بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

روز مبادا جايگزين مصرف‌گرايي

حتما شما هم وقتي وارد فروشگاه مي‌شويد و از کنار قفسه‌ها عبور مي‌کنيد، مي‌بينيد که مثلا فرزندي به مادرش مي‌گويد: «اين را هم بخر»، و مادر در حالي که اصرار در فهماندن اين مطلب دارد که اين کالا به درد تو نمي‌خورد، مجبور مي‌شود آن را براي فرزندش تهيه کند، يا بانواني که براي خريد يک کالا از خانه بيرون مي‌روند و با دستي پر از کالاهاي رنگارنگ به خانه برمي گردند و در جواب اينکه «تو که همين چند وقت پيش اين کالا را خريدي» مي‌گويند، «بودنش در خانه ضرر ندارد!» مواجه شديد. واقعاً علت مصرف گرا شدن برخي خانواده‌ها چيست؟ چرا وقتي چشمشان به کالايي که مانند آن را دارند مي‌افتد، دست و پايشان مي‌لرزد و دل به دريا زده و آن را خريداري مي‌کنند؟

دکتر «علي اصغر اصغرنژاد»، روانشناس و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران، درباره مصرف گرايي برخي خانواده‌هاي ايراني مي‌‌گويد: برخي افراد از اينکه کالاهاي مختلفي را بخرند احساس خوبي پيدا مي‌کنند و لذت مي‌برند. در واقع خريد‌کردن براي اين گونه افراد يک نوع کسب لذت به شمار مي‌آيد. از سوي ديگر، نوعي برون ريزي و تخليه رواني است که سبب احساس ارزشمندي و رضايت در فرد مي‌شود. اين طور افراد وقتي براي خريد به بازار مراجعه مي‌کنند، با مشاهده رفتار فروشنده که به اصطلاح آنها را تحويل مي‌گيرد و به آنها احترام مي‌گذارد، احساس خوشايندي پيدا مي‌کنند و همين موضوع باعث افزايش ميل آنان به خريد مي‌شود، حتي اگر به کالاي مورد نظر نيازي هم نداشته باشند.


وي در ادامه سخنانش و با تأکيد بر حس خوشايند ناشي از خريد در برخي افراد، اظهار کرد: اين طور افراد متوجه اين نکته نيستند که اگر فروشنده با آنان محترمانه برخورد مي‌کند، به قصد فروش کالايي که دارد اين کار را مي‌کند. آنها تصور مي‌کنند که چون فرد دوست داشتني هستند، فروشنده با آنان اين طور برخورد مي‌کند.

ايجاد نياز کاذب در افراد، يکي از مشکلاتي است که توسط تبليغات و سرمايه‌داري ايجاد مي‌شود. اين سيستم افراد مختلفي را که در نقاط متفاوت زندگي مي‌کنند، متقاعد مي‌کند که نسبت به خريد آنچه نياز ندارند هم اقدام کنند. براي مثال افرادي را که در قطب شمال هستند به خريد دستگاه‌هاي خنک‌کننده و افرادي که در استوا زندگي مي‌کنند را به خريد دستگاه‌هاي گرم‌کننده تشويق و تحريک مي‌کند. اين گونه رفتارها نتيجه سيستم تبليغات است که با ايجاد نياز کاذب، افراد را دچار مصرف‌زدگي مي‌کند.

قديمي‌ها، روز «مبادا» را جايگزين مصرف‌گرايي مي‌کردند

اين روانشناس به اينکه چنين نيازهاي کاذبي در نسل‌هاي پيشين کمتر ديده مي‌شد، ادامه داد: گذشتگان ما کمتر به سراغ خريد و تهيه کالاهايي که نياز نداشتند مي‌رفتند، زيرا سيستم تبليغات و رسانه‌هايي که اکنون در کشورهاي مختلف مشوق خريد کالاهاي مدرن هستند، در آن دوره و براي متقاعد کردن آنان وجود نداشته است. از طرفي، نسل پيشين بيشتر به نيازهاي اساسي و اولويت‌هاي زندگي اهميت مي‌دادند و نيازهايي که در مرتبه‌هاي پس از اين نيازها قرار مي‌گرفتند چندان اهميتي براي آنان نداشتند. اين حس نيز از نگراني آنها براي روز «مبادا» ناشي مي‌شد و‌ترس از اينکه مبادا روزي پيش آيد که نيازمند تهيه کالايي باشند و نتوانند آن را تهيه کنند. از اين رو در خريد مايحتاج خود نيز محافظه کارانه برخورد مي‌کردند.


به گفته دکتر اصغرنژاد، علاوه بر سيستم سرمايه‌داري و تغييراتي که در افکار و رفتار افراد براي خريد کالاها ايجاد مي‌کند، چشم و همچشمي افراد نسبت به يکديگر، نيز عامل ديگري است که مي‌تواند اين حس را در افراد تقويت کند. بسياري از افراد حس برتر بودن را در داشتن آخرين فناوري‌هاي روز که به بازار مي‌آيد مي‌بينند و سعي مي‌کنند آن کالا را تهيه کنند تا به وسيله داشتن آن، شخصيت خود را بزرگ نشان دهند و به چشم بيايند. اين حس وقتي بروز پيدا مي‌کند که انسان به دليل ويژگي‌هاي شخصيتي و ارزش‌هايي که خودش کسب کرده است، نتواند خود را به ديگران بنماياند و از اين رو سعي کند با داشتن و مصرف کالاهايي که شاخص زندگي مدرن است يا مردمي که در سطح بالاي جامعه زندگي مي‌کنند، احساس ارزشمندي کند. در واقع انگيزه‌هاي دروني افراد سبب مي‌شود که آنان بخواهند خودشان را در سايه کالاهاي شيک و مدرن که به اصطلاح مد روز است معرفي کنند

مصرف گرايي حد و مرز ندارد

اين کارشناس در ادامه از مضرات تأثير چنين گرايش‌هايي روي زندگي افراد ياد کرد و گفت: وقتي فرد دچار عطش کاذب مي‌شود، ديگر به سادگي احساس رضايت نمي‌کند و همين احساس سبب مي‌شود که در سيکل معيوب و دور باطل گرفتار شود؛ به اين معني که تلاش مي‌کند با خريد هر چه بيشتر کالاهاي مدرن، احساس رضايت را در خود بالا ببرد، غافل از اينکه چنين سيکلي حد و مرز ندارد و هر روز کالاي مدرن ديگري وارد بازار مي‌شود و مانند اين است که چنين فردي به دور خود مي‌گردد. دکتر اصغرنژاد، اين ويژگي را مختص زنان يا کودکان ندانست و افزود: ممکن است چنين رفتاري در مردان هم ديده شود. مانند پدري که تلاش مي‌کند براي همسر و فرزندش هر چه بيشتر هزينه کند. تصور چنين شخصي اين است که با فراهم کردن امکانات بهتر، شاخص شخصيتي خانواده‌اش و خود وي بالا مي‌رود يا مي‌تواند جايگزين نيازهاي عاطفي که از طرف او ارضا نمي‌شود، باشد. به اين معني که بخواهد با ارائه کالا به اعضاي خانواده‌اش، کاستي‌هاي حضوري و رفتاري خود در قبال آنان را جبران کند.


اين فرد درصدد بيان اين است که پدري لايق و دست و دلباز است که همه نيازهاي خانواده‌اش را تأمين کرده است و تصور کند که چون مايحتاج خانواده‌اش را بيش از حد نياز برآورده مي‌کند، انسان ارزشمند و با کفايتي است.

قدرت مانور زنان در خريد کالاهاي غيرضروري بيشتر است

وي همچنين به تفاوت ديد زنان و مردان در تنوع خريد کالاهاي غيرضروري‌اشاره کرد و گفت: تنوع مدل‌هاي لباس براي زنان بيش از مردان است و شايد يکي از دلايلي که بانوان در خريد اين کالا هزينه بيشتري صرف مي‌کنند همين موضوع باشد، زيرا رنگ و مدل‌هاي لباس براي آنان متنوع‌تر است در حالي که اين ويژگي براي مردان کمتر وجود دارد و آنها از محدوديت بيشتري در اين حوزه برخوردارند. از اين رو زنان قدرت مانور بيشتري دارند و در اين موارد دستشان بازتر است و شايد بتوان گفت آن جذابيت‌هاي ظاهري که براي بانوان مهمتر است تا مورد توجه بيشتري قرار گيرند، سبب توجه بيشتر آنان به لباس‌هاي متنوع و رنگارنگ و خريد اين کالا حتي در صورت عدم نياز مي‌شود، زيرا خواسته آنان را تأمين مي‌کند.

دکتر اصغرنژاد درباره اين ويژگي توضيح داد: لباس بخشي از انگيزه زنان است که پاسخگوي خواسته آنان درباره مورد توجه قرار گرفتن است. اين ويژگي ناشي از خود کم بيني نيست، بلکه تفاوتي است که ميان دو جنس مذکر و مونث وجود دارد. همان طور که مردان به خاطر جذابيت‌هاي شخصيتي، مثل محکم يا قابل اعتماد بودن مورد توجه زنان قرار مي‌گيرند. از اين رو چنين انگيزه‌اي مصرف‌گرايي کاذب را افزايش مي‌دهد.

به باور اين روانشناس، فرزندان نيز بسته به اينکه تحت تأثير کدام يک از والدين قرار گيرند، در معرض مصرف گرايي قرار مي‌گيرند. اين موضوع بستگي به اين دارد که فرزند توسط کدام يک از والدين و با چه نظام ارزشي و شيوه تفکري‌تربيت ‌شود. هر چه نقش مادر برجسته‌تر و حضور پدر کمرنگ‌تر باشد، فرزندان هم بنا به رفتاري که آنها در پيش گرفته‌اند تحت تأثير قرار مي‌گيرند. در واقع با مشاهده رفتار والدين کودکان متأثر مي‌شوند.

مصرف گرايي در زنان شاغل کمتر است

وي اظهار کرد: يکي از اصلي‌ترين عوامل ناسازگاري خانواده‌ها و طلاق که در بين آنها پيش مي‌آيد در اثر همين مشکل است، زيرا بخشي از رضايت زناشويي، مديريت مالي خانواده است و وقتي مشکلي در مديريت مالي خانواده به وجود آيد، بحث ميان زن و شوهر افزايش پيدا مي‌کند. نامشخص بودن انتظارات يا عدم پذيرش طرف مقابل از ديگر عواملي است که سبب طلاق مي‌شود. وقتي منبع درآمد همسر محدود است و از سوي زن اين موضوع پذيرفته شده نيست مشکلاتي را به دنبال خود دارد، زيرا زن قادر به تأمين خواسته‌هاي خود نيست و بايد از بسياري کالاها چشم بپوشد و همين موضوع بر کشمکش مي‌افزايد. در اين وضعيت مديريت درآمد که محدود است، خود مشکل ديگري است.
دکتر اصغرنژاد تأکيد کرد: در چنين مواردي همسران بايد در محيطي آرام و بدون استرس و بر اساس منطق با هم به مذاکره بنشينند و ديدگاه‌هاي خود را براي طرف مقابل مشخص و بيان کنند. مردها معمولا آينده نگرتر هستند و زنان بيشتر در زمان حال زندگي مي‌کنند. اين اختلاف نظر در برنامه ريزي نيز ايجاد مشکل مي‌کند، زيرا اولويت بندي زوجين با هم متفاوت است. در هر صورت مذاکره اولين و آخرين اقدام است. زن و شوهر بايد خود را جاي يکديگر بگذارند تا بتوانند موقعيت همسرشان را درک کنند. در اين ميان زناني که شاغل هستند و خود به کسب درآمد مي‌پردازند، محتاطانه‌تر عمل مي‌کنند زيرا درک درستي از زحمتي که براي کسب درآمد کشيده مي‌شود دارند و مي‌دانند که بايد هزينه‌شان را به درستي صرف کنند. اينگونه زنان مسائل مالي را اقتصادي‌تر و منطقي‌تر مديريت مي‌کنند.

تبیان زنجان

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532