریف او می گوید: وی انسانی است كه نیازهای روانی اش را از راه های بارور و زایا و خلاق ارضا می كند به عقیده اریك فروم مؤثرترین عامل در رشد شخصیت انسان برآوردن معقول نیازهای روانی است كه حیوانات پست این نوع نیازها را ندارند. انسان سالم نیازهای روانی نه نیازهای جسمانی مانند گرسنگی، تشنگی، جنسی و... خود را از راه های خلاّق ارضا می كند و اشخاص ناسالم از راه های نامعقولاكنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیش تر فراهم می گردد یا با عدم رعایت آن؟ انسانی كه پیوسته نگران زیبایی خود است و بیش تر در جهت معرفی پیكر خود می كوشد، بهتر می تواند قابلیت های خود را بشناسد و به فعلیت برساند یا آن كه سر در باغ اندیشه دارد؟ آیا توجّه به نیازهای جسمانی و سطحی به انسان امكان رشد می دهد یا توجّه به نیازهای عالی و مخصوص انسان ها؟ آیا غرق شدن در خود نمایی و جلب توجّه دیگران مسیر منتهی به یافتن خویشتن است؟ انسانی كه زندگی اش تحت فرمان و اراده اش نیست، در حس هویّت یابی خود (of Identity A Sense) دچار شكست شده است تا چه رسد به آن كه هویّتش را به كمال رساند. زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگی اش تأثیر می گذارد و چنان زندگی می كند كه دیگران می پسندند، نه آنگونه كه خود می پسندد.
بی حجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است. این امر كه عقده حقارت (inferority complex) انسان را می نمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود می سازد؛ در حالی كه زن مانند مرد یك انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تكامل یابد. كسی كه با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر می برد، در حقیقت می خواهد با تكیه بر جذابیت های ظاهری خویش و نه اصالت ها و ارزش های متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام می دارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و كارآیی اش. چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازه داری شبیه است كه پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دكور خود به سر می برد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگ تر را نمی یابد.






