-
پنجشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۵
-
خیلی وقت ها وسط عروسی ها و مهمانی ها و خیلی محافل زنانه ، با خودم فکر می کردم چطوری میشه که یک خانم تمام مدت مواظب لبخند و آرایش و لباسش باشه ؟

چطوری میشه که بعد از شام همه سمت دستشویی ها می دوند تا دوباره تجدید آرایش کنند و سر و صورت خودشون و در آینه ببینند و چرا من همیشه از همه عقب ترم و چرا من فقط به دیدن اقوام فکر می کنم . دیده بودم در اغلب عروسی ها ، برخی ظاهرا محترمانه می نشینند و مدام عکس می گیرند و برای هم ارسال می کنند و اغلب عکس های من در مهمانی ها یک قیافه بدون زیبایی، ولی پر هیجان است .
دختران فامیل و دوستانم را می دیدم که حتی در مراسم های مذهبی ، دنبال بهتر بودن و به چشم آمدن هستند. بعضی ، از ماه ها قبل دنبال مدل مو و مدل آرایشند و من....
گاهی به آدم ، احساس عقب افتادگی دست می دهد ، گاهی فکر می کنی نکنه همه این جماعت راست می گویند و من شبیه باقی مردم نیستم ولی جدای آراسته بودن ، همیشه مواظب رفتار و حرفهات بودن خیلی هم کار آسونی نیست .
نوجوان که بودم ، گاهی وقتها فکر می کردم زیبا شدن اشتباهه یا برایم معنی نداشت ولی حالا می دیدم که این زیبا شدن اجباری از مرز زن بودن هم گذشته و به مردهای جوان هم سرایت کرده است . حتی مردها هم در جمع های مختلف به جای هم اندیشی و بحث های مردانه و اقتصادی فکر کردن ، از مارک لباس و تخفیف های نوروزی و به رخ کشیدن حرف می زنند.
دیگر خبری از کدبانویی یک خانم نبود. حتی از مردانی که برای زندگی آجر را از دیوار بیرون می کشیدند .... جای آنها را افرادی آینه به دست و خودبین گرفته بودند .
دیگر خبری از کدبانویی یک خانم نبود. حتی از مردانی که برای زندگی آجر را از دیوار بیرون می کشیدند .... جای آنها را افرادی آینه به دست و خودبین گرفته بودند
عجیب بود .... نمی فهمیدم که چرا باید در این جمع ناآشنا جایی برای خود باز کنم با اینکه راحت باشم . راحت به معنی از دست ندادن اعتماد به نفسم . اینکه به جای تجدید آرایش آخر شب به فکر لبخندی باشم که هنگام خداحافظی به اقوامم هدیه خواهم کرد . اینکه از بودن در جمع لذت ببرم نه از عکس های بی روح آتلیه ای که دست به دست می چرخید و ارسال می شد و زیر هرکدام چیزهای متفاوتی نوشته می شد.
یکی می نوشت : من و فلانی در عروسی ، یهویی
یکی می نوشت : من و خانواده در یک شب شاد
دیگری زیر عکسش می نوشت : بدون شرح
و کسی واقعا از ته دل در عکس ها خوشحال نبود و بیشتر مدت زمان عروسی را به دیدن دنیای اطراف از پشت دوربین گذرانده بود. بی اغراق ، من هم گاهی هم رنگ جماعت می شوم ولی ترجیح می دادم به جای دهها روز فکر کردن به اینکه چی بپوشم به این فکر کنم که چقدر راحت ترم اگر لباسی بدون تجملات بپوشم و در عین سادگی ، زیبا باشم .
به اینکه می توانم قدری آسوده بنشینم و از ته دل بخندم و زشت و سبک نباشم . به اینکه با اولین آهنگ، شادی کنم و نگران حرف های خاله زنک های فامیل نباشم . به اینکه می توانم بی مهابا به بداخلاق ترین فرد جمع نزدیک شوم و دوستش داشته باشم .
زیبا شدن به هر قیمتی حتی به قیمت از دست دادن شادی در یک جمع ، خوب نبود ولی آراسته بودن و تمیز بودن و مهربان بودن مهم بود. این را این سال های اخیر از دوستی یاد گرفته بودم . اینکه به جای ادکلن زدن در خیابان های شلوغ شهر ، هنگام بودن در کنار نزدیکانم عطر بزنم . اینکه خودم باشم و از بودن حقیقی خودم لذت ببرم .
دوستم معتقد بود که نظافت و آراستگی و هماهنگ پوشیدن ، بهترین روش برای زیبایی است و می دیدم که چقدر درست می گفت .
چرا باید تمام مدت نگران باشیم که اگر بخندیم صورتمان چروک میشه و جای خطوطش روی صورتمان می ماند . چرا وقتی می تونیم یه دل سیر غذا بخوریم باید نگران کلاس اون جمع باشیم . میشه مودب بود ولی نگران حرف مردم نبود . میشه غصه نخورد و راحت از جمع لذت برد. میشه باهم باشیم و مدام یواشکی، صورتمان را در اینه داخل کیفمان نگاه نکنیم .
بهتره برای آراسته بودن در یک مهمانی به جای لوازم آرایش آن چنانی ، یک مسواک خوب بخریم . میشود به جای لباس گران، با کمترین هزینه داشته هایمان را باهم ست کنیم و دوباره از آنها استفاده کنیم . می شود برای همیشه ی همیشه لبخند به لب داشت و نگران قضاوت مردم نبود. میشه به جای اینکه در مهمانی ها از قیمت مارک و لباس هم بپرسیم ، از سواد و دانش هم یاد بگیریم . میشه به جای پرسیدن از تعداد بچه و محل زندگی و اینکه چرا دو تا نداری ؟ چرا ازدواج نکردی و غیره ؛ کنار هم بودن را با شادی ، یادبگیریم و بگذاریم دیگران از دست و زبان ما آسوده باشند. بیایید زیبایی را در دانش و مهربانی و شعور آدم ها ببینیم .
نگران آینه نباشیم ...... اراسته بودن و تمیز بودن و با اخلاق بودن هیچ ربطی به این آینه های لعنتی ندارد که خود را در قالب هاب آنچنانی پنهان کنیم و برای خودمان خط قرمز بکشیم .
بی واسطه بخندیم و بی واسطه مهربانی کنیم، بی آن که بدانیم دیگران ما را چگونه خواهند دید و چگونه قضاوت خواهند کرد و چرا ؟






