-
پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۹۴
-
طلاق این روزها آسان است.به راحتی یک آب خوردن.دیگر در بسیاری از دادگاه های خانواده خبری از اشک و آه زنان و فریادهای مردان نیست.دیگر جوانان از واژه طلاق وحشتی ندارند و خیلی راحت در مقابل بزرگتر ها از طلاق سخن می گویند.

دادگاه های خانواده نیز این روزها شاهد حضور زوج های جوانی است که با آرامش کنار هم نشسته اند و حتی دست در دست هم به دادگاه می آیند تا برای طلاق توافقی اقدام کنند. بهانه های طلاق هم اما به همان اندازه ساده است.از خرخر کردن همسر در خواب و بوی بد دهان گرفته تا بهانه های فلسفی مانند نداشتن تفاهم و عدم درک متقابل که وقتی قاضی می پرسد در چه تفاهم ندارید، هیچ کدام از زن و مرد جواب درست و درمانی برایش ندارند.
شاید بتوان گفت طلاق توافقی نیز می رود تا به پزی برای روشنفکری و آزاد اندیشی تبدیل شود و این در حالی است که این امر تنها نشان از سست بودن پایه های زندگی مشترکی است که بدون فکر و با عشق های طوفانی و زودگذر آغاز شده است چرا که از قدیم الایام گفته اند تب تند زود سرد می شود.
کار به جایی رسیده است که حالا رئیس اداره مددکاری معاونت فرهنگی قوه قضائیه با اشاره به اینکه طلاق توافقی بدون مراجعه به مشاوره دیگر امکان ثبت ندارد، اعلام کرده: «در سال ۹۵ مشاوران واقعی بعد از برگزاری آزمون در دادگاه های خانواده مستقر می شوند»، تا شاید به این طریق جلوی طلاق های توافقی که مثل آب خوردن صورت می گیرند، سدی گذاشته شود.
پایبندی به اصول دینی و اجتماعی و تبعیت از آن می تواند ضامن بقا و رشد و بالندگی در جامعه شود. به راحتی این موضوع را می توان پذیرفت که حرکت بر خط معنویت و مدار اخلاق چه میزان می تواند موثر باشد و فاصله گرفتن از آن می تواند تبعات جبران ناپذیری را برای آن جامعه فراهم نماید.
طی آخرین گزارش های رسیده، دنیای رسانه و تبلیغات و ارتباطات در جامعه کنونی در کنار مزایا و محاسنی که دارد، شرایط را برای تحت الشعاع قرار گرفتن مهمترین دستور دینی و عرفی در جامعه به نام ازدواج فراهم کرده و از طرفی موقعیت را برای ترویج و آسان تر کردن شرایط جدایی و طلاق فراهم تر نموده است.
شاید موضوعی به اهمیت ازدواج و پایدار نگه داشتن آن در قرآن و روایات به این حد سفارش نشده باشد. چرا که ضامن حفظ عفت و پاکدامنی در هر جامعه ای جز این نیست و بر همین اساس ضامن بقا و حفظ نسل نیز همین موضوع می باشد.
جریان مدرن شدن می تواند موجب طلاق شود و در سبک زندگی تغییراتی ایجاد کند. تغییر سبک زندگی، تفاوت های فرهنگی، تفاوت در طبقه اجتماعی، شغل و تحصیل می تواند زمینه خشونت های خانوادگی را فراهم کند و آمار طلاق را افزایش دهد
با نگاهی اجمالی و رجوع به دفاتر اسناد کشور با آماری روبرو می شویم که زنگ خطری را به صدا در می آورد. منحنی رشد بی رویه طلاق و کاهش ازدواج شرایط را برای یک بحران فرهنگی جدی در جامعه فراهم می کند. این آمار زمانی بیشتر از گذشته ذهن ها را به خود معطوف می کند که آمارها حکایت از یک طلاق در ازای 4 ازدواج پیدا می کند که این آمار در بالای شهر و جنوب شهر هم تفاوت های فاحشی دارد.
به گفته مدیر کل آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور : در شمال و جنوب شهر تهران نیز وضعیت آمار طلاق با یکدیگر متفاوت است به گونه ای که نسبت طلاق به ازای هر 100 ازدواج در شمیرانات 57 و ری 23 درصد است. طبق آمارها از سال 90 شاهد روند کاهشی ازدواج در کشور هستیم به گونه ای که بیشترین ازدواج در سال90، 891 هزار مورد بوده و آخرین آمار نشان از ثبت 724 هزار ازدواج در سال 93 دارد.
وی در ادامه با اشاره به وضعیت سن ازدواج در کشور، گفت: سن ازدواج نیز دچار تحولاتی شده به گونه ای که میانگین سن ازدواج در کشور برای آقایان 28 و برای خانم ها 23.5 است و روند افزایشی دارد. این آمار در کلانشهرها نیز تفاوت قابل توجهی دارد؛ بر این اساس میانگین سن ازدواج برای آقایان 31 و برای خانم ها 27 سال است که از میانگین کشوری بسیار بالاتر است.
مدیر کل آمار و اطلاعات سازمان ثبت احوال کشور تصریح کرد: همچنین در کرج نیز میانگین سن ازدواج برای آقایان 30 و برای خانم ها 26 سال است در کلانشهر شیراز نیز میانگین سن ازدواج به همین صورت است. این در حالی است که وضعیت سن ازدواج در نقاط شمالی، مرکزی و جنوبی کلانشهری مانند تهران نیز با یکدیگر متفاوت است.
وی گفت: در شمیرانات که به عنوان نمادی از شمال شهر تهران است، میانگین سن ازدواج برای آقایان 32 و برای خانم ها 30 سال، در مرکز شهر نیز آقایان 31 و خانم ها 27 سال و در شهرستان ری آقایان 28 سال و خانم ها 24 سال است که می توان گفت دلیل بالا رفتن سن ازدواج تنها مسائل اقتصادی نیست و عوامل دیگری در آن اثرگذار است.
ما طلاق شما رابی دردسر می گیریم!
یکی از بسترهایی که به تازگی با تبلیغات، مخاطبین زیادی را به سمت خود جلب کرده است طلاق توافقی است. موضوعی که در تبلیغات روزنامه ها و سایت ها با عناوینی چون: "طلاق بدون حضور زوجین"، "طلاق توافقی در کوتاهترین زمان تا ده شب"، "طلاق بدید حق الوکاله را اقساط پرداخت کنید" و .... به چشم می خورد. ظاهرا در این تبلیغات مهمترین موضوع در خانواده دریافت پول به هر قیمتی می باشد. حتی اگر به قیمت از دست دادن مهمترین نهاد اجتماعی باشد. وکلایی که با این تبلیغات و تسریع در رساندن زوجین به پای میز طلاق اعداد و ارقامی تا 5 میلیون تومان دریافت می کنند. به ادبیاتی ساده تر هر چه طلاق زودتر و آسانتر، دریافتی بالاتر و این آغازی بر یک فاجعه است که شاید از دید مسئولین و نهادهای ذیربط مغفول مانده باشد.
اصلاح ذات البین بر اساس آموزه های دینی از اولویتهای هر جامعه ای می باشد. به همین دلیل قبل از ایجاد ساده ترین مشکلات حتی در حد محلی و نزاعهای مختصر، افرادی سعی می کنند با میانجیگری شرایط را برای برقراری صلح و آرامش فراهم کنند. سلامت روانی در جامعه ای که نزاعها و فاصله ها و در معنای خانوادگی آن طلاقهای کمتری داشته باشد قطعا بیشتر خواهد بود.
با این اوصاف اتفاقی که از دید چنین سودجویانی انجام می شود شاید فراتر از یک خیانت باشد. خانواده های بسیاری در جامعه وجود دارند که با مشاوره هایی مقدماتی و ساده و وساطت ریش سفیدان شرایط را برای ادامه زندگی فراهم می بینند و در این بین وجود چنین تبلیغاتی تشویقی است برای هرچه زودتر تمام شدن و بستن پرونده ای به نام زندگی مشترک.
جریان مدرن شدن می تواند موجب طلاق شود و در سبک زندگی تغییراتی ایجاد کند. تغییر سبک زندگی، تفاوت های فرهنگی، تفاوت در طبقه اجتماعی، شغل و تحصیل می تواند زمینه خشونت های خانوادگی را فراهم کند و آمار طلاق را افزایش دهد. این که در برخی استان ها میزان طلاق کمتر است به دلیل تشابهات فرهنگی آن هاست. شیوه زندگی آن ها تا حد زیادی به هم شبیه است و طلاق کمتر رخ می دهد. در حالی که در شهرهای بزرگ که تمایز و تفاوت ها بیشتر است، طلاق هم بیشتر انجام می شود.
سیدامیر حسین قاضی زاده هاشمی سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیز توسعه زندگی شهری را عاملی برای افزایش آمار طلاق در برخی شهرهای بزرگ می داند و می گوید: وقتی توسعه زندگی اتفاق می افتد و زندگی صنعتی تر و شهری تر می شود، روابط اجتماعی ضعیف تر و شناخت ها کمتر خواهد بود و از این رو میزان طلاق هم بیشتر می شود. وی ادامه می دهد: از سوی دیگر مطالعات نشان می دهد افزایش مدرک تحصیلی و داشتن درآمد و اقتصاد بالاتر، زمینه طلاق بیشتری را فراهم خواهد کرد. ضمن آن که هرچه افراد عواطف کمتری داشته باشند تحمل شان برای اداره زندگی مشترک ضعیف تر می شود و بیشتر به فکر طلاق می افتند.
آموزش حرف اول را می زند!
نکته قابل تأمل این است که آسیب پذیرترین نهاد در جامعه خانواده است و اگر نهاد خانواده سالم باشد تمام جامعه سالم خواهد بود. به نظر می رسد بیش از آن که بخواهیم طلاق را معضل بدانیم، باید ازدواج را بحران توصیف کنیم. اگر ازدواج اندیشیده شده باشد و با مطالعه انجام شود طلاقی رخ نخواهد داد
یکی از کارهایی که ما نیز مانند جوامع دیگر به آن نیاز داریم، این است که در دوره های مختلف آموزشی از مدرسه تا دوره های دیگر به نسل های جوان و کودکان انتخاب را بیاموزیم. با توجه به جهانی شدن رسانه ها و گسترش ماهواره ها و از آن جا که در طول زندگی اجتماعی یاد نگرفته ایم انتخاب کنیم، پیام هایی را دریافت می کنیم که در ذهن مان می نشیند و رفتار ما را شکل می دهد.
فرزندان باید یاد بگیرند موضوعات مختلف چقدر با اعتقادات و فرهنگ جامعه هماهنگ است و در این مورد قدرت گزینش داشته باشند. ما باید کودکان مان را انتخابگر صحیح بار بیاوریم تا در دوره های بزرگسالی، در زمینه مسائل مختلف از جمله موضوع های خانوادگی دچار مشکل نشوند. مجموعه هایی مانند شهرداری و انجمن های خیریه نیز باید بیشتر در شهرهای بزرگ فعال باشند و در هر محله ای دفتر مددکاری وجود داشته باشد. ما باید وضعیت فعلی شهر نشینی ایران را بپذیریم. اگرچه نمی توانیم این وضعیت را تغییر دهیم اما می توانیم عوامل بازدارنده و اصلاح گر را به وجود بیاوریم تا شرایط را ترمیم کند. در مورد مهاجرت در ایران اگرچه همه در یک کشور زندگی می کنیم ولی سبک زندگی در تهران با سبک زندگی در زابل و زاهدان و شهر کرد متفاوت است. در تهران به سادگی می توانید از جنوب شهر به بالای شهر بروید و شاهد اختلاف شدید طبقاتی و فرهنگی باشید. در حالی که در زابل و زاهدان، شهر کرد، ایلام و اسلام آباد سبک زندگی و فرهنگ آن ها به هم نزدیک است و همین عامل می تواند به اشتراکات فرهنگی و دوام زندگی خانوادگی کمک کند.
ما باید ارزش های دینی و الهی را در جامعه و زندگی رشد دهیم و فرزندان مان را هم بر مبنای همین ارزش ها تربیت کنیم. آن هم در شرایطی که فرهنگ رقابت و خودخواهی در کشور ما گسترش یافته است.
به هر صورت نکته قابل تأمل این است که آسیب پذیرترین نهاد در جامعه خانواده است و اگر نهاد خانواده سالم باشد تمام جامعه سالم خواهد بود. به نظر می رسد بیش از آن که بخواهیم طلاق را معضل بدانیم، باید ازدواج را بحران توصیف کنیم. اگر ازدواج اندیشیده شده باشد و با مطالعه انجام شود طلاقی رخ نخواهد داد. به ویژه آن جا که تنوع فرهنگی و انبوه جمعیت، اولین و مهم ترین عامل جدایی هاست.
منابع : قطره/ تسنیم/ دانشجو/ خراسان نیوز/ ویستا/تبیان






