-
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
-
در صفحات تاريخ ايران رويدادهاي فراواني وجود دارد که رد پاي مردم مقاوم اين سرزمين به خوبي و روشني در آن پيداست. تاريخ معاصر ايران نيز آکنده از اين مقاومت ها و شجاعت هايي است که گاه به قيمت از دست دادن جان و فدا کردن خون انسان هاي بسياري به دست آمده است. در دوره پهلوي اول، يعني زمان حاکميت رضاشاه بر ايران، سياست تحميل کلاه شاپو(فرنگي) به مردان وکشف حجاب از زنان که با زور چماق و رفتارهاي تهاجمي همراه بود، جراحت بزرگي بر ذهن و روح ملت ايران به جاي گذاشت. از سويي ديگر، مقاومت هاي پراکنده شهرهاي ايران در برابر اين سياست هاي تحکم آميز رژيم در نطفه خفه مي شد. اما هشتاد سال پيش و در همين ايام، آيت ا... حاج حسين قمي، براي اعتراض به سياست هاي رژيم و وضعيت فرهنگي کشور از مشهد به تهران سفر کرد، اما در بدو ورود در محل سکونتش در باغ سراج الملک شاه عبدالعظيم، حصر خانگي شد. وقتي خبر به مشهد رسيد، شهر ملتهب شد و پس از رفت وآمدهاي فراوان به خانه علما براي آزادي آيت ا... قمي نامه اي به دربار نوشته شد و 150 نفر از علما و بزرگان مشهد آن را امضا کردند. اما به محض رسيدن نامه به تهران آن 150 نفر نيز دستگير و روانه زندان شدند و رفتارهاي مسالمت آميز مردم با خشونت رژيم به بن بست خورد. تا اين که سرانجام در 21 تير 1314 خورشيدي، مردم مقاوم و مذهبي مشهد، در اعتراض به سياست هاي رژيم و نيز حصر آيت ا... و حبس علما و بزرگان شهر در مسجدگوهرشاد تحصن کردند، تحصني که با اقدام ضربتي رژيم و دستور مستقيم و تلگراف شاه، به کشتاري خونين تبديل شد. کشتاري که پس از اين همه سال، هنوز زخمش بر پيکره مسجد گوهرشاد باقي است. اين پرونده، يادي مي کند از خاطرات دردناک مردمي که در آن دوره زيسته اند و نيز يادآوري کوچکي است از شهداي مسجد گوهرشاد که پس از اين همه سال هنوز در گمنامي به سر مي برند.






