-
پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۹
-
بطور نمونه به دو تعريف زيبا كه در آثار غربيها برخورد كرديم، اكتفا مينماييم:
مونتسکيو: حجب و حيا خجلتي است که شخص از نقص و عدم کمال خود دارد.
ويل دورانت: شرمرويي نوعي عقب نشيني مدبرانه است که از ترس و پاکي ميزايد و با لطف و زرنگي گسترش مييابد
در بين نوشتهها و گفتارهاي مختلف در مورد حيا بعضاً تعاريفي ذکر شده است که براي توصيف حيا، اشاره به برخي از آنها خالي از لطف نيست:
ـ حيا شرمي است برخاسته از ادراک خوبيها و بديهاي اختياري.
ـ حيا نيرويي است مهارکننده و نظم دهنده که رفتارهاي رواني و فيزيکي انسان را بر اساس «شرع» و «عرف» تنظيم ميکند.
ـ خويشتنداري ارادي فرد در انجام اعمالي که خلاف قاعده و شأن شرعي و عرفي است.
ـ ويژگي شخصيتي است که باعث ميشود فرد نسبت به وقوع کاري که آن را زشت ميداند، نوعي احساس بازدارنده يا ناراحتکننده داشته باشد.
ـ قدرتي است که انسان را از کارهاي خلاف باز ميدارد و اگر انسان گناهي انجام دهد، موجب شرمندگي او ميشود






